هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (لایتینا.فاست)



پاسخ به: كلاس پيشگويي
پیام زده شده در: ۴:۳۱ یکشنبه ۳۱ تیر ۱۳۹۷
#31
تصاویر توی گوی رو تعبیر کنید و بیارید.

استاد استاد، من هی دست میکشیدم رو گوی بعد بعد یه نیم ساعت این طورا کم کم که داش چرتم میگرفت یهو یه مه عجیب غریبی توی گوی پدیدار نشد! ولی به جا یه دایره تو گوی پدیدار شد. بعد میدونین چی شد استاد من تا دایره رو دیدم و فهمیدم گوی داره یه گوش هدفون رو نشون میده، پس سریع رفتم هدفون بخرم ولی دیدم دلار خیلی مادرسیریوسی کشیده بالا، خلاصه نشد بگیرم دیگه استاد.
برگشتم سر پیشگویی بازیم این دفعه یه مستطیل نشونم داد، فهمیدم منظورش اینه که دلار قراره مادرسیریوسی تر بکشه بالا، گرفتم که باید برم سریع کلی دلار بخرم که بعدا ثروتمند شم، خلاصه بگم استاد رفتم کلی دلار خریدم بعد یهو دلار ارزشش از آدامس خرسی کمتر شد. اونجا بود که فهمیدم منظور گوی این بوده صبر پیشه کنم و نرم دنبال این مادرسیریوس بازیای دلار.
بعد استاد توربیـ... تورپین، یه بار دیگه‌ هم همینجوری داشتم سعی میکردم پیشگویی کنم، یهو یه صورت اخمو و برج زهرباسیلیسکی‌ای توی گوی شکل گرفت تازه بالا سرشم فحشای سانسوری نوشته شده بود، اونجا بود که فهمیدم گوی ازم راضیه و مطمئنه من پیشگوی خوبی در آینده میشم و فحشاشم از روی محبته.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱:۱۹ پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷
#32
سلام ارباب. خوبین؟ خوب باشین ارباب.
این میشه نقد شه ارباب؟ سریع زدمش ارباب. ولی نمیدونم راضی باشم یا نه.

مرسی ارباب.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: انجمن تفرقه بین دو جبه ی سیاه و سفید
پیام زده شده در: ۱:۱۲ پنجشنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۷
#33
بعد از این که لایتینا به این نتیجه رسید که کشیدن قاشق روی دیوار و تلاش برای کندنش نتیجه ای نداره، یه چیزی تق تق به سرش ضربه زد. لایتینا سرشو بلند کرد و دید یه "فکر داره تلاش میکنه به سرش بزنه.
- یه فکری به سرم زد!

بعد از داد و هوار لایتینا ملت مرگخوار همگی سرشونو برگردوندن.

- آره منم دارم فکر رو میبینم که داره به سر لایتینا میزنه.
- شاید من بتونم باش معجون درس کنم... معجون فکر!

فکری که به سر لایتینا زده بود چون خیلی خجالتی بود وقتی با این حجم توجه مواجه شد، رفت و پشت گوش لایتینا قایم شد و همونجا ایده‌شو به لایتینا گفت.

- خودشو ول کنین. ولی میگه که توی این فیلمای ماگلی با کلاسا اصولا غذا خوردنشون رو با چنگال و کارد انجام میدن. ینی با چنگال غذا رو نگه میدارن و با کارد میبرنش. چرا ما این کارو با دیوار نکنیم؟

مرگخوارا نگاهی به هم انداختن. اونا که با کندن قاشق به جایی نرسیده بودن شاید این راه جواب میداد و دیوار خراب میشد.
پس همه مرگخوارا سریع بلند شدن و برای خودشون، یه جفت چنگال و کارد دست و پا کردن.

- خب اول چنگال رو اینجوری رو دیوار نگه میدارین و بعد با کارد شرو میکنین گچ کنارشو بریدن.

با توضیحات لایتینا، مرگخواران با حرکات هماهنگ، سعی کردن خیلی با کلاس دیوار رو برش بدن.


ویرایش شده توسط لایتینا فاست در تاریخ ۱۳۹۷/۴/۲۸ ۱:۱۶:۵۵

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: زمين كويیديچ هاگوارتز
پیام زده شده در: ۲۲:۴۷ دوشنبه ۲۵ تیر ۱۳۹۷
#34
تیم کوییدیچ ریونکلاو


جستجوگر: آندرومدا بلک (c)

مهاجم: لادیسلاو زاموژسلی، ثور(مجازی)، شما ایچیکاوا

مدافع: پنه‌لوپه کلیرواتر، زئوس(مجازی)

دروازه‌بان: لاتیشا رندل

ذخیره: دروئلا روزیه، پوسایدون (مجازی)


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: افسانه لرد ولدمورت
پیام زده شده در: ۲۱:۳۳ چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷
#35
خانه گریمولد

محفلیا بعد از مدتی با کوهی سوزن و نخ برمیگردن، اما متوجه میشن یه جای کار ایراد داره.

- به نظرتون دکوراسیون این اتاق تغییر کرده از وقتی رفتیم؟
- هوووم... شاید جای میز و صندلی رو عوض کردن.
- نه نه من فکر کنم اون قاب عکسه قبلش اونجا بود.

محفلیا سخت درگیر این بودن که بفهمن چه چیزی توی اتاقی که کت...

- کت نیست!

با فریاد یکی از محفلیا، همگی آرایش نظامی به خودشون گرفتن تا با هم دیگه و هماهنگ تو سر خودشون بزنن، اما یهو مالی ویزلی با یه جارو وارد اتاق شد و به هرکی رو که میدید اشاره میکرد که پاشو بلند کنه تا زیرشو جارو بکشه.

- کت پروف فرار کرد.
- کت که پا نداره خودش خبر نداره.

- همون کت زشت بی ریخت رو میگین؟

همه به سمت مالی برگشتن که اینو گفته بود.

- اره، همون کت زشت بی ریخت رو میخواستیم بدیم به پروفسور.
- آخی شما چقدر شوخ و مهربونین. اونو که با اون ریخت قیافش کسی نمیپوشه. منم زرنگی کردم و دادمش به یه پیرمرده اونم به جاش بهمون کلی پیاز داد تا باهاش سوپ درست کنم.

و بعد از اون محفلیا که اکثرشون ویزلی بودن، مشغول این شدن که ثابت کنن مالی مامانشون نیست و هیچ نسبتی باهاش ندارن!

اون طرف سمت پیرمرد

پیرمرد همین طور که روی کتش جدیدش دست میکشید و بهش می نازید توی کوچه دیاگون راه میرفت. بعد از این که یه گوشه خالی پیدا کرد بساطشو پهن کرد. بعد کتش رو در آورد.
- با این که کت باعث جنتلمنی آدم میشه اما باعث سرگرمی هم میشه.

بعد گوشه‌ی کت رو گرفت و شروع کرد به بالای سرش چرخوندن، آواز خوندن و حتی رقصیدن!
اما غافل از این که یه تیکه از روح لرد توی کت بود...


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: انـجــمـن اســـــلاگ
پیام زده شده در: ۱۹:۰۵ چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷
#36
سلام. خوبین؟ خانواده خوبن؟ نویشدنی‌ها چی؟ سلام برسونین خدمتشون.

اینم نامه من.


سلام ... شما با این همه سوالی که داری بد نبود به جای هاگوارتز کلاس دوکتری مشنگی می‌‌رفتی دوشیزه فاست!

+4


ویرایش شده توسط هوريس اسلاگهورن در تاریخ ۱۳۹۷/۵/۶ ۲:۴۲:۵۹

The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: خانه ی جغد ها
پیام زده شده در: ۱۷:۴۳ چهارشنبه ۲۰ تیر ۱۳۹۷
#37
همون طور که گریفیندوری ها درگیر مشکلات نامه‌ای خودشون بودن؛ در طرف دیگه، لایتینا وسط تالار عمومی ریونکلاو نشسته بود و تلاش می‌کرد دل روده‌ی توستر رو بیرون بریزه، چون فکر می‌کرد توستر یه صندوقچه‌س و گنج توش مهمه!

- هو هو!
- چه باحال صندوقچه‌ش موزیکاله.

لایتینا حتی زحمت بلند کردن سرش رو هم نداد. اما چندپر روی توستر افتاد.
- هو هو!
- توسترش داره بالغ میشه پر در میاره؟

لایتینا باز هم اهمیتی نداد و پرها رو کنار زد.

- خاک هو بر هو سرت!

این دفعه لایتینا سرشو بلند کرد و با جغدی مواجه شد که نامه‌ رو به طرفش پرت کرد و رفت. لایتینا دستی برای جغد تکون داد و آبی پشت سرش ریخت و بعد نامه رو برداشت و خوند.
-
- آو لات خوب شد اینجایی... ببین یکی از تازه واردا اومده میپرسه پیام شخصیاشو از کجا ببینه، نعلومم نیست کجا قائم شده، ولی بهم پیام شخصی داده بود اینو پرسیده بود! بعد دارم فکر میکنم که چجوری نمیدونه از کجا ببینه، شایدم سر کارمون گذاشته. نظر تو چیه؟ هی اصلا به حرفام گوش میدی؟
-
- هی با توعم ها!
-
- چت شد؟ منقلب شدی از این حجم از ریونی بودن؟
-
- اصلا هیچی نگو منم قهرم.

لیسا رفت و لایتینا موند و نامه. چند ثانیه گذشت... چند دقیقه هم گذشت... چند ساعتم گذشت و باز هم لایتینا بغض کرده بود و ساکت به نامه‌ش خیره شده بود.
تا این که دیگه نصف شب دیگه طاقت نیاورد و ترکید! به چندین ذره‌ی گریان تبدیل شد و در نهایت همه‌ی ذرات پخش شده در هوا و زمین شروع کرد به جیغ و داد کردن.
- ارباب بهم نامه دادن گفتن میخوان جادوگرای واقعی مرگخوار باشن، یکیو نمیخوان که همش با وسایل مشنگی ور بره. من لیاقت مرگخوار بودنو ندارم.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: دارالمجانین لندن
پیام زده شده در: ۱۶:۱۸ دوشنبه ۱۸ تیر ۱۳۹۷
#38
زن با کیسه‌ی مورفین شکسته به مغازه برگشت.
- آقا این دم در منهدم شد که.

لرد میخواست بگه جنس شکسته شده به هیچ عنوان پس گرفته نمیشود.
- به خاطر این که ما خیلی خوبیم، جنس شکسته شده رو پس میگیریم!

به هرحال از نظر لرد شرط اول مغازه داری بود. شاید همین ساحره وقتی راضی از مغازه میرفت بیرون، درباره این مرگخوارفروشی و خدمات پس از فروشش به کوکب خانم و صغری خانم های همسایه میگفت. بعد هی این زمزمه ها توی در و همسایه میپیچید که هر روز لرد با کلی مشتری مواجه میشد، حتی شاید انقدر فروش پیدا میکرد که مجبور به واردات مرگخوار چینی میشد. اما شاید بهتر بود مرگخوار آلمانی یا ایتالیایی اصل وارد کنه تا کیفیت جنس هاش...

- آقا نمیخواین از کیسه جنس شکسته شدتونو ازم بگیرین؟ احساس میکنم هنوزم تکون میخوره ها.

لرد از تفکراتش بیرون اومد و کیسه رو از ساحره گرفت. قبل از این که مورفین شکسته شده رو دوباره توی قفسه بذاره بلکه یه نفر بخرتش، دوباره به ذرات شکسته شده‌ی مورفین نگاهی انداخت که هرکدوم برای خودشون یه پا مورفین شده بودن!

- از بس شیشه کشیدی، مثل شیشه میشکنی.
- اما ژون ارباب اون شیشه فرق داشتا... یا باژ ژیاد کشیدم؟ شایدم اون شیشه شیر بود که فرق...

لرد دیگه نشنید که مورفین چی میگه چون کیسه رو توی قفسه گذاشت و به طرف ساحره برگشت.
- برای جبران این خسارت یه جنس رایگان بهتون تعلق میگیره. حالا کدومو میبرین؟

شاید این راه برای فروختن یکی از مرگخوارا جواب میداد.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱۷:۴۲ جمعه ۱۵ تیر ۱۳۹۷
#39
1. ويژگي‌هاي خودتون، اعم از ظاهري و باطني رو در نظر بگيرين و براساس اون بگين اگه قرار بود جانورنما بشين، جانوري که بهش تبديل مي‌شدين چي بود. شکل و رنگ و سايز و هرچي از جانورتون لازم مي‌دونين رو توصيف کنين. (5 امتياز)

استاد من فکر کردم دیدم که من عاشق آهنگم، پس در نتیجه به دوتا گوش درست حسابی نیاز دارم. بعد از طرفی وجود یه هدفون همیشه برای من نیازه و برا همینم من مثل کانگورو یه کیسه روی شیکمم تعبیه شده تا هدفونمو همیشه داشته باشم. اینو هم فراموش نکنید که متال گوش دادن لازمه‌ش هد زدنه درنتیجه موی سیاه بلند افشون رو سرم دارم تا دیوانه وار هد بزنم. قد و قواره ام از انسانا کوچیک تره تا بتونم راحت یه گوشه رو پیدا کنم و برا خودم قر بدم. ولی روی دوتا پام وایمیستم و شاید باورتون نشه دوتا دست دارم!
خلاصه که جانوری میشم با رگه ای از تمامی حیوانات. یه چیزی تو حدودای این که تو معجونای هکتورو بریزی رو هم بعد بدین من بخورم.

2. فرض کنين گروهي از مردم بي‌فرهنگ شما رو با يه جانور واقعي اشتباه گرفتن و بهتون حمله مي‌کنن. تصويري از خودتون در حالتي که جانورنما هستين و حسابي لت و پار شدين بکشين! (5 امتياز)

آقا ملت تسترال ما رو دیدین؟ وقتیم میخوان لت و پارت کنن درست حساب جاهایی رو میرسن بیشترین اهمیت رو برات داره. اینجوری زندگی مو مختل کردن.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven


پاسخ به: جانورنماها
پیام زده شده در: ۰:۳۷ دوشنبه ۱۱ تیر ۱۳۹۷
#40
در همین حینی که یکی جانتورها که رفته بود برای لینی قلم و کاغذ جور کنه، یکی دیگه هم باز رو طوری تنظیم کرد که درست زیر لینی‌ای قرار بگیره که در جا و تو هوا بال بال میزد.
لینی به نشونه رضایت سری تکون میده و آروم آروم از ارتفاعش کم میکنه و خودشو تنظیم میکنه که درست روی شکم بانز بشینه که راحت باشه...
- چرا اینجا انقدر کثیفه؟

لینی که به دلیل سوراخ بودن شکم بانز، وارد محتویات معده بانز شده بود. زیر لب ایشی گفت و در حالی که بال هاشو متکوند تا اسید روشون پاک بشه گفت:
- بانز تو اصلا اهمیتی به بهداشت معده میدی؟ دلیل نمیشه که وقتی دیده نمیشی انقدر معده کثیفی داشته باشی.
- اصلا تو مگه میبینی اونجا چجوریه؟

بانز خواست بلوف بزنه و بحث رو منحرف کنه تا لینی بیشتر به کند و کاف توی معده‌ش نگذره و آبروش نره!

- نه معلومه که نمیبینم.
- یعنی نمیبینی چه وضعیتیه؟
- نچ، ولی حسش میکنم بانز، قشنگ معلومه که معده‌ت و روده‌هات روی زمینه. واقعا که خجالت داره.

بانز که خیالش راحت شده که لینی ندیده محتویات معده‌ش رو، نفس عمیقی کشید و همین باعث شد لینی از توی شکم بانز شوت شه بیرون و روی دست مرگخوار نامرئی فرود بیاد.

- ملکه من، اینم چیزی که میخواستین.

جانتور یه برگ و یه تیکه چوبی که از سرش مایع مشکی‌ای میچکید رو جلوی لینی گذاشت. لینی نگاهی به چیزی که مثلا قرار بود قلم و کاغذ باشه نگاهی انداخت و بعد با خودش گفت که اینجا جنگله و به همین کفایت کنه.


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.