"ماموریت ارتش گریفیندور"گریفیون و گریفیات با تعجب دامبلدوری را که پیرپری به دوش گرفته، به سمت دریا می رفت تماشا می کردند.
رون:
-فلور اگه اینو می دید از رگِ پری داشتن پشیمون می شد. پری هم پری های قدیم...چیزه...البته فلور که جای خواهری زن داداشمه هرماینی، چرا اونجوری نگاه میکنی.

هرماینی:
-جای خواهری و زن داداش... .

-مثل این که آرتور صدام میکنه. جانم اومدم.

هرماینی بعد از اینکه با چشم غره ای رون را بدرقه کرد، رو به تاتسویا کرد.
-تاتسی توپ والیبال و بدمینتون اینارو بیار. به این پسرا نشون بدیم کی رئیسه.

-رفتم.

آرسینوس:
-همه که میدونن کی رئیسه.

-یارگیری کن تو والیبال معلومش کنیم حالا.

-آرتور و گیدیون.

-لیزا و تاتسی.
-رون و مودی و قیچک.

-به شرطی که کله بزنه فقط قیچکتون.

منم جینی و پروتی و آلیشیا.
-حله، بقیه هم تشویق کنن. اولین توپ باید دست وزیر باشه.

-تفریح وزیر نمیشناسه. آرسی باش و گالیون میندازیم.

دو گروه در جاهای خودشون قرار گرفتن. پاسور های تیم مقابل، آرسی و هرماینی، بخاطر به خطر نیفتادن آسلام به جای دست دادن، به سر تکان دادنی اکتفا کردند و به داور خیره شدند. دامبلدور که از دریا برگشته بود گالیون رو در دست گرفت.
-خب فرزندان روشنایی.

آرسی:
-اهم.

-و تعداد کمی فرزند تاریکی که دلشون هنوز روشنه.

مسابقه ی والیبال اینوریا و اونوریا رو شروع می کنیم. قبل از شروع مسابقه باید بگم، خروج از خطوط زمین و استفاده از جادو ممنوعه. در صلح و عشق بازی کنید. همچنین...
مودی:
-آلبوس، شروع می کنی یا نه. هوا بوی بارون میده.

-بله بله، شروع می کنیم.
بلاخره پروف سکه را چرخاند و به شاخ و شونه کشیدن ها و گرم کردن های نمایشی دو طرف پایان داد.
هرماینی:
-خط اومد. واس ماس.

آرسینوس ایش ای گفت و به سمت گروهش برگشت. برای آخرین بار به ادوارد تذکر داد که قیچی هاش رو پشتش بگیره و هد بزنه و گوشی مشنگی گیدیون رو از دستش گرفت.
-جدی باشید. قراره ببریم.

در آن طرف هرماینی با تاتسویا نقشه رو مرور می کرد.
-خودت میدونی که باید چیکار کنی.

لیزا آماده ای؟
لیزا با ویزو ویزو ای هیجانش را نشان داد و بازی با پرتاب هرماینی به لیزا شروع شد. لیزا به طرف منطقه تاتسویا پاس داد. گیدیون که با لبخندی منتظر دفاع بود با پرش انحرافی تاتسویا پرید و آلیشیا از پشتش بدون هیچ دفاعی آبشار زد. توپ در میان ادواردی که با مظلومیت قیچی هایش را پشتش گرفته بود و آرتوری که ژست گرفته بود فرود اومد.
آرتور:
-

رون توپ رو به زمین حریف برگردوند.
-داریم گرم میشیم حالا.
بازی همینطور ادامه یافت. اعضای دو تیم در تلاش برای گرفتن توپ به اطراف شیرجه میرفتن و ابهت آرسی و کل کل های جینی فراموش شده بود.
جینی:
-لیزا هرجا میری این مگساتو میاری. برو اونور این منطقه منه.

-اینا که کاری بهت ندارن. منطقه ی منم هست. توپ اومد بگیر دیگه.

-نخیر. بکش کنار.
خب مثل اینکه کل کل های جینی فراموش نشده بود. بازی به نتایج حساس رسیده بود و همگی سرخ و ورجه وورجه کنان شده بودند.
دامبلدور-داور:
-خب، چه رقابت نفس گیری. راند اول با اختلاف ۲۳-۲۵به نفع تیم دخترا. راند دوم بازم نتایج نزدیکه. ۲۰-۲۱ به نفع پسرا پیش میره. تشویق.

جمعیت اندک اطراف مشغول پاپ کورن خوردن و دنبال کردن توپ بودند و فرصت تشویق نداشتند.توپ حالا داشت از آرسی به طرف مهاجمان عقب برای آبشار زدن می رفت.