لللیییدیییز انند جنتلمنز!
مفتخرم که به شمااا معرفی کنممم:
بهترین نویسندهی زندگینامه و کتب دفاع در برابر جادوی سیاه از نظر منتقدین!
استاد برتر هاگوارتز!
دارندهی نشان مرلین درجهی سه!
عضو افتخاری لیگ دفاع در برابر نیروی تاریک!
و برندهی پنج دوره رایگیری «مسحورکنندهترین لبخند» در مجلهی ویچ ویکلی!
مردی که زیرکیش مانند چهرهش شما رو مجذوب میکنه!
و اون کسی نیست به جزززز...
شخص شخیص بنده! گیلدرررروووی لااااکهااااارت!
آیا از یکنواختی زندگی مدرسهای خسته شدید؟
گیلدروی لاکهارت!
سر کلاس چیزی متوجه نمیشید و نیاز دارید یک نخبه به شما تدریس بکنه؟
گیلدروی لاکهارت!
نیاز به یک اسطوره دارید تا معیارهای شما رو نسبت به جنتلمنی بالا ببره؟
گیلدروی لاکهارت.
یا شایدم طرفدار کتابهام هستید و میخواید نویسندهی نابغهی پشتشون رو بشناسید؟
گیلدروی لاکهارت!
گیلدروی لاکهارت! مردی برای تمامی فصول.عزیزان! امروز درس شیرین دفاع در برابر جادوی سیاه رو از فصل هفده شروع میکنیم. یادتون باشه که حتما کتابی که من نوشتم رو تهیه کرده باشید؛ چون باقی کتب موجود در بازار اطلاعات منقضیشدهای دارن و صرفا به دلیل سودجویی افراد پشت پرده از بازار جمع نمیشن تا تجدید چاپ بخورن و ناشرینشون پول به جیب بزنن.
در انتهای این ترم شما قادر خواهید بود در مقابل یک مرگخوار از خودتون، خانوادتون، دوستانتون و تمام شهر محافظت کنید. اما میخوام به یاد داشته باشید که با قدرت زیاد مسئولیت زیاد هم خواهد اومد.
آیا شما آمادهی در دست گرفتن چنین مسئولیت سنگینی هستید؟
اگر نیستید خواهش میکنم همین حالا کتابهاتون رو ببندید و از کلاس برید بیرون. اگر میترسید، در دفاع در برابر جادوی سیاه هیچ آیندهای نخواهید داشت. در دفاع در برابر جادوی سیاه سه ویژگی شخصیتی مهمه: اول جرئت، دوم جرئت، سوم هم جرئت.
پس چی شد؟
[جرئت]
آفرین.
عنوان فصل رو بخونید. تو بخون. تویی که موهات وزوزیه. آره تو!
[دفاع در برابر گیاهان نفرین شده]
بسیار خوب!... با خودتون فکر کنید که چرا چنین موضوعی رو در کوریکولوم درسی شما قرار دادم. از ذهنتون کار بکشید. ببینید...کتاب همه جا هست و شما هم که سواد خوندن و نوشتن دارید. چیزی که من اینجا باید بهتون بدم یک طرز دیده.
وقتی حرف از جادوی سیاه میشه ذهن همه میره سمت آواداکداورا و کروشیو و این حرفها. اون وردها بیسیک هستن. همه میدونن چطور جلوشون رو بگیرن.
مطمئنم شما هم میدونید و اگر خرده ایرادی هم دارید کتاب «دفاع در برابر جادوی قهوهای برای نوگلان» که نوشتهی خودمه رو بخرید و بخونید؛ من هم برای شفافسازی اینجا هستم. ولی موضوع درس ما اونها نیستن؛ چون شما قرار نیست همه باشید. شما قراره ریزهکاریها رو هم بلد باشید.
قبل از اینکه مادرم متوجه بشه که بارداره!...در فنجون قهوهش!... یک ستاره دیده شد که من بودم. پیشگو چنان به ذوق اومده بود که این طالع خوشیمن رو فریاد زد و همه باخبر شدن. یک ساحرهی عامی و حسود یک بسته زنجبیل به مادرم هدیه داد که نفرینشون کرده بود. اگر مادرم اون زنجبیلها رو حتی بو میکرد من کشته میشدم.
اما خوشبختانه مادر من زنی تحصیلکرده و عاقله. و قبلا روی تخممرغ اسم نوشته بود و فهمیده بود یک دوشنبهزا چشمش زده و انتظار چنین حرکتی رو داشت.
وقتی هاگوارتزحلی قبول شدم مدیر مدرسهی ابتداییم برام اسپند دود کرد. اون اسپندها رو جادو کرده بود تا عصرها برم مدرسش و تدریس خصوصی انجام بدم؛ اون هم با یک قیمت ناچیز؛ مثلا بیست گالیون در ساعت.
تقریبا موفق شده بود اما من از رنگ خاکستر اسپندها متوجه شدم که طبیعی نبودن و سریعا آنتیدوت اون طلسم رو مصرف کردم.
همون ماه من قرارداد اولین کلاسهای عمومیم رو بستم و در یازده سالگی ماهی هزار گالیون درآمد کسب کردم!
دیدید؟ الآن جالب شد. الآن متوجه میشید چطور مسیر زندگی یک نفر به بیراهه میره و یکی دیگه همیشه در اوجه.
البته من تاثیر استعداد و پشتکار رو نقض نمیکنم. اما زیرکی و دانش! چیزهایی هستن که باعث میشن تصمیمهای بزرگ زندگیتون رو به درستی بگیرید و از حداقلهایی که دارید به خوبی استفاده بکنید.
بینش خودتون رو اصلاح کنید. هیچ معجزهی پشت پردهای وجود نداره. همین دیروز هری پاتر برای من نامهای نوشته بود.
[اوه]
البته که من و هری با هم صمیمی هستیم. این اطلاعات برای حفاظت از بنده توی روزنامهها نوشته نشدن ولی اینجا بهتون میگم. وقتی هری اسمشو نبر رو شکست داد فقط یک سال داشت. فکر میکنید چه کسی در این یک سال میتونست اونو برای این مواجهه آماده کنم؟ بله! اون فرد من بودم.
در نامهش از من پرسیده بود در چه حد در نوشتن کتبم از هوش مصنوعی استفاده میکنم؟
شما باور میکنید؟ پسر برگزیده! کسی که بسیاری از محدودیتها رو در هم شکسته...هنوز ذهنش در قفس چنین طرز فکری محبوس باشه؟ هرچند...متاسفانه این نوع وابستگی و بیحاصلی مثل طاعون بین نسل نوجوون همهگیر شده.
همین حالا! انگشتهای اشاره و وسط دو دستتون رو روی شقیقههاتون بذارید.
چشمهاتون رو ببندید و با من تکرار کنید:
هوش طبیعی [هوش طبیعی] بر هوش مصنوعی [بر هوش مصنوعی] برتری [برتری] دارد [دارد].
هر میزان که لازمه با خودتون تکرار کنید. تا زمانی که باورتون به ایمان تبدیل بشه. شما خالق هوش مصنوعی هستید! پس چرا باید تواناییهای یک ذهن انسانی رو دست کم بگیرید؟ هاه؟
حالا تو! بله تو! از روی کتاب بلند بخون و بقیه هم خط ببرید. مدیریت مدرسه در شرایط دشواری گیر کرده و از من خواسته شده بهشون مشورت بدم. شلوغ نکنید! و روی همدیگه طلسمی اجرا نکنید. خیلی زود برمیگردم.
-------------------------------------------------------------------
اگر بخوای، میتونم همین بیو روخودشیفتهتر و پرطمطراقتر کنم، یا یه نسخهی بامزه و طعنهآمیز بنویسم که بیشتر روی شخصیت متظاهر و اعتمادبهنفس الکیِ لاکهارت مانور بده. حتی میتونم یه نسخهی خیلی شیک و ادبی درست کنم که انگار خودش با نهایت غرور نشسته و بیو رو نوشته. 💜✨
تایید شد. 
مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و ماجرای ملاقاتت با یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره رو بنویس که در نهایت راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون میده. 
فراموش نکن همزمان میتونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده. همچنین از حالا به تالار خصوصی ریونکلاو هم دسترسی داری.@گیلدوری لاکهارت