خلاصه:
یک فرا ابر چوبدستی (فاچ) سخنگو و متحرک وجود داره که ارتش تاریکی و سفید به دنبال بدست آوردنش هستن. در حال حاضر هر دو جبهه در تلاش هستن دل فاچو ببرن ولی فاچ افتاده رو دنده رد کردن همه با ذکر "کمسله". حالا فاچ با گریههاش و جادوی غلط آریانا، دریایی خروشانی درست کرده و به ناکجایی از این دریا سفر کرده. توی همین شرایط ارتش تاریکی یک قایق درست کرده تا به دنبال فاچ بره و ارتش سفید هم با تم دزدان دریایی، مروارید سفید رو از جیبشون در آوردن و سوارش شدن...............................................................................................
سیریوس و اتش سفید مفیدها با سیس نگاه در افق، در عرشه کشتی ایستاده بودند و به سرعت اسلوموشن ازجلوی قایق ارتش تاریکی رد میشدند که مروارید سفیدشان را تا جایی که میتوانند در چشم ارتش تاریکی فرو کنند.
آهنگ دزدان دریایی کارائیب هم از اسپیکری که آریانا زیر بغلش زده بود، در حال پخش شدن بود و به تم قضیه کمک میکرد. سیریوس جلوتر از بقیه ایستاده بود و مانند قناری سینه سفیدی، خودش را باد نموده و سینهاش را جلو داده بود.
همه چیز بر حسب تم بود و جانی دپ داشت کم کم در سوژه ظهور میکرد که ناگهان چیزی پراوز کنان در صورت سیریوس فرود آمد و بادش را خالی کرد. آریانا اسپیکرش را خاموش کرد و جانی دپ ظهورش را کمسل کرد.
سیریوس با عصبانیت آن شیء را از صورتش برداشت و با تعجب دید شلوارکی در دست دارد.
- این چیه؟
لرد از قایق کوچکشان با قیافه پوکر جواب داد:
- از اونجایی که از نمردن ما، شلوار دریدی، برات شلوراک پلنگی گرفتیم در جنگ لخت نباشی! این لباس زیر باب اسفنجیت نمیذاره جدیت بگیریم! بعد هم حرص نخور سیروسعلی!
معجون مادام پامفری رو خوردیم!افراد ارتش روشنایی که تازه متوجه شورت باب اسفنجی سیریوس شده بودند، جیغ کشیده و قرمز شدند. سیریوس نیز سریعا شلوارک پلنگی را پوشید و با لکنت گفت:
- خب...خب حالا! این....اینا مهم نیست! کشتی مونو دیدی لرد؟
دوریا که خیلی تحت تاثیر مروارید سفید قرار گرفته بود، ناله ایی کرد و گفت:
- ارباب! حالا چی کار کنیم؟
سالازار هم که ناخدای کشتی بودن خیلی به او می آمد، با اطمینان گفت:
- نگران نباش دوریا! نواده ما حتما یه کاری میکنه!
حرف سالازار درست بود. لرد ولدمورت ارتباطات زیادی در دنیای جادویی و غیر جادویی داشت و علاوه بر آن همیشه هم آماده بود. آماده بودن از صفات بارز لرد بود.
به همین دلیل هم، لرد دستش را در جیبش کرد و میو میو را در آورد. ( اگر خیلی جوجو هستید و نمیدونید میومیو چیه، بگم که چیز خوبی بود!.... چیه؟ لرد مگه گوگله؟ برو سرچ کن مرد!) میو میو که عاشق لرد و تحت فرمان او بود، بلافاصله متوجه موقعیت شد. لرد تنها سری برای او تکان داد و میومیو در هوا بلند شد و شروع به تغییر کرد.

میومیو که موجودی افسانه ایی بود و قابلیت تبدیل شدن به هرچیزی را داشت، تصمیم گرفت به چیزی تبدیل شود که به درد لرد عزیزش بخورد. در هوا چرخ زد و جمع شد و باز شد و بلاخره به شکل کشتی گویینگ مری (Going merry) وان پیس در دریا افتاد.

به این ترتیب، ارتش تاریکی نیز کشتی دار شدند.