1- چرا محفل ققنوس؟
چون بالاخره بعضی وقتا آدم باید یه جایی باشه که هم دشمنهامون دشمنمون باشن، هم حداقل یه اسم باکلاس داشته باشیم!
2- آیا برخوردی با یه ققنوس داشتید؟ نزدیکترین برخوردتون با یه ققنوس چی بوده؟ اونو شرح بدید
نه، نداشتم.
البته بستگی داره منظور شما چی باشه ، من نه ققنوس دیدم که برخورد از نوع یک داشته باشم ، نه لمس کردم که از نوع دو باهاش برخورد کنم ، اما می توانم در ذهنم یه ققنوس تصور کنم! برای همین ، آره برخورد داشتم ، ولی از نوع چهارم!!!!
3- بهترین روشی که برای مبارزه علیه تاریکی میدونید چیه؟
خیلی ساده:
یه پاتو بذاری سمت راستش، اون یکی رو هم با در نظر گرفتن شیب خط، ارتفاع، تأثیر دو جنگ جهانی بر پیشرفت جوامع بشری، و تاریخچه جنگ سرد بذاری سمت چپش.
یعنی هم محکم وایستی، هم دقیق فکر کنی، هم نذاری تاریکی فکر کنه خیلی خاصه.
در کل: با مغز، با جادو، و اگر لازم شد با یه نگاه خیلی جدی.
4- به نظرتون شایعاتی مبنی بر مصرف بی حد و اندازه سوپ پیاز توسط محفلیها حقیقت داره؟
من کی باشم قضاوت کنم عمو جان.
ولی اگه واقعاً این همه سوپ پیاز میخورن، پس معلومه چرا اینقدر بعضیشون چشماشون اشکآلودهست؛ از غم دنیا نیست، از پیازه.
5- اگه قرار بود بهخاطر وفاداری به آلبوس دامبلدور، از عزیزترین چیزی که توی زندگیتون وجود داره بگذرید، اون چیز چی بود و آیا میگذشتید یا نه؟
بدون تاریکی نور بی معناست ، دامبلدور هم آدم خوبیه ، من ازش خوشم میاد ، خیلی باهام مهربونه!
بله ، می گذشتم....
6- موقعیتی پیش اومده که شما رو مجبور کردن به اینکه جای مخفی خانه گریمولد رو لو بدین. آیا لو میدین یا شکنجه میشین؟
همونطور که خودتون هم می دونید ، تا زمانی که دامبلدور زنده ست ، ما رازپوش نیستیم و نمی تونیم موقعیت قرارگاه رو فاش کنیم ، اما لو نمی دم ، نگران نباشین!
7- اتفاقی پیش اومده و شما باید برای حفظ اتحاد و همدلی محفل به سختترین ماموریت عمرتون برید. همزمان جشنی برگزار شده که کلا یه بار در کل عمرتون رخ میده و شما خیلی دوست دارین که توی اون جشن شرکت کنین. اتحاد ققنوس رو انتخاب میکنین یا جشنتون رو؟
اتحاد ققنوس!
احتمالا خیلیا میرن جشن ولی من به محفل کمک می کنم!
8- نظرتون درمورد آلبوس دامبلدور چیه؟
توی سوال 5 گفتم دیگه...
دامبلدور خیلی مهربونه و من ازش خوشم میاد
9- یک راه بسیار خوب و پسندیده برای عشق ورزی به یک مرگخوار و دعوتش به راه روشنایی پیشنهاد بدید.
خب ، خودتون یه راه خیلی مناسب خواستید ها! نگید نگفتم!!
پس با دقت گوش کنید:
مراسم هدایت اینجوری انجام میشه: دست و پاشو میبندی و میندازیش تو آب؛ اگه بعد گفتن «غلط کردم» تونست سه بار سرعتی بگه قوری گل قرمزی، رستگار میشه و میتونی بیاریش بیرون.
10- چشمانداز پیش رویتون از آیندهای که قراره توی محفل بگذرونید چیه؟
مثل همیشه: شکار مرگخوارها، بههم ریختن نقشههای مزخرفشون، و زنده موندن با حداقل آسیب روانی.
دامبلدورنگهدارتان!
سلام دملزا!
برخورد با ققنوس از نوع چهارم؟ عالی بود!
جواب سوال۳ رو هم هوشمندانه دادی. استقامت و اکسپلیاموس (تلفظفش برام سخته.
همون ورد خلع سلاحو میگم.) در برابر هر چی آووکادورا (طلسم سبزی که آدما رو افقی میکنه.
) پیروزه! 
چون جغدامون مشغول کارن، فعلا یه موشک کاغذی از طرف من دریافت کردی. لطفا بازش کن و محتوای روی کاغذ رو بخون.