هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (rezmousavi@yahoo.com)



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۲۲:۳۰ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰
#1
درود!

آقا بحث كردن به معنی دعوا كردن نيست، كلمه عربيه، « بَحَثَ » هم يعنی جستجو كردن... از پستی كه رز فرستاد به نظر اومد من می‌خوام دعوا بگيرم، ولی من خواستم بحث كنم .

حالا بايد « الف » بدم؟ از صدای سخن عشق نديدم خوشتر / يادگاری كه در اين گنبد دوار بماند

نفر بعدی بياد « د » بده .

در مورد لينی، بحثی كه من شروعش كردم تموم نشد اصلا" و من معترضم به مسئله همچنان دی:! دستم از سرتون برنمی‌دارم تا اين‌كه مثل خودم كچلتون كنم .

يه مجادله‌ای بود كه با خوشی به پايان رسيد. اصلا" هيچ مباحثه‌ای انجام نشد. منو می‌كشين آخر:D!

زنوف! پس فردا يادم باشه يه روزی دسترسی مديريتی چيزی از مديری كش رفتم بيام تالار راون كله‌ی تو رو فرو كنم تو كاسه‌ی مرلينگاه تالارتون . می‌دونی از كی سوتی گرفتی؟ از بزرگترين و كچل ترين و شيركاكائوترين جادوگر قرون و اعصار! هيـــن!

گودريك، مراجعه كن به همون تيكه‌ای كه گفتم مثال از پايه غلطه. در مورد شركت در هاگوارتز اين حرفو زدم ولی همون زير اشاره كردم در مورد كنار كشيدن دبيرها مثالت درسته، كه بعد در مورد موافقت استرجس حرف زدم و اينا...

اگه قرار بود هاگ با كنار كشيدن تدريس ما به هم بريزه، ما هيچ بينشی از قبل در اين زمينه نداشتيم، اين بينش رو بايد ناظر می‌داشت به نظرم و می‌تونست اجازه نده و يا اين كه اگه به نظرش اين كار مشكلی نداشت بايد بعد از عدم حضور ما به عنوان دبير مشكل رو حل می‌كردش... حالا چون می‌خوايم بگذريم، می‌گذريم .

گودريك تو هم دوباره اون تيكه‌ی پستم رو مجددا" بخون !

ممنون از همه، شاد باشيد !



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۶:۴۴ چهارشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۰
#2
آقا، دعوا بدون حضور من فايده نداره، قبول نی !

درود!

من لازم ميدونم با وجود مختوم كردن بحث توسط دوستان به نوعی، بازم اينجا در مورد اتفاقاتی كه افتاد يه اظهار نظری بكنم. گرچه همه چی به خوبی و خوشی تموم شد علی‌الظاهر، منتها من اين پست رو ميزنم واسه دل خودم، اگه علاقه نداشتين الزامی به پاسخگويی نيست، با توجه به اين‌كه هيچ كس علاقه‌ای به ادامه‌ی بحث نمی‌بينه... اينم بگم كه من يه بحث رو شروع كردم، نه يه مشاجره رو، شخصا" دوست داشتم بحث با يه نتيجه به پايان برسه. حالا اگه قرار نيس اين طوری باشه هم مشكلی نيست...

گودی ،

مثال از پايه غلطه، ما قراری با هم نذاشتيم كه بخواد اجرا بشه.

مسئله‌ی تدريس‌ها در هاگوارتز ( كه اين با مثال گودريك مطابقه، چون ما قرار گذاشتيم... )... لينی عزيز، مشخصا" شايد يكی از ضرباتی كه هاگوارتز در اين ترم خورد كنار رفتن دو دبير و معلق شدن سه كلاس از شيش تا كلاس بود. اما استرجس می‌تونست مخالفت كنه...

نقل قول:

اما در مورد تدریس. درسته استر موافقت کرد. چی کار جز این میتونست بکنه؟ بگه الا و بلا باید کاری که نمیخواینو انجام بدین؟


دقيقا" آره. اگه استر احساس می‌كرد كه با رفتن دو دبير وضعيت‌ هاگوارتز بد ميشه موظف بود مخالفت كنه و اجازه نده همچين اتفاقی بيفته. اين جز‌ء وظايف ناظره كه با هر مسئله‌ای موافقت نكنه...

اما اتفاقی كه افتاد اين بود كه استرجس موافقت كرد، حالا كاری به بعضی حرف‌های بعدی ندارم... در اون بازه‌ی زمانی استرجس موافقت كرد، پس كار ما با مجوز مدير هاگ انجام شده و قانونی به حساب مياد، اگر مشكلی هست، مشكل اول از قانونه...

لينی، يه گزاره از سدريك قرار دادی: شما ها جدی گرفتید که اون پیام ها را ارسال می کنید.
نقل قول:
شما دارین اینجا میگین ما هاگ رو جدی گرفتیم و پخ توهین آمیز فرستادیم. یعنی مارو متهم به این کار کردین.


اون بحث اون روز اون قدر پيچ خورد و پيچ خورد تا اين‌كه سدريك اين حرف رو زد... لينی، تو خودت توی چت باكس عنوان كردی كه اصلا" از موضوع پيام‌شخصی‌ها به عنوان علت كنار كشيدن هاگوارتز باخبر نبودی... كه بعد همه‌ی اون حرفا با هم شروع كردن به پيچ خوردن و كار به اينجا رسيد... تا اين همه روز هيچ كس از جمله خودت نمی‌دونست مسئله رو... تا اين كه به لطف اون مباحثات يا بهتر بگم مجادلات مداوم سدريك اين حرفو زد. آيا گفتن حرفی كه تا حالا زده نشده و بعد از اين همه مدت در چت باكس ارائه ميشه نشون ميده هافلپاف قصدش اين بود كه ساير گروه‌ها رو زير سوال ببره؟

اين همه مدت كسی خبر نداشت. با پرسش‌ها و حرف‌های متعدد اين گزاره توسط سدريك در چت باكس شكل گرفت...

هافلپاف هيچ قصدی من باب توهين به ساير گروه‌ها نداشت، اما اگه اين طور برداشت شده كه اين قصد رو داره، هافلپاف اشتباه كرده. و من پوزش می‌خوام.

در مورد مسئله‌ی پخ‌ها، چيزی كه نوشته شد اين بود « به نام خدايی كه عدالت را آفريد، چيزی كه شما ( هافلپاف ) از آن بی‌خبريد. » يا هر جمله‌ی ديگه‌ای توی اين مايه‌ها... و پی‌ام های ديگه‌ی مرتبط با همين جملات اين‌چنينی... ما هافلپافی هستيم، روی كاغذ هر عضوی می‌تونه اين پيام شخصی‌های اين چنينی رو بفرسته... اما مسلما" با منطق جور در نمياد كه يك هافلپافی نسبت به گروه خودش اين طوری پخ بفرسته. دقت كنين من هيچ اشاره‌ای به راون و گريف نمی‌كنم، فقط دارم هافلپاف رو از صورت مسئله پاك می‌كنم كه يه جوری اين مثال بعيد كه اون پيام شخصی‌ها كار يه هافلی بوده به طور كلی تموم شده در نظر گرفته بشه.

ولی به طور مسلم فرستنده با ايفای نقش آشنا بوده و در جريان اوضاع هم بوده...

نقل قول:
باو خود هافل یک بار اومد گفت کار زشتیه که گریفیا اعضای ایفای نقش رو ترغیب میکنن گروهشون بیان! در حالیکه این عملو هافل داره انجام میده.


اگه قراره هر حرفی زده بشه، با دليل و مدرك باشه، دهن همه بسته ميشه...

خواهشا" در پوشش حرف نزنيد، هر چی هست رك و راست بگيد. من ناراحت نميشم.

بله... همچين قضيه‌ای بوده. « من » رفتم با دابی صحبت كردم در راستای حضورش در گروه ما كه يك گريفيندوری بود... دابی هم الآن گريفيندوريه. منم سر اين مسئله از گودريك معذرت‌خواهی كردم.

مثال يا مورد ديگه‌ای كه در خاطر من باشه بر می‌گرده به اسكورپيوس كه اعضايی رو با هماهنگی با من دعوت كرده بود به تالار در دوران ركود هافل، كه البته قضيه‌ی‌اون اعضا با دابی متفاوته، چون دعوت دابی كار شايسته‌ای نبود...

نميگم به طور قطعی اين صحبت‌ها نبوده، منتها بدون ارائه‌ی برهان و دليل حرفی رو زدن ابهام آفرينی می‌كنه. اگر هم موردی در باره‌ی اين موضوع مطرح شده بوده من عذرخواهی می‌كنم.

نقل قول:
اما اگه یکبار بعنوان کسی جز هافلی نگاه کنی، میبینی که واقعا زیادی دارین بزرگش میکنین. یک کلمه رو بیرون کشیدین و بحث راه انداختین.


اين كه بچه‌های هافل همگی با هم واكنش نشون ميدن، نشونه‌ی عدم هماهنگی در شركت در اين بحث‌ هاست و نشونه‌ی علاقه به گروه‌شون كه واكنش نشون ميدن.

به طور مسلم هافلپاف در ارائه‌ی صحبتش از قالبِ جملاتِ سريع و تندی بهره برده بوده در اين اواخر، اما حق شايد سمت هافل باشه و حرف‌ها‌ی هافلی‌ها با صحت آميخته باشن، اما قالب بيان مناسب نبود و من موافقم و به خاطر قالب بد صحبت در مواردی معذرت می‌خوام.

نكته‌‌ی بعدی خطاب به بعضی ديگر و جدا از قسمت بالا با لينی...

من قبلا" هم گفته بودم، مجددا" ميگم هافلپاف برای ما خيلی خيلی ارزشمنده... نمی‌دونم توی اين ما استثنايی هست يا نه، ولی اگه باشه من نيستم، و همون طور كه خيلی‌ها رو ميشناسم ميدونم برای اونا هم اين شكلی نيست...

حالا اين كه يكی بگه فعاليتی كه می‌كنيد و كسی نمی‌بينه فقط به درد خودتون می‌خوره... بدون در نظر گرفتن جنبه‌ی توهين آميز حرف، فعاليت‌مون فراتر از صرفا" « به درد خوردنه »...اين تابستون يكی از بهترين تابستون‌هایی بود كه با هافل داشتم، گرچه نسبت به سايرين كم كار بودم... اما رول می‌نوشتيم، سريع و پشت سر هم و لذت می‌برديم... يا هم شوخی می‌كرديم، با هم بوديم، با هم می‌خنديديم... و حتی در مواردی اين چنينی حتی در قالبی غلط نشون داديم كه به هافل چقدر علاقه داريم كه وقتی يه حرفی پيش مياد، ميريزيم پاسخگو باشيم... كه بهتره از اين به بعد ناظر كچل هم بدونه اين مسائل رو كه بعدش كله‌ی افراد خاطی در كاسه‌ی مرلينگاه پر از كثافت‌كاری‌های پيوز فرو نره!

بی‌شك روانی‌ها گروه‌شون رو دوست دارن... نمونه‌اش امضای آرنولد كه گواه علاقه‌اش به راونه، نمونه‌اش لينی كه ميگه گروه‌ش صميمی ترينه، و نمونه‌اش افراد ديگه‌ی پايبند به گروه‌شون...

و همين طور گريفيندور و اسليترين...

اما گفتم، تويی كه خارج از گروه نشستی و از خيلی چيزا خبر نداری... نمی‌دونی چی به چيه، نمی‌دونی كی به كيه، نمی‌دونی چه كسايی توی اون گروه جون كندن يه كچلی مثل من رول نويسی رو ياد بگيره دی:، نمی‌دونی چه نقدهايی تو تالار خورده، نمی‌دونی اين تابستون فعال ترين قسمت، هافل بوده، نمی‌دونی اين گروه واسه اعضاش يه ارزشه، يه خونه‌ی طلايی رنگ آرامش بخشه... خواهشمندم در مورد هافلپاف هر چی دوست داری نگو.

با منطق در مورد چيزی كه می‌بينيم نظر بديم، نه در مورد مسائلی كه ازشون به طور كامل ناآگاهيم...


حالا میشه خواهشا دیگه ادامه ندین؟ نمیخوام خدشه ای توی روابطمون بوجود بیاد. از کلمه جوگیر ناراحت شدین؟ باشه هافل به هیچ وجه جوگیر نیست. حله؟

واقعا ارزش داشت یه کلمه این همه ناراحتی رو بوجود بیاره؟ اگه به جای کشیدن بحث هاگ و اون پخا، از اول مستقیما میگفتین نگو جوگیر و این کلمه ناراحتمون کرده، خب از همون اول جوگیرو رد میکردم.

گلرت، سدریک، ریتا و هر هافلیه دیگه ای که ناراحت شده، اگه چیزی توی پستای نحوه گفتم که ناراحتتون کرده پوزش میطلبم.


من نمی‌دونم كی و در چه زمانی من می‌تونم يه مباحثه‌ی سالم و بی‌دردسر رو ببينم. اصلا" چرا به خاطر حرف زدن در اين تاپيك بايد در روابط‌مون خدشه ايجاد بشه؟

بله، اگه بيايم مباحثه رو تغيير بديم به مجادله يا مشاجره معلومه. به طور مسلم قالب حرفهای هافلی‌ها تو اين مدت خوب نبود، در اين تاپيك هم بچه‌ها حالت حرف رو از بحث كردن كلا" عوض كردن... من خودم ميبرمشون تالار سرشون رو می‌كنم تو كاسه‌ی مرلين گاه حاليشون بشه . منتها اگه علاقه‌ای به ادامه‌ی اين بحث نيست كه هيچی...

ولی به طور كلی گويا بحث با همون ابهاماتی كه شروع شد برخلاف ميل من به پايان رسيد، اگه نمی‌خواين به پايان برسه خوشحال ميشم...

و اما گلرت...

نقل قول:
مطمئناً توی هر بحث و دعوایی هر دو طرف مقصرن.


آقاجان، بحث با دعوا فرق داره!

نقل قول:
من از بقیه ی هافلی ها هم می خوام که دیگه این بحث رو ادامه ندن.


من كه گفتم ترجيح ميدادم بحث با يك نتيجه به اتمام می‌رسيد.

هيچی...
ممنون!

شاد باشين !



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۶:۴۱ دوشنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۰
#3
هووووم...

در راستای جريانات ايفای نقش

چون نتونستم هيچ تاپيكی رو پيدا كنم، دوباره دست به دامن اين‌جا ميشم... يه سری شفاف سازی می‌كنم و بعد ميرم هواخوری . فقط به ياد داشته باشين كه من ابتدای اين پست رو با اين شكلك شروع می‌كنم و كلا" صحبت‌هامون دوستانه‌ است...

و اين رو هم يادتون باشه من اومدم يه حرفای لازمی رو بزنم، جواب به هيچ بازجويی‌ای رو پس نميدم...

اول، پرسيوال دامبلدور:

دوست عزيز من، شما در چت باكس اين طوری نوشتی...

پرسیوال دامبلدور: کردید اونوقت یه چیزی هم طلبکار هستید؟
پرسیوال دامبلدور: با یه حرکت کاملا مسخره کل برنامه ی هاگوارتز رو به هم ریختید و کل زحمت های استرجس رو برباد دادید،حق من گریفی و ریونی ها و حتی اسلیترینی ها هم ضایع
پرسیوال دامبلدور: حرکت اعتراض آمیز!
پرسیوال دامبلدور: دارید شورش رو در میارید و همه چی رو به لوث می کشید....دست بردارید بابا....دست بردارید
پرسیوال دامبلدور: و پخ های توهین آمیزی که شما میگید رو حتما مدیران رویت کردن و حتما توهین آمیز ندونستن...اصلا دلیل نمیشه همگی با هم بخواید یه نفر رو ضایع کنین! همگی
پرسیوال دامبلدور: کلیه ی هافلی ها....با عرض معذرت ولی حرف مفت بی ربط که گفتنش مالیات نداره!....مثل این که یادتون رفته مدیر میتونه به پیام شخصی ها هم دسترسی داشته باشه!


در مورد مسئله‌ی هاگوارتز. اختيار هر عضو دست خودشه، من هر جايی از سايت كه دلم بخواد فعاليت می‌كنم، هر جايی هم نخوام فعاليت نمی‌كنم... اين يه مسئله‌ی كاملا" واضح و مشخصه. هيچ جايی هم ننوشته كه وقتی يه گروه توی هاگوارتز شركت ميكنه حتما" بايد تا آخرش بره. همون طور كه من يادم مياد يه ترم راونكلاو هم تا يه جايی پيش اومد و ديگه شركت نكرد. اگه ما مسئله‌ی « كنار كشيدن » رو پيش نمی‌كشيديم خودمون پست نمی‌زديم... ما آزاديم كه نحوه‌ی فعاليت‌مون رو به عنوان يه گروه خودمون انتخاب كنيم و اين مسئله به هيچ شخص ديگه‌ای خارج از اين گروه مرتبط نميشه.

مسئله‌ی بعدی هاگوارتز مسئله‌ی كنار كشيدن دبيرها بود كه هافلپاف سه تا كلاس در هاگوارتز رو تدريس می‌كرد. استرجس با اين مسئله كه دبيرها تدريس رو قطع كنن مخالفتی نكرد...

اما مسئله‌ی منحل شدن اين ترم هاگوارتز. ما از هاگوارتز كنار كشيديم، اما اين كه دو تا گروه بعد از كنار كشيدن يه گروه ديگه فعاليت‌شون ضعيف ميشه يا مديريت هاگوارتز اون طور كه بايد و شايد اوضاع رو منظم نگه نمی‌داره، به هافلپاف چه ربطی داره؟ آيا هاگوارتز نمی‌تونست با راونكلاو و گريفيندور با اين همه جمعيت و هر از چند گاهی چند اسليترينی ادامه بده؟ مسلمه كه می‌تونست... اين كه هاگوارتز به شكل مناسبی اداره نشد و در كنار اين مسئله، گروه‌های ديگه و افراد هم زياد ازش حمايت نكردن، به هافلپاف مربوط نيست.

***

لينی عزيز، من ديگه نقل قول نميذارم، چيزايی رو كه لازمه بگم، ميگم...

اين كه فعاليت درون گروهی ما چه طوريه و رابطه‌ی اعضای هافلپاف با همديگه چه طوريه رو خودمون می‌دونيم و خودمون... رفاقت ما هافلی‌ها خيلی خيلی شديده و علاقه‌مون به تالارمون هم همين طور... ما با هم رفاقت باشكوهی داريم، خودمون هم بهتر ميزان استحكام رابطه‌مون رو ميدونيم و مسلمه كه بقيه زياد اطلاعی ندارن از اين موضوع... مثلا" من دلم می‌خواد برم با ليلی لونا ارتباط داشته باشم، لودو ميره با اما دابز رابطه پيدا ميكنه، برتی هم ميره دنبال ريتا، اين وسط گلرت هم ميره با دامبلدور روابطش رو ادامه ميده ... اين شكليه اوضاع .

مسئله‌ی توهين هافلپاف به بقيه مطرح شد. كجا و چه طوری؟

برخورد شديد هافلپاف در بيرون از گروهش پست من بود خطاب به سيريوس كه به لطف همون پست شديدم ديگه سر و صداها و تمسخرها و تيكه‌ها نسبت به هافلپاف خوابيد.

لينی عزيز، توهين كردن با اين كه بخوايم يه كار طرف مقابل رو در حد يه توهين، بزرگ كنيم خيلی فرق می‌كنه.

ما حق داشتيم اگه می‌خوايم در هاگ شركت كنيم، اگه هم نه كه نه؛ و شركت نكرديم، بعدش چه اتفاقی افتاد؟ چت باكس پر از تيكه و تمسخر های در پوشش شد... پرسيوال شعار « هافلی بايكوت » رو ابداع كرد ، تيكه‌ها زياد شد... دوستان همه از خودشون لطف بروز دادن... ما ميايم ميگيم همه‌ی اينا هيچی...

و امروز شاهد هستم كه شما يه توهين رو يه جوری به هافلپاف نسبت ميدی... قصد ناراحتی‌ات رو ندارما، نظر منه... لينی عزيز، ما درست اطرافمون رو می‌بينيم و نمی‌خواد نقابی رو برداريم، هافلپاف از هاگوارتز كنار كشيد، بعدش چه اتفاقی افتاد؟ آيا اين ما بوديم كه به بقيه تيكه پرونديم، يا بقيه اين لطف رو در حق گروه ما داشتن؟

لینی وارنر: شما رسما به گریف و ریون بی احترامی و توهین کردین. دلم میخواد بدونم اگه ما میگفتیم هافل پخ توهین آمیز فرستاده چه عکس العملی نشون میدادین! جوابش واضحه!


ما به طور مستقيم هيچ حرفی نزديم لينی عزيز... تو خودت چت باكس رو نگاه كن، اين قدر سر اين مسئله‌ كليد كردی و كليد كردی تا كار به اين پيام رسيد و يه توهين به هافلپاف نسبت داده شد ( به نظر من )... ما كه خودمون توهين نمی‌كنيم، توهين برای ما به هر شكلی كه بود ساخته شد...

روی يه سری مسائل هم نمی‌خوام كليد كنم.

اگه مشكلی هست، ابهامی هست، حرفی هست، بزنين كه به جای اين كه توی چت باكس جملات يه خطی تحويل بدين اين جا حرف حسابی و نظر خودتون رو به طور كامل ارائه كنين.

ممنون !


ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در تاریخ ۱۳۹۰/۵/۲۴ ۶:۴۳:۰۰


Re: قلم پر تندنویس
پیام زده شده در: ۷:۵۶ یکشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۰
#4
لينی !

نقل قول:
اما میگم همین جوش یه مانع بزرگ برای علاقمند شدن به این گروه تو همه ی دوران واسه من بوده. به نظرم تالار هافل، جوگیر و بسی پز ده هست!


برو بابا !

نقل قول:
11. نظرت در مورد تیم مدیریت چیه؟ کلا تیم خوبین؟...


ايشالا امسال قهرمان ميشن ميرن آسيا !

نقل قول:
هندونه! اون دونه سیاها ماییم، اون دونه سفیدا کسایین که عضو میشن و دیگه پیداشون نمیشه.


دونه‌ی سياه خودتی بچه‌جان ، دونه‌ی سياه چيه آخه؟:D

بعد لينی گرانقدر، رئال هم شد آخه تيم فوتبال دی:؟ شما بودين از دقيقه‌ی نود تا نود و سه دو هيچ از آرسنال عقب بودين، بعد سه دو بردين، نه؟

بگذريم... كلا" مصاحبه‌ی جالبی بود و بسی چسبيد و در نتيجه گفتم يه نظری هم بدم دور همی شاد باشيم دی:...

رز نوشته:
نقل قول:
مهمون بعدی به زودی معرفی ميشه!


رز، الآن فقط منو بيا توجيه كن اين جمله چی داشته آخرش همر گذاشتی؟ ای بابا! آدم آخرش از عادت‌ها و اعمال بعضيا ( چشمك به رز! ) هيچی حاليش نميشه. همر!

همينا ديگه!
شاد باشين دونه‌های سياه هندونه ! ( اين فحش رو لينی دادا ، به من مربوط نی )



Re: تالار عمومی هافلپاف !!
پیام زده شده در: ۱۵:۳۳ سه شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۰
#5
درك در حالی كه رو‌ی يه صندلی چوبی جادار كز كرده بود، طبق معمول عبای زرد رنگ بلندش رو پوشيده بود و گلرت و برتی رو از نظر می‌گذروند كه رو به روش روی دو تا صندلی نشسته بودن. درك تسبيح طلايی رنگش رو روی ميز قرمز بين خودش و اون دو نفر انداخت و در حالی كه چشم‌هاش رو رو به گلرت تنگ می‌كرد، گفت:
- تو خجالت نمی‌كشی واسه من پست با مضامين سياسی می‌نويسی؟ من فقط ديدگاه آسلاميوسی دارم، به لباس سبز و رياست جمهوری و زندان و مرلين‌گاه و شكنجه و اين مافنگ بازيا كاری ندارم، افتاد؟

گلرت كله‌اش رو انداخت پايين و خجالت كشيد كه چرا رول سياسی نوشته و عزمش رو جزم كرد كه از اين به بعد ديگه از اين غلطا نكنه . برتی در حالی كه برخلاف ظاهر مهربونش موجود بسيار شروری بود و در اون لحظه از ضايع شدن گلرت شديدا" احساس دل‌خوشی می‌كرد، چاهار تا از دونه‌های همه‌مزه‌اش رو انداخت زير زبونش. درك بعد از ديدن اين حركت از برتی، از جاش بلند شد و يه لگد زد توی شكم برتی تا دونه‌های همه مزه از دهنش خارج و به طرف جيب عبای درك برن. درك بعد از اطمينان از حضور دانه‌های همه مزه در جيب عباش، رو به برتی اخم كرد و گفت:
- تو خجالت نمی‌كشی؟ می‌دونی الآن توی چه ماهی هستيم؟

- بله، مرداد! تولدم هم بود!

درك يكی محكم زد پس گردن برتی و در حالی كه زير زيركی يه دونه‌ی همه‌ مزه رو می‌انداخت زير زبونش، گفت:
- نه بچه‌ی احمق! مرداد چيه! يكم بيشتر فكر كن ببينم خودت عقلت ميرسه يا نه.

- اممم... الآن جولای نيس؟

- بچه جان، الآن رمضونه.

برتی به فكر فرو رفت كه اين‌كه الآن رمضونه چه دخلی بهش داره، اما هر چه قدر زور زد و به ذهنش فشار آورد ربط رمضون و خودش رو نفهميد...

- ببخشيد هاچی، اينكه‌ الآن رمضونه به من چه؟

درك بعد از شنيدن اين سوال، با عصبانيت به سمت برتی رفت، يه تيپا روونه‌ی برتی كرد و با لحنی خشن گفت:
- اين كه الآن رمضونه يعنی من روزه‌ام و هيچی نمی‌خورم و درست نيس جلوی يه آدم روزه‌دار چيزی بخوری!

درك بعد از گفتن اين جملات، پشتش رو كرد به برتی و گلرت و سه تا دونه‌ی همه مزه‌ی باقی‌مونده رو در جا بلعيد .

- هاچی جان، گفتين برای حل بحران خدمت برسيم... برنامه چيه؟

درك گلرت رو نگاه كرد كه اين سوال رو پرسيده بود، لبخندی زد و گفت:
- آفرين بچه‌جان! سوال خوبی پرسيدی، فقط چون موهات بلونده يادت باشه از اين به بعد يه كلاه بذاری سرت، چون تحريك كننده است...

گلرت:

- ... داشتم می‌گفتم، هدف ما اينه كه هر پسری با دختری حرف می‌زد بفرستيمش مرلين‌گاه، هر پسری با دختری رفتن تو تخت، بفرستيمشون مرلينگاه، هر كی از مقنعه‌هآی طلايی تدارك ديده شده استفاده نكرد، بفرستيمش مرلين‌گاه، كلا" هر كی ضد آسلام بازی در آورد رو می‌فرستيم مرلينگاه... اگه درجه‌ی فعاليتش بيشتر بود و كارای بيناموسی كرد، كله‌اش رو می‌كنيم تو كاسه‌ی مرلينگاه .

گلرت و برتی سرشون رو تكون دادن و درك ادامه داد:
- بعدش هم آروم آروم اين قدر قوی ميشيم كه نظارت تالار و همه‌چيش ميفته دست ما! اگه شما كمكم كنين، هم بهتون مفاهيم آسلامی رو ياد ميدم، هم همه‌چی تالار با هم نصيب ما ميشه... قبوله؟

گلرت فكر كرد اگه ناظر بشه میتونه هر چقدر دلش بخواد توی هافل بوق بزنه و برتی هم به اين نتيجه رسيد كه كه با حقوق بيشتری كه می‌گيره، شرايط ازدواج براش آماده تر ميشه. در نتيجه هر دو با رضايت با درك موافقت كردن... درك بعد از اظهار خوشحالی، با دردمندی خاصی كه در نگاهش موج می‌زد رو به برتی گفت:
- ميگم... بازم از اون دونه‌های همه مزه‌ت داری؟

***

ميدونم كلا" همه‌اش در مورد رمضون و اينا بود و هيچ اتفاق خاصی نيفتاد و اين حرفا ، ولی گفتم يه چيزی بنويسم نياين بگين كينگزلی برگشت ولی فقط برگشت و رول ننوشت ... حالا تو رول‌های بعدی خواستين درك رو ترور كنين، خواستين خودتونو شكنجه كنين، خواستين تالار هافل رو زير و رو كنيد، خلاصه، هر كاری خواستيد بكنين به من مربوط نی! ما رول خودمونو نوشتيم!



Re: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۱۵:۰۲ شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۰
#6
درود!

جلسه‌‌ی دوم پرواز و كوييديچ:

هافلپاف: 8 امتياز

رز ويزلی: 33 امتياز

***

راونكلاو: 16 امتياز

لونا لاوگود: 29 امتياز

لينی وارنر: 35 امتياز

***

گريفيندور: 13 امتياز

جرج ويزلی: 23 امتياز

گودريك گريفيندور: 27 امتياز

***

اسليترين: صفر امتياز



Re: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۴:۵۶ شنبه ۱ مرداد ۱۳۹۰
#7
هافلپاف:
8 امتياز

رز ويزلی: 33 امتياز

رول خيلی خوبی بود، يعنی كلا" خنده دار می‌نويسی و رولی كه خنده‌دار باشه موفقه به نظرم ...

دماغت اندازه‌ی بادمجونه به من چه؟

كم شدن امتياز به اين خاطر بود كه سوژه‌ی فرعی يكم زيادی فرعی بود.

راونكلاو:
16 امتياز

لونا لاوگود: 29

امتياز سوال اولت كه مشكلی نداره. علی‌الخصوص اون بوی بدی كه توی ورزگاه ميپيچه رو واقعا" خوب اشاره كردی .

مگس هم جانور جالبيه واقعا" !

كم شدن امتياز به خاطر يك سری مسائل جزئی و اينا بود توی رول.

لينی وارنر: 35

من حساسم اصولا"! استفراغ چيه آخه؟:D

سوژه‌ی فرعی خوبی بود، خوشمان آمد! چسبيد. حالا تو كه بلد نيستی شوت بزنی، اصلا" چرا ميای كلاس كوييديچ بوقی؟ دی:

گريفيندور:
13

جرج ويزلی: 23

من گفتم پنج مورد! اين قدر حواست سر مغازه‌ت و سر كار گذاشتن ملته، به سوال دقت نميكنی . سه امتياز مفت اينجا پريد. عهه.

سوژه‌ی فرعی‌ات مناسب بود، اما به خاطر رول يه مقدار هم اينجا امتياز از كف ميره...

گودريك گريفيندور: 27

تو كه شيش تا نوشتی، يكی‌ش رو قرض می‌دادی به جرج امتياز مفت ندين ديگه . گودريك عزيزم، درباره‌ی مورد ششم، دلبندم پوشك مای بی‌بی واسه همين مواقعه ديگه .

اسليترين:

صد امتياز !

***

با دست باز هم نمره‌ها رو تقسيم كردم كه دور همی شاد باشيم .



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۲:۵۶ جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰
#8
تازه آستين ها رو زده بودم بالا بابا ، عهه !

خدا رو شكر كه كار به اينجا رسيد، منم احيانا" اگه تند رفتم به خاطر اين بود كه به نظرم تو هم تند رفته بودی يه خورده ، جاهايی كه خيلی تند رفتم رو ازت معذرت می‌خوام . دی:

قربونت! اگه چاهار تا حرف نامربوط اين وسط تو پيام امروز شنيدی ديگه ببخش ، ممنون!

حرف‌ها بابت روشنگری بود ديگه. دی:

شاد باشی !



Re: نحوه برخورد،فکر کردی کی هستی!؟
پیام زده شده در: ۱۱:۰۶ جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰
#9
درود!

مبنی بر پست‌های پيام امروز و از اون جايی كه پيام امروز جايگاه جدل نيست، مجادله رو به اينجا ميارم، كه ای كاش به جای مجادله مباحثه بود، ولی وقتی خودتون علاقه مند به تند صحبت كردن هستيد، مسئله چيز ديگری است...

سيريوس بلك، منطق چيز خوبيه! شما به من ميگی حرف‌هات به من و هافلپاف برخورده، بله، برخورده! افتخار هم ميكنم كه نه به من، بلكه به كل هافل برخورده. اگه ما اين قدر به اين گروه علاقه نداشته باشيم كه هر كس هر اتهامی رو از تخيلات خودش به گروه نسبت داد، بشينيم و بهمون برنخوره و پاسخگو هم نباشيم، چه انتظاری ميره؟

تو گفتی هافلپاف به علت عدم توانايی در رقابت كنار كشيده، من گفتم نه! گريفيندور يه گروه خوبه، با تعداد اعضای مناسب، اما از نظر من از لحاظ كيفی شايد نتونسته باشه توی هاگ خوب كار كنه، اشتباه هم نكردم، امتيازاتم گواه اين مسئله است. گفتم تو فكر كن ما بچه‌ايم از هاگ كشيديم كنار، دليل نميشه كه به خاطر عدم توانايی در رقابت هاگ رو ترك كرده باشيم. گفتم احساس كرديم به ما توهين شده، يه نمونه از پيام شخصی‌ها رو هم گذاشتم حـتی...

خود راونكلاو هم فكر نمی‌كنم همچين تصوری داشته باشه كه ما از رقابت باهاشون ناتوان بوديم، توی اون پست گفتم امضای برخی‌هاشون هم اين مسئله رو نشون ميده!

سيريوس، به گفته‌ی تو پيام امروز محل شايعه سازيه! من بيام بنويسم گريفيندور يه گروه بی‌جنبه و ضعيفه، بعد بيام بگم چون توی پيام امروز نوشتم نبايد به گريفيندور بر بخوره، آيا واقعا" به گريف بر نمی‌خوره؟

اما من رو به جو گير شدن مطرح كردی، اونی كه بهش ميگی جو گير شدن، من بهش ميگم برخورد صحيح با توهين، حالا خود تو هم به من واكنش نشون دادی، الآن من بيام بگم جو گير شدی؟

سيريوس، تو كه كلا" از قضيه باخبر نيستی، نمی‌دونی كی پيام شخصی فرستاده، كِی فرستاده، چی فرستاده، چه اتفاقی افتاده، ميای واسه خودت يه چيزی می‌نويسی؟ چه طور انتظار داری كه برای خودت نقد كنی و موردِ نقدِ قرار گرفته واكنشی نشون نده؟

و تاكيد كردم هافلپاف فراتر از اين هاست، برای شما نباشه، برای يه عضو ايفای نقشه نباشه، برای هر كس ديگه‌ای نباشه، حداقل برای ما هافلپافی‌ها خيليه! به اذهان عمومی هم هيچ كاری ندارم كه بخوام تحريفشون كنم! ارزش هافل برای ما اينه!

و نكته‌ی بعدی، فكر كن من به تو بگم خری، آدم نيستی اصلا"، تو اين مسئله رو جدی نمی‌گيری؟ يعنی تو هر چی می‌خوای بيا بگو منم جدی نگيرم، اين كه ديگه آخرشه.

من مسائل رو به هم ربط نميدم، ميگم بنا به دلايل مشخص كشيديم كنار. اول ميای ميگی نمی‌تونستيد رقابت كنيد، حالا ميگی بی‌جنبه ايد، بعد ميگی دليل كنار كشيدن‌تون معلوم نيست... حرفت رو در يك چهارچوب صحيح بگو كه من متوجه بشم منظورت رو.

گروه ما هم بی‌جنبه نيست، جو گير هم نيست.

كله‌ی كچل منم عامل رقابت منه با ولدمورت ، چه طور بهش توهين می‌كنی؟

همين!



Re: پيام امروز
پیام زده شده در: ۷:۰۵ جمعه ۳۱ تیر ۱۳۹۰
#10
بخش مقاله‌های روزنامه
نويسنده‌ی مقاله‌ی امروز: كينگزلی شكلبوت
عنوان مقاله: جوجه گريفيندوری های ناآگاه به سوراخ قرمز خودشان بخزند!


چندی پيش در روزنامه‌ی پيام امروز مصاحبه‌ای خواندم خنده‌دار از جناب سيريوس بلك، كه البته نمی‌دانم با ديدن اين مصاحبه‌ها آوردن كلمه‌ی جناب صحيح است يا خير!

سيريوس، از همان ابتدای امر رقابت اصلی مابين هافلپاف و راونكلاو بود، قصد توهين به گريفيندور نيست، اگر واقع بينانه بنگريم راونكلاو در هفته‌ی اول نسبت به همه‌ی گروه‌ها عملكردی بهتر و قوی‌تر داشت، هافلپاف هم بسيار خوب و باطراوت عمل كرد، اما بدون در نظر گرفتن هيچ گونه تعصبی گريفيندور از لحاظ كيفی دچار ضعف بود. امتيازاتِ حاصل هم گواه سخن من است.

اگر ما رقيب نيستيم و نمی‌توانيم، پس چه طور برخی از اعضای راونكلاو كه به خاطر اين امر از همين روزنامه از آن‌ها كمال تشكر را دارم، امضايشان را به اين جمله مزين كردند:« قهرمانی بدون رقيب سرسخت معنی نداره.»

يعنی همه‌ی راونی‌ها كه بر اين عقيده هستند اشتباه می‌كنند؟ سيريوس بلك، حتی اگر بخواهيم كنار كشيدن هافلپاف از هاگوارتز را بچه بازی تلقی كنيم، حق نداريم اين مسئله را طوری مطرح كنيم كه هافلپاف به دليل عدم توانايی در رقابت با سايرين نتوانسته ادامه دهد.

دليل كنار كشيدن ما از هاگوارتز پيام شخصی‌هايی بود كه در آن فرمودند عدالت چيز خوبيه، همونی كه گروه شما ازش بويی نبرده، به نام خدايی كه بی‌عدالتی و نكبتی را نمی‌پسندد و مواردی ديگر از قرار دادنشان معذورم!

سيريوس، تو كه نه ته پيازی نه سر پياز، ميايی برای خودت می‌بری و می‌دوزی؟ تو كه هافلپاف را نديده‌ای كه هر روز چند تا رول در آن پيام آور فعاليتی طلايی است، تو كه هافلپاف را نديده‌ای كه همواره و روزانه پر از رول است، تو كه هافلپاف را نديده‌ای كه صميميت ميان اعضايش موج می‌زند و رفاقت در گوشه گوشه‌اش جای گرفته، تو كه هافلپاف را نديدی با ايده‌های ناب و بی‌نظيرش، تو اسطوره‌های زرد پوشی را نديدی كه نامشان در تالار و حمايت و دوستی شان از خارج از تالار همواره جلوه گر شوق و شور است.

فعاليت برای ما شايد فقط مثل تو شركت در هاگوارتز نباشد، ما گروهی هستيم كه تالار خصوصی‌مان فراتر از تصور توست، تالار خصوصی ما جايی برای صرفا" رول زدن نيست، جايی است فراتر از بيان...

تو كه نمی‌دانی چرا هافلپاف كنار كشيده، چرا اظهار نظر چالش برانگيز می‌كنی؟

گلرت جواب آرام داد، كوتاه نيامدی... حالا كه جوابت را گرفتی برو و به هواخوری‌ات ادامه بده.


ویرایش شده توسط كينگزلی شكلبوت در تاریخ ۱۳۹۰/۴/۳۱ ۷:۱۰:۳۹






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.