مرگخواران، اربابشان را با تخمی که در در دستانش قرار داشت، به سوی میز بزرگ هدایت کردند. لرد روی یک صندلی نشست و تخم را روی یک کوسن که سدریک فراهم کرده بود گذاست. همه دور میز جمع شدند و به تخم نسبتا بزرگ قرمز رنگ با رگه های سبز خیره شدند.
-این دیگه چیه؟
-چقدر گنده است؟
-بازش کنیم ببینیم توش چیه؟
-به نظرم تخم کبوتر باشه...
-من میدونم! تخم شتر مرغه! باید بخوریمش! املت میکنیم! با گوجه!
-تمیز نیست! باید تمیزش کنیم! وایتکس منو...
مرگخواران عجول، نظر میدادند و حواسشان به اربابشان نبود که لحظه به لحظه عصبانی تر میشد. دوری از نجینی و ورود ناگهانی ماموران وزارت خانه به اعصابشان فشار آوده بود.
-بشکونیم ببینیم توش چیه؟
-حتما یه مار خیلی خوشگله!
-باید تمیزش کنیم!
-باید نیمروش کنیم!
همان لحظه، تخم، ترک برداشت و یک اژدهای کوچولو و گوگولوی بنفش، در حالی که فِس فِس میکرد وخاکستر از دماغش بیرون میریخت، از داخل تخم بیرون آمد!
-آخی! چه مامانیه!
-قربونش برم الهی!
-باید تمیزش کنم خوشگل تر بشه.
همه به اژدهای بانمکی که روی کوسن نشسته بود و آرام آرام بال هایش را باز میکرد و فین فین میکرد، نگاه کردند.
-این دیگه چیه؟
-چقدر گنده است؟
-بازش کنیم ببینیم توش چیه؟
-به نظرم تخم کبوتر باشه...
-من میدونم! تخم شتر مرغه! باید بخوریمش! املت میکنیم! با گوجه!
-تمیز نیست! باید تمیزش کنیم! وایتکس منو...
مرگخواران عجول، نظر میدادند و حواسشان به اربابشان نبود که لحظه به لحظه عصبانی تر میشد. دوری از نجینی و ورود ناگهانی ماموران وزارت خانه به اعصابشان فشار آوده بود.
-بشکونیم ببینیم توش چیه؟
-حتما یه مار خیلی خوشگله!
-باید تمیزش کنیم!
-باید نیمروش کنیم!
همان لحظه، تخم، ترک برداشت و یک اژدهای کوچولو و گوگولوی بنفش، در حالی که فِس فِس میکرد وخاکستر از دماغش بیرون میریخت، از داخل تخم بیرون آمد!
-آخی! چه مامانیه!
-قربونش برم الهی!
-باید تمیزش کنم خوشگل تر بشه.
همه به اژدهای بانمکی که روی کوسن نشسته بود و آرام آرام بال هایش را باز میکرد و فین فین میکرد، نگاه کردند.
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط الکساندرا ایوانوا در 1399/6/20 16:56:49

عکس پرسنلی ایوا!




اما شما نگفتین نجینی...
تام؟ این باز چیکار کرده؟ نسلش داره منقرض می شه؟ نمی شه که. اطراف پر از تامه!
چرا احترام بزرگترو نگه نمی دارین؟ کمی فحش می ده...ولی دلش پاکه!







