شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
به به! بنده به طور کل در هجمه ی بی شمار شما هوادران نابود و له له شدم. ووی ووی ووی!
سول بحث مالی نکن که خودم 9 ساله از زوپس حقوق نگرفتم. بعدم اینکه شما الان خواستی بگی خیلی رعنایی؟ به به چه قد و قواره ای. بنده قول میدم اگر موفق به تشکیل دولت شدم، شخصاً سوزن تات رو قرض بگیرم و علاوه بر میتوز و میوز، خودتو به هشتاد روش ژاپنی تقسیم کنم. ازت کوهی از سلول های دم در مونده بسازم و بشینم روت و صندلی خودم باشی. مگه چیت از هوریس اسلاگهورن کمتره؟ عح عح عح عح عح! ووی ووی ووی!
یو خداي من ! خداي خوب و مهربان من ! قلب کوچکم را در میان شکوفه های بهاری میگذارم تا ازجغدها ترانه ی محبت بیاموزد!!! خدای من ! من و قلب كوچكم دوست داريم در آسماني صاف و آبي پرواز كنيم ... و دعا كنيم كه ما همه ی جادوگران و ساحره ها قلک های کوچکمان را برای درمان تم سایت هدیه کنیم! و از تمام بزرگتران سبز سرزمین سبزمان یاری بخواهیم. تا همه از بهاری سبز و شیرین لذت ببرند... هم اکنون نیازمند یاری سبزتان هستیم! شماره حساب 3434 بانك شخصی جادوگران شعبه ي اسكان!!! هار هار هار!
پافت اینجا ایفای نقش هری پاتری! سنترال پرک در بغلیه. از بغل برو بچه های آشنایی با مادر نبیننت! ووی ووی ووی! ما با باش. قول میدم وزیر شدم یکی از پدرام هارو جویی کنم برات.
خب...فکر کنم قصدم از ورود به این ستاد مشخص شد! شما خجالت نمی کشید؟ قول می دید و عمل نمی کنید؟ هر کسی یه آرزوهایی داره خب به هر حال...چرا جوون مردم رو ناامید می کنید؟
یه جویی با قارچ، ذرت و سس اضافه سفارش داده بودم، کی آماده میشه؟ رسیدگی کنید لطفا!
آقای مصطفی حالتون چطوره؟ خانواده خوبن؟ اون وام مدیران بازنشسته که صحبـ... اوه راستی قرار شد بعدا بیام دفترتون تو زوپس پیگیری کنم. دیگه چه خبر؟
چند روز پیش گفتین توی ستادتون قراره کلاس کنکور ویژه مبحث میتوز میوز برگزار کنید. تا من میرم یه لیوان شربت بردارم بی زحمت اسم منم بذارید تو لیست. اگه صندلی ردیف اول هم باشه که خیلی خوب میشه.
حالا تا اینجا اومدم یه سوال هم بپرسم... از اونجایی که سایز میز و صندلی وزیر برای قد شما نامناسبه، اگر پیروز انتخابات بشید، قصد دارید میز و صندلی جدیدی خریداری کنید؟ اگر اینطوره، با توجه به وضعیت اقتصادی و دارایی های اندک شما، هزینه این خرید قراره از کجا تامین بشه؟ آیا قراره در صورت رسیدن به جایگاه وزارت از بیت الزوپس برداشت های شخصی داشته باشید؟ مدیران بازنشسته هم در این برداشت ها سهیم خواهند بود؟
خب از اون طرف دارن اشاره میکنن دعوا شده سر شربت. منم که یدونه سوالم رو پرسیدم؛ برم تا تموم نشده. فقط کلاس کنکور رو یادتون نره دیگه.
عاقو من واقعاً مجبور شدم درب ستاد رو ببندم به روی حضار. من رو شرمنده کردین. حدود سیصد چهارصد هزار مراجعه در روز، این همه هوادار، این حجم از کفش دم ستاد پارک میشه هر شب، این حجم از بوی پا توی ستاد می پیچه هر شب! اصن رفتم به دوره نمازخونه مدرسه مون و برگشتم! به به! به به! مگه میره حالا این عطر؟ به به! واقعا من نمیدونم کله خالیمو به کدوم دیوار بکوبم از شدت شادی و خوشبختی. ووی ووی ووی! عیح عاح عح هع ها! (ترکیبی زدم براتون. پارکمو عوض کردم اخیراً).
با این وجود، بنده به گلچینی از سوالات و پیامی های شما امت شریف جامعه جادوگری پاسخ خواهم گفت که برخی دشمنان نیان فردا بگن این خودشو میگیره:
دادا سدریک نه عاقو خنده چیه. کی خندید. نه نمیخندوم. خرد میشم. له له هستمااا. یعنی داغون شدم. ووی ووی وووی! سدی جان. من هر دو پیام پشت سر هم شما رو دریافت کردم. این دو تا دو تا پیام فرستادن ها نشانه علاقه زیادتر شما به منه. من دوست دارم رو حمایتت حساب کنم داد سدریک ولی متاسفانه از شما بداخلاقی انتخاباتی دیدم. متوجه شدم علاوه بر من به دیگران هم قول حمایت دادین برادر. این کار بسیار زشتی هست. روایت داریم از ننه هلگامون هر کی بداخلافی انتخاباتی کنه شخص گورکن مادر هلی شب قبرش ظاهر میشه و شخصا مزار اون فرد خاطی رو با دور ریزهای متابولیکش گلباران میکنه. ما که میدونیم نهایتا هیچ کدوم از ماها رو انتخاب نمیکنی و میری به دادا زاخ رای میدی. در باب قضیه خواب شما، بنده آشنا دارم شمارو فریز میکنن و سال 2100 یعنی هشتاد سال دیگه از خواب بیدارتون میکنن. شما شدیداً لازم بود در دوره دادا مورف حضور میداشتی تا خماری رو تجربه کنی. حالا عیب نداره. بنده قول میدم برخی از آرمان های مورف رو تا جایی که ممکنه فقط رو شخص خودت پیاده کنم. کافیه به من رای بدی و اون دو نفر کاندید آ دیگه رو فراموش کنی.
گوزن شمالی عاقو شما فیلم «گوزن ها» رو دیدی؟ درست تلفظش کردم اصن؟ هااا. وووی وووی وووی! چه شاخی هم داری هااا بَلا. اگه رای آوردم در دولت بنده از شما قطعا به عنوان چوب لباسی پشت در اتاقم استفاده خواهد شد. در رابطه با ایده قمار حلال و قانونی، به هیچ عنوان ارتباطی با بازی سخیف و غرب زده جرات حقیقت ندارد. در اون بازی کذایی، شما با حقیقت سر کار دارید گاهی، در این قمار اما همه چی در مورد جرات شماست. چقدر جرات دارید و چقدر یا سر چی شرط می بندین. اینکه ته جرات تون این باشه که عربی برقصین جلوی لرد و دامبلدور یا آب نمک سر بکشین که نشد جرات که. در این قمار سر زندگی و هویت شرط بسته میشه. سر اینکه کی حتی بره جزایر بالاک! سوگخند تنها یک عنوان است. مستند انتخاباتی بنده اسمش سوگخند هست. همین. متاسفانه دیر رسیدین و جادوگر تی وی فک نکنم تکرارش رو تکرار کنه اما اقبال عمومی بالا بوده برنامه کودک هم داره هر روز صبح پخشش میکنه. شنیدم شبکه پویا! دینگ دینگ! هم بدون کسب مجوز داره نشونش میده قبل هر اذان. در رابطه با پدرام هم که همه شواهد میگن مال خودمه. خودم این فناوری رو وارد بازار کردم و حقوقش مال خودمه. میراث جهانیه. در یونیسکو ثبت کردم من این پدرام رو. بهرحال خطر کاهش جمعیت در جامعه جادوگری ما جدیه. تکثیر پدرام مشکلات رو حل میکنه. سابقاً جاسم و کورممد میاوردن ولی دیگه جواب نمیده. دهه هشتادی لازمیم این روزا. پدرام پاسخی ست به همه دردا.
سیریش پشت هر کدوم از «عح عح ها» و «ووی ووی ها» اقیانوسی از مفاهیم دردناک درباره محرومیت های خودم، فساد شخص شما، فقر جادوگران و غیره نهفته است. خنده من خنده ای دردناکه. سوگخنده اصن. شاعر در مورد من می فرماید: «واسه نونه واسه نونه تا به کارش تو بخندی که اگه اینو بدونی تو به دلقک نمی خندی تو به دلقک نمی خندی!». بنده در سیستم در گثافت (توجه کنید با گ هس) غلطیده زوپس یه مکانیک ساده هستم که از بوق سگ مشغول عرق ریختن و خوردن و چپه شدن در روغن سوخته چرخ دنده های زنگ زده جادوگرانم. از منوی زوپس هیچگاه استفاده شخصی نکرده و فقط باهاش تا سر کار رفتم و برگشتم. باور ندارید درخواست ویدیو چک کنید. من دیگه حرفی ندارم. برو پیش فنگ سلام منو بهش برسون پدفوت جان. ووی وووی ووی! عح عح عح عح عح!
شیلنگ نجینی جان جانان به به! چه شیلنگ مار خوش خط و خالی! استخوونا رو! سیکس پکو. ستون فقرات رو! جون میده واسه تسبیح انداختن هاااا. ووی ووی ووی! بنده قول شرف میدم که اگه روی کار اومدم، این نقاشی زیبا رو نه تنها بدم جادوگر تی وی بلکه بدم رسانه های ماگل مثل شبکه دو و حتی رسانه های معناد مثل بی بی سی که نشونش بدن و بگن نجینی کشیده از هنگلتون آباد! بسیار زیبا بود نجوا جان. به امید برگزاری ژوژمان های شما زیر سایه دولت بنده!
ای حسن! آیا رای دادن به حسن ها دیگر برای ما کافی نیست؟ ما یک حسن دیگر نمیخواهیم! آقای حسن خان! اگر انگ زیرسایه زوپس بودن به برخی کاندیداها بچسبد، شما خودتان نماد زوپسید! اصلا زوپس متحرکید. برخی فلاسفه پرسیده اند اول زوپس بوده یا حسن؟ و هنوز در این مسئله اختلاف های بسیار دارند. ای شیخ! جادوگران در این شرایط سخت کاهش ارزش گالیون، بسیار تحت فشارند. جنابعالی در تمامی عکسها و پوسترهایتان مشغول قهقهه زدنید! آیا این شرایط ساحرگان و جادوگران برای شما خنده دار است؟ باید هم به ریش مردم بخندید! یاد باد پروفسور بینز که سالها به ریش شما مدیران میخندید.
آه ای سرنوشت چه شد که پای این شاخدار به این ستاد کشیده شد... آه.
آه و بازم آه، چندی پیش تقدیر ستارگان و آسمان بر این شد که مطالبی از مطالب در خور توجه این ستاد را بخوانیم. البته که توجهمان جلب شده، زیرا که خورشید سرنوشتت فروزان است ای حسنکِ شاید وزیر، اما سیارک های ریز و درشت درصدد آن اند که این فروزانی را به خاکستر تبدیل کرده و تو را به چالش بکشانند.
از ستارگان و کواکب و دیگر صیفه هایشان که بگذریم سخن حسن نیکو تر است.
هر چند اینجانب کمی خجالتی بوده و معمولا کمتر در اماکن عمومی ظاهر میشود اما تقدیر اینگونه رقم خورده که بار این مسئولیت خطیر رأی دادن را به نحو احسنت اجرا کنیم.
در جایی سخن گفتید از برچیده شدن دادگاه ها، هر چند که درنهایت این اصغرمان است که دمی تکان داده و سرنوشت یک متهم را رقم میزند، اما وجود قضات بی تجربه کم تاثیر گذار نیست. به خوبی به یاد دارم در دادگاه های قبلی وقتی قضات دفاعیه ها را میشنیدند سلیقه خود را اعمال کرده و مقداری هم به سفارشات از قبل تهیه شده اهتمام کرده و چکش بر میز عدالت میکوفتند! آه بیچاره اصغرمان! او به شدت ناراحت شده بود، حتی دمش کوتاه شد، انقدر که پای این نا عدالتی ها حرص خورد، مسلما رأی گیری عمومی به جای نظر یک قاضی بسیار عادلانه تر است و ما و اصغر به شدت حامی برچیده شدن دادگاه های یک طرفه و برگزاری دادگاه های صحرایی ایم.
نکته قابل توجه دیگر، که کم شباهت به بازی جرأت و حقیقتی که در مراکز فساد خصوصی و در تالار ها انجمن های سو، پرایوت برگزار میشود و کسی چیزی نمیفهمد، نیست، قمار حلال است! البته که ورژنی ارزنده تر و رسمی تر از آن بازی قدیمی است و علاقه ی بنده ی حقیر را جلب نمود.
اما...اما... چند صباحی که در ستاد مشغول به ارزیابی پوستر هایتان بودیم چند نکته ی منفی هم دیده شد. امید است که پاسخ شایسته دهید.
1)پیرامون شما بحث آن است که آن زیر میر ها میخواهید کسی را به مسند قدرت رسانید، کسی که حتی از او نام برده اید اما رویش نمیکنید! حقیقتا سوگخند کیست؟ او را با شما رابطه چیست؟ آه... اصغرمان میگوید بی شک کسی از خاندان حسن هاست که میخواهید اخر سر که وزیر شدید .... چرا با یک شفاف سازی دست های روی پرده را عقب نمیزنید و حقیقت پنهات آن پشت را نشانمان نمیدهید؟ شاید پشت پرده پدرامی چیزی دارید!
2)حقیقتا که حرفمان را بالاتر زدیم، از قدیم الایام که ما کارمان دلداری دادن عاشقان بوده و سرنوشتشان را بر کف دستشان می خواندیم، صحبت هایی من باب دلداری هم به این عشاق میدادیم. به عنوان مثال، یادمان است که جایی در میانه ی بیابانی داغ و سوزان به مردی مو بلند ووگفتیم پریشان گفتیم: -اگر با تو نبودش میلی چرا جام تو را بشکست...
و او گفت لیلی! بعد هم سینه درید و راهی دیار عشق شد.
آه... حال شما چرا دم به دقیقه کازه و کوزه ی پدرام را میشکنید؟ آیا شما را هست میلی؟
با اصغر که صحبت کردیم به نتیحه ای دیگر هم رسیدیم. بی شک برای این گونه مسائل هم دست به انکار زده و هم قصد دارید با وعده دادن پدرام به دیگران هم انکارش کنید و هم از جذابیت هایی احتمالی ای که پدرام در دید خودتان دارد به دیگران هم باج داده تا رأی جمع کنید.
خب، همونطور که توی ستاد بغلی هم گفتم، خواستهی من چیزیه که هیچ کدوم از کاندیداها اهمیتی بهش ندادن...فراهم کردن شرایط یه خواب خوب!
و وقتی که از ستاد اقای لسترنج بیرون اومدم، موقع رد شدن دیدم عه، در این ستاد که بازه! و باتوجه به غریزهی طبیعی انسانها که طبق قانون "هر دری باز بود، مهم نیس چیه، توشو نگاه کن!" پیش میره، یه نگاهی هم به داخل این ستاد انداختم و... به این نتیجه رسیدم اهدافی که توی این ستاد جریان داره هم یجورایی با چیزی که من میخوام مطابقت میکنه. البته اهداف که نه، بیشتر استعداد ذاتیِ موجود در حسنه که باعث میشه اگه وزیر بشه، من بتونم به خواستهم برسم.
به این صورت که جناب حسن، ملقب به آقای خنده، توانایی بالایی در خندوندن اطرافیان و سرگرم کردنشون داره؛ روش کار هم اینجوریه که حسن شروع به خندیدن میکنه، بقیه اهمیتی نمیدن، حسن بیشتر میخنده، بقیه یه نگاهی بهش میندازن، حسن تعداد "عیح عیح عیح...وووی وووی وووی"هاشو بیشتر میکنه و در نهایت، این خنده سرایت میکنه به هر کسی که در شعاع ده متری حسن وایساده، و همگی شروع به خندیدن میکنن!
حالا فایدهی این کار چیه؟ اینه که ملت، شاد شده و هی بیشتر دور حسن جمع میشن که بیشتر بخندن...درنتیجه، آدمای دور و اطراف منم کم میشن و به حلقهی اطراف حسن میپیوندن؛ که موجب میشه تا حدودی شرایط خواب آسوده فراهم بشه. آدمای کمتر، آرامش بیشتر، خواب راحتتر!
درنهایت، این رو هم باید اعلام کنم که حمایت من شامل حال جناب مصطفی هم میشه!
سوروس اسنیپ نوشته: از خیابانی در حال گذریم که به هر سو بنگرم دری به ستادی رویت میشود. نه که گذارمان افتاد، نه! جناب حسن مصطفی ملقب به آقای خنده. در صلاحیت شما برای وزارت هیچ شکی نیست حقا که از شما استحقاق مند تر فقط جناب مرلین به علل درجه رفیع پیامبریشان و چند علل محرمانه دیگر است. ولی گفتنیست، آقای خنده، شما بدون پست وزارت وزیر گردان هستید یعنی وزیری بی اجازی شما بیخود میکند آب نوش جان کند. پس این پٌست و القاب پست تر از آن است که شما را تعریف کند. جناب آقای خنده که دست هایتان را هیچ گاه نتوانستیم ببوسیم چون پشت پرده ب..............بوووووووووق! امید که با همکاری شما دوره جدیدی از وزارت را شاهد باشیم.
ویرایش: در انتظار بلیت قطار جزایر بالاک به علل نگه نداشتن زبان سرخ در دهان سری سبز مایل به خاکستری.
سلام علیکم. به به. قربونت برم بَلا. چه قشنگ قشنگ سرتو میاری پایین. عاقو چطوری؟ سردماغ هستی؟ زندگی کام مده یا نمده؟ هاااا. ووی ووی ووی! نترس مشقی بود. بیا جلو..نرو. از این طرف بیا دم در بچه ها روغنتو بگیرن بزرگوار. هاااا. آدم هاااا یه مراجعه کننده جدید بین میلیون ها نفر دیگه می بینه تو ستادش هااا، اصن جیگرش حال میاد. ناموساً قبول دارین؟ هاااا. عح عح عح عح عح! ووی ووی ووی!
در مورد عاقا مرلین (و همراهشون بی بی شروین)، قبلاً هم توضیحات دادم. متاسفانه ایشون سالهاست که دیگه اصلح نیستن. به هر حال ماه پشت ابر نمی مونه هیچ وقت. ایشون و آرتور داستان ها داشتن. اصن آرتور به کنار. شما داستان نشست و برخاست ایشون با کلیسای واتیکان رو چی میگی؟ ایشون از هر کشیشی کشیک تر هستن! اینو چی میگی عاقوی اسنیپ؟ هان؟ بنده شک ندارم ایشون یه قصاب ساده بودن و حتی قبل از نزول اجلال به کره خاکی، یه شوخی تسترالی با شخص خدا میکنن که خدا عرق شرمش در میاد جلوی ملائک. به هر حال همه میدونیم خداوند، بخشنده و مهربان هستن و شما هر خبطی کنی می بخشدت بلاخره، ولی ببینید مرل چه شوخی بدی کرد با خدا که انتقام سخت رو بلافاصله گرفت این پروردگار ما و ایشونو تبعید کرد به کره خاکی. حالا چون با جلبک و باکتری همنشین شد اولش و هیچ بنی بشری نبود، واسه ما ادعای پیامبری میکنه. بنده مستندات دارم خودم که ایشون اکثر عمرشونو "های" بودن و ده پونزده تا دارالمجانین دنبال ایشون میگردن همین لحظه که من و شوما در حال اختلاط هستیم. هااااا. ووی ووی ووی!
ایشون حروم هستن و رای بهشون حرومه کلاً. آیا میخواهید برکت از سر سفره و زندگی شما بره؟ شما اصن حلال حروم سرت میشه عاقو؟ ده اگه سرت میشد که نمی اومدی بگی حسن عاقا من شما رو دوس دارم و شما اصن وزارت نیمخوای و وزیر گردونی و این حرفوو. اینا همش حرفه. تا من تکیه نزنم به پشتی محقر وزارت، دست نمیکشم از "عح عح و ووی ووی" هام. من تا مرلین رو خشک نکنم نندازم تو موزه پا پس نمی کشم. شما فکر کردین من چون بچه مصر هستم می تونید عین بچه شهرستانی های پایتخت ندیده باهام برخورد کنی. برو عمو. برو کرک و پر روغنیتو شونه کن. همینطوری ژولیده بازی در آوردی لیلی دامپت کرد رفت سراغ جیمز. عح عح عح عح عح!
------ همراهان گرامی ستاد مردمی این خادم حقیرتون، در راستای پشت دست زدن به دهن اون فسیل و همراهاش که نیان بگه شما خودت پشت صحنه وزیر بدون اجازه ت آب نمیخوره، بنده قول میدم اگه وزیر شدم، تور بیت و زوپسستان بذارم از طریق وزارتخونه که خودتون مشاهده کنید شواهد و تاریخ رو، که ببینید با چشم غیر مسلح وزرای قبلی چقدر زیاده خواه بودن و علیرغم فقدان بودجه زوپس، چقدر به ماها فشار می آوردن برای خواسته های نامشروعشون. بنده احساس خطر کردم که وارد صحنه شدم. چیز بود ماجرا. ماجرا خیلی چیزه هنوزم. چیز چیز چیز چیز چیز! چوووز چوووز چوووز!