جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

12 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  25 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  123 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  243 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  240 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  323 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  226 خواندن  1 نظر 
wand

روزنامه صدای جادوگر

wand
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 18 مرداد 1397 22:23
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه چهارم (آخر)


دانش‌آموزان این‌بار به محض ورود به محوطه‌ی کلاس متوجه چهره‌ی نه‌چندان خوشنود پروفسورشون می‌شن. دیگه مثل جلسه قبل و حتی قبل‌ترش خبری از سبد و قفس و هیچی نبود. لینی بدون اینکه منتظر مستقر شدن همه دانش‌آموزا سرجاهاشون بشه، با تکون چوبدستیش چیزی رو تو هوا ظاهر می‌کنه و کلاسو شروع می‌کنه.
- کسایی که اسمشون تو این لیسته از حالا باید خودشونو تو این کلاس رد شده بدونن!

دانش‌آموزا اول برای چند ثانیه چشماشونو تیز می‌کنن و با دقت به لیست نگاه می‌کنن و بعد کسایی که اسمشون تو لیست اومده بود اعتراضشون به هوا بلند می‌شه. لینی با حرکت دستش کلاسِ در حال اغتشاش رو به سکوت دعوت می‌کنه.
- هیس باشین ببینم! تقصیر خودتونه. این کلاسِ مراقبت از موجودات جادوییه، بعد شما با موجودات می‌جنگین؟ این بود آرمان‌های کلاس؟

دانش‌آموزا با بهت و حیرت نگاهی به هم می‌ندازن.
- ولی پروفسور شما خودتون بهمون گفتین باشون مبارزه کنیم!
- ما چرا باید بخوایم با موجودات بجنگیم و آسیب ببینیم؟

غرغر ملت فایده‌ای نداشت چون موضع لینی واضح بود!
- این چیزیه که من باید از شما بپرسم نه شما از من. جمله‌ی من انحرافی بود! شما خودتون باید می‌فهمیدین که نباید پاتونو تو میدون مبارزه بذارین. چطور تونستین به خودتون اجازه‌ی حمله به یه حیوون بی‌دفاع رو بدین؟

دانش‌آموزا برای دقایقی به بی‌دفاع بودن جانورانی که باشون مبارزه کرده بودن فک می‌کنن و بعد سعی می‌کنن قیافه‌ی شرمنده‌ای به خودشون بگیرن، ولی موفق نمی‌شن!

- به هر حال اون جانورا واقعا جانور نبودن و در واقع یه سری جانورنمای بسیار قدرتمند بودن که برای آشنایی بیشتر شما با این موجودات جادویی اومده بودن. پس هنوز هیشکی رد نشده چون شما در واقع با یه سری جادوگر و ساحره دوئل کردین.

در حالی که دانش‌آموزا گیج شده بودن و سر در نمیاوردن چی داره می‌شه، متوجه چیزی می‌شن که فک می‌کردن تخته سنگه، اما در واقع نبود! چون همون موقع لینی بخشی از پارچه‌ی خاکستری رنگیو کنار می‌زنه و کله‌ی یه جونور زشت ازش بیرون می‌زنه.

- این موجودی که می‌بینین چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد اسمشه. کاری که این جلسه باید بکنین اینه که به ترتیب جلو بیاین و پارچه رو کنار بزنین و گزارشی از جزئیات این حیوون بدین.

لینی بعد از گفتن این جمله در کمال خونسردی جلو می‌ره، دهن حیوونو باز می‌کنه و توش قدم می‌ذاره. بعدش دهنو پشت سرش می‌بنده و از دیده‌ها ناپدید می‌شه!


تکالیف:
1. بدن چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد رو یا توصیف کنین که چه شکلیه، یا نقاشیشو بکشین. قاعدتا اگه نقاشی می‌کشین کله‌شو هم باید رسم کنین. (3 امتیاز)
2. چرا لینی رفت تو دهن این جانور؟ (1 امتیاز)
3. اتفاقاتی که بعد از رفتن لینی به داخل بدن چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد میفته رو توضیح بدین. (3 امتیاز)
4. ویژگی بارز این جانور به نظرتون چیه؟ چرا؟ (1 امتیاز)
5. توصیفی از محل زندگی چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد با توجه به اونچه که تو سوال 4 گفتین ارائه بدین. (1 امتیاز)
6. انتقادات و تعریفات و پیشنهاداتتون به این کلاس رو بدون تعارف وارد کنین! (1 امتیاز)


توضیح سوال 4: مثلا خنگه، تنبله، باهوشه چیه؟ یک صفت بهش نسبت بدین و بگین چرا اینطوریه.
توضیح سوال 6: در جریان باشین که اگه چیزی نگین امتیاز این سوالو از دست می‌دین! وگرنه به صورت کاملا مفتی 1 امتیاز گیرتون میاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 18 مرداد 1397 22:19
نمایش جزئیات
آفلاین
تدریس جلسه چهارم (آخر)


دانش‌آموزان این‌بار به محض ورود به محوطه‌ی کلاس متوجه چهره‌ی نه‌چندان خوشنود پروفسورشون می‌شن. دیگه مثل جلسه قبل و حتی قبل‌ترش خبری از سبد و قفس و هیچی نبود. لینی بدون اینکه منتظر مستقر شدن همه دانش‌آموزا سرجاهاشون بشه، با تکون چوبدستیش چیزی رو تو هوا ظاهر می‌کنه و کلاسو شروع می‌کنه.
- کسایی که اسمشون تو این لیسته از حالا باید خودشونو تو این کلاس رد شده بدونن!

دانش‌آموزا اول برای چند ثانیه چشماشونو تیز می‌کنن و با دقت به لیست نگاه می‌کنن و بعد کسایی که اسمشون تو لیست اومده بود اعتراضشون به هوا بلند می‌شه. لینی با حرکت دستش کلاسِ در حال اغتشاش رو به سکوت دعوت می‌کنه.
- هیس باشین ببینم! تقصیر خودتونه. این کلاسِ مراقبت از موجودات جادوییه، بعد شما با موجودات می‌جنگین؟ این بود آرمان‌های کلاس؟

دانش‌آموزا با بهت و حیرت نگاهی به هم می‌ندازن.
- ولی پروفسور شما خودتون بهمون گفتین باشون مبارزه کنیم!
- ما چرا باید بخوایم با موجودات بجنگیم و آسیب ببینیم؟

غرغر ملت فایده‌ای نداشت چون موضع لینی واضح بود!
- این چیزیه که من باید از شما بپرسم نه شما از من. جمله‌ی من انحرافی بود! شما خودتون باید می‌فهمیدین که نباید پاتونو تو میدون مبارزه بذارین. چطور تونستین به خودتون اجازه‌ی حمله به یه حیوون بی‌دفاع رو بدین؟

دانش‌آموزا برای دقایقی به بی‌دفاع بودن جانورانی که باشون مبارزه کرده بودن فک می‌کنن و بعد سعی می‌کنن قیافه‌ی شرمنده‌ای به خودشون بگیرن، ولی موفق نمی‌شن!

- به هر حال اون جانورا واقعا جانور نبودن و در واقع یه سری جانورنمای بسیار قدرتمند بودن که برای آشنایی بیشتر شما با این موجودات جادویی اومده بودن. پس هنوز هیشکی رد نشده چون شما در واقع با یه سری جادوگر و ساحره دوئل کردین.

در حالی که دانش‌آموزا گیج شده بودن و سر در نمیاوردن چی داره می‌شه، متوجه چیزی می‌شن که فک می‌کردن تخته سنگه، اما در واقع نبود! چون همون موقع لینی بخشی از پارچه‌ی خاکستری رنگیو کنار می‌زنه و کله‌ی یه جونور زشت ازش بیرون می‌زنه.

- این موجودی که می‌بینین چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد اسمشه. کاری که این جلسه باید بکنین اینه که به ترتیب جلو بیاین و پارچه رو کنار بزنین و گزارشی از طرح بدن این حیوون بدین.

لینی بعد از گفتن این جمله در کمال خونسردی جلو می‌ره، دهن حیوونو باز می‌کنه و توش قدم می‌ذاره. بعدش دهنو پشت سرش می‌بنده و از دیده‌ها ناپدید می‌شه!


تکالیف:
1. بدن چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد رو یا توصیف کنین که چه شکلیه، یا نقاشیشو بکشین. قاعدتا اگه نقاشی می‌کشین کله‌شو هم باید رسم کنین. (3 امتیاز)
2. چرا لینی رفت تو دهن این جانور؟ (1 امتیاز)
3. اتفاقاتی که بعد از رفتن لینی به داخل بدن چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد میفته رو توضیح بدین. (3 امتیاز)
4. ویژگی بارز این جانور به نظرتون چیه؟ چرا؟ (1 امتیاز)
5. توصیفی از محل زندگی چشم‌ورقلمبیده‌ی دماغ‌گنده‌ی دهن‌گشاد با توجه به اونچه که تو سوال 4 گفتین ارائه بدین. (1 امتیاز)
6. انتقادات و تعریفات و پیشنهاداتتون به این کلاس رو بدون تعارف وارد کنین! (1 امتیاز)


توضیح سوال 4: مثلا خنگه، تنبله، باهوشه چیه؟ یک صفت بهش نسبت بدین و بگین چرا اینطوریه.
توضیح سوال 6: در جریان باشین که اگه چیزی نگین امتیاز این سوالو از دست می‌دین! وگرنه به صورت کاملا مفتی 1 امتیاز گیرتون میاد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 18 مرداد 1397 10:27
نمایش جزئیات
آفلاین
امتیازات جلسه سوم


سوال دو رولی نبود. چرا بعضیاتون رول نوشتین.
یه جاهایی یکم زیادی مهربون امتیاز دادم.


هافلپاف: 9.8

آرتمیسیا لافکن: 1 + 5 + 4 = 10
مبارزه‌ی خوبی بود!

ماتیلدا استیونز: 1 + 5 + 4 = 10
شاهد عجب صحنه‌های خشنی بودیم.

نیمفادورا تانکس: 1 + 4.5 + 4 = 9.5
سلام. مرسی نیمفا. نقاشیت زیادی بیش از حد خوب بود! دوست داشتم 10 بگیری، ولی مبارزه‌ت یکم ساده بود.


گریفیندور: 9.1

لیزا چارکس: 1 + 4 + 4 = 9
یکم زیادی راحت جونورتو شکست دادی.

آرتور ویزلی: 0.5 + 4.5 + 3.5 = 8.5
چرا سوال یک هیچی در مورد شکل ظاهری جونورت توضیح ندادی؟

آلکتو کرو: 1 + 5 + 4 = 10
همه چی عالی! از تغییرات جانورت از نوزادی تا بالغ شدن خوشم اومد!


ریونکلاو: 9.8

پنه‌لوپه کلیرواتر: 1 + 5 + 3.5 = 9.5
شاخکای منو خورد؟ جونورتو کم به جزئیاتش پرداخته بودی تو نقاشیت.

آندریا کگورت: 1 + 5 + 4 = 10
سلام. البته که می‌بخشم و می‌پذیرم. آندریا بسیار منو خندوندی، چه با جوابات چه با نقاشیت! =))

لایتینا فاست: 1 + 5 + 4 = 10
چقد لا رو خوب کشیدی! موجوداتت هم بانمک بودن. =))


اسلیترین: 10

سلینا مور: 1 + 5 + 4 = 10
همه‌ش حس می‌کنم یه جا باید یه امتیازی کم می‌کردم! ولی نشد که نشد. نقاشیا خیلی خوب بودن!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: دوشنبه 15 مرداد 1397 23:27
نمایش جزئیات
آفلاین
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)

جوور ما بابای همون موجود غرغرو انار خوره بود. راستش استاد اول فکر کردم همونه فقط یه کم بزرگتر شده چون اندازه‌ش یه بند انگشت بزرگتر بود و لااقل میشد دیدش. اما بعد از این که دقت کردم و موجود رو گذاشتمش زیر ذره بین فهمیدم نه خیر این فرق داره! اول این که این اصن دهن نداشت که اخم کنه مثل دخترش. بعدش فهمیدم یحتمل دهنش زیر یه مشت سیبیلشه. بعدشم دخترش سرتاپا قرمز بود، این یه رگه هایی از رنگ سیاه هم داش. مثلا تاج اناری که رو سرش بود تماما قرمز نی و سیاهم داش.

2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجه‌ی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)


استاد من وقتی با جونورم مواجه شدم کلی شاد شدم که قراره مبارزه راحتی باشه و لهش میکنم و تموم. اما سخت در اشتباه بودم!
این باباهه یه قابلیتی داشت که در یه ثانیه تکثیر شد و تا من به خودم اومدم دیدم صد ها موجود ریز عصبانی وجود داره. منم تنها راهی که به ذهنم میرسید این بود که با کفش لهشون کنم اما خیلی باهوش بودن چون کلا کفشامو انقدر گاز زدن که تجزیه شدن. مثل موریانه بودن! منِ بی دفاع سعی میکردم کنارشون بزنما ولی نمیشد. آخرش کلا لباس اینامو هم تیکه پاره کردن و در نهایت من شکست خوردم و محاصره شدم.

2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)

ایناهاش پروفسور. میبینین منو به چه بدبختی‌ای انداختن؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1397/5/15 23:33:08
ویرایش شده توسط لایتینا فاست در 1397/5/15 23:39:39
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: یکشنبه 14 مرداد 1397 01:47
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام بر پرفسور وارنر عزیز
به خاطر جلساتی که غیبت داشتم خیلی متاسفم و امیدوارم این بنده ی حقیر رو به دانش اموزی بپذیرید.

___________________________________

خیلی خوشحال و خندون در حالی که پفیلام رو میخوردم دانش اموز های بدبخت و فلک زده رو تماشا میکردم که با پدر یا مادر تخماشون یکی بدو میکردن.
بخواطر مسموم شدن تقریبا یکی دو هفته تو درمانگاه بستری بودم و به جلسات اول و دوم نرسیده بودم پس نیازی هم نبود که با یه غول یا یه اژدها زد و خورد کنم. به ریش تراش برقی مرلین هیچکی خوش شانس تر از من نیست

همینجوری داشتم به پودر شدن یکی از بچه های کلاس میخندیدم که یدفعه استاد وارنر گفت:

-شاگرد جدید آندریا کگورت. نوبت توئه

-من؟ ...ولی من که تخمی برنداشتم...اصلا جلسات پیش نبودم که ...

لینی با لحنی که از ان عصبانیت چکه می کرد گفت:

-که چی؟ فکر کردی چون جلسات پیش نبودی نباید این جلسه هم شرکتی تو کلاس داشته باشی؟

-نه...من...یعنی...

-بیا جلو نترس

با بدنی لرزان و با ذکر زیرلبی «چی فکر می کردیمو چی شد» رو به روی یه قفس هشت متری که از توش فقط صدای سنگین نفس کشیدن یه موجود اعصبانی و گنده میومد وایسادم و پیکسی با خنده شیطانی معروفش پرده ی گرد و خاک گرفته رو از روی قفس برداشت و من در اون لحظه فهمیدم نه تنها فرد خوش شانسی نیستم بلکه کلا بخت من درحال خواب دیدن تاج گذاری ملکه الیزابته

1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)
خلاصه چشمتون روز بد نبینه این پردرو که پرفسور کشید من دیگه به صورت اتوماتیک اشهدمو خوندم، یه موجود 10 متری پشمالوی سفید و در مناطقی از بدنش مثل دست و پا و صورتش که موی سفید نداشت پوستش به رنگ ابی تیره بود(شاید با خودتون بگید خب یه غول 10 متری چطوری توی یه قفس هشت متری جا میشه ، این برادر ما طول پاهاش 2 متره و از اونجایی که شانس استادمون عین خودمونه توی این قلعه به این بزرگی قفس دیگه ای پیدا نمی شد پس یتی عزیز ما هم به صورت چهارزانو تو قفس کز کرده بود و به محض باز شدن در قفس با اون هیکلش پرید بیرون ) خدا وکیلی اون لحظه وضعیتم از سفید به زرد و از زرد به قهوه ای تغییر پیدا کرد...

2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجه‌ی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)

از اونجایی که یتی ها یه کوچولو فراموشکار تشریف دارن اصلا یادش نمیومد واسه چی اینجاست. حالا هی من اونو نگاه میکنم اون منو نگاه میکنه گیری افتادیم این وقت روزا دیگه ازین ارتباط چشمی که سرانجامی هم نداشت خسته شدم و داد زدم:
-پپپپپپپپخخخخخخخخخخ
یتی بدبخت که تازه به خودش اومده بود عصبانی تر از قبل گذاشت دنبالم. ما هم که عشق فرار دراکو مالفوی رو گذاشتیم تو جیبمون
تقریبا بعد از تموم کردن دو میدانی دور قلعه هاگوارتز و از نفس افتادن هردومون به این نتیجه رسیدیم که به جای حل مشکلات به روش غارنشینان از روش های متعادل تر و امروزی تری از جمله مذاکره های مصلحت امیز استفاده کنیم.
آخر سر به این نتیجه رسیدیم که یتی ها اصلا تخم نمیذارن که این مدعی دزدیده شدن (غیر مستقیم )تخمش توسط من شده
(فقط یه سوال از پرفسور عزیزمون اینو از کجا برداشتی اوردی اخه؟!به خدا ما انقد راضی به زحمت نیستیم که شما میری از هیمالیا برا تمرین ما حیوون جمع میکنی میاری )

3.عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)

اینم از مذاکره هاگوارتز بعلاوه یک
(اگه تو تاریخ به عنوان شخصی که هنر رو به نابودی کشوند ازم یاد شد هیچ مشکلی نخواهم داشت )

پ.ن:ببخشید که اوایلش مثل رول شد، ولی نمیتونستم همینجوری به سوالا جواب بدم چون خوب در نمیومد. خلاصه عفو کنید



افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 11 مرداد 1397 21:37
نمایش جزئیات
آفلاین
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)

شاهگوش بالغ فرق چندانی با شاهگوش نوزاد نداره. فقط شاهگوش بالغ جثه خیلی بزرگی داره و نارنجی رنگه و خال خال های سبزی رو بدنش داره. ته دمش دارای تیغ های کوچیکه و همینطور قادره به طرف افراد آتیش پرتاب کنه و فرق بزرگی که با نوزاد خوش داره این که، غذاش خودِ ساحره جذابِ نه خونِش!

2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجه‌ی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)

خب وقتی که ما با ننه شاهگوش در گیر شدیم، فهمیدیم که چوب بیسبالمونو تو خوابگاه گریف جا گذاشتیم، هیچی دیگ ملتفت شدیم که ع کتک زدن خبری نیس چون ننه شاهگوش، ده برابر ما بود.(ما اشتباهی به جا معجون بزرگ کن معجون کوچیک کن خورده بودیم) ننه شاهگوش به خاطر بچه ش خیلی عصبانی بود و همش آتیش ع دهنش بیرون می داد که چن جای بدنمون به خاطرش سوخت، بعد شروع کرد به کتک زدن ما، با تیغش چن جای بدنمونو هدف قرار داد؛ هیچی دیگه دیدیم خیلی ضایع س ما که سر آمد همه دعوا هاییم اینجوری کِنِف شیم.
خلاصه خواسیم یه خودی به خودمون نشون بدیم، با چوب دستیمون چن تا طلسم اجرا کردیم، چن جای بدنش کبود و زخمی شد. واسه مون جای تعجب بود که این چرا ما رو نمی خوره که بعدا فهمیدیم مارو ساحره جذاب تشخیص نداده. هیچی دیگه درگیری رو اون قدر ادامه دادیم که هردمون خسته شدیم. از اونجایی که ما زبون شاهگوشی بلدیم؛ با هم به این نتیجه رسیدیم آتش بس کنیم. همونقدر که ما کتک خوردیم اونم خورد.
نتیجه درگیری: 50-50

3. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)

ما(50)- ننه شاهگوش(50)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
اگر بار گران بودیم رفتیم!
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 11 مرداد 1397 17:50
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پرفسور وارنر، خوبید؟ خوشید؟ سلامتید؟

سوال اول:
وقتی من، مادر گلکسی برفی را دیدم، فهمیدم فرق زیادی با گلکسی برفی کوچولو ندارد. فقط کمی خشن تر است.
او دندان های تیزی دارد که می تواند هر چیزی را تیکه پاره کند.

دستانش که حالا تبدیل به شمشیر هایی برنده شده اند می توانند هرچیزی را قطعه قطعه و پاهای آتشینش هرچیزی را ذوب کنند.

و حلقه ی دور سرش که گلکسی برفی ها با آن بیرون می آیند هم، تبدیل حلقه ای که اگر یک بار حماقت کنی و به آن دست بزنی جریان الکتریسیته تمام استخوان بندی بدنت را فرا می گیرد، شده است.

خلاصه سرتان را درد نیاورم، موجودی وحشی شده است دیگر.

سوال دوم:

شترققق...
در فولادیه قفسی که پرفسور لینی مرا با گلکسی برفی مادر تنها گذاشته بود تا به مسابقه بپردازیم، قل و زنجیر شد.
حالا من ماندم با گلکسی برفیه پا آتیشیه دندون خنجریه دست شمشیریه حلقه برقی...

سعی کردم گارد مسابقه بگیرم تا به بچه هایی که داشتند از پشت قفس مرا نگاه می کردند بگم: من می توانم از خودم دفاع کنم، اما...
ثانیه ای بعد چیزی به سرم خورد و من بیهوش شدم.
یک هفته بعد توی درمانگاه به هوش آمدم که البته هنوز بدنم درد می کرد.

سوال سوم:
نقاشی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 11 مرداد 1397 15:15
نمایش جزئیات
آفلاین
همم...خب...چون بنده هیچ تخمی رو نشکوندم و هیچ تاثیری توی عصبانیت اون حیوانات خوب و مهربون نداشتم ترجیح میدم بشینم و فقط بخورم و لذت ببرم.
اما چون استاد عزیز به ترجیحات من توجهی نمیکنند، من باز ترجیح میدم مبارزه رو آغاز کنم...
1_والا این جانوری که من دیدم فقط جمله فلفل نبین چه ریزه روش صدق میکرد، اسمش هم نمیدونم. تو گوگل سرچ کردم، حتی کتاب جانوران شگفت انگیزم خوندم، از استاد گرینجر هم پرسیدم شاید در جنگل دیده باشد همه این کارا رو هم در همان چند ثانیه که دیدمش انجام دادم، ولی اسمش رو نیافتم. (مدیونید اگه فکر کنید این کارا رو نکردم. )اینم خودش! تاکید میکنم شما گول زیبایی، خانمی، آرامی و کوچولوعیش را نخورید.
2_همم...خب خواستم از در دوستی وارد بشم، چون من مقصر شکوندن هیچ تخمی نبودم. 
من فقط قربانی شدم!  
اول بهش پیشنهاد دادم باهم بریم بگردیم کسی که تخمش رو شکسته پیدا کنیم، قبول نکرد.  بعد شکلاتی که تو جیبم بود رو دادم بهش، باز هم قبول نکرد. منم خسته شدم مبارزه رو شروع کردم، اما...
خاندانی آمده بودند_ عمه، عمو، دایی، پدربزرگ، مادربزرگ، خاله و..._ و به دلیل کوچک بودن دسترسی کامل به همه جا داشتند. ما رو فقط خوردند، همه جارو هم خوردند. همه ی ماجرا ها هم از اون نوک تیز پاهاش و شاخک هاش نشئت میگیره. حواسم به اوناش نبود وگرنه من اونارو میخوردم.
واقعا کی تخم این هیولا رو شکوند؟   
من هم میشکونمش...
نتیجه هم که معلومه من نمردم.
من فقط خورده شدم!
3_اینم عکسمون!
(این دقیقه آخرهم استاد گفت عکستونو بفرستید ماهم ژست گرفتیم)

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط سلینا مور در 1397/5/12 0:57:57
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: پنجشنبه 11 مرداد 1397 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام استاد! خوبین؟

۱_ راستش این حیوون من همونیه که مواظبش بودم از تخم درش آوردم. فقط یخورده عوض شده. دراز و چاق شده. تنه مکعبیش حالا گرد و قلمبه و آبی شده. شاخکم در آورده ولی چون دوست داره فقط خودش شاخک داشته باشه، اون جلسه شاخکای شمارو خورد. همیشه چشمک می زنه و دائم النیشه( ینی نیشش همیشه بازه:))
پاهاش دراز و لاغره و پنجه هاش غورباقه ایه ولی سبز نیست کلا آبیه. ولی مثل پوسته تخمش یکم خال خالای رنگی رنگیم داره.
۲_ آقا من کلا آدم گنده ای نیستم در نتیجه جونورم از شماکه اونقد بزرگتر بود تو دوران طفولیتش الان شده ۷و نیم برابر من. اولش همچینی پوزخند زدم و با خودم گفتم راحت میکشمت ولی بعدش که توی چشمام زل زد گفت:
_ مامانی!
فهمیدم من نمیتونم بچه ای از پوست و گوش... ینی منظورم اینه که موجودی که خودم بزرگش کردمو بکشم. گفتم جهنم و ضرر نمره م کم میشه و رفتم بپرم بغلش که یهو نامرد نالوتی با ناخونای خنجریش زد پهلومو خراش انداخت.
دیدم اینجوری نمیشه منم که توی جنگل ممنوعه بودم گفتم میکشونمش زیر درخت سیب خودمم میرم اون بالا سیب میندازم گیجش می کنم. با این فکر دوییدم سمت درختا که لعنتی فهمید زد زیرپام شتکم کرد و افتادم. اونم که نه احترام مادر فرزندی نه هیچی،" حرمت مادری از یاد ببرد" با پا کوبید تو چشمم. هیچ شانسی برای برد نداشتم عین خ... آهو توی گل گیر کرده بودم که یهو یادم اومد این موجودم خیلی قلقلکیه. همینطوی که هی داشت منو ضربه فنی می کرد باقیمونده های دستمو از اون زیر درآوردم و بردم سمت پهلوش. اونم ولم کرد هارهار زد زیر خنده منو ول کرد. از فرصت استفاده کردم چوبدستیمو برداشتم خشکش کردم تا بیارم خدمت شما😁

۳_ اینماز عکس اون حیوون نامرد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
💙
خوشی ها حتی در بدترین لحظات هم می تونن پیدا بشن ، فقط در صورتی که یادتون بمونه چراغ ها رو روشن کنید. (پروفسور جانِ جانان😍)💙

🎈ریونکلاوو عشقه!🎈
پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
ارسال شده در: چهارشنبه 10 مرداد 1397 02:20
نمایش جزئیات
آفلاین
1. جانورتون چیه و چه شکلیه؟ (1 امتیاز)

جانورم همون ممد نامی بود که در جلسه قبل، از تخم منفجر شده بیرون اومد و روزگارم، به اضافه صورتمو سیاه کرد. البته از اونجایی که این پدر همون ممد نام است با نام گل ممد، جسه و هیکلش بزرگتر از اون چیزیه که تصورش رو می کنید. استاد حالا میشه مبارزه نکنیم باهاش؟

2. با جانور جادوییتون مبارزه کنین! گزارشی از شرح وقایع رخ داده بین خودتون و جانورتون بدین. نتیجه‌ی مبارزه فراموش نشه! (5 امتیاز)

من با ممد ها رابطه دوستانه ای دارم. منتها پروفسور، این گل ممد رو پروفسور انداختی به جون ما. با این جسه و هیکلی که این داره، من چجوری بزنم لهش کنم؟ اصا دلتون میاد این جانور رو بزنید لهش کنید؟ دلتون هم بیاد جرئتشو ندارید. این اصا نقطه ضعف نداره. نتیجه مبارزه هم اینه که یکی از ویزلی ها از دنیای جادوگری محو میشه.

2. عکسی که در انتهای مبارزه از خودتون و جانورتون گرفته شده رو بکشین. (4 امتیاز)

گل ممد VS آرتور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید

فرزند بیشتر، زندگی بهتر!