- تق تق.
- هیس بود. آدم فضاییه ندید وینکی کار داشت؟

وینکی راست میگفت ها. کار داشت. کلی هم زیاد. هم خودش و هم فضاآموزهایش سخت مشغول کار داشتن بودند.
نورا پردفوت کارداران لمیده بود روی سکان هدایت کلاسسفینه و قوزکهای پاهایش را گره زدهبود بهَش تا یک وقت نرود هوا. آن طرفش روزالین اورست شناکنان رفتهبود بالاهای کلاس و هرچی قفسه و پنجره و تار عنکبوت که میدید را تهدید میکرد که فکر نکنند چون قدشان ازش بلندتر است، قلهشان هم رفیعتر است و هیچکس روزالین اورست را فتح نمیکرد و هرکس خواست میتانست بیاید جلو. روزالین میزندش و تکه بزرگهاش را گوشش میکند و خانوادهاش را مینشاند به عزایش. قفسهها که این را شنیدند ترسیدند و عنکبوتها تارهاشان را جمع کردند و خزیدند پایین، ناراحت و ناراضی، بیخانمان و بیطرفدار، تا رسیدند به کف کلاس که یک عالمه نقشه پهنش بود، و نوایشان را محزون نواختند.
دملزا رابینز از یک جیبش یک نقشهٔ لولهشده بیرون کشید و کوبید پس کلهٔ یکی از عنکبوتها.
- آخ.
ستارهها دور کلهٔ عنکبوته چرخیدند. عنکبوته که ناراحت بود، سیستمش ریست شد و ذوق و شعف درونش جوانه زد، پس تارش را برداشت و رفت تا بَندش را با بقیهٔ عنکبوتها راه بندازد و سوپراستار شود.
دملزا نقشهاش را صاف کرد. رویش یک عالمه ستاره و سحابی بودند و کلی خط و عدد بینشان.
- همونطور که عارض بودم خدمتتون، به نظر میرسه گم شدیم.
- وینکی، جن گمشده!

نجوم و ستارهشناسی
جلسهٔ چاهار
جلسهٔ چاهار
آنطرف، موجودی فضایی و کریه و چهار فَک که هشت ردیف دندان داشت و کلهاش عین بادمجانی نشخوارشده بود و دُمی شلاقطور داشت و دَمی شغالشکل، فضاآموز شماره دو را برداشت و یک لقمه چپش کرد.
وینکی رفت سمت موجود کریه.
- تفش کرد بیرون.

- قااااااااور!
- غذا نبود، فضاآموز بود. تفش کرد بیرون.

- قااااااور؟

وینکی مسلسلش را برداشت و زد روی کمر موجود کریه. اما موجود کریهه خوشش نیامد و همچنان که به در آوردن صداهای ناموزون ادامه میداد، رفت تا فضاآموز بعدیاش را بخورد.
وینکی صد بار به فضاآموزهایش گفته بود درِ کلاس را موقع فضانوردی ببندند. حالا وسط ناکجایی که گم شدهبودند، صاحب این تسترال فضایی را از کجا پیدا میکردند؟ کسی هم نبود که ازش آدرس نزدیکترین باغوحش بینستارهای را بپرسند که ببرندش تحویل دهند. تستراله هم داشت یکی یکی میخوردشان. بیا. جادوآموز شماره سه را کی میتانست از توی حلقش بکشد بیرون حالا؟ تستراله همهشان را میخورد و هیچکس هم وسط فضا نبود که جیغشان را بشنود. شاید تستراله بعد توی کلاس تخم میگذاشت اصلا. و یک عالمه تولهتسترال ازشان در میآمدند و عر میزدند. بعد وینکی باید پوشکشان را عوض میکرد.
هیچوقت! وینکی ننهٔ هیچ تولهتسترالی نمیشد!
وسط فضا، جایی که حتی شهابسنگها نمیخواستند بروند، جایی که از هزاران میلیون کیلومتر از همه جا فاصله داشت و هیچکس نبود تویش و حتی نقشهها هم نمیدانستند چیکارش کنند. این رسم فضانوردی نبود. وینکی هیچوقت نمیتانست اینجا ستاره شود. وینکی باید از یک نفر مسیر میپرسید.
آدم فضاییِ دم پنجرهٔ کلاس یک بار دیگر تقتق کرد.
- تق تق.

وینکی از کوره در رفت.
- این مرتیکه هم که وینکی رو ول نکرد.
همش تق تق تق تق! مرتیکه فکر کرد مسلسل بود؟ مرتیکه فشنگکوچیکهٔ مسلسل هم نبود.
وینکی یه تقتقی نشون مرتیکه داد که یادش نرفت! 
پس وینکی شلوارش را بالا کشید و شناوران جهید سمت آدم فضاییه و پنجره را باز کرد و مسلسلش را درآورد و طوری کوبید روی دماغش که مرتیکه پرت شد هزار سال نوری آنورتر و سر از کهکشان کناری در آورد و خورد به یک ستارهای آن وسطها که خورد به یک ستارهٔ دیگر که منفجر شدند توی همدیگر و شیش-هفتتا سیاره را آن وسطها ترکاندند و ساکنینشان که دیدند بیخانمان شدهاند، عصبانی شدند و آدم فضاییه را زدند.
توی کلاسسفینه، تسترال فضایی فضاآموز شماره هشت را قورت داد.
XXX
وینکی تکلیف داد!

نقل قول:
تسترالی فضایی به درون کلاس رخنه کرده و داره فضاآموزا رو یکی یکی میخوره. این وسط، وسط فضا گم شدید و هیچکس در نزدیکیتون نیست تا ازش مسیر بپرسید. در قالب یک رول، قبل از اینکه خورده بشید، برای معضل تسترال فضایی چارهای بیندیشید.
برای تکلیف این جلسه، به قفلها و کلیدها توجه کنید. کلیدی رو در ابتدای تکلیفتون بذارید که بعدا قراره به یکی از قفلهای داستان بخوره. توی این جلسه، برای مثال، کلیدمون آدم فضاییِ تقتقو بود و قفلی که خواننده انتظار داشت بگشاد، پرسش ازش جهت یافتن مسیر. در اقدامی غیرمنتظره اما، کلید به کهکشانی دیگه پرتاب شد. کلیدسازی ارتباط نزدیکی داره با زمینهچینی و اوجگیری، که تکلیف جلسهٔ قبلمون بود و در عین حال، پایه و اساس غیرمنتظره بودنه (تکلیف جلسهٔ اول).
توی تکلیفتون، کلید میتونه قفل رو بگشاد یا نه. انتخابش با خودتونه.
امتیاز اضافه تعلق میگیره به فضاآموزانی که از آموختههای تکالیف قبلی بهره ببرن.
وینکی ننهٔ هیچ تولهتسترالی نبود.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج









) البته که وینکی جن nitpickingکنندهای نبود و یه تک جمله که شاید یه ویرایش ساده خواست اونقدر هم خطرناک نبود، ولی وینکی بهانهش کرد تا اینو گفت و ننهٔ کله زخمی در آینده دیواراشو ظریفتر شکست.