میرتل وارن
مسئول و داور دوئل
- تولد نقش
- 1405/03/30
- آخرین ورود
- امروز ساعت 18:52
- عضویت
- 1405/03/29
- پستها
- 76
افتخارات
درود.
چون روحم و از همه در و دیوارا رد میشم خواستم یهو بیام وسط بحثتون. اونطوری نگام نکنین احساس ناکافی بودن میکنما!
نقل قول:
کاش زندان بود... بیشتر شبیه شهربازی مرگه! بابا اینکه خوبه نهایت پشت تابلو میمونی میگیری میخوابی همونجا... انقدر چیزای عجیبتر داره. مثلا یه پله هست که عین ژله میمونه و باید همیشه حواسشون باشه که از روی اون یدونه بپرن. اگر نپرن و بیفتن توش انقدر سرپا و ایستاده گیر میکنن تا یکی بیاد درشون بیاره. نویل سیاهبخت همیشه یادش میرفت و نصف عمرشو تو هاگوارتز توی همون یدونه پله ژلهای گذروند. اونم از اون سگ سهسر که اشتباهی از راهرو اونجا سر دربیاری صاف پست پیشتاز میشی اون دنیا! اصلا چرا راه دور بریم... من خودم شخصاً جزو همین قربانیان جمله هاگوازتز امنترین جای دنیاست هستم.
آقا من آخر نفهمیدم چرا کوییرل بوی سیر میداد! ولدمورت تو پس کلهش که بوده هرروز غذا گیلانی میخورده یعنی؟! مثلا صبح از خواب پا میشدن کوییرل یه لقمه مشتی و سفرهدار میرزا قاسمی میگرفته فرو میکرده تو پس کلهش؟! چی داره میشه تو این کتاب؟! راه دیگه برا استتار ولدمورت جز عمامه سیری نبود حالا؟!
موندم این بارون خونآلود با پیوز چیکار میکرده که انقدر پیوز ازش میترسیده. امیدوارم تو این سریال جدید یه چیزایی نشونمون بدن که بارون چطوری بوده رفتارش چون تو کتاب تا جایی که یادمه چیزی نبود که مستقیم ببینیمش. جالب اینه که بارون کاملا روحه درحالی که پیوز یه حالت نیمه مادیای داره و بازم از بارون میترسه.
نقل قول:
منم واقعا برام جالبه این مسئله. همیشه خودمو اینطوری قانع میکنم که جغدا و موشا و گربههای اینا جادویین و خیلی باهوشتر از همنوعهای عادیشونن. شاید به دلشون میفته فلانی میخواد نامه بده به صاحبشون، در نتیجه میرن بالا سرشون و میگن یالا نامه رو بده ببرم؟! آخه گربه هرماینی "کجپا" هم خیلی از همنوعانش باهوشتر بود.
نقل قول:
نویل کلا بدبختی رو یدک میکشید آخه.
باور کن اگر یه روز یه شهاب سنگ میخواست فرود بیاد صاف میومد تو خوابگاه گریفیندور مستقیم میخورد رو تخت نویل تو کله نگونبختش. ولی در کل من برعکس راجر فکر نمیکنم شخصیت مستقل و درک خاصی داشته باشن جاروها... البته شاید مثلا با یه سری جادوها بتونن هوشمندش کنن و یه سری امکانات بهش بیفزاین مثل "ترمز خودکار موقع نزدیک شدن به مانع" ولی بازم بعید میدونم موجود زنده محسوب بشن و بتونن تفکر کنن.
نقل قول:
حتماً یه بار از بالا عمارتشون رد شده پراشون ریخته این دیگه چیه و فهمیدن اسمش هلیکوپتره و کلی فحش به مشنگای بیخاصیت دادن! حالا اگر آقای ویزلی این اتفاق براش میفتاد صفا میکرد که واو این مشنگا عالین و چقدر باهوشن و این حرفا!
چقدر حرف زدم. بس که صبح تا شب تو این مرلینگاهم تنهام! هعی! میرتل بدبخت... میرتل بیچاره! چقدر تو تنها و نگونبختی!
نویل پیش تو لوک خوششانسه، دختر!
چون روحم و از همه در و دیوارا رد میشم خواستم یهو بیام وسط بحثتون. اونطوری نگام نکنین احساس ناکافی بودن میکنما!

نقل قول:
اونجایی اوضاع بدتر میشه که اگه رمز عبور رو فراموش کنی، دیگه مهم نیست تازه از درمانگاه برگشته باشی و یه سالاولی گیج و منگ بوده باشی یا اینکه اصلاً فرصت نکرده باشی رمز عبور جدید رو از ارشدت بپرسی. خیلی راحت و آسوده، به خوابگاه خودت راهت نمیدن و مجبوری کل شب رو یه گوشه در مسیر ارواح سر کنی و تازه ممکنه گیر حاجی گیرینوف (فیلچ) و خانم نوریس (جیگر منه) هم بیافتی.
کاش زندان بود... بیشتر شبیه شهربازی مرگه! بابا اینکه خوبه نهایت پشت تابلو میمونی میگیری میخوابی همونجا... انقدر چیزای عجیبتر داره. مثلا یه پله هست که عین ژله میمونه و باید همیشه حواسشون باشه که از روی اون یدونه بپرن. اگر نپرن و بیفتن توش انقدر سرپا و ایستاده گیر میکنن تا یکی بیاد درشون بیاره. نویل سیاهبخت همیشه یادش میرفت و نصف عمرشو تو هاگوارتز توی همون یدونه پله ژلهای گذروند. اونم از اون سگ سهسر که اشتباهی از راهرو اونجا سر دربیاری صاف پست پیشتاز میشی اون دنیا! اصلا چرا راه دور بریم... من خودم شخصاً جزو همین قربانیان جمله هاگوازتز امنترین جای دنیاست هستم.

آقا من آخر نفهمیدم چرا کوییرل بوی سیر میداد! ولدمورت تو پس کلهش که بوده هرروز غذا گیلانی میخورده یعنی؟! مثلا صبح از خواب پا میشدن کوییرل یه لقمه مشتی و سفرهدار میرزا قاسمی میگرفته فرو میکرده تو پس کلهش؟! چی داره میشه تو این کتاب؟! راه دیگه برا استتار ولدمورت جز عمامه سیری نبود حالا؟!

موندم این بارون خونآلود با پیوز چیکار میکرده که انقدر پیوز ازش میترسیده. امیدوارم تو این سریال جدید یه چیزایی نشونمون بدن که بارون چطوری بوده رفتارش چون تو کتاب تا جایی که یادمه چیزی نبود که مستقیم ببینیمش. جالب اینه که بارون کاملا روحه درحالی که پیوز یه حالت نیمه مادیای داره و بازم از بارون میترسه.
نقل قول:
این سیستم پستی با جغدا دقیقا چطوری کار میکنه؟
منم واقعا برام جالبه این مسئله. همیشه خودمو اینطوری قانع میکنم که جغدا و موشا و گربههای اینا جادویین و خیلی باهوشتر از همنوعهای عادیشونن. شاید به دلشون میفته فلانی میخواد نامه بده به صاحبشون، در نتیجه میرن بالا سرشون و میگن یالا نامه رو بده ببرم؟! آخه گربه هرماینی "کجپا" هم خیلی از همنوعانش باهوشتر بود.
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
حالا که گفتم کجپا اینم بگم که یه تئوری هست که میگه گربه هرماینی قبلا گربه خونواده پاتر بوده (چون طبق نامه لیلی به سیریوس که بعدا هری پیدا میکنه گربه داشتن تو خونهشون) و بعد حمله ولدمورت به اون خونه و از بین رفتن بخشی ازش، فرار کرده و بعدا صاحب اون مغازه توی دیاگون گرفتهش تا بفروشدش. حالا مسئله جالب اینه فرض کنین نمیتونست فرار کنه به موقع و اون تیکه روح ولدمورت بجای ورود به جسم هری به عنوان نزدیکترین موجود زنده، کجپارو انتخاب میکرد تا جانپیچش بشه. قیافه دامبلدور دیدنی میشد وقتی مجبور میشد خاطرات ولدمورت رو برای کجپا پخش کنه و ساعتها تو دفترش شستشوی مغزیش بده. 

نقل قول:
آقا یعنی چی؟ چرا جاروی نویل سر به جنگل ممنوعه گذاشت؟ آیا جاروها واقعا درکی چیزی از کسی که سوارشون میشه دارن؟ یا جاروها شخصیت دارن و این جاروی سرکشی بود؟ چرا سر به جنگل گذاشت خب؟
نویل کلا بدبختی رو یدک میکشید آخه.
باور کن اگر یه روز یه شهاب سنگ میخواست فرود بیاد صاف میومد تو خوابگاه گریفیندور مستقیم میخورد رو تخت نویل تو کله نگونبختش.اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
تنها شانسش تو کل زندگیش همین بود که بجای هری پسر برگزیده نشد.
اسپویلربرای آشکار شدن کلیک کنید
چون خب اگر داشتن تو کتاب سوم که فلیتویک آذرخش هری رو برای کشف جادوهای سیاه باز کرد و کل دل و رودهشو شکافت، جاروئه دستکم یه فحش کوتوله مادر جنی چیزی بهش میداد.
نقل قول:
در نهایت برام جالب بود که مالفوی، میدونه هلیکوپتر چیه!
حتماً یه بار از بالا عمارتشون رد شده پراشون ریخته این دیگه چیه و فهمیدن اسمش هلیکوپتره و کلی فحش به مشنگای بیخاصیت دادن! حالا اگر آقای ویزلی این اتفاق براش میفتاد صفا میکرد که واو این مشنگا عالین و چقدر باهوشن و این حرفا!
چقدر حرف زدم. بس که صبح تا شب تو این مرلینگاهم تنهام! هعی! میرتل بدبخت... میرتل بیچاره! چقدر تو تنها و نگونبختی!
نویل پیش تو لوک خوششانسه، دختر!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!



از اول بخون.کاریت ندارم

(سریع میدود برود ببینند هر فحش به کدام گروه میخورد.
)




)، جایی که دوستهای واقعی پیدا میکنید، از اون رفقای زیرکی که برای رسیدن به هدفشون از هر وسیلهای استفاده میکنن.
