قدم زنان... 
با قلب پرمهر...
با علی بشیر...
آمدم به تولد...
به تولد جادوگران...
اول کیک نبود...
اتاق تنگ بود...
دلها بزرگ...
گابریل بود...
هکتور بود...
لرد بود...
سالازار بود...
آلنیس بود...
ملانی هم بود...
بازهم هنوز کیک نبود...
عشق بود..
دوستی بود...
کمی سکوت بود...
کمی هیاهو...
بازهم هنوز کیک نبود...
سولی آمد...
سولی با آن مرد آمد...
سولی با کیک آمد!!
حالا دیگر کیک بود...
صفا بود...
شوق دیدار دوستان بود...
جاسوس بازی هم بود...
دوستان دیگر آمدند...
دسته دسته آمدند...
نیکلاس آمد...
با ریش و بی گالیون آمد...
الستور آمد...
بی سایه اما با تام آمد...
سدریک آمد...
با تاتسویا و آگلانتاین آمد...
فلیسیتی آمد...
از آزکابان همچون پرنده آزاد آمد...
کیک خوردیم...
غذا خوردیم...
همش هــی خوردیم...
لرد و سالازار غیب شدند...
حسابدار را کشتند و برگشتند...
مرا شکنجه کردند و رفتند...
عکس گرفتیم...
کلی خوش گذراندیم...
و رفتیم...
چه زود گذشت...
چه خوش گذشت...
روزی که با دوستان گذشت...
جادوگران عزیزم. تولدت مبارک. ❤️
از دیدن همه دوستان خیلی خوشحال شدم. واقعا مشتاق دیدار همه بودم. از حضور در چنین جمع خوبی بسیار استفاده کردم و لذت بردم. جای خیلی ها خالی بود. امیدوارم سالهای بعد ببینیمشون. پایدار و مانا باشی جادوگران.

با قلب پرمهر...

با علی بشیر...

آمدم به تولد...

به تولد جادوگران...

اول کیک نبود...

اتاق تنگ بود...

دلها بزرگ...

گابریل بود...
هکتور بود...

لرد بود...

سالازار بود...

آلنیس بود...

ملانی هم بود...

بازهم هنوز کیک نبود...

عشق بود..

دوستی بود...

کمی سکوت بود...

کمی هیاهو...

بازهم هنوز کیک نبود...

سولی آمد...

سولی با آن مرد آمد...

سولی با کیک آمد!!

حالا دیگر کیک بود...

صفا بود...
شوق دیدار دوستان بود...

جاسوس بازی هم بود...
دوستان دیگر آمدند...

دسته دسته آمدند...

نیکلاس آمد...

با ریش و بی گالیون آمد...

الستور آمد...

بی سایه اما با تام آمد...

سدریک آمد...

با تاتسویا و آگلانتاین آمد...

فلیسیتی آمد...

از آزکابان همچون پرنده آزاد آمد...

کیک خوردیم...

غذا خوردیم...

همش هــی خوردیم...

لرد و سالازار غیب شدند...

حسابدار را کشتند و برگشتند...

مرا شکنجه کردند و رفتند...

عکس گرفتیم...

کلی خوش گذراندیم...

و رفتیم...

چه زود گذشت...

چه خوش گذشت...

روزی که با دوستان گذشت...

جادوگران عزیزم. تولدت مبارک. ❤️
از دیدن همه دوستان خیلی خوشحال شدم. واقعا مشتاق دیدار همه بودم. از حضور در چنین جمع خوبی بسیار استفاده کردم و لذت بردم. جای خیلی ها خالی بود. امیدوارم سالهای بعد ببینیمشون. پایدار و مانا باشی جادوگران.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
We've all got both light and dark inside us. What matters is the part we choose to act on...that's who we really are


خداییش شماها که هر سال نصف تایم میتینگ رو نمیدونین چیکار کنین و همینجوری بِر و بِر همدیگه رو نگا میکنین، خب از همون تایم اضافی واسه گرفتن چندتا عکس درست حسابی استفاده کنین. چرا همیشه سر دعوا و گیس و گیسکشی و تعقیب و گریز به ذهنتون میرسه که الآن وقت عکس گرفتنه؟ واااااااالا. 





) و راهنماییمون کرد به جایی که باید (نه این که بفهمه جادوگران چیه، کلمه تولد کمک کرد).
) که آلنیس تو تلگرام ازم پرسید، ترتیب ورود ساحرگان و جادوگران به میتینگ رو یادم بود، ولی الان دیگه یادم نیست!