آملیا فیتلوورت
از پشت بوم محفل!
- تولد نقش
- 1396/03/13
- آخرین ورود
- شنبه 14 خرداد 1401 10:21
- عضویت
- 1395/06/25
- پستها
- 503
- چیکار میکنی؟ من اون شاخا رو لازم دارم!
- شاخای منو...
ریموند آرزو میکرد کاش شاخهاش از کله ش جدا میشدن، ولی دیگه هیچوقت به عنوان پایه تلسکوپ آملیا استفاده نمیشدن. ترجیح می داد شاخهاش خورد بشن، ولی گردنش برای تنظیم کردن تلسکوپ خورد نشه. ترجیح میداد...
پـــــــــــــــاق!
-
حالا دیگه ریموند ترجیح نمیداد هیچکدوم از این اتفاقا بیفته؛ چون میدونست وقتی تلسکوپ رو جوری دم دست بذارن که دست بچه بهش برسه چی میشه.
- تلسکوپمو داغون کردین! داغونتون میکنم!
دامبلدور، دنبال بازی های آملیا و بچه ویزلی ها رو تماشا میکرد... ولی نباید میکرد! اونا قرار بود مرگخوارها رو به سزای اعمالشون برسونن، نه همدیگه رو. آرمان های محفل داشت زیر سوال میرفت...
- فرزندان!
فرزندان سرگرم کار خودشون بودن...
- فرزندان.
... فرزندان! 
توجه همه فرزندان، حتی ریموند، این بار به دامبلدور جلب شد. انگار، بعضی وقتا استفاده از خشونت بد نبود... این بار هم از همون وقتا بود!
- شاخای منو...
ریموند آرزو میکرد کاش شاخهاش از کله ش جدا میشدن، ولی دیگه هیچوقت به عنوان پایه تلسکوپ آملیا استفاده نمیشدن. ترجیح می داد شاخهاش خورد بشن، ولی گردنش برای تنظیم کردن تلسکوپ خورد نشه. ترجیح میداد...
پـــــــــــــــاق!
-

حالا دیگه ریموند ترجیح نمیداد هیچکدوم از این اتفاقا بیفته؛ چون میدونست وقتی تلسکوپ رو جوری دم دست بذارن که دست بچه بهش برسه چی میشه.
- تلسکوپمو داغون کردین! داغونتون میکنم!

دامبلدور، دنبال بازی های آملیا و بچه ویزلی ها رو تماشا میکرد... ولی نباید میکرد! اونا قرار بود مرگخوارها رو به سزای اعمالشون برسونن، نه همدیگه رو. آرمان های محفل داشت زیر سوال میرفت...
- فرزندان!

فرزندان سرگرم کار خودشون بودن...
- فرزندان.
... فرزندان! 
توجه همه فرزندان، حتی ریموند، این بار به دامبلدور جلب شد. انگار، بعضی وقتا استفاده از خشونت بد نبود... این بار هم از همون وقتا بود!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!






توجهتون باید جای دیگه باشه الانها!

