دراکو همین طور به لاوندر که در حال دور شدن بود نگاه می کرد. به نظر می رسید استعداد هایش چندان هم مفید نبودند. پس از مدتی دوباره برای جستجوی یک ضامن به راه افتاد و در طول راه به این فکر می کرد که چه کسی ممکن است ضامن او شود.
-یعنی از کجا می تونم یه ضامن پیدا کنم؟ اگه ضامن پیدا نشه پول هم گیر نمیاریم. اگه پول گیر نیاریم ارباب...ارباب.
-جیغ نزن بچه جان.
دراکو با شنیدن صدای پیرمرد به سمتش چرخید و درست زمانی که می خواست چیزی به او بگوید، توجه اش به تابلویی که بالای یک مغازه نصب کرده بودند، جلب شد.
دراکو با دیدن کلمه ضامن روی آن تابلو با خوشحالی و به سرعت وارد مغازه شد، اما او فقط بخشی از تابلو را دیده بود که می خواست ببیند و خبر نداشت که در آن مغازه چه چیزی در انتظارش است. او نمی دانست که کلمات همیشه فقط یک معنی ندارند.
آن طرف. قصر خانواده مالفوی
-پروفسور حالا چی کار کنیم؟
-پنج دقیقه و چهل ثانیه ست اومدیم تو ولی به هیچی نرسیدیم.
دامبلدور پس از کمی فکر کردن گفت:
-محفلی های بابا. مگه فقط تو آشپزخونه غذا نگه می دارن. وقتشه یه بازدیدی از این عمارت کنیم.
بار دیگر همه هورا کشیدند و به راه افتادند.
-یعنی از کجا می تونم یه ضامن پیدا کنم؟ اگه ضامن پیدا نشه پول هم گیر نمیاریم. اگه پول گیر نیاریم ارباب...ارباب.
-جیغ نزن بچه جان.
دراکو با شنیدن صدای پیرمرد به سمتش چرخید و درست زمانی که می خواست چیزی به او بگوید، توجه اش به تابلویی که بالای یک مغازه نصب کرده بودند، جلب شد.
با ما ضامن به راحتی از دستتان در نمیرود.
دراکو با دیدن کلمه ضامن روی آن تابلو با خوشحالی و به سرعت وارد مغازه شد، اما او فقط بخشی از تابلو را دیده بود که می خواست ببیند و خبر نداشت که در آن مغازه چه چیزی در انتظارش است. او نمی دانست که کلمات همیشه فقط یک معنی ندارند.
آن طرف. قصر خانواده مالفوی
-پروفسور حالا چی کار کنیم؟
-پنج دقیقه و چهل ثانیه ست اومدیم تو ولی به هیچی نرسیدیم.
دامبلدور پس از کمی فکر کردن گفت:
-محفلی های بابا. مگه فقط تو آشپزخونه غذا نگه می دارن. وقتشه یه بازدیدی از این عمارت کنیم.
بار دیگر همه هورا کشیدند و به راه افتادند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Happiness cannot be found But it can be made







Risk of biting



نارسیسا بدو تو آشپزخونه یه آپ پرتقال مخلوط با کرفس بگیر! پسرم نیاز داره تقویت شه.