نقل قول:
بلاتریکس نگاه های خشمناکی به سر تا پای اندام اسکلتی ایوان و موهای چرب سورس انداخت که در کسری از ثانیه و به خاطر نگاه های بلاتریکسانه، هر دو فرار را بر قرار ترجیح دادند و از اطراف سوژه به مکانی نا معلوم عروج کردند. سپس بلاتریکس رو به لرد سیاه کرد و گفت:
- ارباب، فکر نمی کنید اگه محفلی ها رو با خودتون ببرید، جدا از اینکه پای محفلی ها وسط سوژه باز می شه و اونا عناصرشون رو شناسایی می کنن و میان دنبالشون و آبروی شما میره، به یاران خودتون هم توهین می کنید و در برابر کل دنیا اونا رو بی لیاقت جلوه می دین؟!
در پست قبل سوژه به شکل غیر قابل قبولی تغییر کرده بود. به نظر من تصمیم کاملا درستی گرفتین که سوژه رو به مسیر قبلی برگردوندین. خوشبختانه بی مقدمه و بدون توضیح هم این کار رو انجام ندادین و گذشته از توضیح خوب و کافی، از شخصیت درستی هم برای این توضیح استفاده کردین. احتمالا کسی جز بلاتریکس نمی تونست به این تصمیم عجیب لرد اعتراض کنه. انتخاب شخصیت ها برای قانع شدن خواننده خیلی مهمه.
نقل قول:
- ساکت شو بلاتریکس، تو به چه حقی از ایده های ما کپی برداری می کنی؟ کروشیو!
داشتیم خودمون رو شکر می کردیم که بالاخره یکی به جای "کروشیو" از "ساکت شو" استفاده کرده...که کروشیو بعدش اومد!
تکلیف کروشیوتون رو تعیین کردین. این کار خوبی بود. ولی واقعا لرد در این حد و به خاطر همچین چیزی از کروشیو استفاده می کرد؟ مخصوصا برای مرگخواری مثل بلاتریکس!
برای طنز و خلق صحنه عای خنده دار می تونیم اغراق کنیم...ولی در اون مورد هم نباید زیاده روی کرد.
نقل قول:
مرلین و سورس حاضر بشید برای رفتن. بلاتریکس، اگه بتونی اون جنگل بالای سرت رو سر و سامون بدی و طرح اصلاح سازی جنگل ها رو بر روش پیاده کنی، میتونی بیای.
آخرش خودتو تحمیل کردیا!
ولی سوژه های انتخابیتون مناسب بودن. سیوروس و بلاتریکس و مرلین می تونن سوژه های جالبی خلق کنن.
طنز پست های شما خوبه...البته بعد از این مدت عضویت بایدم خوب باشه! فقط زیاد روی صحنه های طنز تاکید نکنین. بعضی صحنه ها حالتی دارن که باید بصورت گذرا توصیف بشن و نویسنده سریع تر از روشون رد بشه. طوری که انگار خودش متوجه طنز بودن این صحنه یا دیالوگ نیست. تاکید زیاد تاثیر رو کمتر می کنه. مثل کسایی که قبل از گفتن جوک میگن یه جوک می گم بخندی!
نقل قول:
مرلین و سورس حاضر بشید برای رفتن. بلاتریکس، اگه بتونی اون جنگل بالای سرت رو سر و سامون بدی و طرح اصلاح سازی جنگل ها رو بر روش پیاده کنی، میتونی بیای.
مثلا اینجا جمله اول درباره جنگل خوب بود. نیازی به دومی نبود. یا می تونستین فقط از دومی استفاده کنین(به نظر من اولی ساده تر و بهتر بود).هر دو با هم تاثیر منفی دارن.
قضیه انتخاب هیئت همراه لرد خیلی سریع سر هم بندی شده...می تونست بیشتربهش پرداخته بشه ولی فوقش در حد یک پست دیگه...بیشتر جا نداشت. یه انتخاب دیگه هم این بود که برای جلوگیری از انحرافش سریع تر از این قسمت رد بشیم که شما این کار رو انجام دادین. انتخاب مناسبی بود.
نقل قول:
- رز حواست باشه که چمدون رو به اندازه ی کافی بزرگ کنی که جفتمون توش جا بشیم و چند تا خوراکی بذاری که از گشنگی نمیریم. ما باید بریم اونجا، حتی اگه ارباب نگه و یادت باشه، به هیچ کس هیچی نگی، چون اونا هم به روش ها مختلف پا میشن و میان!
همراه کردن رز و لینی با لرد سوژه فرعی جدیدیه که وارد داستان کردین. سوژه خوبی هم هست. حتی این اشاره کوتاه که بقیه هم ممکنه همین کار رو انجام بدن می تونه ایده های جدیدی به نفرات بعدی بده.
پستتون اصلاح کننده و بسیار مفید بود.
موفق باشید.
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
بررسی پست شماره 40 افسانه لرد ولدمورت، لاوندر براون:
نقل قول:
ارباب(البته شما که هنوز مارو به مرگخواری نپذیرفتی!ولی ما شما رو به اربابی خیلی وقته پذیرفتیم!!!)
بسیار ممنونیم. مرگخواران گروه خاصی هستن...برای "خاص" نگه داشتن این گروه مجبوریم خیلی دقت کنیم.
ظاهر پستتون هیچ تغییری نکرده و هنوز نوشته ها پشت سر هم هستن و هنوز خوندنشون می تونه خواننده رو خسته کنه. در نقد قبلی در این مورد توضیح دادم...تکرار نمی کنم!
نقل قول:
-هیس فیسسسسسس!!!فیس فیس!هیس هیس هیس هیس!!!(ترجمه:گفتم اینجا چه اتفاقی داره می افته؟!)
نقل قول:
-هیسسسسسسس!فیس هیس!!!(ترجمه:جمله فوق العاده پیچیده بود به دلیل عدم تسلط کامل نویسنده به زبان مارها،این بخش بدون ترجمه می ماند!!!)
از علامت ها بصورت دو تایی و سه تایی استفاده نکنین. با این کار مخالف نیستم. مثلا در جایی که مایلین تعجب خیلی زیاد شخصیت رو نشون بدین...وقتی حداکثر یک بار در طول یک پست. نه بیشتر یا بصورت دائمی. استفاده بیش از حد فقط پستتون رو شلوغ می کنه.
نقل قول:
رز در مانده به نجینی خیره شد.نگاه لن هم بین رز و نجینی در گردش بود.اندکی بعد صدای مرددش را از حنجره آزاد ساخت:
در قسمت های غیر دیالوگ از اسامی مخفف استفاده نکنین. این کار هم شبیه همون " وارد کردن احساسات نویسنده به پست" هست که در نقد قبلی توضیح دادم. وقتی در نقش نویسنده قرار دارین فاصله خودتون رو با شخصیت ها و گروه ها حفظ کنین. این کار برای جذب خواننده ها لازمه.
نقل قول:
-پس...شرمنده بانو!ولی...باید...یعنی نباید ب...بذاریم ایشون تغییر شکل بدن...ی...یا با لرد ملاقات داشته باشن!وگرنه...
سوژه مورد نظر شما خوبه. این که نجینی ممکنه صدای این دو نفر رو شنیده باشه و بخواد به لرد بگه. این سوژه خوبیه که وارد داستان کردین. ولی توضیحش رو زیادی کش دادین...کمی خسته کننده شده. کمی تکراری... می تونستین تردید این دو نفر رو کمی متفاوت تر نشون بدین. یا دیالوگ هاشون در این حد شبیه هم نمی شد.
سوژه رو خوب پیش بردین. اگه مسیر رو هم کمی جالب تر و متفاوت تر طی کنین خیلی بهتر می شه. و لطفا به بند دوم این پست توجه کنین.
موفق باشید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

(13.78 KB)
