شخصیت جادویی خودت را بساز، به یکی از چهار خانه ملحق شو، در کلاسها شرکت کن، کوییدیچ بازی کن و ماجراجوییهای خودت را بنویس.
✨ بیش از ۱۵,۰۰۰ جادوگر از سال ۱۳۸۲
🏰 ۴ خانه فعال: گریفیندور، اسلیترین، هافلپاف، ریونکلاو
📚 اساتید راهنما تو را قدمبهقدم همراهی میکنند
⚡ ماجراجوییهای بیپایان در انتظار توست
🗺 سفر تو در هاگوارتز:
📝یک داستان کوتاه بنویس
🧙شخصیت خودت را بساز
🛒از کوچه دیاگون خرید کن
🎓به یک خانه ملحق شو
همه چیز ساده است! استاد راهنمای اختصاصی تو را در هر قدم کمک میکند
درود خدمت آقای حسنی! مدیر شایسته این وقت، اون وقت و تموم وقت مدرسه و این سایت!
حقیقتا عاجزم زبانه، از این همه سطف و لخاوت. ببخشید من یکم هول شدم کُدای زوپسم چپکی میاد! نمیدونم لایق این همه لطف و توجه هستم یا نه؟! اما امیدوارم جنبه اشو داشته باشم. نمیدونم چی بگم واقعا!
نه صبر کنید! چرا! می دونم! حالا که تریبونش دستم اومده، اجازه بدین از چند نفر تشکر کنم!
تشکر می کنم از الستور و گابریل که با صبر و حوصله پای پرورش و تربیت من وایستادن. کمکم کردن همه خراب کاری هامو جمع کنم. واقعا اگه بگم پدر و مادر سایتی من هستن، اغراق نکردم.
تشکر می کنم از مروپ بانو و سدریک عزیزم. کلی چیز ازشون یاد گرفتم و کلی چیز قراره که ازشون یاد بگیرم.
تشکر می کنم از روندا، پاتریشیا، تلما و جوزفین که هر موفقیتم رو، هرچند کوچیک بهم تبریک گفتن و موقع شکست هام کنارم بودن و بهم دلداری دادن.
از ایزابل عزیز هم، بعنوان یه دوست، همراه و یاور که هر لحظه ازش درمورد نویسندگی و یا مسائل سایت سوالی پرسیده بشه، راحت و با صبر و حوصله بهت توضیح میده هم نهایت تشکر رو دارم.
و در نهایت از شما هم بابت فراهم کردن بستری برای تحقق رویاهای کودکی ما تشکر می کنم، جناب مدیر!
این مدال درواقع مال شماست. دارایی و سرمایه ارزشمند من، شما عزیزان هستین.
و این مدال، در امضای من قرار میگیره و این پست بهش لینک میشه که من همیشه یادم بمونه، من اگه تنها بودم، شاید هیچوقت این حس های خوب رو تجربه نمی کردم و همشو مدیون شمام!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در 1403/2/16 23:24:36 ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در 1403/2/17 0:38:34
Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin
سلــــــــــــــــــــــــام علیـــــــــکم آقای جعفری! احوالت؟ خوبی؟ خوشی؟ زندگی کام میده یا نمیده؟ ووی ووی ووی!
غرض از مزاحمت، اومدم مدال طلایی رنگ و درجهی یک "زوپصطفی" رو تقدیم کنم. شما اولین و شاید آخرین دریافت کنندهی این مدال باشید. هیچ موجود زنده و مُردهای تاکنون موفق به دریافت این مدال نشده و کلاً بالاتر از این مدال نداریم و نخواهیم داشت هیچوقت. حالا میخوان دوستان باور کنن میخوان باور نکنن. ووی ووی ووی!
مدالهای کذایی مرلین در برابر این نمونهی داخلی و اسلامی پشیزی نمیارزند. قطعاً شما به عنوان یک جادوگر مسلمان شایستهترین دریافت کننده این مدال به حساب میاین.
این مدال به سبب تحولات بنیادین و عمیقی هست که شما در این دهکدهی سراسر جادویی ایجاد کردین. فقط جان عزیزت نذار این گوسفندات بیان سمت مدرسهی من. همه جارو nesquik balls ورداشت برادر!
این خیلی خوبه که ایده پردازی میکنی و از اون بهتر، اینکه ایده هات رو بیان میکنی. اما در مورد این ایده ات یکی، دو نکته هست که باید بهت بگم!
اصولا تاسیس تاپیک هایی با کاربری مشابه، اشتباهه! هتل ملوان زبل دقیقا همین کاربرد رو داره!
دوم اینکه همونطور که سدریک کمی پایین تر اشاره کرده، یسری چارچوب ها هستند که وجودشون داخل سایت، ظرافت خاصی رو به سایت اضافه کرده و عدم رعایتشون اون ظرافت رو میشکنه و باعث بی نظمی و هنجار شکنی میشه که وجود یک مرگخوار و محفلی توی یک اتاق، در مسافرخونه دقیقا همین مشکل رو داره. اما اگه نفهمن و اشتباها طی حواسپرتی مدیریت و عوامل مسافرخونه کنار هم بیفتن، باز اون یچیزی!
اما چون نمیخوام ایده هایی که توی ذهنت داری تلف بشن، ازت میخوام که بری به تاپیک هتل ملوان زبل و سوژه فعلیش رو اگه حوصله داری از ابتدا دنبال کنی و ایده ها و خلاقیتت رو اونجا به نمایش بزاری.
بازم اگه چیزی بود همینجا یا توی پیام شخصی باهام درمیون بزار. مث جت بهش میپردازم!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
Lorsque vous sentirez que tout est fini, le reflet du miroir vous montrera le chemin
سلام! من برای این انجمن یه ایده دارم. ایدهم اينه که یه تاپیک تاسیس بشه به اسم "مسافرخانهى خاکستری". منظور از کلمهى خاکستری، ترکیب سیاه و سفیده. مسافرخانهى خاکستری، جاییه که همیشه یه محفلی و یه مرگخوار با هم هماتاقیان و هیچ وقت دوتا همجبههای هماتاقی نمیشن. اولین سوژهش هم اینه که لرد سیاه و دامبلدور یارانشون رو میبرن به مسافرخانهى خاکستری تا یه مدتی اونجا باشن.
درود پاتریشیا.
ایده ات پس از مدت کوتاهی بررسی و نتیجه اش بهت اعلام میشه!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط کدوالادر جعفر در 1403/2/16 18:54:51
با یه کتاب میشه دور دنیا رو رفت و برگشت، فقط کافیه بازش کنی.
راستش ۱۰خط شدنِ هر پست هم چندان کمکی به حل شدن اون مشکلی که گفتم نمیکنه...همچنان احتمال بیراهه رفتن و خراب شدن سوژه هست که ناظر باید دائم حواسش باشه و در صورت نیاز اصلاح کنه. ولی خب حالا میتونیم از این مورد بگذریم و زیاد بعنوان "مشکل" بهش نگاه نکنیم...
درمورد نظارت، باید بگم که اینجوری نیست که هر تاپیک یه ناظر مخصوص داشته باشه؛ درواقع، هر انجمن یه ناظر داره و این تاپیک تو زیرمجموعهی انجمن هاگزمید قرار میگیره که در حال حاضر ناظری نداره و وظیفهی نظارتش بر عهده مدیرای ایفای نقشه. بنابراین نمیتونیم شما رو بعنوان ناظر این تاپیک قرار بدیم؛ ضمن اینکه نظارت نیازمند یه سری فاکتورهایی مثل مدت زمان عضویت، میزان فعالیت، آشنایی نسبی با رولنویسی و مواردی مثل اینهاست.
درمورد دو هفتهای شدن سوژهها، اگه یه زمانی استقبال زیادی صورت نگرفت و این سوژه توی دو هفته تموم نشد، نمیشه نصفه ولش کرد و رفت سراغ سوژه بعدی...از طرفی هم اگه ناظری نباشه برای تموم کردنش (زمانی که سوژه واقعا تموم شده، نه در طی یه مدت زمان مشخص شده)، کل این ایده و تاپیک قابل اجرا نیست.
و در پایان، باید بگم تاپیکی که فعالیتش تا این حد نیازمند یه ناظر و مراقبت مداومه، نبودش بیشتر به نفع ایفای نقشه...
اما بابت قوانینی که زحمت کشیدی و ارسال کردی تشکر میکنم.
همینجوری به فعالیتت توی سایت ادامه بده و ما رو از حضورت و ایدههات بهرهمند کن.
سلام دوباره. برای ایده ی تاپیکی که داده بودم، نظرتون چیه به جای اینکه هرکس توش یه پاراگراف ۵ خطی بنویسه، دوتا پاراگراف ۵ خطی بنویسه تا روی هم ۱۰ خط نوشته باشه؟ این طوری هم حق کسی ضایع نمی شه و هم داستان جالبی از آب درمی آد. و برای ناظر اون تاپیک بودن داوطلب می شم چون فکر کنم بتونم مدیریت کنم. و اگه تایید بشه حتما قوانین تاپیک را یه جوری خواهم گذاشت که همون طور که گفتم هم حق کسی ضایع نشه و هم داستان در انتها جالب بشه. بازه ی زمانی یک ماهه رو هم کم تر می کنم و تبدیلش می کنم به دو هفته، چون به نظرم اگه هرکس ۱۰ خط بنویسه داستان زودتر تموم می شه و به یک ماه نیازی نمی شه. اگه ۲۴ ساعت بهم مهلت بدین این قوانین رو آماده می کنم و برای اینکه بهتر بتونین روی ایدهم فکر کنین توی پیام شخصی براتون می فرستم. تا ساعت ۲:۲۴ فردا این قوانین رو براتون می فرستم و امیدوارم ایدهم تایید بشه. البته اگه تعداد خط ها در هر پست باز هم نیاز به تغییر داشت حتما به من بگین تا این تغییرات رو انجام بدم.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پاتریشیا وینتربورن در 1402/11/20 14:36:07
با یه کتاب میشه دور دنیا رو رفت و برگشت، فقط کافیه بازش کنی.
ممنون و متشکرم بابت نظر و پیشنهادی که دادی، قطعا این خیلی ارزشمنده که اعضا برای بهبود روند سایت و پیشرفت انجمنها تلاش میکنن.
درمورد این تاپیک...کلیتش جالب بنظر میاد و تاجایی که میدونم قبلا هم مشابهش رو نداشتیم. اینکه هرکس پنج خط بنویسه و همینطور بهش اضافه بشه و درنهایت بعد از حدود ۱۰ الی ۱۵ پست (یا همون بازهی زمانی یک ماهه که خودت گفتی) یک نفر پست پایانی رو بزنه، در نگاه اول جالبه.
ولی به یه ناظر فعال و کاربلد نیاز داره. چون اگه کسی نباشه که وقتی سوژه به انتهاش نزدیک میشه و دیگه چیزی برای نوشتن نداره پست پایانی رو بزنه و جمعش کنه، این تاپیک همینطوری به پست خوردن ادامه میده بدون اینکه تموم بشه و درنهایت، کلی پست پنج خطی بیهدف باقی میمونه. ضمن اینکه وجود ناظر برای جلوگیری از بیراهه رفتن سوژه هم ضروریه. توی تاپیکهای دیگه و سوژههای عادی (که هرکس یه پست تقریبا کوتاه مینویسه) حضور مداوم ناظر تا این حد ضروری نیست؛ چون با یه پست بلند میشه از خراب شدن نجاتش داد. ولی توی این تاپیک خاص، که هرکس فقط ۵ خط میتونه بنویسه، اگه ناظری وجود نداشته باشه که دائم حواسش بهش باشه و بعد از یه مدت یهو بخواد با یه پست طولانی جمعش کنه، چندان جالب نمیشه...
و همچنین فکر میکنم این پستهای پنج خطی (پستهای خیلی کوتاه درواقع) قابلیت این رو دارن که خیلی زود و راحت از سوژه خارج بشن و پست پایانی، که همون پست نتیجهست، چیز چندان جالبی از آب درنیاد.
در نهایت، باز هم ممنونم ازت، و میخوام که اگه هروقت هر ایدهی دیگهای داشتی حتما باهامون درمیون بذاری.
درمورد این تاپیک هم اگه هنوز ابهامی وجود داره و جایی هست که برات سوال باشه، یا اگه فکر میکنی اون قوانین دیگهای که گفتی میتونه این مشکلات رو برطرف کنه، همینجا یا پیام شخصی میتونی بگی. ممنونم.
سلام به ناظر محترم! راستش من قبلا ایدهم رو با ناظران مطالب اشتراکی در میون گذاشتم ولی گفتن که باید بیام توی ایفای نقش و ایدهم رو مطرح کنم. ایدهم اینه: هرماه یه سوژه داده بشه و پاراگراف اول رو من بنویسم. بعد نفر بعدی پاراگراف دوم رو می نویسه و نفر بعدی هم پاراگراف سوم رو و همین طور پیش می ره تا یه داستان خنده دار از ایده های افراد مختلف درست بشه. و برای اینکه هیچ کس حقش گرفته نشه هرکس فقط ۵ خط در طول داستان بنویسه. اگه تایید بشه قوانین دیگه ای هم خواهم گذاشت تا همه مساوی و برابر باشن. امیدوارم تایید بشه.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
با یه کتاب میشه دور دنیا رو رفت و برگشت، فقط کافیه بازش کنی.
داشتم رول های سایت رو میخوندم که متوجه شدم تو هیچکدوم از سوژه های سایت، یه اتفاقی نیفتاده. توی دنیای هری پاتر، هیچوقت سفیدی و سیاهی باهم یکی نمیشدن ولی اینجا جادوگرانه. به نظر من، یه سوژه توی دهکده هاگزمید [توی هر تاپیکی شد] باشه که در اون، تاریکی و روشنایی باهم یکی بشن.
اول از همه اینکه، ممنون از پیشنهاد و ایدهت! متشکریم! ولی خب متاسفانه نمیتونیم همچین کاری بکنیم...درسته که سایت نسبت به فیلما و کتابا آزادی عمل بیشتری داره و سوژهها کلا طبق منطق پیش نمیرن و اینا، ولی همچنان یه چارچوب اصلی وجود داره، که اگه از این چارچوب خارج بشیم زیاد جالب نمیشه.
گروههای خصوصی و دو جبههی مرگخوار و محفل هم جزئی از این چارچوبن. همونطور که یه عضو مثلا گریفیندوری، نمیتونه توی ایفای نقشش یا یه سوژهی خاص، نقش یه آدم هافلپافی رو بازی کنه، و همچنین موقع انتخاب شخصیت امکانش نیست که یه ریونکلایی رو انتخاب کنین و ببرینش یه گروه دیگه، دوستی و همکاری یه محفلی و یه مرگخوار هم نمیتونه اجرا بشه.
توی سایت همیشه اون فضای رقابتی و دشمنی بین این دو جبهه برقرار بوده و هست؛ چون اگه از بین بره (حتی فقط توی یه تاپیک) یجورایی اون هدف اصلی از ایفای نقش تحت عنوان مرگخوار و محفلی از بین میره...
نمیدونم تونستم خوب منظورمو برسونم یا نه، اما خب حرف اصلیم این بود که در اون صورت ایفای نقش بهم میخوره و باید یه سری چارچوبها رعایت بشن.
اگه هنوز سوالی داشتی یا موردی بود، میتونی همینجا یا توی پیام شخصی مطرح کنی. هرکدوم که راحتتر بودی.
سلام. خب راستش نمیدونم آیا کسی این رو میبینه یا نه. یا جواب میدن بهش. داشتم رول های سایت رو میخوندم که متوجه شدم تو هیچکدوم از سوژه های سایت، یه اتفاقی نیفتاده. توی دنیای هری پاتر، هیچوقت سفیدی و سیاهی باهم یکی نمیشدن ولی اینجا جادوگرانه. به نظر من، یه سوژه توی دهکده هاگزمید [توی هر تاپیکی شد] باشه که در اون، تاریکی و روشنایی باهم یکی بشن. مثلا:
یه مسابقه توسط فردی ناشناس برگزار میشه. جایزه این مسابقه، پول بسیار زیادیه و البته، یک معجون درمانی خیلی قوی و کمیاب. جنگ، کتابخوانی، آشپزی، کوهنوردی، همه این ها میتونه جزوی از بخش های این مسابقه باشه. اما اینجا یه نکته ای هست... گروه های دو نفره این مسابقه رو، یک محفلی و یک مرگخوار تشکیل داده! اینکه چی گروهی برنده میشه، چه اتفاقاتی میافته رو مسیر داستان مشخص میکنه...
پاسخگوی سوالات افراد علاقمند به این سوژه، در پیام های شخصی هستم.