کمک میخوای؟ از ما بپرس!
آنلاینها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
آنلاینها
139
نفر همین الان آنلایناند
100 نفر در «انجمن»
0 عضو
139 مهمان
کجای سایت هستند؟
-
انجمن 100
-
آرشیو گالری 30
-
بخشهای دیگر 4
اعضای آنلاین
فعلاً عضوی آنلاین نیست؛ فقط مهمانها.
49 عضو در ۲۴ ساعت گذشته وارد سایت شدند
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
🦉
گالیون و انرژی جادویی خود را خرج کنید در:
خرید چوبدستی از
چوبدستی گستران
و اجرای طلسم در
اخگرهای نقرهای
| آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در
دخمه خاطرات
| خرید جاروی پرنده از
هفت دسته جارو
| خرید خوراکی و کالا از
زوپس مارکت جادوگران
| خرید معجون از
معجونسرای پاتیلطلا
| خرید اقلام شوخی از
شوخیکده فارس د ماره
| درمان یا پیشگیری از بیماری در
شفاخانه مرداب زیرین
| فعالیت در رسانههای ویدئویی، تصویری، صوتی و متنکوتاه جادوگران با خرید
اشتراک جادوگران پلاس
شخصیت خودتون رو معرفی کنید
نوع تاپیک: غیر رول
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
6 کاربر مهمان
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1398/11/26
تولد نقش: 1399/12/06
آخرین ورود: جمعه 22 فروردین 1404 23:20
از: خونه کله زخمی...
پستها:
84

نام: آلبوس سوروس پاتر
گروه: اسلیترین
نژاد: اصیل زاده
چوبدستی: چوب گردوی سیاه با پر ققنوس به اندازه بیست و دو نیم سانتی متر (بر اساس پاترمور)
جارو: آذرخش
پاترونوس: گرگ (پاترمور)
جانورنما: مار (پاترمور)
جغد: جغد برفی (پاترمور)
ویژگی های ظاهری: قد بلند، موی مشکی بهم ریخته، چشم های روشن، پوست روشن، فرز و چابک و آماده برای خطر
درس مورد علاقه: معجون ها و دفاع در برابر جادو ی سیاه
ظاهر: شنل مشکی، ردای مشکی، موی تقریبا بلند مشکی و کلا مشکی
خلاصه زندگی: فرزند هری پاتر و جینی ویزلی. از اول در خانواده ای اصیل به دنبا آمد و به زودی متوجه شهرت پدرش شد. کمی که بزرگ شد فهمید میتواند جادوگر ماهری باشد تا اینکه در سن 11 سالگی با جغدی برایش نامه ای از هاگوارتز آمد.
همیشه از اینکه در گروه اسلیترین قرار بگیرد میترسید ولی بعدا دریافت که این گروه همان چیزی است که به آن نیاز دارد. او تمام تلاشش را میکند تا از تمام اعضای خانواده اش بهتر باشد.
سلام!
من فعلا دسترسی اسلیترین رو براتون فعال میکنم.
خوش برگشتید!
گروه: اسلیترین
نژاد: اصیل زاده
چوبدستی: چوب گردوی سیاه با پر ققنوس به اندازه بیست و دو نیم سانتی متر (بر اساس پاترمور)
جارو: آذرخش
پاترونوس: گرگ (پاترمور)
جانورنما: مار (پاترمور)
جغد: جغد برفی (پاترمور)
ویژگی های ظاهری: قد بلند، موی مشکی بهم ریخته، چشم های روشن، پوست روشن، فرز و چابک و آماده برای خطر
درس مورد علاقه: معجون ها و دفاع در برابر جادو ی سیاه
ظاهر: شنل مشکی، ردای مشکی، موی تقریبا بلند مشکی و کلا مشکی
خلاصه زندگی: فرزند هری پاتر و جینی ویزلی. از اول در خانواده ای اصیل به دنبا آمد و به زودی متوجه شهرت پدرش شد. کمی که بزرگ شد فهمید میتواند جادوگر ماهری باشد تا اینکه در سن 11 سالگی با جغدی برایش نامه ای از هاگوارتز آمد.
همیشه از اینکه در گروه اسلیترین قرار بگیرد میترسید ولی بعدا دریافت که این گروه همان چیزی است که به آن نیاز دارد. او تمام تلاشش را میکند تا از تمام اعضای خانواده اش بهتر باشد.
سلام!
من فعلا دسترسی اسلیترین رو براتون فعال میکنم.
خوش برگشتید!

افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آکی سوگیاما در 1403/7/12 23:55:52
EVEN IN DEATH MAY I BE TRIUMPHANT

جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/06/30
تولد نقش: 1403/03/15
آخرین ورود: چهارشنبه 22 مهر 1405 20:34
از: جنگل های قوزقوز آباد
پستها:
154
شغل
ارشد اسلیترین

نام:
کجول
نام خانوادگی:
هات
لقب:
کج، جول، بوته ی گریان، کجی مایل به جول
سن:
1919
نژاد:
درخت سان-جادوگر
گروه:
اسلیترین
پاترونوس:
برگ ( البته که برگ هم نوعی حیوانه!)
ویژگی های ظاهری:
درخت سانان هر کدام یه جاییشان به درخت ها می رود. به طور مثال کجول موهای سبز بوته ای دارد و اندامی دیلاق و نی قلیان.
هر زمان خوشحال می شود به جای اینکه لب هایش بخندند، بوته هایش گل می دهند. (از او انتظار ذوق و خوشحالی نداشته باشید، به گل دادن بوته هایش روی سرش کفایت کنید.)
گاها روی سرش خربزه به ثمر می نشیند که چشمه ای از بدبختی و بد شانسی او را نشان می دهد.
اگر خیلی زیاد برایش مهم باشید، تهش برای اینکه شادی اش را نشان دهد، لباس بنفش معروفش را می پوشد.
پای چشم های او در 99 درصد زندگی اش، گود افتاده است و خستگی و چوب بودن از سر تا پای او معلوم است.
ویژگی های اخلاقی:
به دلیل زندگی بسیار طولانی و درخت وارانه اش حوصله ندارد، ترجیحا از معاشرت طولانی با او بپرهیزید.
اگر او را درخت صدا بزنید، سقط خواهید شد، (او بسیار روی بوته بودن موهایش حساس است. ) بوته صدایش بزنید تا شاد شود. ( گل بدهد.)
از آنجایی که افسردگی حاد دارد، خوشحالی، عصبانیت، ناراحتی، استرس و هیجان او در صورت پوکر فیسش خلاصه می شود.
ممکن است حرف های او برای انسان های دل نازک ترسناک باشد زیرا او معتقد است مرگ حق است و همه باید بمیرند و هر کسی مخالف این مسأله باشد بسیار احمق است و باید خاکش کنند. ( تصور می شود عاقل تر از آن باشید که با او بحث کنید زیرا او بسیار ناامید تر آن است که بخواهد با کسی بحث کند. اهمیت نخواهد داد.)
با توجه به شکست عشقی که در گذشته خورده، از ماگُل ها متنفر است و گمان می کند درخت های خیابان هم نیز ماگُل اند و در جنگل جایی ندارند. زیرا جنگل فقط برای درخت های اصیل و جادویی است.
بوته ی خدا عاشق گوشت است.
گاها تصور می کند تناسخ قبلی او دخترکی شاد بوده که همه ی زندگی اش فقط می خندیده.
حیوان خانگی: برگو
خانواده:
اعتقادی به این سوسول بازی ها ندارد! خانواده او خیلی وقت پیش به خاک بر گشته اند.
توانمندی:
ثمر هندوانه و خربزه.
نفس کشیدن.
راه رفتن.
غمگین ترین حرف های روی زمین را به زبان آوردن.
هیچکاری نکردن به مدت 1900 سال.
زندگی نامه:
در سن 16 سالگی، با شکوفه دادن موهای سبزش فهمید که درخت سان است و از همان موقع تا به الان در بهت فرو رفته و هنوز در نیامده.
به دلیل دیدن مرگ بسیاری از عزیزانش، افسردگی حاد گرفته و کسی تا به حال قادر به درمان او نبوده.
در 100 سالگی با دخترک ماگلی آشنا شد و خوب پیش نرفت. پس از ماگل ها متنفر شد.
وقتی فهمید چندی جادو در او وجود دارد، خوش خوشانش شد و با لباس بنفش برای جادوگر شدن آماده شد.
حیوان خانگی اش برگو، که همانند او بسیار بی حوصله و خسته به نظر می رسید، را در میان جنگل های قوزدره پیدا کرد و تا به حال ازش مراقبت کرده.
با او مهربان باشید. گناه دارد!
شناسه قبلی
-----
کجول هات به اسلایترین خوش آمدی.
تایید شد.
کجول
نام خانوادگی:
هات
لقب:
کج، جول، بوته ی گریان، کجی مایل به جول
سن:
1919
نژاد:
درخت سان-جادوگر
گروه:
اسلیترین
پاترونوس:
برگ ( البته که برگ هم نوعی حیوانه!)
ویژگی های ظاهری:
درخت سانان هر کدام یه جاییشان به درخت ها می رود. به طور مثال کجول موهای سبز بوته ای دارد و اندامی دیلاق و نی قلیان.
هر زمان خوشحال می شود به جای اینکه لب هایش بخندند، بوته هایش گل می دهند. (از او انتظار ذوق و خوشحالی نداشته باشید، به گل دادن بوته هایش روی سرش کفایت کنید.)
گاها روی سرش خربزه به ثمر می نشیند که چشمه ای از بدبختی و بد شانسی او را نشان می دهد.
اگر خیلی زیاد برایش مهم باشید، تهش برای اینکه شادی اش را نشان دهد، لباس بنفش معروفش را می پوشد.
پای چشم های او در 99 درصد زندگی اش، گود افتاده است و خستگی و چوب بودن از سر تا پای او معلوم است.
ویژگی های اخلاقی:
به دلیل زندگی بسیار طولانی و درخت وارانه اش حوصله ندارد، ترجیحا از معاشرت طولانی با او بپرهیزید.
اگر او را درخت صدا بزنید، سقط خواهید شد، (او بسیار روی بوته بودن موهایش حساس است. ) بوته صدایش بزنید تا شاد شود. ( گل بدهد.)
از آنجایی که افسردگی حاد دارد، خوشحالی، عصبانیت، ناراحتی، استرس و هیجان او در صورت پوکر فیسش خلاصه می شود.
ممکن است حرف های او برای انسان های دل نازک ترسناک باشد زیرا او معتقد است مرگ حق است و همه باید بمیرند و هر کسی مخالف این مسأله باشد بسیار احمق است و باید خاکش کنند. ( تصور می شود عاقل تر از آن باشید که با او بحث کنید زیرا او بسیار ناامید تر آن است که بخواهد با کسی بحث کند. اهمیت نخواهد داد.)
با توجه به شکست عشقی که در گذشته خورده، از ماگُل ها متنفر است و گمان می کند درخت های خیابان هم نیز ماگُل اند و در جنگل جایی ندارند. زیرا جنگل فقط برای درخت های اصیل و جادویی است.
بوته ی خدا عاشق گوشت است.
گاها تصور می کند تناسخ قبلی او دخترکی شاد بوده که همه ی زندگی اش فقط می خندیده.
حیوان خانگی: برگو
خانواده:
اعتقادی به این سوسول بازی ها ندارد! خانواده او خیلی وقت پیش به خاک بر گشته اند.
توانمندی:
ثمر هندوانه و خربزه.
نفس کشیدن.
راه رفتن.
غمگین ترین حرف های روی زمین را به زبان آوردن.
هیچکاری نکردن به مدت 1900 سال.
زندگی نامه:
در سن 16 سالگی، با شکوفه دادن موهای سبزش فهمید که درخت سان است و از همان موقع تا به الان در بهت فرو رفته و هنوز در نیامده.
به دلیل دیدن مرگ بسیاری از عزیزانش، افسردگی حاد گرفته و کسی تا به حال قادر به درمان او نبوده.
در 100 سالگی با دخترک ماگلی آشنا شد و خوب پیش نرفت. پس از ماگل ها متنفر شد.
وقتی فهمید چندی جادو در او وجود دارد، خوش خوشانش شد و با لباس بنفش برای جادوگر شدن آماده شد.
حیوان خانگی اش برگو، که همانند او بسیار بی حوصله و خسته به نظر می رسید، را در میان جنگل های قوزدره پیدا کرد و تا به حال ازش مراقبت کرده.
با او مهربان باشید. گناه دارد!
شناسه قبلی
-----
کجول هات به اسلایترین خوش آمدی.
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/30 17:43:22
نام : لونا
نام خانوادگی: لاوگود
پاترونوس: خرگوش
نژاد : دورگه
وفاداری : محفل ققنوس _ ارتش دامبلدور _ هاگوارتز
چوبدستی : ناشناخته
ملیت : انگلیسی
گروه : ریونکلاو
ویژگی های ظاهری : دختری بور با موهای کرم رنگ و پوست سفید و چشم های آبی ، قد متوسط
ویژگی های اخلاقی : شلخته ، شجاع
خلاصه داستان زندگی : لونا به عنوان تنها دختر ژئوفیلیکس و پاندورا لاوگود در سال 1۹۸۱ متولد شد ، مادر او جادوگر و پدرش ماگل بود
مادرش وقتی لونا ۹ ساله بود با یه طلسم مرد و لونا مرگ رو به چشم دید (به خاطر همینه که میتونه تسترال ها رو ببینه)
در نهایت لونا در سال 1۹۹۲ به هاگوارتز اومد و در گروه ریونکلاو قرار گرفت
علاوه بر این سال پنجم لونا یکی از اعضای برجسته ی ارتش دامبلدور شد و البته در جنگ هاگوارتز شجاعانه در کنار جینی و هرماینی بر علیه بلاتریکس جنگید.
----
در مورد لونا لاوگود اطلاعات خیلی بیشتری وجود داره، و البته پدرش هم جادوگره.
لطفا معرفیت رو اصلاح کن و کاملترش کن و دوباره ارسالش کن.
فعلا تایید نشد.
نام خانوادگی: لاوگود
پاترونوس: خرگوش
نژاد : دورگه
وفاداری : محفل ققنوس _ ارتش دامبلدور _ هاگوارتز
چوبدستی : ناشناخته
ملیت : انگلیسی
گروه : ریونکلاو
ویژگی های ظاهری : دختری بور با موهای کرم رنگ و پوست سفید و چشم های آبی ، قد متوسط
ویژگی های اخلاقی : شلخته ، شجاع
خلاصه داستان زندگی : لونا به عنوان تنها دختر ژئوفیلیکس و پاندورا لاوگود در سال 1۹۸۱ متولد شد ، مادر او جادوگر و پدرش ماگل بود
مادرش وقتی لونا ۹ ساله بود با یه طلسم مرد و لونا مرگ رو به چشم دید (به خاطر همینه که میتونه تسترال ها رو ببینه)
در نهایت لونا در سال 1۹۹۲ به هاگوارتز اومد و در گروه ریونکلاو قرار گرفت
علاوه بر این سال پنجم لونا یکی از اعضای برجسته ی ارتش دامبلدور شد و البته در جنگ هاگوارتز شجاعانه در کنار جینی و هرماینی بر علیه بلاتریکس جنگید.
----
در مورد لونا لاوگود اطلاعات خیلی بیشتری وجود داره، و البته پدرش هم جادوگره.
لطفا معرفیت رو اصلاح کن و کاملترش کن و دوباره ارسالش کن.

فعلا تایید نشد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/26 22:46:53
به نام مرلین که هرچی داریم از اوست
نام و نام خانوادگی: سوروس اسنیپ
لقب: کله چربی
شهرت:شاهزاده دورگه
تاریخ تولد: 9 ژانویه، 1960 (جی کی)
گروه: اسلیترین
ویژگیهای ظاهری: مردی بلندقامت، لاغر و کشیده با موهای مشکی پرکلاغی روغن زده که به شانههایش میرسد. چشمانی سیاه و عاری از محبت که در پس آن «۵۰ امتیاز منفی برای گریفیندور» دیده میشود. بینی او دراز است و صورتی بیرنگ دارد. اسنیپ همیشه رداهایی سرتاپا مشکی میپوشد و از تمامی رنگهای دیگر غیر از رنگ چشمان لیلی متنفر است.
چوبدستی: چوب درخت صنوبر با مغز ریسه اژدها
سوروس اسنیپ رئیس گروه اسلیترین و استاد معجونها در مدرسه عالی جادوگری هاگوارتز است. او معجونسازی ماهر است و علاقه شدیدی به تدریس درس دفاع در برابر جادوی سیاه دارد.
اسنیپ بسیار تند زبان است و رفتارش معمولا توجیهناپذیر است.
اسنیپ در سال 1970 وارد هاگوارتز شد و در اسلیترین قرار گرفت. او با جیمز پاتر ، سیریوس بلک و ریموس لوپین هم سال بود. او از آن زمان به جادوی سیاه علاقه فراوان داشت و بعد از فارغالتحصیل شدن، بیشتر از همه دانش آموزان با وردها و طلسمهای جادوی سیاه آشنا بود.
اسنیپ و جیمز پاتر از همان اول که با هم آشنا شدند از همدیگر بیزار بودند و این رابطه توسط سیریوس بلک تقویت میشد. علت اصلی تنفر آن دو، لیلی، مادر هری بود که هر دوی آنها عاشقش بودند. سیریوس و جیمز اسم مستعار «زرزروس» را بر اسنیپ گذاشته بودند و همیشه او را به خاطر ظاهرش مسخره می کردند.
اسنیپ در دوران مدرسه عضو گروهی بود که بعدها همه آنها مرگ خوار شدند. او نیز به «لرد ولدمورت» خدمت کرد ولی در یک زمان نامشخص، قبل از این که پاتر ها کشته شوند و ولدمورت سقوط کند، از لرد سیاه جدا شد و به عنوان جاسوس برای دامبلدور کار کرد. او هنوز علامت شوم را در بازوی چپش دارد.
متاسفانه این شخصیت گرفته شده. لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه که گرفته نشده رو انتخاب کن برگرد و معرفی اونو ارسال کن.
نام و نام خانوادگی: سوروس اسنیپ
لقب: کله چربی
شهرت:شاهزاده دورگه
تاریخ تولد: 9 ژانویه، 1960 (جی کی)
گروه: اسلیترین
ویژگیهای ظاهری: مردی بلندقامت، لاغر و کشیده با موهای مشکی پرکلاغی روغن زده که به شانههایش میرسد. چشمانی سیاه و عاری از محبت که در پس آن «۵۰ امتیاز منفی برای گریفیندور» دیده میشود. بینی او دراز است و صورتی بیرنگ دارد. اسنیپ همیشه رداهایی سرتاپا مشکی میپوشد و از تمامی رنگهای دیگر غیر از رنگ چشمان لیلی متنفر است.
چوبدستی: چوب درخت صنوبر با مغز ریسه اژدها
سوروس اسنیپ رئیس گروه اسلیترین و استاد معجونها در مدرسه عالی جادوگری هاگوارتز است. او معجونسازی ماهر است و علاقه شدیدی به تدریس درس دفاع در برابر جادوی سیاه دارد.
اسنیپ بسیار تند زبان است و رفتارش معمولا توجیهناپذیر است.
اسنیپ در سال 1970 وارد هاگوارتز شد و در اسلیترین قرار گرفت. او با جیمز پاتر ، سیریوس بلک و ریموس لوپین هم سال بود. او از آن زمان به جادوی سیاه علاقه فراوان داشت و بعد از فارغالتحصیل شدن، بیشتر از همه دانش آموزان با وردها و طلسمهای جادوی سیاه آشنا بود.
اسنیپ و جیمز پاتر از همان اول که با هم آشنا شدند از همدیگر بیزار بودند و این رابطه توسط سیریوس بلک تقویت میشد. علت اصلی تنفر آن دو، لیلی، مادر هری بود که هر دوی آنها عاشقش بودند. سیریوس و جیمز اسم مستعار «زرزروس» را بر اسنیپ گذاشته بودند و همیشه او را به خاطر ظاهرش مسخره می کردند.
اسنیپ در دوران مدرسه عضو گروهی بود که بعدها همه آنها مرگ خوار شدند. او نیز به «لرد ولدمورت» خدمت کرد ولی در یک زمان نامشخص، قبل از این که پاتر ها کشته شوند و ولدمورت سقوط کند، از لرد سیاه جدا شد و به عنوان جاسوس برای دامبلدور کار کرد. او هنوز علامت شوم را در بازوی چپش دارد.
متاسفانه این شخصیت گرفته شده. لطفا از لیست شخصیتها یه شخصیت دیگه که گرفته نشده رو انتخاب کن برگرد و معرفی اونو ارسال کن.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/22 23:09:23
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1402/08/27
تولد نقش: 1402/09/02
آخرین ورود: شنبه 22 شهریور 1404 13:58
از: میان ورق های کتاب
پستها:
116

Scarlett Leysham
نام: اسکارلت
نام خانوادگی: لیشام
تایپ شخصیتی: XNTP
گروه: اسلیترین
چوبدستی: چوب گردوی سیاه با ریسه قلب اژدها
پاترونوس: زاغی
جبهه: مرگخوار و زیر سایه لرد تاریکی
ویژگی: دگرگوننما (Metamorphmagus)
علاقمندیها: گالیون، کتابها، جادوی سیاه، شب، حیوانات جادویی و خواندن ذهن مردم
اسکارلت با توانایی ذاتی لجیلیمنسی (Legilimency) متولد شد و از همان ابتدا قدرت دسترسی به افکار افراد، تشخیص دروغ و خواندن ذهن را داشت، تنها یک لحظه نگاه کردن به چشمان هر شخصی باعث میشد تا او به راحتی به تمام اندیشههای فرد دست پیدا کند که این توانایی بعدها او را به شغل رواندرمانگری علاقهمند کرد.
البته با وجود شهرت خاندان لیشام به تجارت گسترده با جادوگران و حتی ماگلها، اسکارلت به علت بعضی اختلافات راهش را از خانواده خود جدا کرد و در حرفه موردنظرش مشغول به کار شد، همچنین به خاطر همان اختلافات، اطلاعات خاصی از خانوادهاش موجود نیست و تنها فاش کرده که فرزند ارشد خانواده است و خواهر و برادر هم دارد.
اشتیاق بسیار او به جادو و تمایل بیاندازهاش برای یادگیری افسون های مختلف، سرانجام اسکارلت را در نوجوانی به فراگیری جادوی سیاه به طور پنهانی مشغول کرد که علاوه بر خطرات بیشمار، موجب تسلط بسیار او بر این هنر در بزرگسالی شد و میتوان گفت که همین موضوع او را به عقاید لرد سیاه و پیروانش نزدیک کرد و باعث پیوستن او به جبهه تاریکی شد.
نیمه شب، اگر در یکی از کوچه های لندن از پله های ساختمان تاریکی بالا بروید میتوانید با او دیدار کرده و افکارتان را در میان بگذارید. فقط مراقب باشید، دروغگویی نتیجه جالبی برایتان به همراه نخواهد داشت...
_______
لطفا جایگزین بشه.
جایگزین شد.
نام: اسکارلت
نام خانوادگی: لیشام
تایپ شخصیتی: XNTP
گروه: اسلیترین
چوبدستی: چوب گردوی سیاه با ریسه قلب اژدها
پاترونوس: زاغی
جبهه: مرگخوار و زیر سایه لرد تاریکی
ویژگی: دگرگوننما (Metamorphmagus)
علاقمندیها: گالیون، کتابها، جادوی سیاه، شب، حیوانات جادویی و خواندن ذهن مردم
اسکارلت با توانایی ذاتی لجیلیمنسی (Legilimency) متولد شد و از همان ابتدا قدرت دسترسی به افکار افراد، تشخیص دروغ و خواندن ذهن را داشت، تنها یک لحظه نگاه کردن به چشمان هر شخصی باعث میشد تا او به راحتی به تمام اندیشههای فرد دست پیدا کند که این توانایی بعدها او را به شغل رواندرمانگری علاقهمند کرد.
البته با وجود شهرت خاندان لیشام به تجارت گسترده با جادوگران و حتی ماگلها، اسکارلت به علت بعضی اختلافات راهش را از خانواده خود جدا کرد و در حرفه موردنظرش مشغول به کار شد، همچنین به خاطر همان اختلافات، اطلاعات خاصی از خانوادهاش موجود نیست و تنها فاش کرده که فرزند ارشد خانواده است و خواهر و برادر هم دارد.
اشتیاق بسیار او به جادو و تمایل بیاندازهاش برای یادگیری افسون های مختلف، سرانجام اسکارلت را در نوجوانی به فراگیری جادوی سیاه به طور پنهانی مشغول کرد که علاوه بر خطرات بیشمار، موجب تسلط بسیار او بر این هنر در بزرگسالی شد و میتوان گفت که همین موضوع او را به عقاید لرد سیاه و پیروانش نزدیک کرد و باعث پیوستن او به جبهه تاریکی شد.
نیمه شب، اگر در یکی از کوچه های لندن از پله های ساختمان تاریکی بالا بروید میتوانید با او دیدار کرده و افکارتان را در میان بگذارید. فقط مراقب باشید، دروغگویی نتیجه جالبی برایتان به همراه نخواهد داشت...
_______
لطفا جایگزین بشه.
جایگزین شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 21:45:40
نام : جنیا پاتر
سن : 13 سال
پاترونوس : جغد طلایی
بوگارت : گرگ
تایپ شخصیتی : ENFP
ویژگی های ظاهری : یه دختر ریزه میزه با موهای مشکی و بلند و پوست سفید ، اکثرا موهاش رو دم اسبی میبنده
ویژگی های شخصیتی : مهربون خونگرم که با همه راحت دوست میشه ، عاشق درسه و اونارو خوب میخونه ، شجاع و فداکاره و دشمن جادوی سیاه و هر شرارتیه که به دنیا آسیب میزنه
زندگینامه : جنیا از دورگه متولد شد ، مادر اون جادوگر و پدرش ماگل بود ، اون عاشق پدر و مادرش بود و تا 9 سالگی هیچ خبری از جادوی مادرش نداشت ولی 10 سالگی متوجه یه چوب جادو توی اتاق مادرش شد ، اون خیلی کنجکاو بود و مدام از مادرش سوال میپرسید ، ولی مادرش جواب هایی مثل ماگل ها میداکه مگه اصلا جادو وجود داره و .... یه شب نور عجیبی از اتاق مادر جنیا دیده شد که جنیا رو بینهایت نسبت به این قضیه کنجکاو شد و مادرش هم با توجه به اینکه یه سال دیگه میخواد بره هاگوارتز همه چیز رو بهش گفت . یک سال دیگه نزدیگ شروع مدرسه ها جنیا بی صبرانه منتظر نامه ی هاگوارتز بود که متوجه غیبت مادرش توی خونه شد ، بعد از چند روز صبر و بیقراری بالاخره متوجه شد که پروفسور دامبلدور با قیافه ای به ظاهر خوشحال جلوی درب خونه شونه ، از اونجایی که اطلاعات کاملی نداشت نمیدونست اینکه نامه ی دعوت شخصا توسط یکی از مدیران برسه چیز عجیبیه رفت و متوجه تغییر حالت چهره ی تدریجی پروفسور مک کونگال به ناراحتی شد ، پروفسور بعد از دادن نامه ی هاگوارتز به جنیا توضیح داد که مادرش از دشمنای اسمشونبر بوده ، بعد از حمله ی اون به خونشون اون ها درگیر شدن ، ولدمورت آسیب شدیدی دید ، ولی به قیمت جون مادرش ...😭
سلام!
لطفا طبق مراحلی که این زیر برات میفرستم پیش برو تا بتونم شخصیتت رو تایید کنم.
1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه داستان نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)
فعلا تایید نشد!
سن : 13 سال
پاترونوس : جغد طلایی
بوگارت : گرگ
تایپ شخصیتی : ENFP
ویژگی های ظاهری : یه دختر ریزه میزه با موهای مشکی و بلند و پوست سفید ، اکثرا موهاش رو دم اسبی میبنده
ویژگی های شخصیتی : مهربون خونگرم که با همه راحت دوست میشه ، عاشق درسه و اونارو خوب میخونه ، شجاع و فداکاره و دشمن جادوی سیاه و هر شرارتیه که به دنیا آسیب میزنه
زندگینامه : جنیا از دورگه متولد شد ، مادر اون جادوگر و پدرش ماگل بود ، اون عاشق پدر و مادرش بود و تا 9 سالگی هیچ خبری از جادوی مادرش نداشت ولی 10 سالگی متوجه یه چوب جادو توی اتاق مادرش شد ، اون خیلی کنجکاو بود و مدام از مادرش سوال میپرسید ، ولی مادرش جواب هایی مثل ماگل ها میداکه مگه اصلا جادو وجود داره و .... یه شب نور عجیبی از اتاق مادر جنیا دیده شد که جنیا رو بینهایت نسبت به این قضیه کنجکاو شد و مادرش هم با توجه به اینکه یه سال دیگه میخواد بره هاگوارتز همه چیز رو بهش گفت . یک سال دیگه نزدیگ شروع مدرسه ها جنیا بی صبرانه منتظر نامه ی هاگوارتز بود که متوجه غیبت مادرش توی خونه شد ، بعد از چند روز صبر و بیقراری بالاخره متوجه شد که پروفسور دامبلدور با قیافه ای به ظاهر خوشحال جلوی درب خونه شونه ، از اونجایی که اطلاعات کاملی نداشت نمیدونست اینکه نامه ی دعوت شخصا توسط یکی از مدیران برسه چیز عجیبیه رفت و متوجه تغییر حالت چهره ی تدریجی پروفسور مک کونگال به ناراحتی شد ، پروفسور بعد از دادن نامه ی هاگوارتز به جنیا توضیح داد که مادرش از دشمنای اسمشونبر بوده ، بعد از حمله ی اون به خونشون اون ها درگیر شدن ، ولدمورت آسیب شدیدی دید ، ولی به قیمت جون مادرش ...😭
سلام!
لطفا طبق مراحلی که این زیر برات میفرستم پیش برو تا بتونم شخصیتت رو تایید کنم.

1. خواندن قوانین ورود به ایفای نقش.
2. شرکت در تاپیک کارگاه داستان نویسی. (مرتبط با یکی از تصاویر کارگاه)
فعلا تایید نشد!
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط ۲۰۱۳ در 1403/6/21 17:40:24
ویرایش شده توسط ۲۰۱۳ در 1403/6/21 17:44:27
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 18:39:40
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 18:41:17
ویرایش شده توسط ۲۰۱۳ در 1403/6/21 17:44:27
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 18:39:40
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/21 18:41:17
جزئیات کاربر
تاریخ عضویت: 1403/06/17
تولد نقش: 1403/03/15
آخرین ورود: یکشنبه 2 شهریور 1404 12:40
از: همهتون ممنونم!
پستها:
58

نام: فلیسیتی
نام خانوادگی: ایستچرچ
ملیت: بریتانیایی
اصالت: فرانسوی
تاریخ تولد: ۲۵ سپتامبر
گروه: هافلپاف
چوبدستی: جنس چوب درخت انگور، مغز موی تکشاخ، طول ۳۲ سانت، انعطافناپذیر.
جبهه: محفل ققنوس
پاترونوس: اسب
حیوان خانگی: گربهسفید
تواناییها: دگرگوننمایی
تایپ شخصیتی: ENFP
ردهی خونی: دورگه
ویژگیهای ظاهری: زن جوان بیاندازه زیبایی با موهای طلایی و فرفری بلند، چشمهای سبز درخشان، مژههای بلند، پوست سرخوسفید و لبهای قرمز. همیشه یک پیراهن بلند سفید با آستینهای پفی میپوشد و موهایش را باز میگذارد.
ویژگیهای اخلاقی: مهربان، باهوش، کتابخوان.
داستان زندگی: فلیسیتی در خاندان ایستچرچ به دنیا آمد. مادرش ساحرهای مهربان و زیبا و پدرش یک ماگل بود. او برادری فشفشه نیز به نام فیلیپ دارد. او وقتی یازدهساله شد نامهی هاگوارتز را دریافت کرد و در مدرسه جادوگری را آموخت. وقتی از مدرسه فارغالتحصیل شد دورهی کارآگاهی را گذراند و کارآگاه وزارتخانه شد. اکنون او در خانهی مادریاش زندگی میکند و کارآگاهی موفق است.
شناسه قبلی: پاتریشیا وینتربورن
تایید شد.
نام خانوادگی: ایستچرچ
ملیت: بریتانیایی
اصالت: فرانسوی
تاریخ تولد: ۲۵ سپتامبر
گروه: هافلپاف
چوبدستی: جنس چوب درخت انگور، مغز موی تکشاخ، طول ۳۲ سانت، انعطافناپذیر.
جبهه: محفل ققنوس
پاترونوس: اسب
حیوان خانگی: گربهسفید
تواناییها: دگرگوننمایی
تایپ شخصیتی: ENFP
ردهی خونی: دورگه
ویژگیهای ظاهری: زن جوان بیاندازه زیبایی با موهای طلایی و فرفری بلند، چشمهای سبز درخشان، مژههای بلند، پوست سرخوسفید و لبهای قرمز. همیشه یک پیراهن بلند سفید با آستینهای پفی میپوشد و موهایش را باز میگذارد.
ویژگیهای اخلاقی: مهربان، باهوش، کتابخوان.
داستان زندگی: فلیسیتی در خاندان ایستچرچ به دنیا آمد. مادرش ساحرهای مهربان و زیبا و پدرش یک ماگل بود. او برادری فشفشه نیز به نام فیلیپ دارد. او وقتی یازدهساله شد نامهی هاگوارتز را دریافت کرد و در مدرسه جادوگری را آموخت. وقتی از مدرسه فارغالتحصیل شد دورهی کارآگاهی را گذراند و کارآگاه وزارتخانه شد. اکنون او در خانهی مادریاش زندگی میکند و کارآگاهی موفق است.
شناسه قبلی: پاتریشیا وینتربورن
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/17 22:29:08
در پایان روز میفهمیم که خیلی بیشتر از آنچه فکر میکردیم در توان داریم تحمل کردهایم.
-فریدا کالو-
-فریدا کالو-
جزئیات کاربر
شغل
معاون مدرسه هاگوارتز

نام: آکی سوگیاما
گروه : ریونکلاو
لقب: نداریم و نداشتیم و نخواهیم داشت.
نژاد: بچه کف توکیو!... عه ببخشید... اصیل!
ویژگی ظاهری: بنده دارای موی مشکی و پوست سفید، قد بلند، خط فکی که میتوان با آن هندوانه قاچ کرد، ژاکت و شلوار مشکی در استایل و مقدار بسیار بسیار زیادی جذابیت و زیبایی هستم.
ویژگی اخلاقی: بند بسیار قد و لجباز هستم. شما در نود و نه درصد مواقع قادر به قانع کردن بنده نخواهی بود به این دلیل که بنده اصلا حرف راست در کتم نمیره. شاید بپرسید که اون یک درصد چی؟! اون یک درصد هم زمانی رخ میده که من خودم بخوام قانع شم و در این حالت هم باز کاری از دست شما دوست عزیز ساخته نیست.
این همه از بدی اخلاقم گفته یکمم خوبی بگم. بنده یه شدت خانواده دوستم. یعنی اینکه در این دنیای فانی مهمترین چیز برای بنده خشنودی عیال و بچه های عزیزمه!
خب بسه دیگه!
در گذر زمان بیشتر با بنده حقیر آشنا میشید.
داستان زندگی:
من دومین نوه مگومی سوگیاما و بچه اول و آخر گتو و گین سوگیاما هستم. در یازده سالگی همانند تمامی جادوگران خبره این مرز و بوم پا به هاگوارتز گذاشته و هفت سال بعد از اون فارغ شدیم.
در بیست سالگی دکه روزنامه فروشی خودم رو در کوچه دیاگون افتتاح کردم و تا به همین امروز رزق و روزی حلال خویش رو از اونجا در میارم. بعد از اون همه چیز یکنواخت می گذشت تا اینکه یه روز عیال اومد و از من بینوا روزنامه خرید . نمیدونم اون روز کذایی چی شد ولی نتیجه ش این شد شش ماه بعد مهر متاهلی خورد تو شناسنامه بنده.
.
در حال حاضر هم در خدمت شما ، عیال، جامعه شریف سامورایی ها و جادوگران هستم.
شناسه قبلی : دیزی کران
تایید شد.
گروه : ریونکلاو
لقب: نداریم و نداشتیم و نخواهیم داشت.
نژاد: بچه کف توکیو!... عه ببخشید... اصیل!
ویژگی ظاهری: بنده دارای موی مشکی و پوست سفید، قد بلند، خط فکی که میتوان با آن هندوانه قاچ کرد، ژاکت و شلوار مشکی در استایل و مقدار بسیار بسیار زیادی جذابیت و زیبایی هستم.
ویژگی اخلاقی: بند بسیار قد و لجباز هستم. شما در نود و نه درصد مواقع قادر به قانع کردن بنده نخواهی بود به این دلیل که بنده اصلا حرف راست در کتم نمیره. شاید بپرسید که اون یک درصد چی؟! اون یک درصد هم زمانی رخ میده که من خودم بخوام قانع شم و در این حالت هم باز کاری از دست شما دوست عزیز ساخته نیست.
این همه از بدی اخلاقم گفته یکمم خوبی بگم. بنده یه شدت خانواده دوستم. یعنی اینکه در این دنیای فانی مهمترین چیز برای بنده خشنودی عیال و بچه های عزیزمه!
خب بسه دیگه!
در گذر زمان بیشتر با بنده حقیر آشنا میشید.
داستان زندگی:
من دومین نوه مگومی سوگیاما و بچه اول و آخر گتو و گین سوگیاما هستم. در یازده سالگی همانند تمامی جادوگران خبره این مرز و بوم پا به هاگوارتز گذاشته و هفت سال بعد از اون فارغ شدیم.
در بیست سالگی دکه روزنامه فروشی خودم رو در کوچه دیاگون افتتاح کردم و تا به همین امروز رزق و روزی حلال خویش رو از اونجا در میارم. بعد از اون همه چیز یکنواخت می گذشت تا اینکه یه روز عیال اومد و از من بینوا روزنامه خرید . نمیدونم اون روز کذایی چی شد ولی نتیجه ش این شد شش ماه بعد مهر متاهلی خورد تو شناسنامه بنده.
.
در حال حاضر هم در خدمت شما ، عیال، جامعه شریف سامورایی ها و جادوگران هستم.
شناسه قبلی : دیزی کران
تایید شد.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/16 14:47:04
بدم کاتانا ازت سالاد درست کنه ؟! 

یه وقت این قلم قصه پرداز می داد به من حس پرواز!
جزئیات کاربر

نام: سیگنوس
نام خانوادگی: بلک
نژاد: اصیل زاده
پاترونوس: گرگ
بوگارت:موش معلومه که شخصیت محکمی مثل سیگنوس بلک هیچ ترسی نداره!
ویژگی های ظاهری: همیشه ظاهری تمیز و مرتب داره، جلیقه های سبز یا سیاه میپوشه، موهاشو با ژل مرتب میکنه و اکثرا استایلی شبیه به استایلِ مرد های قرن ویکتوریا رو داره.
سرگرمی ها و علایق: کتاب خوندن، اگر وقت داشته باشه، از اینکه وقتش رو توی گلخونه بگذرونه هم لذت میبره.البته تا وقتی هیچ موش یا حشرهای پیدا نکنه.
ویژگی های اخلاقی: بسیار قانون مدار و منطقی رفتار میکنه، همیشه آبروی خودشو خانوادشو اولویت قرار میده و البته، علاقه عجیبی به شکنجه و اذیت کردن دیگران داره (معلم بلاتریکس هم خودش بوده.) برعکس آلفارد اصلا نمیدونه شوخ طبعی یعنی چی، و تمام زندگیش انگار عصا قورت داده بوده.
زندگی نامه: کوچکترین بچه پولوکس بلک و ایرما کراب، برادر کوچیکتر والبورگا و آلفارد بلک. در ۱۳ سالگی با درولا رُزیر ازدواج کرد و صاحب سه دختر یعنی بلاتریکس، آندرومدا و نارسیسا بلک شد. همیشه علاقهی زیادی بهنارسیسا دختراش داشت و با جون و دل ازشون مواظبت میکرد.
با وجود شخصیت سرکشی که آلفارد داشت، به خاطر هوش و ذکاوت و مهارت های بالا همه دوستش داشتن و این باعثِ حسودی سیگنوسِ قانونمدار بود. البته، هیچوقت حسودیش رو به طور آشکارا نشون نمیداد، و سرکشی آلفارد رو بهانهای برای نفرت ازش جلوه میداد. همیشه اهمیت زیادی به خانواده و اصالتشون قائل بود.
سیگنوس همیشه تلاش میکرد شخصیتِ مهربون خودشو به قتل برسونه، و نتیجهی فاجعه برانگیزی داشت. بعد از مدتی، به طور کامل احساساتش رو فراموش میکنه و به موجود بی رحم و منفوری تبدیل میشه که باعث نفرت همه بود، حتی دخترای خودش! هیچوقت به روی خودش نمیاورد اما قلبش شکسته بود، چون مجبور بود خود وافعیشو پشت یه ماسک نفرت انگیز پنهان کنه، با اینکه میخواست بقیه دوستش داشته باشن. میشه گفت نقطه ضعف اون، یه نگاه عاشقانهاس! دلش میخواست حداقل یکی، فقط یه نفر با عشق بهش نگاه کنه، نه نفرت و اجبار.
من اسمت رو با عنوان سیگنس بلک تایید کردم چون تو لیست شخصیتها اینطوری نوشته شده، ولی اگه اشتباه کردم و باید همون سیگنوس بشه لطفا یه پیام شخصی بهم بده و علتش رو توضیح بده تا درستش کنم.
تایید شد.
مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان میتونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.
نام خانوادگی: بلک
نژاد: اصیل زاده
پاترونوس: گرگ
بوگارت:
ویژگی های ظاهری: همیشه ظاهری تمیز و مرتب داره، جلیقه های سبز یا سیاه میپوشه، موهاشو با ژل مرتب میکنه و اکثرا استایلی شبیه به استایلِ مرد های قرن ویکتوریا رو داره.
سرگرمی ها و علایق: کتاب خوندن، اگر وقت داشته باشه، از اینکه وقتش رو توی گلخونه بگذرونه هم لذت میبره.
ویژگی های اخلاقی: بسیار قانون مدار و منطقی رفتار میکنه، همیشه آبروی خودشو خانوادشو اولویت قرار میده و البته، علاقه عجیبی به شکنجه و اذیت کردن دیگران داره (معلم بلاتریکس هم خودش بوده.) برعکس آلفارد اصلا نمیدونه شوخ طبعی یعنی چی، و تمام زندگیش انگار عصا قورت داده بوده.
زندگی نامه: کوچکترین بچه پولوکس بلک و ایرما کراب، برادر کوچیکتر والبورگا و آلفارد بلک. در ۱۳ سالگی با درولا رُزیر ازدواج کرد و صاحب سه دختر یعنی بلاتریکس، آندرومدا و نارسیسا بلک شد. همیشه علاقهی زیادی به
با وجود شخصیت سرکشی که آلفارد داشت، به خاطر هوش و ذکاوت و مهارت های بالا همه دوستش داشتن و این باعثِ حسودی سیگنوسِ قانونمدار بود. البته، هیچوقت حسودیش رو به طور آشکارا نشون نمیداد، و سرکشی آلفارد رو بهانهای برای نفرت ازش جلوه میداد. همیشه اهمیت زیادی به خانواده و اصالتشون قائل بود.
سیگنوس همیشه تلاش میکرد شخصیتِ مهربون خودشو به قتل برسونه، و نتیجهی فاجعه برانگیزی داشت. بعد از مدتی، به طور کامل احساساتش رو فراموش میکنه و به موجود بی رحم و منفوری تبدیل میشه که باعث نفرت همه بود، حتی دخترای خودش! هیچوقت به روی خودش نمیاورد اما قلبش شکسته بود، چون مجبور بود خود وافعیشو پشت یه ماسک نفرت انگیز پنهان کنه، با اینکه میخواست بقیه دوستش داشته باشن. میشه گفت نقطه ضعف اون، یه نگاه عاشقانهاس! دلش میخواست حداقل یکی، فقط یه نفر با عشق بهش نگاه کنه، نه نفرت و اجبار.
من اسمت رو با عنوان سیگنس بلک تایید کردم چون تو لیست شخصیتها اینطوری نوشته شده، ولی اگه اشتباه کردم و باید همون سیگنوس بشه لطفا یه پیام شخصی بهم بده و علتش رو توضیح بده تا درستش کنم.
تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.

فراموش نکن همزمان میتونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط Valerio در 1403/6/9 14:09:33
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/9 15:21:11
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/9 15:21:11
جزئیات کاربر

نام:چیترا
نامخانوادگی:منسون
گروه:اسلیترین
پاترونوس:مار
نژاد:ساحره-اصیل زاده
چوبدستی:چوب عناب سوخته و موی ققنوس ۲۸/۵ سانتی متر
ویژگی های ظاهری:
دختری با قد متوسط و موهای کوتاه فرفری و مشکی چشمای اهویی مشکی و پوست برنزه بدن توپر
ویژگی های اخلاقی:
جاه طلب،با سیاست،حیله گر،شجاع،وفادار(بستگی به منفعتش داره)
ملیت:بریتانیایی
زندگی نامه:
خانواده منسون یکی از خانواده های ساحره و اصیل لندن هستن
چیترا تنها بچه و عزیز دوردونه کل خاندان منسونه
(دختر پیتر منسون و لونا منسون) اصولا با همه مهربونه اما به حدو مرز احترام میذاره پس اگه خط قرمزتو رد کردی بد کردی.
دایره ارتباطاتش کوچیکه و اگه واردش شدی پشت رفتار مهربانانه و صمیمیتش باهات یه دلیل وجود داره و اگه براش نفعی نداشته باشی پس براش وجود هم نداری!مثل رهگذر های عادی که با لبخند از گوشه خیابون بدرقه شون میکنی.
اگه میخوای دنیای جادویی هری پاتر رو تجربه کنی، مراحل طرح فکر میکنی جادوگری رو مطالعه کن و به ترتیب انجامشون بده.
در مرحله اول باید با توجه به یکی از تصاویر کارگاه، داستانی تو تاپیک کارگاه داستاننویسی ارسال کنی. وقتی تایید بشی، مرحله به مرحله راهنماییت میکنیم که ادامه مسیرو چطور باید طی کنی.
نامخانوادگی:منسون
گروه:اسلیترین
پاترونوس:مار
نژاد:ساحره-اصیل زاده
چوبدستی:چوب عناب سوخته و موی ققنوس ۲۸/۵ سانتی متر
ویژگی های ظاهری:
دختری با قد متوسط و موهای کوتاه فرفری و مشکی چشمای اهویی مشکی و پوست برنزه بدن توپر
ویژگی های اخلاقی:
جاه طلب،با سیاست،حیله گر،شجاع،وفادار(بستگی به منفعتش داره)
ملیت:بریتانیایی
زندگی نامه:
خانواده منسون یکی از خانواده های ساحره و اصیل لندن هستن
چیترا تنها بچه و عزیز دوردونه کل خاندان منسونه
(دختر پیتر منسون و لونا منسون) اصولا با همه مهربونه اما به حدو مرز احترام میذاره پس اگه خط قرمزتو رد کردی بد کردی.
دایره ارتباطاتش کوچیکه و اگه واردش شدی پشت رفتار مهربانانه و صمیمیتش باهات یه دلیل وجود داره و اگه براش نفعی نداشته باشی پس براش وجود هم نداری!مثل رهگذر های عادی که با لبخند از گوشه خیابون بدرقه شون میکنی.
اگه میخوای دنیای جادویی هری پاتر رو تجربه کنی، مراحل طرح فکر میکنی جادوگری رو مطالعه کن و به ترتیب انجامشون بده.
در مرحله اول باید با توجه به یکی از تصاویر کارگاه، داستانی تو تاپیک کارگاه داستاننویسی ارسال کنی. وقتی تایید بشی، مرحله به مرحله راهنماییت میکنیم که ادامه مسیرو چطور باید طی کنی.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1403/6/8 23:47:18
