هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (یوآن.آبرکرومبی)



پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۱۶:۴۸:۵۴ یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹
#1
چجوری حریفامون رو بصورت نامحسوس مصدوم کنیم؟


راستش چماق‌بازی اصلاً روش کثیفی نیستش. من روش‌های خیلی کثیف‌تری سراغ دارم... ولی خب اینش کلاً بستگی به این داره که حریف کی باشه. چون نقاط ضعف ملّت فرق می‌کنه.

مثلاً اگه رابستن باشه و لواندوفسکی‌طور چپ و راست بکنه تو دروازه‌مون، نیشخند زنان بهش ایول میگیم و خیلی رفاقتی می‌زنیم رو شونه‌ش! اینجاس که رابستن مصدوم میشه. چون به هر حال آناتومی فضاییا فرق می‌کنه و نقطه‌ی حساس و شرم‌آور بدنشون کجاس؟ آفرین! استخون ترقوه!

ولی اگه حریف‌مون حسن مصطفی بود، کافیه درست رو به روش وانمود کنیم که حرکات‌مون خیلی لگ و کُندی و قطع و وصلی دارن، تماشاگرا هم که پایه! اونا هم خیلی لگ‌دار و هنگ‌دار شروع می‌کنن به رقصیدن. بعدش یه بلندگوی وانتی در میاریم و با تماشاگرا می‌خونیم که: قالب چمن استادیوم خیلی سنگینـــــه!
و بله! شک نکنین که اینجوری بصورت مملکتی یه ضربه‌ی روحی خفن به مصی وارد می‌کنیم، در حدی که فوراً از استادیوم لفت میده.

حالا اگه پدرام بود چی؟ خب اینجاشو ما اصلاً کاری با خود شخص پدرام نداریم و کاملاً ایگنورش می‌کنیم و میریم سراغ Plan B... دیدین قبل از بازی تیما جلوی پیچ استادیوم صف می‌بندن و دوربین عین تسترال روشون زوم میشه و رختکنا دارن خالی میشن؟ خب ما اینجاشو تو صف واینمیستیم و از بی‌توجهی ملّت استفاده می‌کنیم و میریم توی رختکن تیم حریف، کمد پدرام رو باز می‌کنیم، زیپ ساکش رو باز می‌کنیم، لپ‌تاپشو در میاریم و دکوراسیونش رو چکش‌زنان بی‌ریخت می‌کنیم.
شاید پدرام تو نیمه‌ی اول چیزیش نشه، ولی بین دو نیمه چرا.


اسنیچ و بلاجر و کوافل چه کاربردهایی دارن؟


اسنیچ: پدرام رو می‌بندیم بهش تا خونه‌ها و آپارتمان‌ها رو لیس بزنه و برق بندازه.

بلاجر: آیا تو زوپس‌کده مدیری دارین که هی قهر می‌کنه و دسترسی خودشو می‌گیره؟ آیا دوس دارین استرس‌های کاری و اداری و تحصیلی و مشنگی و جادویی‌تون رو سر پدرام‌ها خالی کنین؟ آیا یکی از اعضای تالار خصوصی‌تون از دماغش در میاره و می‌چسبونه به مبل؟ آیا دوستاتون به‌جای شرکت توی هاگ و کسب امتیاز واسه گروهتون، میرن ماینکرفت بازی می‌کنن؟
پس با بلاجر بزنین تو دهنشون!

کوافل: این خیلی باحاله!


ترکیب ایده‌آل جادوگرانیم؟


دروازه‌بان رو می‌ذارم سرژ تانکیان! ببینین، چلسی، اینترمیلان، اتلتیکو مادرید، اینا جلوی دروازه‌شون اتوبوس پارک می‌کنن و گل نمی‌خورن. حالا فک کنین چی میشه اگه من جلوی دروازه‌مون یه تانک پارک کنم...

مدافعا هم فنگ و لودو بگمن. چون این دوتا استعداد خیلی بالایی توی "بستن" دارن. ینی قشنگ می‌بافن مهاجمای حریف رو!

مهاجم سمت چپ هم که من باشم، در نقش Euaninho. مهاجم سمت راست هم لیونل تدی هستش. مهاجم نوک هم جیمز بنزماییوس پاتر!

جستجوگر هم پدرام باشه تا بفرستیمش دنبال نخود سیاه اسنیچ!


ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۲۶ ۲۱:۵۴:۰۷

Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: گفتگو با مدیران ، انتقاد ، پیشنهاد و ...
پیام زده شده در: ۱۴:۴۷:۳۲ یکشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۹۹
#2
سلام به همگی!

آقا من اومدم یه پیشنهادی رو بهتون بدم در مورد چت‌باکس!
ببینین، چت‌باکس اسمش یه جوریه که باعث میشه بعضیا فک کنن اینجا چترومه و واسه همینه که بعضی وقتا یه حال و هوای چترومی توش حس میشه که انصافاً خیلیم ناجوره و خیلیا توی همچین حال و هوایی اونجا پیام نمیدن اصلاً.

پیشنهادم اینه که اسمشو عوض کنین. مثلاً اسمشو بذارین "تالار دورهمی" یا "تالار گفتگو" یا همچین چیزی. اونجایی هم که نوشتین فرهنگ چت‌باکس، عنوانش رو مطابق با اسمی که می‌خواین به‌جای چت‌باکس بذارین، عوض کنین. حتی اون پُستی که توش در مورد فرهنگ چت‌باکس بحث شده هم هرجایی که نوشته شده "چت‌باکس" اینو با اسم جدیدش جایگزین کنین.

به نظرم تأثیر می‌ذاره روی ذهنیت خیلیا، مخصوصاً تازه‌واردا. اینجوری احتمال اینکه اونجا رو با چتروم اشتباه بگیرن، خیلی کمتر میشه.


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: هاگزگـِیم
پیام زده شده در: ۰:۳۵:۴۷ یکشنبه ۱۲ مرداد ۱۳۹۹
#3
سوژه‌ی جدید:


- بده به ریبری! بده به ریبری!

با ضربی که هوریس اسلاگهورن به دکمه‌ی ضربدر داد، کوافل به ریبری رسید.

- برو جلو! برو جلو! برو جلو! آها... حالا تو سر توپ... الآن بزن! بزن! R2 رو بزن لامصب!

واقعاً نیازی به راهنمایی‌های زاخاریاس اسمیت نبود. هوریس 7 سالی میشد که روزانه سه وعده Pro Evolution Quidditch 2013 بازی می‌کرد و اونقدر به این بازی مسلط شده بود که چشماش رو برای چند ثانیه بست و مدافعین تیم حریف رو با دریبل‌های زیگزاگیش بهم ریخت و درست چسبیده به محوطه‌ی جریمه، دکمه‌ی R2 رو نگه داشت و با یه ضربه‌ی کات‌دار ناااااز، کوافل رو به کنج دروازه‌ی حریف چسبوند و نتیجه رو 130-0 به نفع خودش کرد.

شـتـرق!

ارنی پرنگ که دیگه واقعاً کم آورده بود، گیم‌پد رو محکم به زمین کوبید و بی‌توجه به هو کردن‌های شدید ملّت، از "گیم‌نت هاگزگیم" زد بیرون و سوار اتوبوس شوالیه‌ش شد تا یه‌کم مسافرکشی کنه و خالی بشه.

- ناموساً رفت؟ ای بابا! هنوز یه نیمه مونده بودا.

هوریس که تازه چشماش رو باز کرده بود، خرکیف‌طور زد زیر خنده و از تو جیبش یه مُشت تخمه برداشت و همونطور که می‌جوید، به صندلیش تکیه داد و به ملّت زل زد.
- بعدی!

صاحب گیم‌نت هاگزگیم، یوآن آبرکرومبی، گیم‌پدی رو که ارنی به زمین کوبیده بود، از زمین برداشت و رو به ملّت گرفت.
- نبود؟

ملّت:

چند ثانیه به همین منوال گذشت تا اینکه بالاخره زاخاریاس جلو رفت و یه اسکناس مچاله شده‌ی یه گالیونی رو گذاشت کف دست چپ یوآن و گیم‌پد رو از کف دست راستش برداشت و بعد، کنار هوریس نشست و همونطور که خیلی جدی و مصمم نگاش می‌کرد، تو دلش مشغول راز و نیاز با مرلین شد.

یوآن اسکناس رو گذاشت تو جیبش و نیشخند زنان به اطرافش خیره شد.
چند ماهی میشد که با کمک شهرداری هاگزمید، بزهای مورفین و جیمز و تدی رو از اینجا جمع و حالا یه گیم‌نتی رو احداث کرده بود که نونش رو حسابی گذاشته بود تو روغن!

توی این فکرها بود که متوجه ورود رودولف لسترنج شد و همین کافی بود تا نیشخند روباه بماسه. حضور رودولف توی این گیم‌نت همیشه مساوی بوده با دعوا و درگیری و ناچاراً تعطیلی!
امروز حضور ثابت و چند ساعته‌ی هوریس باعث شده بود که جیب‌های روباه خیلی بیشتر از روزهای قبلی پُر گالیون بشن. تازه هنوز خیلی مونده بود واسه اذان ظهر و متفرق شدن ملّت به سمت کلیسای وست مینستر.

یوآن نمی‌خواست با حضور رودولف، همچین روز پر رونقی همینجا تموم بشه.

پس فوراً جلو رفت و با یه لبخند کاملاً تصنعی، خودش رو به رودولف رسوند.
- به‌به رودولف! حال و احوال؟ از اینورا؟

رودولف مثل همیشه یوآن رو ایگنور کرد و صرفاً یه فلش 4 گیگ از جیبش در آورد و گذاشت کف دست روباه.
- برو اینو بذار تو سیستم.

و همونطور که یه پاکت CD رو از جیبش در می‌آورد، چرخید و به جمع بقیه ملحق شد.
یوآن نگاهی به فلشی که کف دستش بود، انداخت. روش با خط خرچنگ قورباغه‌ای نوشته شده بود: "آرشیو آهنگ‌های رضا خلسه، مصطفی لندنی و...".
روباه با فکر اینکه فضای گیم‌نت قراره با این آهنگا چه شکلی بشه، شونه‌هاش رو انداخت بالا و ناچاراً وارد اتاق پُشت سرش شد تا فلش رو وارد سیستم کنه. ولی درست همون لحظه، صدای رودولف بلند شد.
- هوریس، بسه دیگه خب. واقعاً خسته نشدی از صبح تا الآن کوییدیچ بازی کردی؟ بذار یه نیم ساعت جی‌تی بزنم. مرلینی دیشب پوسیدم تا دانلود شد!

و بعد، صدای هوریس بلند شد:
- نچ داداچ! من حالا حالاها اینجا چی؟ پلاسم! و از جام چی؟ تکون نمی‌خورم! برو یه دوری بزن، بعد بیا... آخ! باس می‌زدم اون گوشه...

چند ثانیه همینجوری گذشت و هیچکدوم‌شون هیچ حرفی نزدن تا اینکه ناگهان سر و صداشون شدت گرفت و وقتی جو دادنای حضار هم بهشون اضافه شد، یوآن فوراً از اتاق زد بیرون و همین‌که چرخید، ناگهان گیم‌پدی که هوریس و رودولف سرش دعوا داشتن، جرقه زد و بلافاصله هوریس و رودولف جیغ‌زنان به داخل یکی از تلویزیون‌ها جذب شدن.

ملّت:


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: دفتر مدیریت مدرسه
پیام زده شده در: ۲۳:۰۲:۵۸ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
#4
سلامی دوباره به جناب الستور مودیـر!

راستش نه پیشنهادی دارم، نه انتقادی... چون می‌دونم هیچکدوم از قوانین این ترم قرار نیس عوض بشه.
من مطمئنم نیستم که ترمای قبلی چقد وقت استراحت داشتن، ولی فک کنم یه هفته بیشتر نبود. شایدم کمتر... ولی سؤالم اینه که چرا این ترم وقت استراحتش دو هفته‌س؟ اونم یه ترم تابستونی که سه‌تا جلسه بیشتر نداره و تکالیف چهارتا از هشتا کلاسش بصورت غیر رولیه؟

صرفاً سؤاله‌ها. لحن انتقادی ندارم اصلاً.


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: كلاس گیاهشناسی
پیام زده شده در: ۲:۳۴:۵۴ جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹
#5
ارشـد گـریـف


پارت 1:


انصافاً نمی‌دونم بقیه هم گیاهشون اینجوریه یا فقط مال من شونصد برابر از مساحت کلاس بزرگ‌تره؟!
به هر حال، از فرصت و شانسم استفاده کردم و با بلندگوی وانتی بهش گفتم که ایول که انقد زیاااااد رشد کردی! نظرت چیه که از گنجایشت نهایت استفاده رو ببریم و بریم تو کار بیزینس؟! نونمون تو روغنه‌ها!
اونم اینجوری واکنش نشون داد:


پارت 2:


بـلـــه... اینجوری شد که «مجتمع گیاهی پروفسولی» احداث شد. اسمشو هم گذاشتم پروفسولی، چون نمره‌ی کلاسش مهمه صاحب اصلی گیاهه!
ببینین، هر برگ از این مجتمع گیاهی، شکل خاص خودشو داره. یه برگش به شکل سالن استخر و سونا و جکوزیه. یه برگش به شکل استادیوم صد هزار نفری آزادی لندنه که قراره میزبان لیگ کوییدیچ بعدی باشه. یه برگش به شکل رستوران و کافه‌س که ملّت بیان توش میتینگ راه بندازن. یه برگش به شکل هتله و با توجه به گرونی اوضاع مسکن، یکی از اصلی‌ترین منابع درآمد این مجتمعه. یه برگش هم به شکل سالن فول‌آپشن تجملات و آرایشه و خوراک امثال پروفسولیه!


پارت 3:


مجتمع گیاهی پروفسولی!

پارت 4:


یکی از کاربردهای گیاهای متأثر اینه که می‌تونین اینا رو بصورت گلّه‌ای جمع کنین و علیه دشمناتون بسیج کنین و بزنین دهن همه‌شونو سرویس کنین. مثلاً همین جاگسن و پدرام که هی سرک می‌کشن توی مجتمع گیاهی پروفسولی و از رستوران‌هاش موز می‌دزدن... کافیه آدرس اینا رو به گیاهای متأثر بدین. دیگه بقیه‌شو کاریتون نباشه. برین پنکک و ریمل‌تونو بزنین!


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: کلاس طلسم‌های باستانی
پیام زده شده در: ۱۹:۵۹:۲۸ چهارشنبه ۸ مرداد ۱۳۹۹
#6
ارشـد گـریـف


پارت 1:


بینندگان عزیز، سلام. در خدمتتون هستیم با یه اپیزود دیگه از برنامه‌ی "شروعی دوباره". امروز می‌خوام در مورد یه مشکلی باهاتون حرف بزنم که نه تنها خیلی عذاب‌آور و رو اعصابه، بلکه حتی می‌تونه موجب خسارات مالی هم بشه: نداشتن جت!

ببینین، الآن ما توی دنیایی زندگی می‌کنیم که نمیشه توش یه روز هم از جت استفاده نکرد. جت یکی از نیازهای روزمره‌ی ماس. شاید تعجب کنین، ولی من یه ماهی میشد که کلاً جت نداشتم و اصلاً یه وضعی بود! البته الآن از قیافه‌هاتون می‌تونم تشخیص بدم که سؤالتون چیه... منظورم از جت، همون نت جادوییه. ولی واسه اینکه جادوگرانیزه بشه، بهش میگیم جت!

خلاصه... یه روز از شدت بی‌جتی جلوی تلویزیون دراز کشیده بودم و داشتم شبکه‌ی چهار صدا و سیمای بریتانیا رو نگا می‌کردم که یهو یه تبلیغی خودشو انداخت وسط و توش یه ساحره‌ای که خودش رو ملانی معرفی کرده بود، داشت یه پکیجی رو تبلیغ می‌کرد و می‌گفت که تو مشکل بگو، این پکیج ردیفش می‌کنه واست!

منم فوراً کارت به کارت کردم و همون لحظه پکیج از توی تلویزیون پرت شد تو صورتم. جعبه‌ش رو باز کردم و شاید باورتون نشه، ولی هیچی توش نبود.
خواستم به پلیس زنگ بزنم تا بساط این ملانی و رفقاش رو جمع کنن که متوجه شدم روی جعبه نوشته "یه هلاااسپیاااافوس برااااتوس بگو، بقیه‌ش ردیفه."
منم یه هلاااسپیاااافوس برااااتوس گفتم و ناگهان یه صفحه‌ای روی جعبه ظاهر شد که داشت یه طلسمی رو نشون می‌داد که با سرعت شونصد طلسم بر ثانیه، خودشو از بریتانیا رسوند به آمریکا و خونه‌ی ترامپ‌ها و یه پس گردنی زد به ملانی ترامپ و فرار کرد.
ملانی ترامپ که با این پس گردنی کلاً حالی به حالی شده بود، گوشی آیفون 11 پرو مکس 512 گیگابایتش رو در آورد، رفت توی تنظیمات، بعدش رفت توی بخش تحریم‌ها، بعدش فولدر Britain UK رو باز کرد و یوآن آبرکرومبی رو انتخاب کرد و توی تنظیماتش نوشت: جُلار = منفیِ 25,000 گالیون!

و از اون روز به بعد بود که نه تنها بصورت اختصاصی از شر تحریم‌ها خلاص شدم، بلکه حتی ترامپ‌ها شروع کردن به واریز کردن ماهی 25,000 گالیون به حسابم! الآنم انقد پولدار شدم که جت اینترنتی که سهله، جت جنگی هم خریدم!


پارت 2:


کاربردش اینه که جُلار رو میاره پایین. جُلار که پایین بیاد، همه‌چی ردیف میشه و از پس هر جور هزینه‌ای بر میاین. از هزینه‌های سبکی مث مسکن، خوراک، پوشک... ینی چیزه... پوشاک، ماشین، جهیزیه، مهریه، جُنکور، جانشگاه، گرفتن ملّیت آمریکایی، آپولو هوا کردن و استخراج اورانیوم غنی‌شده بگیرین تا هزینه‌های سنگینی مث پنکک، ریمل، رژ لب، رژ گونه... دیگه؟


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: كلاس مراقبت از موجودات جادويي
پیام زده شده در: ۱:۴۱:۴۱ سه شنبه ۷ مرداد ۱۳۹۹
#7
ارشـد گـریـف (زپلشک!)


پارت 1:


ببینین، مگس‌های اوریجینال و مگس‌نماها از چندین لحاظ تفاوت دارن. اصولاً مگس‌نماها علاقه‌ی عجیبی به کوییدیچ مشنگی دارن و مخصوصاً عاشق تیم ملی کوییدیچ مشنگی آلمان هستن و مخصوصاً مخصوصاً عاشق تونی خروس... نه چیزه... عاشق تونی کروس هستن و تا بازی تیم ملی آلمان تموم نشه، تلویزیون رو خاموش نمی‌کنن. در حالی که مگس‌های اوریجینال می‌چسبن به تلویزیون و از توش عسل استخراج می‌کنن.
فرق دیگه‌شون هم اینه که مگس‌نماها خیلی دوس دارن جلوی مانیتور و کیبورد بشینن و نمایشنامه بنویسن. ولی مگس‌های اوریجینال می‌چسبن به مانیتور و از توش عسل استخراج می‌کنن.
یه فرق دیگه هم بگم... این یکی دیگه خیلی تابلوئه. اصولاً مگس‌نماها خیلی بوگندوتر از مگس‌های اوریجینال هستن و دلیلش هم اینه که هر روز توی پاتیل‌های هکتور شنا می‌کنن. امّا از اون طرف، مگس‌های اوریجینال هر روز دور و بر موهای هکتور می‌چرخن. گویا هکتور معجوناش از موهاش بوگندوترن!


پارت 2:


گاومیش پوستردار نمره‌بگیر!
چرا هم نداره آخه. شما اصلاً به هیکلش یه نگا بنداز. قیافه‌شو نگا. صلابتش می‌زنه الستور مودیر رو آب می‌کنه. حالا یه‌کم برو پایین‌تر. از رنگ دست و پاهاش معلومه که بچه‌ی ناف مونیخه. پس خوراک رشته‌های فنی و حرفه‌ایه. حالا شیکمشو! پوستر Girls Generation داره! ینی در حد اساطیر K-POP استعداد داره توی خوانندگی! پوستر تونی کروس هم نشون‌دهنده‌ی اینه که این گاومیش مدیریتش خوبه و جامعه رو تغذیه می‌کنه. همونطور که تونی کروس با سانترهاش کریم بنزما رو تغذیه می‌کنه. البته اون مانوئل نویر کلاً بی‌ربطه و صرفاً داره سانسور می‌کنه گاوه رو. انصافاً خیلی دروازه‌بان خفنیه. همه‌چی رو Save می‌کنه. حتی آبروی ملّت رو!
ولی آخه کدوم مگسی دلش میاد که همچین گاومیشی رو ببینه و بهش نمره‌ی کامل کلاس رو نده؟


پارت 3:


ببینین، من همینجوریشم روباهم. ولی آره، بعضی وقتا نیاز میشه که گاومیش پوستردار نمره‌بگیر باشم تا لینی با دیدنم کیف کنه و بهم نمره‌ی کامل کلاس رو بده.


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: كلاس پرواز و كوييديچ
پیام زده شده در: ۹:۳۲:۴۲ شنبه ۴ مرداد ۱۳۹۹
#8
ارشـد گـریـف


پارت 1:


اولش منو شطرنجی کنین! صدامو هم عوض کنین. اصلاً صدامو شبیه صدای حسن مصطفی کنین تا دیگه راحت هرچی تو دلمه بریزم بیرون.

خــــــــــب...

اول از همه می‌خوام ماندانگاس فلچر رو منشن کنم که چون معجون تغییر شکل به خورد گیدیون پریوت داد و باعث شد تغییر فرمت بده به هری پاتر، منم رفتم توی پی‌وی ماندانگاس و بهش گفتم دیگه حق نداری پاتو بذاری تو هاگوارتز!

دوم اینکه، رز ویزلی رو منشن می‌کنم، چون با هویت سیسی مکرره اومدم هافلپاف و خیلی سعی می‌کردم که خودمو تازه‌وارد نشون بدم و واقعاً سؤال‌های مسخره‌ای از رز می‌پرسیدم و اونم فک می‌کرد من تازه‌واردم و کلّی واسم توضیح می‌داد.

سوم اینکه، همه‌ی ریونیا رو منشن می‌کنم، چون اون موقعی که یوآن بمپتون و راسو شده بودم، گردن همه‌ی ریونیا خیلی بدبو شده بود. آخه هررررررر روز توی تالار خصوصی ریون یکی داد میزد که کارِ کی بود؟! منم مینداختم گردن بقیه.

چهارم اینکه، زوپس‌نشینان قبل از سال 94 رو منشن می‌کنم، چون تا قبل از اون سال، با حالت کاربر مهمان میشد انجمن‌های خصوصی رو جستجو کرد و کم و بیش میشد فهمید که توشون چه خبره. انقـــــد حال می‌داااااد! از زوپس‌نشینان سال 99 می‌خوام که دوباره همچین باگی رو اعمال کنن، حالشو ببریم!

پنجم اینکه، می‌خوام کلاً همه‌ی زوپس‌نشینان رو منشن کنم و بهشون بگم که... انصافاً پخ‌های ملّت رو نخونین!


پارت 2:


راه‌حل اول که صد در صد تلاوت آیت‌الکرسیه. کلاً آیت‌الکرسی یه راه‌حل Universal هستش. اصلاً همین‌که جنابعالی سالهاست روی کرسی مدیریت می‌شینی، دلیلش اینه که جناب عله زیاد واست آیت‌الکرسی می‌خونه. در نتیجه، با استفاده از این روش، می‌تونیم کشش G رو بکرسونیم سر جاش.

ولی اگه مــثــلــاً آیت‌الکرسی جواب نداد، میریم سراغ پلن B.
حالا پلن B چیه؟
ببینین...
G مخفف GG هستش.
GG هم مخفف Go Go هستش.
Go Go هم مخفف اینیــگو ایماگو هستش.
اینیگو ایماگو هم الآن استاد کلاس پرواز و کوییدیچه و کلاً با کشش G رابطه‌ی خوبی داره. پس اینیگو ایماگو رو عینهو استخون پرت می‌کنیم یه گوشه تا کشش G هم عینهو فنگ بیفته دنبالش و ما هم سوت‌زنان بریم سراغ سؤال بعدی.


پارت 3:


من، وقتی که جارو از کار می‌افته: لـیـنـک

من، وقتی که با جارو سقوط می‌کنم: لـیـنـک

من، وقتی که به زمین اصابت می‌کنم: لـیـنـک


ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در تاریخ ۱۳۹۹/۵/۴ ۹:۴۳:۲۵

Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: خاطرات یاران ققنوس
پیام زده شده در: ۴:۲۲:۲۳ شنبه ۲۸ تیر ۱۳۹۹
#9
- ارباب! میشه جیغ بزنم؟
- خیر. نمیشه.
- ارباب! میشه زیر سایه‌تون پناه بگیرم؟
- اینم نمیشه.
- ارباب! لطفاً به این تام بگین خودشو بندازه تو پاتیلم. خیلی دلم می‌خواد ازش یه سوپِ تامام بسازم!
- هکتور، نظر ما اینه که خودتو هم به همراه تام بندازی تو پاتیل، از شر جفتتون راحت شیم!
- ارباب! میشه...

یوآن در چت‌باکس رو بست، خمیازه‌ای کشید و کش و قوسی به بدنش داد. جدیداً هر وقت به چت‌باکس سر میزد، با همچین بحث‌هایی مواجه میشد. حس می‌کرد بین اون جمع، حرفی نداشت که بزنه.
البته هنوز هم بعضاً تیکه مینداخت. ولی معمولاً حرفاش بین حرفای ملّت گم می‌شدن.

چرخید تا بره اون اطراف یه دوری بزنه...
ولی همون لحظه یادش اومد که باید یه چیز مهمی رو به ملّت بگه.
پس برگشت و در چت‌باکس رو دوباره باز کرد و رو به حضار گفت:
- ملّت! مهلت‌تون واسه سؤال پرسیدن از جاگسن داره تموم میشه‌ها. حتماً شرکت کنین.

و همینجوری نیشخند زنان بهشون زل زد.
حضار:
یوآن:

چند ثانیه به همین منوال گذشت و یوآن توقع داشت که الآن همه عین مور و ملخ بریزن توی اتاق مصاحبه و جاگسن رو حسابی سین‌جیم کنن.
امّا...

- آیلین! چرا مسواکمو برداشتی؟ باهات قهرم!
- ارباب! میشه...

یوآن در چت‌باکس رو بست و با گام‌هایی سریع، راهی اتاق مصاحبه شد تا مصاحبه‌ی جاگسن رو فقط و فقط با سؤالات خودش چاپ کنه.
ولی بین راه، امضاهای ملّتِ دور و برش، توجهش رو جلب کردن. امضاهایی که یا "اونلی ارباب" بودن، یا دیالوگ‌هایی در مورد اینکه چقد دارک بودن خفنه.

اینجاش بود که یوآن فوراً تصمیم گرفت امضای جدیدی بذاره... عکسِ جانلوئیجی بوفون که با غرور خاصی می‌گفت: به ما نمی‌خوری آخه!

یوآن برای یه دقیقه به عکس زل زد و وقتی حس کرد که کلّی حرف توشه و خیلی هم از ته دله، نیشخند زنان به خونه‌ی شماره‌ی دوازدهم گریمولد نزدیک شد و دستگیره‌ی درش رو چرخوند.

یه سری چیزا رو باید تزریق می‌کرد!


Voice Acting is Abercrombie!


پاسخ به: در جستجوی راز ققنوس(عضویت)
پیام زده شده در: ۱۴:۵۱:۲۸ جمعه ۲۷ تیر ۱۳۹۹
#10
تق! تق! تق!


کی بود در زد؟
کریچر جغد رو از پشت در بهش داد.


منم! منم! روباهتون! پیاز آوردم واستون!


ویرایش شده توسط کریچر در تاریخ ۱۳۹۹/۴/۲۷ ۲۳:۴۸:۰۷
ویرایش شده توسط یوآن آبرکرومبی در تاریخ ۱۳۹۹/۴/۲۸ ۴:۲۹:۴۹

Voice Acting is Abercrombie!






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.