پلیس تفنگ را درآورد و رو به جمعیت گرفت و یک بار دیگر فریاد زد:
- مگه نگفتم کسی حرکت نکنه؟ هیچ کس تکون نخوره!
هکتور همان طور که دمپایی ابری صورتیای که هنگام بافتن ریش دامبلدور از لای ریشش در آورده بود را روی زمین میگذاشت گفت:
- خب مگه بلا رو دستگیر نکردی؟ فکر کردیم دیگه مشکل حل شده!
- نخیر...حل نشده. هیچ کس حق نداره تکون بخوره. یه سوال روشن پرسیدم و یه جواب واضح میخوام. کی این جسد دوم رو کشته؟
بلا تکانی به زنجیر دستبندش داد و گفت:
- هنوز اثبات نشده که مرده. شما میگی مرده، من میگم خوابه. اگه اصرار داری مرده اثباتش کن!
مرگخواران و محفلیها برای اولین و آخرین بار در طول تاریخ در یک موضوع هم عقیده شدند و همگی حرف بلا را تایید کردند:
- راست میگه...
- از کجا معلوم خواب نباشه؟
- شما تا حالا ندیدی کسی اینقدر خوابش عمیق باشه که نبضش نزنه؟
- ... مگه نشنیدی که خواب برادر مرگه؟
پلیس که از دست بلا و باقی مرگخوارها کلافه شده بود برای ساکت کردنشان تفنگش را به سمت سقف گرفت و یک تیر هوایی شلیک کرد. بوووم! گلوله از اسلحه خارج شد و به سقف قدیمی اتاق برخورد کرد و باعث شد تکه نسبتا بزرگی از گچ و آجرش کنده شده و مستقیما روی کله جسد رودولف فرود بیاید!
همه چند لحظه سکوت کردند و به رودولف و بعد به پلیس نگاه کردند. بعد دسته جمعی با انگشت هایشان به پلیس اشاره کردند و یکصدا گفتند:
- قاتل! بی رحم! رودولف فقط خوابیده بود! تو کشتیش قاتل سنگدل!
آنلاینها
8 کاربر(ها) آنلاین هستند (6 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
هافلپاف
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] هتل ملوان زبل
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
پاسخ به: هتل ملوان زبل
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

... ولی در مورد قاتل، روایات زیادی موجوده. یکی می گه دراکو کشتش... یکی دیگه می گه انگشتر ارباب رو که کش رفت نفرینی شد و مرد... یکی دیگه می گه اسنیپی که به نارسیسا قول داده بود کشتش... یکی هم می گه که اسنیپی که با خود دامبلدور توافق کرده بود...










