هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱:۲۷ دوشنبه ۳۱ مرداد ۱۴۰۱

مادام هوچ


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۸ شنبه ۱۵ شهریور ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۰:۴۹:۱۱ دوشنبه ۲۵ دی ۱۴۰۲
از زمین کوییدیچ هاگوارتز
گروه:
مـاگـل
پیام: 112
آفلاین
به نام دامبلدور کبیر

-اِهم اِهم...
-عه خودتی مادام هوچ؟ واو آفتاب از کدوم ور درومده که هوچ بعد سالها برگشت!!!
-دلم یه ذره شده بود!!!
-آخی منم!!!
-نههه با عرض معذرت منظورم برای دفتر و زمین کوییدیچ هاگوارتز بود. لطفاً دفترم رو باز کنید!!! رمز تابلوی هافلپاف هم یادتون نره!🤗
-عه با عرض معذرت مادام جان همینجوری نمیشه که باید فرم معرفی شخصیت رو دوباره پر کنی!
-الان تلافی درآو.... باشه فرم رو بده.🙄

نام: رولاندا هوچ ملقب به مادام هوچ
جنسیت: مونث
گروه: هافلپاف
محل زندگي: هاگوارتز
موقعیت: مدرس درس پرواز و داور بازی کوییدیچ و مسئول تمام فعالیت های مرتبط به جارو
ظاهر: خوش قيافه، بوی استایل با موی خاکستری کوتاه و چشم های زرد مثل شاهین
اخلاق: سختگير و پايبند به مقررات اما مهربان و دلسوز و مراقب دانش آموزانش است و توسط دانش‌آموزانش به دلیل علاقه‌اش به بازی‌های جوانمردانه و پاک مورد احترام قرار می‌گیرد.
آنیماگوس و پاترونوس: هردو به شكل شاهین
چوبدستی: 28 سانتی متر درخت اِپدوئیم چوب بنفشه با موی تسترال انعطاف پذیر
چوب جارو: دارای کلکسیونی از چوب های جاروی تاریخی و مدرن
نِِژاد: بریتانیایی اصیل
زندگینامه :
رولاندا هوچ در سال 1901در یک خانواده ی جادوگر متولد شد.
علارغم مخالفت پدر و مادرش در کودکی جارو سواری را یاد بگیرد.
وقتی که برای اولین بار در دورهمی دوستان پدر و مادرش سوار جاروی پسر یکی از دوستان پدرش شد، همه از استعداد و مهارت پرواز او حیرت زده شده بودند و باورشان نمی‌شد که این اولین بار باشد که رولاندا سوار جارو می‌شود. از همان زمان عشق رولاندا به جارو و پرواز مشهود بود.

رولاندا قبل از دریافت آموزش جادویی، اولین چوبدستی خود را به طول 25 سانتی متر از چوب درخت بید و موی تک شاخ با انعطاف بالا در سن یازده سالگی از فروشگاه چوبدستی اولیوندر
خرید. او در مدرسه جادو و جادوگری هاگوارتز در اسکاتلند ثبت نام کرد، جایی که مدیر مدرسه فینیاس نیگلوس بلک بود. در اولین سال تحصیلی‌اش در کلاس‌های پرواز عالی بود و همین باعث شد در سال بعد به‌ عنوان جستجوگر تیم کوئیدیچ هافلپاف بازی کند!

بعد از فارغ التحصیلی هم علاقه ی رولاندا به پرواز متوقف نشد. هرچند به دلیل جنگ بزرگ همه فعالیت های کوییدیچ توسط وزارتخانه متوقف شده بود اما این نمی‌توانست جلوی پرواز او را بگیرد.

رولاندا قبل از پایان جنگ بزرگ فارغ‌التحصیل شده بود و یک جارو پیکان نقره‌ای خریده بود. یک شب، جاروی او توسط یک دستگاه ضدهوایی ماگل شناسایی شد که به نظر او شخصاً توهین آمیز بود. از نظر او تنها چیزی که تحقیرآمیزتر از آن واقعه بود، زمانی بود که یک دانش آموز چندین دهه بعد، در سال1991 با طلسمی شیطانی در مسابقات اختلال ایجاد کرد.

در مقطعی پس از فارغ‌التحصیلی، رولاندا به هاگوارتز بازگشت و پست‌های مربی سال اول پرواز، داور کوئیدیچ و مربی مسئول تمام فعالیت‌های مربوط به جارو را بر عهده گرفت. دفتری که به او داده شد در برجی از قلعه نزدیک زمین کوییدیچ قرار داشت، که جعبه ای که گلدن اسنیچ، کوافل و بلاجرز ها در آن نگهداری می‌شدند را زیر قفل و کلید آن اتاق نگه می‌داشت. کلاس‌های او که در سال‌ اول نحوه پرواز را آموزش می‌داد، در زمین‌های آموزشیِ پشت قلعه، نزدیک استادیوم کوئیدیچ و گلخانه‌های گیاه‌شناسی برگزار می‌شد.

مادام هوچ مثل همه پروفسوران دیگر در نبرد هاگوارتز مقابل ولدمورت شرکت کرد و پس از شکست ولدمورت و بازسازی دوباره هاگوارتز به موقعیت تدریس قبلی خود بازگشت.





تایید شد!
خوش برگشتین.


ویرایش شده توسط مادام هوچold در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۳۱ ۱:۴۱:۲۸
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۳۱ ۱۰:۴۵:۰۱
ویرایش شده توسط مادام هوچ در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۳۱ ۱۵:۲۸:۳۶
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۳۱ ۱۵:۵۹:۰۱

تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۱۲ یکشنبه ۳۰ مرداد ۱۴۰۱

هلن مونرو


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳ شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۶:۴۴:۰۹ دوشنبه ۷ خرداد ۱۴۰۳
از کتابخونه
گروه:
مـاگـل
پیام: 7
آفلاین
نام :
هلن مونرو
گروه:
هافلپاف!
پاترونوس :
گربه

ویژگی های ظاهری و اخلاقی:
موهای سبز رنگ که معمولا با گل های سفید بسته شده.
چشم های عسلی ، مژه های بلند ، صورت گرد و سفید و یک خال کوچیک کنار گونه.
اغلب لباس های بلند و گشاد میپوشه.
مهربون ، آروم و درونگرا
برای همین هم به گروه هافلپاف رفت!
سعی میکنه به دوست هاش کمک کنه و همه رو دوست داشته باشه.

حیوان خانگی:
همه چی ؛ درواقع خوابگاه دخترانه ی هاگوارتز پر شده از موجودات عجیب و غریب.
اون واقعا عاشق حیواناته!

خلاصه ی کوتاهی از زندگی:
در یک خانواده ی ماگل زاده متولد شد.خانواده ای گرم و صمیمی که همه ی همسایه ها از همنشینی با اونها لذت می‌بردند.
هلن دختر کوچک خانواده بود البته یک برادر بزرگتر هم داشت که باهاش مهربون بود.
از بدر تولد موهای سبز رنگ داشت.با تمام حیوانات دوست بود.از کودکی قدرت های کوچیک و خارق العاده ای داشت و... عاشق پروانه ها بود.
خانواده اش قدرت هایی که بعضی اوقات از هلن سر میزد رو نادیده می‌گرفتند و حتی سعی نمی‌کردند گرمی و صمیمیتی که در خانه بود رو با این موضوعات خراب کنند.مادر هلن یک خیاط عالی در شهر خودشون بود و پدرش استاد دانشگاه اونا هر هفته با هم فیلم میدیدند و انقدر صمیمی بودند که نمیزاشتند کسی توی خانه غمگین باشه.یک سال برای تعطیلات به طرف دریا رفتند ، اما ...
در بین راه تصادف سنگینی کردند که باعث شد بدجور آسیب ببینند.پدر و مادرش توی اون تصادف مردند ، هلن و برادرش زنده موندند ولی بخاطر اینکه سن هردو کم بود به پرورشگاهی توی جنوب لندن منتقل شدند.اون فضای ترسناک و غمگین پرورشگاه روحیشونو تیره و تار کرده بود.
برادر مهربونش دیگه باهاش حرف نمیزد.هلن کل روز توی اتاق گریه میکرد و با گنجشک ها حرف می‌زد ، هرچقدرم سعی میکرد خودش رو قوی نشون بده نمیتونست ، مرگ پدر مادرش لطمه ی بزرگی به زندگیشون زده بود.توی اون سن ، واقعا سخت بود.
زندگیشون همینطور می‌گذشت.
هرچه جلوتر می‌رفتند هلن بیشتر سعی‌میکرد رابطه اش را با برادرش بهتر کند اما ، انگار برادرش از او متنفر بود.در سن یازده سالگی جغد کوچکی برایش نامه ای از هاگوارتز آورد.
اوا فکر کرد این هم یک شوخی از طرف بچه های پرورشگاه است ولی وقتی جغد هایی که در حال جمع کردن وسایلش هستند رو دید ، باور کرد خواب نمی‌بیند.
به هاگوارتز رفت و بخاطر مهربونیش در گروه هافلپاف جای گرفت.دوست های زیادی پیدا کرد و توانست چیز های جدیدی ببیند‌.
و فعلا خوشبختانه یا‌ متاسفانه خوابگاه هافلپاف با هجوم جمعی از پروانه ها محاصره شده!
باید برم جمعشون کنم.


تایید شد.
به ایفای نقش خوش اومدی!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۳۱ ۰:۰۹:۴۲
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۶/۱ ۲۲:۳۵:۱۶

𝘐𝘯 𝘮𝘺 𝘴𝘩𝘰𝘦𝘴, 𝘫𝘶𝘴𝘵 𝘵𝘰 𝘴𝘦𝘦, 𝘸𝘩𝘢𝘵 𝘪𝘵’𝘴 𝘭𝘪𝘬𝘦 𝘵𝘰 𝘣𝘦 𝘮𝘦, 𝘐’𝘭𝘭 𝘣𝘦 𝘺𝘰𝘶, 𝘭𝘦𝘵’𝘴 𝘵𝘳𝘢𝘥𝘦 𝘴𝘩𝘰𝘦𝘴


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۲۳:۱۱ شنبه ۲۹ مرداد ۱۴۰۱

بلو مون


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۰ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۴:۴۹ شنبه ۱۹ فروردین ۱۴۰۲
از من به شما!
گروه:
مـاگـل
پیام: 101
آفلاین
اهم‌ اهم...
از این ور بود دیگه درسته؟

بی زحمت رمز عبور جدید اسلیترین رو بدین!

این بیرون هوا گرمه.
و من هم هر دقیقه دارم پلاسیده تر میشم.

منو بفرستین داخل گروه عزیزم!


انجام شد.
خوش برگشتی!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۹ ۲۳:۵۸:۲۱

دست به حباب هام نزنید. پاهم نزنید حتی. تصویر کوچک شده


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۸:۰۵ جمعه ۲۸ مرداد ۱۴۰۱

آملیا فیتلوورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۲۶ دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۰:۱۰:۳۰ چهارشنبه ۱۳ دی ۱۴۰۲
از جغد دانی هاگوارتز
گروه:
مـاگـل
پیام: 8
آفلاین
نام : آملیا فیتلوورت
متولد : 29 آگوست 1982
گروه : هافلپاف
ویژگی های ظاهری : صورت سفید، چشم های قهوه ای تیره، موهای قرمز کوتاه، قدی کوتاه تر از هم سن و سال های خودش
جارو : (همان بهتر که ندارد)
چوبدستی : (اطلاعات دقیقی از تعداد چوبدستی هایی که شکسته و الان آخرینش کدام است وجود ندارد)
معرفی کوتاه : آملیا کار های عجیب و غریب زیادی انجام می دهد، همانطور که از وقتی که نوزاد یک یا دو روزه بود انجام میداد. البته کسی پدر و مادر واقعیش را ندیده است (که بعدها آملیا روی دورگه یا اصیل بودن خونش به مشکلات زیادی بر میخورد)، اما روزی که آشپز میانسال پرورشگاه جوانه های فردا او را پیدا کرد، قطعا روز عادی نبود.
برخلاف نوزاد های زیبایی که خوابیده درون یک سبد پیدا میشوند، آملیا فقط درون یک پارچه ی سفید رنگ و با چشم های باز و کاملا هوشیار پیدا شد، اما وقتی که آشپز میخواست او را بلند کند، با حمله ی بی سابقه ی تعداد زیادی جغد مواجه شد و در حالی که آن مرد چاق در حال جیغ داد و درخواست کمک بود و تلاش میرد تا از ریش عزیزش در مقابل نوک های جغد ها محافظت کند، آملیا ی کوچک فقط میخندید و از حضور جغد های زیاد لذت میبرد. درباره ی اینکه آیا واقعا آملیای نوزاد آن ها را به آنجا آورده بود یا خیر نمیتوان نظری داد اما قطعا در عشق و علاقه او نسبت به جغد ها شکی نیست.
وقتی 5 سالش شد دو زوج جادوگر، با توجه به تعریف های کارکنان پرورشگاه درباره ی جا به جایی خوراکی ها به سمت اتاق آملیا در حالی که قسم میخوردند آن ها پرواز میکردند و حضور همیشگی تعداد زیادی جغد های رنگارنگ در اتاقش که باز هم قسم میخوردند که پنجره ی او را با انواع و اقسام مختلفی از قفل ها بسته بودند، سرپرستی او را بر عهده گرفتند.
وقتی که برای اولین بار سوار جاروی پرنده ی مخصوص خردسالان شد، همه متوجه شدند که او در کویدیچ افتضاح است. آملیا در تمام دوران کودکی خود انواع جغد های به قول خودش تنها و بی سرپرست را به خانه می آورد که نتیجه ای جز شکایت های دیگر همسایه های جادوگرشان نداشت و همینطور شکستن وسیله های بسیاری از خانه خود (از فنجان های قدیمی مادر بزرگ عمه ی جدیدش گرفته تا شکستن تمام پنجره های خانه فقط برای راه دادن یک جغد قهوه ای خال خالی خسته) ازدیگر دستاورد های او بود.
وقتی آملیا نامه ی هاگوارتز اش را دریافت کرد معتقد بود که ویژه ترین جغد را برای او فرستاده اند، هرچند که نه تنها پدر و مادرش بلکه حتی خود آن جغد هم حرفش را باور نکردند.
وقتی که وارد هاگوارتز و در گروه هافلپاف گروهبندی شد، نکته ی دیگری را فهمید که او را تا مرض سکته پیش راند: جغد دانی هاگوارتز، بهشت آملیا. البته نکته های دیگری برایش همیشه به صورت علامت سوال باقی ماندند : اینکه تعداد شیشه ها و وسایلاتی که در کلاس معجون سازی نابود میکند (و خواهد کرد) بیشتر است یا تمام چشم غره های پروفسور اسنیپ و تنبیهاتی که شده است (و قرار است بشود)، یا اینکه افتضاح بودنش در کلاس پرواز و تعداد دفعاتی که جارویش را به سمت دیگر بچه ها کوبیده است بیشتر است یا تعداد دفعاتی که پروفسور مک گونگال در کلاس تغییرشکل از او نا امید (تر) شده است... اما قطعا استعدادش در ورد های جادویی و کلاس مورد علاقه اش گیاه شناسی نکته های مثبتی درباره ی او هستند.
آملیا دختر مهربان و خوش صحبتی است، اما گفت و گو با جغد ها را بیشتر از هر چیز دیگری ترجیح میدهد، مخصوصا جغد سفید و زیبایی که همان اول که او را دید به شدت عاشقش شد و همان طور که وقتی فهمید آن جغد سفید متعلق به همان هری پاتر معروف است بیشتر هم عاشق شد... البته منظورمان جغد هری پاتر است، هرچند که آملیا فقط خودش از دلش خبر دارد.
آملیا خیلی زود با هاگرید دوست صمیمی (او خودش میگوید حتی از هری پاتر و دوست هایش صمیمی تر) شد و البته همیشه از او حمایت میکرد.
با توجه به افتضاح بودنش در درس تغییر شکل، خرابکاری هایش در کلاس معجون سازی حتی با اینکه عاشق این درس بود اما هیچ وقت نمره ی قابل قبولی نمیگرفت، نمره ها و استعداد بینظیرش در درس وردهای جادویی، توانایی اش در گیاه شناسی اگر دستور عملی را فراموش نکند (یک بار کامل کلاس گیاه شناسی را نابود کرد) و عملکرد متوسطش در درس دفاع در برابر جادوی سیاه؛ در سال پنجم (و درخشیدن ناگهانی اش در کلاس پروفسور اسلاگهورن) تصمیم گرفت که یک شفادهنده بشود (قبلا میخواست اولین پرورشگاه جغد ها را تاسیس کند). البته که پروفسور اسپراوت کاملا رک به او گفته بود که نمره هایش نمیتوانند خیلی قابل قبول بشوند، اما آملیا تصمیمش را گرفته بود و کاملا خودش را در جغد دانی حبس کرده و فقط درس میخواند و اصلا هم حواسش با جغد ها پرت نمیشد.
به هر حال آملیا امتحان س.م.ج اش را با موفقیت ( و تعجب افتخار تمامی پروفسور ها به ویژه پروفسور مک گونگال) گذراند.
در زمانی که ولدمورت به قدرت رسیده بود و فقط اصیل زادگان حق ورود به هاگوارتز را داشتند، آملیا به مشکلات زیادی برخورد ولی در اخر با صداقتی که در هنگام کار با سشوار (و سوزاندن صورت های دو مرگ خوار) داشت و گفتن جمله ی " ماگل ها عجیب غریبند و من قطعا هیچ نسبتی با آن ها ندارم" مجوز ورودش را گرفت.
هیچ کس حمایت های او را (از جمله فرستادن تعداد زیادی جغد های وحشی برای مرگ خواران) از هری پاتر و عشقش نسبت به جغد سفیدش (یا خود هری پاتر ؟) نفهمید اما او با تمام توانش جنگید و جغد های زیادی را در آن راه فدا کرد. (البته جغد ها خود را برای او فدا کردند)
آملیا هم اکنون در بخش مسمومیت های گیاهی بیمارستان سنت مانگو مشغول به کار است... یا حتی ممکن است هنوز در هاگوارتز باشد!


تایید شد!
خیلی خوش اومدی به ایفای نقش.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۸ ۲۱:۴۹:۵۸





پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۳:۰۲ شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱

ریموس لوپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۳ یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۵:۱۳:۰۲ جمعه ۱۵ دی ۱۴۰۲
از Number 4- Privat Drive
گروه:
مـاگـل
پیام: 5
آفلاین
نام : ریموس لوپین
گروه : گریفندور
نام مستعار : مهتابی (Moony )
وضعیت خونی : دورگه
پاترونوس : گرگ
عضو محفل ققنوس
همسر نیمفادورا تانکس
پدر ادوارد ریموس تد لوپین

ریموس لوپین در 5 سالگی توسط فنریر گری بک گرگینه گاز گرفته و تبدیل به گرگینه شد . پس از رفتن به هاگواتز سعی کرد این موضوع رو از همه مخفی کنه چون می ترسید بهترین دوستاش دیگه پیشش نباشن . اما اونا همیشه می پرسیدن که چرا ماهی یک روز غیبش میزنه و اون هم به دوستاش دروغ میگفت اما سال دوم دوستاش متوجه این قضیه شدن و نه تنها اونو ترک نکردن بلکه خودشون رو جانور نما کردن تا بهش روحیه بدن . به همراه بهترین دوستانش جیمز پاتر (Prongs) و سیریوس بلک ( Pad foot ) و پیتر پتی گرو ( Vorm Tail ) در زمان بدر کامل ماه که ریموس لوپین به گرگینه تبدیل میشد از طریق بید کتک زن به کلبه شیون آوارگان می رفتند و او را همراهی می کردند و سر انجام از هاگوارتز فارق التحصیل شد .
در زمان سومین سال تحصیل هری پاتر در هاگوارتز تدریس درس جادوی سیاه ( Dark Arts) را بر عهده گرفت .
در آن زمان سوروس اسنیپ برای او معجون ضد گرگینه درست می کرد تا او را از درد و رنج تبدیل شدن به گرگینه آسوده سازد
پس از فاش شدن گرگینه بودن او در مدرسه از شغلش استعفا داد و ماموریت های محفل ققنوس را انجام میداد .
چهار سال بعد عاشق نیمفادورا تانکس شد و با او ازدواج کرد و چند ماه بعد از ازدواج صاحب فرزندی شدند و لوپین برای این اتفاق ناراحت بود چون نمی خواست تا یک گرگینه دیگر متولد شود و به هری پاتر که سعی داشت جان پیج های ولدمورت را نابود کند پیشنهاد کمک داد اما هری پاتر او را به طور نمادین تحقیر کرد تا از آنجا برود و با خانواده اش باشد . لوپین هم بسیار خشمگین شد و از انجا رفت . پس از بدنیا آمدن ادوراد ریموس تد لوپین ، هری پاتر را پدر خوانده او کرد .
چند ماه بعد که هری پاتر و محفل و..... در هاگوارتز مشغول نبرد با ولدمورت و مرگخوارانش و شکست دادن او بودند همراه با همسرش توسط آنتونی دالاهوف مرگخوار کشته شد.


تایید شد.
خوش اومدی!


ویرایش شده توسط Harry_Potter1 در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۲ ۱۳:۱۴:۴۰
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۲ ۱۳:۳۱:۰۷



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۳:۳۷ شنبه ۲۲ مرداد ۱۴۰۱

الکس سایکس


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۴۲ سه شنبه ۱۱ خرداد ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۰:۰۸:۳۱ پنجشنبه ۱۴ تیر ۱۴۰۳
گروه:
مـاگـل
پیام: 31
آفلاین
سلام
لطفا دوباره دسترسی گروه اسلیترین رو بهم بدین مرسی.


انجام شد.
خوش برگشتین!


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۲۲ ۸:۳۲:۵۸


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۳۸ چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱

گریفیندور

مینروا مک گونگال


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۸ پنجشنبه ۲۵ خرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲:۰۸:۰۰ چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۴۰۳
از عمارت پوگین
گروه:
جادوآموخته هاگوارتز
گریفیندور
جـادوگـر
پیام: 467
آفلاین
نام:مینروا مک گونگال

محل زندگي: هاگوارتز
سن: اطلاعتی در دسترس نیست
سمت: مدیر هاگوارتز - استاد تغییر شکل و مدیر فعلی هاگوارتز
تجربه: سي و نه سال تدريس در كلاس تغيير شكل
ظاهر كلي: خوش قيافه ولي خشن
اخلاقيات: سختگير و پايبند به مقررات اما او همچنین می‌تواند کسی باشد که گاهی به شما اجازه می‌دهد کمی از شرارت فرار کنید. و این چیزی است که در مورد مک گونگال بسیار دوست‌داشتنی است.
علايق: تغيير شكل دادن, نظارت بر امور مدرسه
توانمندي خاص: آنیماگوس يا جانور نما به شكل گربه
شهرت: پروفسور مك گونگال

مک گوناگال به عنوان یک جادوگر قدرتمند در نظر گرفته می شود که در بسیاری از اشکال جادوگری، به ویژه تغییر شکل و طلسم، مهارت دارد. او قادر است جادوهای خاصی را بدون طلسم یا گاهی اوقات بدون استفاده از عصا انجام دهد. مک گوناگال یک آنیماگوس ثبت شده است و می تواند به دلخواه خود را به یک گربه تابی تبدیل کند. مک گونگال همیشه مورد احترام همسالان و شاگردانش در هاگوارتز بود و پس از دامبلدور در جایگاه دوم قرار داشت. او به دلیل سختگیری و حس شوخ طبعی خود قابل توجه بود.مینروا مک گوناگال یک جادوگر مهیب با توانایی‌های جادویی قدرتمند است، حتی با ولدمورت روبرو می‌شود.

شناسه قبلی: مینروا مک گونگال قدیم
بازگشت بعد از ۱۶ سال


خیلی خوش برگشتین!
دسترسی ایفای نقشتون رو دادم، ولی اشاره ای به گروه نکردین. اگه دسترسی گریفیندور رو می‌خواین یه پیام شخصی برای من بفرستین تا براتون فعالش کنم.

تایید شد!


ویرایش شده توسط نگین در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۹ ۱۲:۴۹:۰۶
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۹ ۱۶:۵۸:۰۳


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۴:۱۴ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۱

ریموس لوپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۵۳ یکشنبه ۱۶ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۵:۱۳:۰۲ جمعه ۱۵ دی ۱۴۰۲
از Number 4- Privat Drive
گروه:
مـاگـل
پیام: 5
آفلاین
نام : هری پاتر
گروه : گریفندور
وضعیت خونی : اصیل زاده
پاترونوس : گوزن نر
حیوان خانگی : جغد
چوبدستی : چوب: چوب مقدس مغز: پر ققنوس قد: 28

قد متوسط
چشم آبی
مو مشکی

عاشق کوئیدیچ
جستجو گر تیم
عضو انجمن ت.ه.و.ع

مهربان ، درسخون ، عاشق خانواده و دوستان ، شجاع و دلیر


متاسفانه شخصیت هری پاتر جزو شناسه‌های خاص محسوب میشه و امکان برداشتنش در حالت عادی وجود نداره. لطفا شخصیت دیگه ای از لیست شخصیت های گریفیندور یا بدون گروه انتخاب و اینجا معرفی کنید.
در ضمن این میزان توضیح برای معرفی شخصیت کافی نیست و لازمه بیشتر و کاملتر شخصیت انتخابیتون رو توصیف کنید.

تایید نشد.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۸ ۱۴:۳۳:۳۰



پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۱۲:۴۷ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۱

Tahaphturk


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۲:۱۱ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۱:۰۸ چهارشنبه ۱۹ مرداد ۱۴۰۱
از تبریز
گروه:
مـاگـل
پیام: 4
آفلاین
سلام
نام taha
نام خانوادگی Potter
من اصیل زاده هستم از خانواده پاتر ها عاشق خطر کردنم و بین دوستام به شجاعت شهرت دارم. از آدم فروشی متنفرم همیشه کتاب می خونم باهوشم
نوع چوبم درخت هولی مغز پر ققنوس
ارتفاع 11اینچ
از هری پاتر ارث رسیده
پاترونسم عقاب هست



دیگه به هیچ وجه پستی که توسط مدیر یا ناظر ویرایش میشه رو تغییر نده!

هنوز به کارگاه داستان نویسی نرفتی و بدون طی کردن مراحل ایفای نقش، نمی‌تونی شخصیت برداری. علاوه بر این، شخصیت های ساختگی هم تایید نمیشن. پس اگر می‌خوای وارد ایفای نقش بشی باید طبق این مراحل پیش بری:

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه نمایشنامه نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)
3. مطالعه‌ی بیوگرافی گروه‌های چهارگانه هاگوارتز و مراجعه به تاپیک گروهبندی.
4. انتخاب یک شخصیت از لیست شخصیت های گرفته نشده و معرفی در تاپیک معرفی شخصیت.


ویرایش شده توسط Tahaphturk در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۸ ۱۲:۵۱:۰۳
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۸ ۱۲:۵۳:۰۸
ویرایش شده توسط Tahaphturk در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۸ ۱۳:۰۲:۴۶
ویرایش شده توسط Tahaphturk در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۸ ۱۳:۰۹:۵۰
ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۸ ۱۴:۲۶:۴۱

Taha potter


پاسخ به: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
پیام زده شده در: ۰:۳۵ دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱

اسکندر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۲۴ دوشنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۱
آخرین ورود:
۱۶:۲۶:۵۳ سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۴۰۲
گروه:
مـاگـل
پیام: 7
آفلاین
گروه: اسلیترین

نام: اسکِندِر

نوم و نشون: قنداقم، اسکندر قنداق! ننه قمر بچه بودیم اِسکِندِر صدامون میکرد.
نـشونمون هم که گفتنی نیس دیگه، یه بچه قنداقی که،.... اصلا تو رو سننه؟
آنچه گذشتمونم میخوای؟

ویژگی اخلاقی:
تو روسننه؟ بی ادب هم خودتی، رو مخ من نرو تا چهره بی تربیتمو نبینی! البته اگه چنتا اسکناس بذاری پَرِ شال قنداقم شاید بتونیم با هم کنار بیایم.

چوب دستی: از چوب درخت دیزرت بلاد وود به طول بیست‌وشش سانت با مغزیه رگ قلب سمندر شکرستونی(همون اژدها) 

پاترونوس: ننه قمر

زندگی نامه: یه ننه قمر داشتیم، همیشه ما رو میزد زیر بغل میبرد اینور اونور؛ همه مونده بودن مگه ما ننه بابا نداریم؟ راستیتش اگه داشتیمم یادمون نمیاد، آخه ننه قمر بعد از این که تدریس توی هاگوارتز رو ول کرد و رفت دِه نمکستون با یه مشنگ عروسی کرد و بچه هاش فشفشه شدن.
ننه قمر که خیلی ناراحت بود از این که هیچ کدوم از بچه هاش جادوگر نشدن، چوب دستیشو تبدیل به عصا کرد و از اون به بعد شد ننه قمر.
گذشت و گذشت تا یکی از بچه های ننه قمر بچه دار شد و اسمشو گذاشت اسکندر.
القصه، ما که اسکندر باشیم اولین دندونمون رو که میخواسیم دراریم ننه قمر برا اولین بار اومد مارو ببینه و آش دندونی بپزه برامون؛ همونجا بود که دید ما وارث قدرت جادوییشیم. ننه قمر که نمیخواست بین مشنگا منم مشنگ زاده ای دور از سحر و جادو بشم، مارو زد زیر بغل و به شکرستون فرار کرد. البته ناگفته نمونه که قبلشم با سحر و جادو منو خودشو از خاطرات همه نمکستونیا محو کرد. هر داستانی راجب من غیر این شنیدین دروغه. مخصوصا اون داستانی که مادرم چون بابام تو دریا گم شده منو گذاشت در خونه پهلوون فرصت و دوتا نوچه هاش شعبون و رمضون.

شناسه قبلی: سوروس اسنیپ


تایید شد!
خوش برگشتی.


ویرایش شده توسط سو لى در تاریخ ۱۴۰۱/۵/۱۷ ۰:۳۹:۵۸







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.