من الان یه ساعته رو این تاپیک موندم و واقعا نمیدونم چی باید بگم. :|
یعنی چی آخه؟ یه بزرگواری اومده پیشنهادی داده، مدیران گرامی بررسی کردن، تشکر کردن، بعدم خیلی زیبا تاییدش کردن؟ به همین راحتی؟ :|
مگه میشه؟ مگه داریم؟ ووی ووی ووی ووی! له لِهُم کِردی! :))
مدیران از کی اینقد مردمی شدن؟ کی به شما اجازه داده اینقد راحت به خواسته های ملت تن بدین؟ اصلا این چه وضعشه؟ :|
پس اون مدیریت مقتدر قدیمی چی شد؟ اون دوران طلایی که برای اضافه کردن یه آیکن به یه بلاک نیم پیکسل در نیم پیکسل، باید سه ماه تو همین تاپیک التماس میکردی، دو ماه تو جغددونی مظلوم نمایی میکردی، هفته ها تو تلگرام به سه نسل از مدیران و زن و بچشون و فک فامیلاشون مسیج میدادی، قدیم تر ها هم تو مرحوم یاهومسنجر باید آنلاین میموندی تا ابد تا بلکه یه مدیری از سر ترحم بیاد جوابتو بده.
آخرشم بعد از شیش ماه بررسی کارشناسی، یه نفر میومد میگفت «ایده ی خوبیه، ولی فعلا ضرورتی احساس نمیشه». :))
تازه اگه خیلی خوش شانس بودیم، میگفتن «در دست بررسیه» و دیگه تا قیامت هیچکسی وجودشو نداشت بپرسه نتیجه ی بررسی چی شد…
الآن چی شده یهو؟ «ایده ات بررسی شد و همه موافق بودیم»؟! همه؟! یعنی حتی یه نفرم مخالفت نکرده؟ یه نفر نگفته این طرح با سیاست های کلان ایفای نقش مغایرت داره؟ یه نفر نگفته باید تو شورای عالی مدیران مطرح بشه یا حتی بین مدیران نسل های قبل و اعضای خانواده شون رای گیری بشه؟
اصلا کجاست اون «از لحاظ فنی امکان پذیر نیست» معروف؟ همونی که برای هر درخواستی، از تغییر رنگ یه دکمه بگیر تا جابجایی یه ویرگول، مثل نقل و نبات پخش میکردیم؟ الان امکانات فنی هم یهو وجود داره؟ عجب! :))
ببینید عزیزان، من خودم سال ها تو همین سیستم زجر کشیدم. درخواست دادم، منت کشیدم، نادیده گرفته شدم! تمام این سال ها به امید روزی زندگی کردم که نهایتا نوبت من بشه و بتونم همین بلاها رو سر نسل بعد بیارم.
الان شما با این رفتارای مردمی و انسان دوستانه تون دارین تمام زحمات منو به باد میدین.
من انتقاممو از کی بگیرم الان؟ :))
اصلا شما فکر کردین عقده ی مدیریتی شوخیه؟ این عقده ها باید نسل به نسل منتقل بشن. ما از مدیران قبلی خوردیم، شما باید از ما بخورین، اعضای جدیدم باید از شما بخورن. همش بخور بخوره خلاصه! این چرخه ی طبیعیه حیات تو جادوگرانه! نمیشه که یهو وسط زنجیره یکی تصمیم بگیره مدیر خوبی باشه.
با این فرمون پیش برین، پس فردا اعضا توقع پیدا میکنن پیشنهادشون واقعا بررسی بشه. یه هفته بعد انتظار دارن اجرا هم بشه. بعدشم لابد میخوان مدیران بهشون احترام بذارن! خب ته این مسیر کجاست واقعا؟ آفرین. هرج و مرج محض!
من به عنوان یکی از بازماندگان دوران باشکوه دیکتاتوری مدیریتی، این حجم از دموکراسی و پاسخگویی رو شدیدا محکوم میکنم و خواستار بازگشت فوری به دوران چزوندن اعضا هستم.
حداقل یه بار به رابستن بگین «طرحت خوبه، ولی اول برو سه ماه روش کار کن، فاند بگیر، یه پروپوزال هم بنویس، بعد بیا ببینیم چی میشه.»
اینجوری که نمیشه آخه. یه ذره اقتدار، یه ذره ابهت، یه ذره عقده لطفا!
ناموسا من با این وضعیت نمیتونم کنار بیام.
ارادتمند.
ووی ووی ووی ووی! :))
یعنی چی آخه؟ یه بزرگواری اومده پیشنهادی داده، مدیران گرامی بررسی کردن، تشکر کردن، بعدم خیلی زیبا تاییدش کردن؟ به همین راحتی؟ :|
مگه میشه؟ مگه داریم؟ ووی ووی ووی ووی! له لِهُم کِردی! :))
مدیران از کی اینقد مردمی شدن؟ کی به شما اجازه داده اینقد راحت به خواسته های ملت تن بدین؟ اصلا این چه وضعشه؟ :|
پس اون مدیریت مقتدر قدیمی چی شد؟ اون دوران طلایی که برای اضافه کردن یه آیکن به یه بلاک نیم پیکسل در نیم پیکسل، باید سه ماه تو همین تاپیک التماس میکردی، دو ماه تو جغددونی مظلوم نمایی میکردی، هفته ها تو تلگرام به سه نسل از مدیران و زن و بچشون و فک فامیلاشون مسیج میدادی، قدیم تر ها هم تو مرحوم یاهومسنجر باید آنلاین میموندی تا ابد تا بلکه یه مدیری از سر ترحم بیاد جوابتو بده.
آخرشم بعد از شیش ماه بررسی کارشناسی، یه نفر میومد میگفت «ایده ی خوبیه، ولی فعلا ضرورتی احساس نمیشه». :))
تازه اگه خیلی خوش شانس بودیم، میگفتن «در دست بررسیه» و دیگه تا قیامت هیچکسی وجودشو نداشت بپرسه نتیجه ی بررسی چی شد…
الآن چی شده یهو؟ «ایده ات بررسی شد و همه موافق بودیم»؟! همه؟! یعنی حتی یه نفرم مخالفت نکرده؟ یه نفر نگفته این طرح با سیاست های کلان ایفای نقش مغایرت داره؟ یه نفر نگفته باید تو شورای عالی مدیران مطرح بشه یا حتی بین مدیران نسل های قبل و اعضای خانواده شون رای گیری بشه؟
اصلا کجاست اون «از لحاظ فنی امکان پذیر نیست» معروف؟ همونی که برای هر درخواستی، از تغییر رنگ یه دکمه بگیر تا جابجایی یه ویرگول، مثل نقل و نبات پخش میکردیم؟ الان امکانات فنی هم یهو وجود داره؟ عجب! :))
ببینید عزیزان، من خودم سال ها تو همین سیستم زجر کشیدم. درخواست دادم، منت کشیدم، نادیده گرفته شدم! تمام این سال ها به امید روزی زندگی کردم که نهایتا نوبت من بشه و بتونم همین بلاها رو سر نسل بعد بیارم.
الان شما با این رفتارای مردمی و انسان دوستانه تون دارین تمام زحمات منو به باد میدین.
من انتقاممو از کی بگیرم الان؟ :))
اصلا شما فکر کردین عقده ی مدیریتی شوخیه؟ این عقده ها باید نسل به نسل منتقل بشن. ما از مدیران قبلی خوردیم، شما باید از ما بخورین، اعضای جدیدم باید از شما بخورن. همش بخور بخوره خلاصه! این چرخه ی طبیعیه حیات تو جادوگرانه! نمیشه که یهو وسط زنجیره یکی تصمیم بگیره مدیر خوبی باشه.
با این فرمون پیش برین، پس فردا اعضا توقع پیدا میکنن پیشنهادشون واقعا بررسی بشه. یه هفته بعد انتظار دارن اجرا هم بشه. بعدشم لابد میخوان مدیران بهشون احترام بذارن! خب ته این مسیر کجاست واقعا؟ آفرین. هرج و مرج محض!
من به عنوان یکی از بازماندگان دوران باشکوه دیکتاتوری مدیریتی، این حجم از دموکراسی و پاسخگویی رو شدیدا محکوم میکنم و خواستار بازگشت فوری به دوران چزوندن اعضا هستم.
حداقل یه بار به رابستن بگین «طرحت خوبه، ولی اول برو سه ماه روش کار کن، فاند بگیر، یه پروپوزال هم بنویس، بعد بیا ببینیم چی میشه.»
اینجوری که نمیشه آخه. یه ذره اقتدار، یه ذره ابهت، یه ذره عقده لطفا!
ناموسا من با این وضعیت نمیتونم کنار بیام.
ارادتمند.
ووی ووی ووی ووی! :))
افرادی که لایک کردند
ویرایش شده توسط حسن مصطفی در 1405/8/6 2:34:33


الانم باور کن تا همین پست که اینو نقل قول کردی من اصن نفهمیدم دنبال چه تاپیکی هستی بنابراین بهتره لینک بدی بگی این ایده بود اینجا دادما، چی شد؟
البته آیلین کمتر و گادفری بیشتر ولی به هر حال! )
