زاخي : مشتي تو اينجا چكار ميكني چي شده سري به ما زدي ؟؟
سرژ : رات ميگه دلمون برات تنگ شده بود
مشتي : من نتوسنت اومد اون ها نگذاشت
هپزيبا : انگيزه ي شما براي موميايي شدن چي بود ؟ اقاي مشتي ؟
مشتي : اين باند از جلوي صورت من بازكن خواهم گفت !
رز ز: زود باشين ديگه بازش كنين الان خفه ميشه
هلگا : نترس اين خيلي جون سخت تر از ايناس حالا ها زندست
هپزيبا : بياين بريم تو خوابگاهمون ولش كنين بابا
رز ز: راست ميگه
بريم بريم كارتون داستان سيندرلا كه مخصوص گروه سني الفه رو ببينيم
هلگا : تو قبلا نديديش داستان همون پسرست كه چوبي بود بعد شد ادم
سرژ : هلگا از اون حرفا بودا سيندرلا همون پسرس كه پول پولدارا رو ميدزديد مي داد به فقيرا
رز ه :حالا ولش كنين بياين بريم ببينيم
زاخي : اره
همه به سمت خوابگاه ميرن سرز و زاخي به گوشه اي ميرن و شروع به بحث ميكنن
زاخي: مال تو سرش نرم نيست تازه زودم پاره ميشه
سرژ : مال تو خيلي نرمه تازه مزهي پلاستيك ميده
زاخي : به هر حال پستونك من از مال تو بهتره

سرژ : نه:no:
زاخي : چرا
سرژ : نه :no:
زاخي : اره
اين بحث ساعتها ادامه پيدا ميكنه در همين حال بقيه در حال ديدن فيلم بودن
صحنه اي بود كه خواهران سيندرلا لباس او را پاره مي كردن
رز ه زار زار گريه مي كرد
هپزيبا ديگر تحمل نداشت
و از اتاق خارج شد و هلگا و رز قهقهه ميزدند 
رز ز : خيلي خنده داره
هلگا : اره من نميدونم چرا نمي گن كارتون كمدي
پيتر : بسه ديگه مي خوايم بخوابيم
رز ز و هلگا تلويزيون را خاموش كردند و چراغ را خاموش كردند و خوابيدند
همه در خواب ناز تشريف داشتند كه
اه اه اه هاي هاي زار زار
رز ز: اه اين ديگه كيه ؟
رز ه : هر كي هست گريش خيلي ضايعه
هلگا : بچه ها اون جا رو
هلگا به تخت پيتر اشاره كرد پيتر زار زار گريه ميكرد
هپزيبا : پيتر چي شده ؟
پيتر : خواب ديدم البوس خرسمو ازم گرفت داد به سرژ
سرژ : من ؟
رز : خب بعد چي شد ؟؟
پيتر : اون سرشو كند !!!
رز ه : سرژ خجالت بكش بچه رو اذيت مي كني ؟!

رز ز: واقعا كه ! سرژ از تو بعيده
سيريوس : واقعا ازت نا اميد شدم سرژ
هلگا : برات متاسفم
زاخي : سرژ زود ازش معذرت بخواه
سرژ : واقعا متاسفم كه سر خرست رو تو خواب كندم

رز ز:حالا ديگه تمام شد برين بخوابين
رز چراغو خاموش كرد همان موقع صداي جيغ زاخي امد

رز ز : ديگه چي شده
زاخي : يكي سر پستونك منو كنده
هلگا نتونست جلوي خندش رو بگيره
زاخي : تو
رز زلر هم به هلگا پيوست
و ناگهان همه خنده را سر دادند
زاخي :

خب از نظر محتوايي پست قشنگي بود كه البته اشكالاتي داشت:
1-در بعضي جاها به نظرم ميتونستي به جاي استفاده از شكلك از علامت تعجب (!) استفاده كني كه جالب تر ميشد.به استفاده از شكلك دقت بكن.
2-ديالوگهات جالب بود ولي بازم جالبتر ميتونه بشه و البته ديالوگها در اين پست خاله بازانه بود كه با اين تاپيك هماهنگي داره و خوب بود.
3-سوژه هاي خوبي هم درش استفاده كرده بودي.واقعا قشنگ بود از اين لحاظ!
4-البته فضاسازيش هم خوب بود ولي بهتر باز ميتونست باشه!
من پيشنهادي براي رفع اين مشكل برات دارم:««پستت رو قبل از فرستادن يه بار از اول با ديد يه كارشناس و نقاد يا به عنواني يك فرد بي طرف بخون و چيزهايي رو بهش اشافه كن و چيزهايي رو كم كن و نارسايي هاش رو از بين ببر»»....بببين چند بار گفتم!!
**دامبلدور**
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

چقدر گنده بود!....
اون موريانست نه مومياي!....
موميايي بود!.....

....آهاي وايسين ببينم!!
خدايا توبه! من سر كارم يا شما؟
نمي خواستم اينطوري بشه آخه من خوابگاه رو گم كرده بودم و وقتي رسيدم نمي تونستم لامپو روشن كنم آخه شما خواب بودين و...