جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

10 کاربر(ها) آنلاین هستند (4 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
8
مهمانان
2
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  118 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  129 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  253 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  167 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  211 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 18:40
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
?Trick or treat
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 18:25
نمایش جزئیات
آفلاین
کمبود شکلات خون لرد دیگه دشت وارد مرحله ی خطرناکی می شد. بنابراین لرد دستی به گوش های خرگوشیش می کشه و تلاش می کنه راه حل کوتاه تری از شیرجه زدن وسط یه گله گاو و گوسفند گرسنه پیدا کنه. و بلاخره هم اون راه رو پیدا میکنه و اون راه چیزی نبود جز...
- ویزو! بیا با فامیلات صحبت کن از سر راه ما برن کنار بریم شکلاتمونو بگیریم.
- ارباب کدوم فامیلام؟
- همین گله ی جلوی ما که دارن سبزیجات میخورن.
- ارباب اینا که فامیلای من نیستن.
- رو حرف ما حرف نزن. فامیلای دورت حساب میشن. برو حرف بزن.

لینی که چاره ای جز رفتن و حرف زدن نداره میره و پیش روی گله ی مذکور قرار می گیره.
- اهم اهم...

هــــــــــورت!

از بین گله یک مورچه خوار سرش رو بیرون آورد و چون نتونسته بود در بین گیاه ها حشره ای برای خوردن پیدا کنه به محض دیدن لینی اون رو هورت می کشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 17:39
نمایش جزئیات
آفلاین
در همين لحظه گاو گوسفنداى خونه 10 به گياهاى خونه 11 حمله کردند،مرگخوار هاهم شاهد خوده شدن زيتون و کاهو ها و گل کلما و کرفس ها شدن،خب قسمت اوناهم اين بود ديگه کارى نميشد کرد!

لرد که انگار با اين موضوع اصلا مشکلى نداشت ،لگدى به شانه کراب زد.
-زود باش بايد ديوار خوانه ى 12را بريزيم حرکت کن!

کراب که باز هم بهش يادآورى شد نقش چيرو اين وسط داره به سمت ديوار خانه ى12حرکت کرد اما چگونه بايد از بين اين همه گاو وگوسفند گشنه در ميشدن و نميوفتادن؟؟
-ارباب با وجود اين گاوا نميشه از اينجا رد شد!

لرد دوروبرش رو نگاه کرد ،مثل اينکه هيچ راه رسيدن به ديوار خونه ى 12نبود بجز رد شدن از روى گياه خواران که منجرب ريختن کوه مرگخواران ميشد...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 17:11
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد که حس می‌کرد مدتیه کراب نقش وسیله نقلیه بودنش رو فراموش کرده، دوباره با پرشی رو کمرش سوار می‌شه.
- دیوار خونه بغلی رو پیدا کنین!

همون موقع مرگخوارا به سمت دیواری که حدس می‌زدن متعلق به خونه شماره 12 گریمولده هجوم می‌برن.

- ارباب من یه جا خوندم که یه دست زور نداره، ولی هزارتاش داره! بیاین همگی بهش دست بزنیم تا فرو بریزه!

مرگخوارا با هیجان و شماره‌ی سه، دست‌هارو به سمت دیوار دراز کرده و با کف دست ضربه‌ای بهش وارد می‌کنن. همون موقع دیوارا فرو می‌ریزه و مهمونای خونه بغلی که از بز و گوسفند گرفته تا گاو بودن، با گیاهای جنبنده‌ی خونه اینوری رو به رو می‌شن.

- عه ارباب فک کنم دیوار خونه شماره 10 رو ریختیم پایین!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 17:02
نمایش جزئیات
آفلاین
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 15:15
نمایش جزئیات
آفلاین
این وضعیت کاملا غیر عادی بود.
کراب با دو تا دستش گوشه های رداشو بالا میگیره که به زمین نخوره و میره جلو.
-شنیدی زیتون جان؟ریموس لوپین!

زیتونه خمیازه میکشه و سعی میکنه درو ببنده.
-اینجا خونه ی شماره یازدهه. زنگ شماره دوازده رو بزنین.

کراب از شدت عصبانیت دندان هاش رو به هم فشار میده.
-عجب زبون نفهمی هستیا. ارباب اجازه هست من اینو سالاد کنم؟

لرد سیاه اجازه نمیده. خودش دست بکار میشه.
-ببین زیت! خونه ی شماره دوازده خودش کجاس که زنگش کجا باشه! الان بذار بیاییم تو. از این دیوار بغلی خونه ی شما یه سوراخ باز کنیم و بریم خونه ی دوازده و مزاحم شما نشیم.

زیتون کمی از لرد میترسه. لرد زیتون خور قهاری به نظر میرسه. برای همین کنار میره.
-خب. بیایین تو. ولی مزاحم دوستام نشین. سبزی پارتی گرفتیم.

لرد و مرگخوارا از لای کرفس های قر دهنده و گل کلم های لرزنده و کاهو های دیجی رد میشن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چهره و هویتم مال شما...از زیر سایه ی ارباب تکان نخواهم خورد!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 15:00
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
?Trick or treat
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 14:57
نمایش جزئیات
آفلاین
زیر سایه نجینی دوباره هالووین شد! ملتی که لباس های مومیایی و هویج و لوبیاپلویشان را در آورده بودند آنها را مجددا پوشیدند.

نجینی فکر کرد و فکر کرد.

چه کسی بود که حتما شکلات داشت؟

نجینی کتاب ها را در ذهنش ورق زد...و به جواب رسید!

نقل قول:
این شکلات رو بخور هری...حالتو بهتر می کنه...


چند دقیقه بعد لردسیاه و دار و دسته اش زنگ در خانه شماره 11 گریمولد را به صدا در آوردند.
زیتون سبز خواب آلودی در را باز کرد.
-فرمایش؟

-با آقای ریموس لوپین کار داریم! بگین شکلات بده!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 13:51
نمایش جزئیات
آفلاین
نجینی شکلات می‌خواست و امروز فردا نمی‌شناخت! اون شب، شبِ هالووین بود و نباید به این زودی‌ها تموم می‌شد.
بنابراین نگاهی به آسمون که نشون از فرا رسیدن کله‌ی سحر می‌داد می‌ندازه و به سمت ساعت بزرگی که وسط شهر قدعلم کرده بود خیز برمی‌داره.

- الان ساعتو می‌کشم عقب تا دوباره شب هالووین فس!

ناگهان دختری کله‌شو از آسمون می‌ندازه بیرون و انگشت اتهامشو به سمت نجینی می‌گیره.
- هی تو! نبینم زمانو دستکاری کنیا!
- تو دیگه کی فس؟
- من؟ کله‌ی سحرم دیگه! ... الانم زمان مال منه! حق منه!

نجینی بدون توجه به اعتراض‌های کله‌ی سحر، منگوله‌های کلاهی که به سر داشتو دور عقربه‌ی ساعت می‌ندازه و شروع به عقب و جلو کردنش می‌کنه. با هر تغییری که می‌داد، رنگ آسمون متناسب با اون تغییر می‌کرد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 13:41
نمایش جزئیات
آفلاین