
- نه خیرم نخوردم.

- چرا دیگه. دست کنده شدهی توپ بهت خورد.

-

لایتینا که کنار وایستاده بود، سعی میکرد لیسا رو قانع کنه که خورده و الان بازنده محسوب میشه.
- ببین از قوهی تصور ریونیـ...
- ریون قوه تصور نداره.
- اصلا استفاده نکن. ولی دقت کن. الان توپ ما دوتا پا داره و یه دست...
لایتینا دست لردی رو که توپ خطاب میکرد تکون داد.
- و جای یه دست هم خالیه. پس قطعا توپ یه دست دیگه هم داشته. و اگه اون دست هم وجود داشت قطعا به تو میخورد. پس تو الان باختی.
- ولی حالا که به لطف رودولف دست نداره.
- لطف چه جنابی ساحرهی با کمالات؟
- یه تسترالی.
-

لیسا بعد از جواب قمه شکنی که به رودولف داده بود، دوباره به سمت لایتینا برگشت.
- اصلا توپش کجه.

- خودت کجی و قهردونت.

لرد که تازه بعد از کلی از این سمت به اون سمت پرتاب شدن، چند ثانیهای ثابت شده بود، دلش میخواست نصف محتویات معده و حتی هورکراسهاشو بالا بیاره. اما فرصت این کارو هم پیدا نکرد. چون با قهر کردن لیسا، دوباره بازی شروع شده بود!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج






















همیشه بلاتریکس و ارباب تو جلسات خفقان می دن دیگه ! ارباب که هم که الان نیست ... بلا هم که تو درخته و در غیاب این دو من هم می شم لرد جدی... آخ!
...بعدا...صبر کن ببینم تو همونی نیستی که وقتی اون درخت مرلین نیامرز به من گفت لونه کلاغ داشتی می خندیدی؟
