پست اول.
گزارشگر ذغال پوستی جلوی دوربین می آید و با صدایی رسا شروع به گزارش می کند:
_ به ورزشگاه عرق جبین خوش اومدین. درحال حاضر اینجا ورزشگاهی رو داریم که به علت فاصله کمش با خورشید در دمای خیلی قابل توجهی به سر میبره. اگه از زاویه خورشید نگاه کنیم یک ورزشگاه معمولی در افریقا را مشاهده می کنیم که پر از تماشاگران و هواداران ذغال پوستی و افریقایی هست. هنوز مدتی برای شروع مسابقه باقی مونده و هواداران درحال جر دادن صدای خود برای شعار دادن هستن و هر دو تیم در رختکن هایشان درحال بحث بر سر تاکتیک یا همچین چرتو پرتایی اند.
اگر نزدیک رختکن تیم اراذل و اوباش گریفیندور شویم ، در ابتدا نماد آن ها که یک شیر قمه بدست و بدنی با زخم های عمیق هست رو مشاهده می کنیم.
وقتی داخل رختکن را مشاهده می کنیم اراذل و اوباش به معنای واقعی را میبنیم.
اول از همه چند دستگاه کولر های گازی مِید این جیبوتی رو مشاهده می کنیم که با وجود آنها دمای هوا تغییری نکرده و پاندایی که بخاطر گرما کوله ای پر از یخ رو به پشتش بسته و کلاهی با پنکه کوچک بر سر دارد. سراغ وی میرویم تا چند کلمه ای مصاحبه کرده باشیم.
_ اقای پاندا...
_پشتم سرده... جلوم گرمه... پشتم سرده... جلوم گرمهه.
دوستان مثل اینکه ایشون فعلا قابلیت مصاحبه رو ندارن.بعد آستریکس خون آشام به چشم میاد که به دلیل حساس بودن بدن وی به نور خورشید وی به یک چادری کاملا سیاه ، یک عینک برای چشم ها و دو عدد کرم ضد آفتاب برای پوشوندن دماغ وی از نور خورشید تجهیز شده است و به همراه کاپیتان ، ادوارد و آرتور تاکتیک مسابقه رو تایین می کنند.
_ آستریکس جان شما حرفی، سخنی، حدیثی، کلومی ...؟
_ فقط خون در بهشت! ، فقط خونمک، گرمهههههه
_نداریم از این چیزا... تو افریقا حرومه داداچ. خب از تاکتیکتون میگین؟
آستریکس به تخته سیاه نیمه شکسته اشاره می کند که نیمه سالم آن هم توسط قیچی های ادوار خط انداخته شدن می کند.
_ ما اینجا از ترکیب هفت.شش.دو + یک استفاده کردیم. که بنظرمان بسی موثر و ترفندی خواهد بود.
_ دلیل استفاده از همچین ترکیبی رو میتونین برامون بگین؟
_ بله. اگه ضرب شن به عدد مقدسی میرسن.
-خب از محاصبه بگذریم میرسیم به عمو قناد که با یک بلوز صورتی رنگ و شلوار پارچه ای همیشگی درحال امضا دادن به هوادارن است و جمله: حاالاا ییهههههههه امضای دیگه حاالاا ییییهههههههه امضای دیگه... را تکرار می کند.
خب ناپلئون هم که درحال تیز کردن شمشیر و برق انداختن چکمه هاش توسط یک ذغال پوست است و غر زنان به عمو قناد نگاه می کند. بهتره که نزدیکش نشیم.
حالا به دو مدافع میرسیم که درحال گفت و گو با کاپیتان هستند. ادوارد دست قیچی که بخاطر بالا بودن حرارت هوا قیچی هاش سرخ و آتشی شدند و همزمان با حرف های استرجس روی تخته سیاه تاکتیک را پیاده می کند. البته آرتور ویزلی رو نباید از یاد برد. پدر معروف و دلسوزی که با یک پیراهن آبی گل گلی ، یک شلوارک تابستانی و یک عینک خوشگل آفتابی با جوراب هایی تا زانو که در حال خاراندن سر خود است. مگه پیک نیکه؟!
استرجس هم که با گوی فلزی سیاهی که به پاش زنجیر شده و همراه لباس آزکابانش طوری که سیبیل های چند سالشو با انگشتاش مورد مالش قرار میده با پوزیشن هیتلر مانند دستورات و نحوه عملکرد رو به ملت می گفت.
خب این از تیم اراذل و اوباش که بسی برای بازی پیش رو خود را چرب و نرم می کنند. حالا به تیم زرپاف میرسیم.
وارد رختکن که میشیم سدریک رو شاهد هستیم که دل حوری های افریقایی رو برده و در حال امضا دادن و انداختن سلفی های بسیار است. در این طرف بقیه بازیکنان رو شاهد هستیم که درحال گوش دادن به عربده کشی و شعار دادن کاپیتان تیمشون هستند و بسی روحیه می گیریند.
و حالا سوت زده میشه و بازیکنان همگی به سمت لباس ها و جارو های کوییدیچ خود شیرجه می روند.
اراذل و اوباش گریف با لباس های قرمز رنگ و صد البته پاره پوره و با حرکات ناشایست و لات مانند خود را آماده وارد شدن به زمین مسابقه می کنند و تیم زرپاف نیز عطر ادکلن زنانه خود را حاضر و اماده اعلام کردند.
آنلاینها
49 کاربر(ها) آنلاین هستند (13 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
49
مهمانان
0
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] ورزشگاه عرق جبین (کیو سی ارزشی)
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: ورزشگاه عرق جبین (کیو سی ارزشی)
پاسخ به: ورزشگاه عرق جبین (کیو سی ارزشی)
پاسخ به: ورزشگاه عرق جبین (کیو سی ارزشی)
پاسخ به: ورزشگاه عرق جبین (کیو سی ارزشی)
پاسخ به: ورزشگاه عرق جبین (کیو سی ارزشی)
پاسخ به: ورزشگاه شیرودی (شهید امجدیه سابق!)
پاسخ به: ورزشگاه شیرودی (شهید امجدیه سابق!)
پاسخ به: ورزشگاه شیرودی (شهید امجدیه سابق!)
پاسخ به: ورزشگاه شیرودی (شهید امجدیه سابق!)
پاسخ به: ورزشگاه شیرودی (شهید امجدیه سابق!)
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج


ولی داورتون از بس تمرکزش رو مدل فریادزدنش بود که یه وقت به هم نخوره و از ریتم خارج نشه، متوجه ورود من نشد!
اسنیچِ پررو! الان نشونت می دم دربرابر یه دستور باید چطور رفتار کنی!
منم خسته شدم؛ مظلوم تر از من گیر نیاوردین؟ خیرِ سرم رفتم تو موهای مسخره ی اون داورتون استراح...
مسئولا رو مجبور می کنم شمارو یه بار بیشتر دستمال بکشن و برق بندازن. من از حقوقتون دفاع می کنم!
مگه قرار نبود به طرف دروازه ی من نیای؟
قول داد برای من و زن و بچه هام، یه خونه بگیره!

نمیشد یه جوری اون وجدان کوفتیتو راضی کنی؟ تسترال بازیِ اولت بس نبود؟











