هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: ستاد مبارزه با دوپينگ جادوگري
پیام زده شده در: ۱۹:۱۳ جمعه ۱۶ اسفند ۱۳۸۷
#28

لورا مدلیold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۴۶ یکشنبه ۲۸ مرداد ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۱۱:۵۶ سه شنبه ۲۹ اسفند ۱۳۹۶
گروه:
کاربران عضو
پیام: 298
آفلاین
بر روی صندلی نشسته بود و انگار که از قضایا خسته شده بود به سقف چشم دوخته بود.

فلش بک
کرام به طرف کوچه ی متروکه قدم برمی داشت.با ترس به اطراف نگاه می کرد.نکند کسی او را می دید؟
با ترس قدم بر می داشت. کفشش بر روی سنگ فرش ترک خورده ی خیابان صدای جیر،جیری به وجود می آورد.
_پولو باخودت آوردی؟
به طرف صدا برگشت.اولین چیزی که توجهش را جلب کرد گردنبند الماس پیرمرد ژنده پوش بود که بر گردنش خود نمایی می کرد.
با صدای دورگه ای جواب داد:آره...تو چی؟تو هم آوردی؟
مرد خندید و گفت:این کاسبیه منه پسر جون!حالا پولو اخ کن بیاد.و سپس بطری را به دست کرام داد.
پایان فلش بک

در همین فکر ها بود که سایه ای را از پشت دیوار دید.سایه هرلحظه نزدیک تر شد و سپس در اتاق را باز کرد.مودی با چشم آبی و قیافه ی وحشتناکی وارد اتاق شد و پوزخندی نثار کرام کرد و سپس گفت:خوب آقای کرام،تو بالاخره گیر افتادی.
کرام به او نگاه کرد.ترسی نهفته در چهره اش پنهان بود با صدای نه چندان شجاعی گفت:من کاری نکردم.
_ساکت شو!متقلب.
مودی نعره زد و سپس فیلمی را به کرام نشان داد و ادامه داد:من از تو فیلم گرفتم.می خوای فیلمو ببینی؟
سپس فیلم را درون دستگاه گذاشت.
فیلم زمین کوئیدیچی را نشان می داد که مملو از تماشاچیان بود.تمام آنها لباس های سبز و قرمزی پوشیده بوند تا بتوانند علاقه خود را به تیمشان نشان دهند.صدای کراوچ به صورت واظحی پخش می شد:با سلام به همه ی شما تماشاچیانی که الان این جایید تا شاهد مسابقه ی کوئیدیچ بلغارستان و آلمان باشید.و حالا تیم بلغارستان عبارت است از:جونی اکرس دروازبان،آنا مورگن مدافع سمت چپ.تام اسمیت مدافع سمت راست،اشلی مارتا مدافع وسط و تایلر گیج .....
مودی فیلم را جلو زد و گفت:خوب اینجاشو نگاه کن:
_و بهتر بهترینا ویکتور کرام!
ویکتور به تلوزیون خیره شد.خود را می دید که در حالی که با یک دست جارویش را گرفته و به صورت برعکس بر آن سوار است وارد زمین شد.همه ی نفس ها در سینه حبس شده بود،حتی خود نیز برای یک لحظه نفسش را حبس کرد!سپس رو به مودی گفت:خوب من حرفه ایم مگه نه؟
مودی نگاهی خشم آلود به او کرد و فیلم را به جلو راند.
ویکتور نگاهی به فیلم انداخت.توپ در دست مدافع آلمان بود.جونی آن را از دست او بیرون راند و به دست گراب الکتور مهاجم بلغارستاد توپ را گرفت و به طرف دروازه راند و گل...!
مودی فیلم را به جلو راند.ویکتور به خود نگاه می کرد که جارو را ول کرد و خود را به جلو پرتاپ کرد تا گوی زرین را بگیرد اما نتوانست. او بدون هیچ جارویی در حال سقوط بود!کراوچ فریاد زد:اوه نه!کرام.
اما در اواسط راه کرام به وسیله ی آکسیو جارویش را برگرداند.
مودی پوزخندی زد و گفت:این هم تو حرفه ی شماهاست؟
کرام لبخندش بر روی لبش خشکید و به صفحه ی تلوزیون خیره شد.
مورگن توپ را در دست جیم،مهاجم تیم آلمان دیده بود و به طرف او می رفت که کرام ظاهر شده بود و همانطور که سرش بر روی جارو قرار داشتبا پا جفتکی به دهن جیم زد!
کرام به مودی خیره شد.آثار پشیمانی را در خود حس می کرد.با صدای آهسته ای گفت:خیلی خوب من به جرمم اعتراف می کنم.
شش ماه بعد...
مودی:پرونده ی ویکتور کرامو بیارید.



Re: ستاد مبارزه با دوپينگ جادوگري
پیام زده شده در: ۲۲:۳۶ جمعه ۲۴ خرداد ۱۳۸۷
#27

آلبوس دامبلدورold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۴۷ جمعه ۹ فروردین ۱۳۸۷
آخرین ورود:
۴:۲۹ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۹۷
از محفل ققنوس
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 615 | خلاصه ها: 1
آفلاین
اين تاپيك اين ليگ هدفمند تر و مفيدتر و واقعا در جهت سلامت ليگ برگذار خواهد شد.

الف)از اين به بعد بعد از اينكه پست هاي تيم ها بررسي شد و امتيازات داده شد،در صورتي كه بازيكني بر خلاف انتظار رولي بزنه(يعني يك فردي كه رولش در حد 2 از ده بوده،بيادو يه رول در حد 9 از ده براي تيمش بزنه)ازش با سوژه خاص درخواست ميشه كه اينجا هم رولي بفرسته و در صورتي كه اختلاف پست ها زياد بود،امتياز از تيم بازيكن كم خواهد شد.

ب)بعد از اون بازي،فرد مطمئنا در ايفاي نقش هم رول خواهد زد.در صورتي كه بعد از نتيجه بازي(كه فرد رول بر خلاف انتظاري زده)از مرحله الف با موفقيت گذشته باشه ولي گزارشي از يكي از كاربران داده بشه كه اون فرد در ايفاي نقش،بيش از يك رولي زده كه خيلي سطح پايين تري داره(يعني يك رول قابل بخششه)بازم از تيمش امتياز كسب ميشه!البته اين در حاليه كه اين گزارش تا پايان ليگ داده بشود و بعد از اتمام و معلوم شدن نتايج پاياني،گزارشي قابل قبول نيست.

اين قوانين براي اين گذاشته شده كه وقتي فردي پستي ارسال ميكنه كه توسط ديگران نوشته شده و يا تغيير عمده توش ايجاد شده باشه،شناسايي بشه و ازش جلوگيري بشه تا حق بقيه تيم ها خورده نشود.

موفق باشيد.




Re: سازمان تست دوپینگ
پیام زده شده در: ۱۸:۱۸ سه شنبه ۲۸ اسفند ۱۳۸۶
#26

ریموس لوپینold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۳۲ سه شنبه ۷ شهریور ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۶:۳۵ سه شنبه ۲ مهر ۱۳۸۷
از محفل ققنوس
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 604
آفلاین
وارد اتاقک شد. صدای دستگاه ها به گوش میرسید. با دقت به اطراف نگاه کرد. در این اتاقک خیلی از وسایل تست دوپینگ قرار داده شده بود
دکتر را دید که با اشاره دست او را به سمت دستگاه اول فرامیخواند.به آن سمت رفت
- مایکل آنجلو؟
سری به نشانه تأیید تکان داد و به دستوری که دکتر با اشاره به او داده بود عمل کرد.بلافاصله با نشستن بر روی صندلی دستگاه دکتر دکمه هایی را از روی کلیدهای دستگاه فشار داد.
در این حین در فکر مایکل: این صدا چقدر آشناست ها!!!دیروز شنیدمش فک کنم. ام بزار ببینم. اها فهمیدم، من دیروز فقط چند تا صدا رو شنیدم، اول صدای اعضای تیم بود، بعدش صدای برادراش بود که از طریق تلفن لاکی دانی(رجوع شود به لاکپشتهای نینجا) با او صحبت کرده بودندو سوم، پیک موتوری کارخانه دستمال سازی اسکاور
مایکل اندکی سرتکان داد و به فکر پرداخت!!!
چندی بعد
در ذهن مایکل: هووم خب، اینطور که حساب کتاب کردم(!) اعضای تیم که اینجا نیستن قطعا چون ازپیششون تازه اومدم، برادراشم که همین الان از طریق مسیریاب جاسوسی مخصوصش آنها را زیر نظر داشت و کلا تو این منطقه نبودن. فقط میموند پیک موتوری کارخانه دستمال سازی اسکاور
- ببخشید شما آنتونین دالاهوف نیستید؟
- فک نکنم به کسی جز مدیران ربطی داشته باشه!البته راستشو بخوای به اونام ربطی نداره ولی با این حال منوی مدیریت رو باید یه جوری به دست آورد دیه.
مایکل با اخم نگاهی به دکتر انداخت و سپس به نظاره اتاق پرداخت
مایکل:
دستگاه ها با سوزن های کج شده و یا میله های شکسته در کناره ی اتاق جمع شده بودند
دکتر: ببینم بدنت چقدر سفته.
مایکل: خیلی بوقی،تو هنوز نمیدونی برای آزمایش دوپینگ لاک پشت ها باید از گردنشون آزمایش بگیری نه از لاکشون؟
دکتر: چرا میدونستم فقط میخواستم ببینم بلدی یا نه
مایکل:
ساعتی بعد
- نتیجه آزمایشات انجام شده منفیه. تبریک میگم، شما یک بازیکن درستکار هستید
- خب من باید برم یه بسته برا آنتونین دالاهوف از سوی مدیران دارم
دکتر: جدی؟ حالا چی هست؟
- نمیتونم بگم، فقط آنتونین واقعی...
- باو من خودم انتونینم!!!
- پس اینجا رو امضا کن
آنتونین چوبش را تکان داد.
مایکل: چه جلب، یه گل با منو، ایول باو.
آنتونین: حالا بستم چی شد؟
مایکل: اگه تو تا فردا اینجا دووم آوردی بسته رو هم میگیری. حالا میفهمی نتیجه سوراخ سوراخ کردن لاک من چیه.
(شفاف سازی: سوتی دالاهوف به قدری ضایع بود که مغز کوچک مایکل را نیز متوجه خود کرده و او موفق شد تا از بخش دوم جمله اش فیلم جادویی بگیرد)


تصویر کوچک شده


سازمان تست دوپینگ
پیام زده شده در: ۱۷:۴۰ پنجشنبه ۲۵ بهمن ۱۳۸۶
#25

پرسی ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۷:۱۸ سه شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۰:۴۱:۰۸ شنبه ۱۸ مرداد ۱۳۹۹
از تو میپرسند !!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 3757
آفلاین
سلام

مجمع تست دوپینگ بازیکنان ، ساختمانی مجهز به انواع وسایل تشخیص دوپینگ ماگلی و جادوگریست ! تمام بازیکنان تیم های کوییدیچ با نظر داور برای اینکه دوپینگ نکرده باشند ، باید در اینجا تست دوپینگ دهند ؛ هر بازیکنی برای یک بار باید تست بدهد ولی با تشخیص فدراسیون کوییدیچ بهتر است که هر بازیکن قبل از هر بازی خود در اینجا تست شود که دوپینگ نکرده باشد ! این کار برای سلامتی روحی و جسمی خود بازیکنان است .



نحوه کار تاپیک :
بازیکنان میتونن قبل از هر بازی پست رولی در این تاپیک ارسال کنند و نشان دهند که در ساختمانی که در بالا توضیح داده شد درباره آن بسر میبرند و انواع تست دوپینگ را میگذرانند ، سوژه برای این تست ها بینهایت است و بر عهده بازیکنان . به هر بازیکنی که قبل از بازی خودش در این تاپیک شرکت کند ، بین 10 تا 20 امتیاز تعلق میگیرد .


چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری


Re: ستاد مبارزه با تخلفات کوییدیچ
پیام زده شده در: ۲۲:۵۹ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۸۵
#24

آلبوس پرسیوال ولفریک  دامبلدور


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۱۵ پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۱۳:۰۹ جمعه ۱۲ بهمن ۱۳۸۶
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 281
آفلاین
پس از مسابقه بین دو تیم ریش سفیدان و آجاس , عملکرد عجیب تیم آجاس مورد بررسی قرار گرفت و تبانی انجام شده بین دو تیم ریش سفیدان و مرلین کبیر مشخص گردید.بر مبنای این تبانی, مرلین کبیر در آب تیم آجاس مقداری مایع مجهول الحال ریخته که سبب از کاافتادگی عقل (البته در صورت وجود)و کاهش شدید توان جسمانی آنها شده است.همین امر سبب شده که تیم های دیگر نیز به عملکرد مرلین کبیر مشکوک گردیده و خواستار خوراندن محلول راستی به وی شوند تا تخلفات انجام شده مشخص گردد.لازم به ذکر است که وی هم اکنون و درست پس از انتشار خبر, متواری شده است و تمامی بیکاران جماعت جهت پیدا نمودن وی دست به کار شدند.بینز از مکان وی اظهار بی اطلاعی کرده و از آنجا که وی یک روح است و هیچ بلایی نمی توان سرش آورد به ناچار حرف وی را پذیرفتند.از تمامی عزیزانی که کوچکترین نشانه ای از وی اعم از یک تار موی ریش وی و یا آتفابه مخصوصش دیدند خواهشمندیم هر چه سریعتر خودشان را به این ستاد معرفی کنند تا به جرم همکاری با متواری مذکور دستگیر شوند!




Re: ستاد مبارزه با تخلفات کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۱:۵۱ سه شنبه ۳۱ مرداد ۱۳۸۵
#23

ادوارد جکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۹:۵۹ شنبه ۱۷ تیر ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۰:۰۴ سه شنبه ۶ شهریور ۱۳۸۶
از وسط سبيلاي هوريس كنار نيكي پلنگ
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 356
آفلاین
هدويگ در حالي كه داره رفت و امدها رو مرور ميكنه ميگه:خوبه خوبه
متن رفتو امد:
سرژ ساعت 7 خونه را ترك ميكنه
سرژيا ساعت 7:30 به پارك ققي نشان ميره
كفيه برا ديدن مسابقه ساعت 8 خونه را ترك ميكنه
و ققي هم كه به بهانه ي مريضي تو خونه وبده از ساعت 9 ميزنه بيرون
در پارك قق نشان سرژيا و ققي همو ميبينن
ميرن به خونه دوم ققي ازاز ساعت 10 تا 5 بعد از ظهر هم اون توئن

جالبه جالبه جالبه...
اليور سريع برو سرژ و سروژيا و ققي كفيه رو برام خبر كن
كمي فكر ميكنه
_نه نه صبر كن..پيش خودش...ميشه از ققي به اين بهونه باج گرفت درسته برو ققي و سرژژ خبر كن اليور بدو
چند ساعت بعد ققي و سرژ در دفتر اين ارزشي

خوب سلام به تو ققي بيا بقل داداش ببينم در حالي كه ققي در بغلش ميشه:ببين اگه ميخواي قضيه سرژيا را به سرژ نگم همين الان 10 گاليون رد كن بيا

ققي:
هدي:مگه نشدي چي گفتم

ققي:
هدي:گوشات كره

ققي:

هدي:من با تو شوخي ندارم
:ققي:

در همين حال

هدي:
ققي:

هدي:
ققي :خوب ديگه پس ما مرخصيم ديگه

هدي: با اجازهي بلر و بينز بله


روح جنمار قديم ميكند:

[url=http://ww


Re: ستاد مبارزه با تخلفات کوییدیچ
پیام زده شده در: ۲۳:۵۷ شنبه ۲۴ تیر ۱۳۸۵
#22

هدویک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۵۷ شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱ چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶
از هر جا که کفتر میایَ!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 801
آفلاین
روزی از روزها ، داخل ستاد:


هدویگ داره طول اتاق رو طی می کنه و همش زیر لب با عصبانیت چیزی می گه.الیور نزدیکش می شه و می پرسه:
_چیزی شده قربان؟

هدویگ می ایسته و در حالی که از عصبانیت صورتش قرمز شده می گه:

_کارمندا خوب کار نمی کنن.باید خودم شخصا به تخلفات رسیدگی کنم.

الیور:کدوم تخلف قربان؟من تخلفی نمی بینم.

هدویگ برافروخته تر از قبل می شه و می گه:
_یعنی چی تخلفی نمی بینی؟این همه تخلف ریخته.می خوای من یه نمونشو نشونت بدم؟

الیور:ممنون می شم قربان.

هدویگ به سمت پرونده های بازیهای جام جهانی می ره و پرونده ها رو باز می کنه و صفحه ای رو به الیور نشون می ده.

هدویگ:ایناهاش...نگاه کن...ققنوس تو هیچ کدوم از بازیهای حذم تار کبود شرکت نکرده...این کار مشکوکه...و مشکوک بودن یعنی احتمال تخلف.

الیور:ولی این چیزی رو ثابت نمی کنه قربان.

هدویگ:سریع برو ققونسو بیار پیش من.باید بازجویی کنیم ازش.

الیور با گفتن "چشم قربان" از ستاد خارج می شه.


----ساعتی بعد----


الیور به همراه ققی وارد ستاد می شه.ققنوس با دیدن هدویگ نیشش باز می شه و می گه:
_سلام داش هدی.خوبی؟

این کار چیزی از عصبانیت هدویگ کم نمی کنه.صندلی ای رو جلوی ققی می زاره و می گه:
_سلام.بشین.فقط به سوالات من جواب بده.

ققی:هدویگ تو که انقدر خشن نبودی.

ققی با گفتن این جمله روی صندلی می شینه.

هدویگ پراشو روی میز میزاره و شروع به حرف زدن می کنه:
_چرا تو مسابقه های تیمت شرکت نکردی؟

ققی:دیدم بازی رو راحت می بریم.خودمو به زحمت ننداختم.

هدویگ:راستشو بگو.

ققی:حقیقتش هدی جون تو که غریبه نیستی...بین خودمون باشه ها...با سرژیا مشغول بودم...سرژ سر مسابقه بود و بهترین فرصت بود.

هدویگ:خوبه...خوبه...چیزی که می خواستم به دست آوردم...می تونی بری.

ققنوس از روی صندلی بلند می شه و با گفتن "با اجازه" از ستاد خارج می شه.

هدویگ الیور رو صدا می کنه و می گه:

_الیور...برو ببین سرژ و سرژیا موقع مسابقه های تیم حذم تار کبود کجا بودن...آمار رفت و آمد های ققی رو هم تو روزای مسابقه برای من بیار.سریع.

...............................................................




Re: ستاد مبارزه با تخلفات کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۲:۴۷ شنبه ۳ تیر ۱۳۸۵
#21

هدویک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۵۷ شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱ چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶
از هر جا که کفتر میایَ!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 801
آفلاین
مکان:ستاد
زمان:دو روز بعد از اعلام عزای عمومی!
--------------------------------------------
هدویگ پشت میزش نشسته بود و داشت قسمت ورزشی روزنامه پیام امروز رو می خوند.
جاسم و نورممد ، تنها اعضای فعال پرسنل انجمن کوییدیچ! ، داشتن سوراخ سمبه های ستاد رو پر می کردن.آخه هدویگ اخیرا یه نامه از گیلدی مبنی بر اینکه به این ستاد هم نفوذ خواهد کرد ، گرفته بود!
همه کارمندا تو اتاق الیور دور هم مع شده بودن و گل می گفتن و گل می شنفتن!
کارمند ارزشی شماره 1:بچه ها شنیدید می گن دومبول مدیر شده جو گیزر شده؟
کارمند ارزشی شماره 2:من شندیم!می گن خیلی آستاکبار شده!
کارمند ارزشی شماره 3:آستاکبار؟!!!جوک نگو بابا!این تریپا اصلا به دومبول نمیاد!
کارمند ارزشی شماره 4:آخه بینزو بلاک کرده!
الیور:چی؟بینزو بلاک کرده؟من برم به هدویگ بگم!
الیور این رو گفت و با سرعت به سمت میز هدویگ به راه افتاد.هدویگ داشت روزنامه می خوند و سرگرم بود.داشت به وسط روزنامه نگاهی می انداخت که ناگهان روزنامه جر خورد و کله الیور وسطش نمایان شد!
الیور:سلام قربان!
هدویگ:علیک سلام!این چه وضعه اومدنه؟!
الیور:ببخشید نتونستم کنترل کنم!پیش میاد دیگه!
هدویگ:خوب چی کار داری حالا؟
الیور:کار؟آها...چیزه...بینزو بلاک کردن!
هدویگ:چییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییییی؟
الیور:بینزو بلاک کردن!
هدویگ:راست می گی؟من که باور نمی کنم!یعنی مرلین انقدر منو دوست داره؟!
الیور:مثل اینکه شانس بهتون رو آورده قربان!
هدویگ:خوبه خوبه...خود شیرینی بسه!برو اعضا رو صدا کن جلسه فوری داریم.
الیور:چشم.
الیور به سرعت به سمت جمعیت کارمندا رفت و با یه فریاد گوش خراش همه رو به جلسه دعوت کرد!

---------------داخل جلسه---------------

همه کارمندا دور میز هدویگ جمع شده بودن و منتظر شروع صحبتاش بودن.ولی هدویگ همچنان ساکت بود و داشت فکر می کرد.بعد از کلی انتظار الیور بالاخره صبرش تموم شد و به هدویگ گفت:
_قربان به چی فکر می کنید؟
هدویگ:اه!تمرکزمو بهم زدی!داشتی به این فکر می کردم که روحا روزا کجا می رن!
الیور:ایول ایول!دست بزنید برای این رئیس متفکر!
ملت کارمند:
هدویگ:
الیور:دست دست!
هدویگ:بسه دیگه!جو گیزر نشید!
هدویگ یه بار دیگه روزنامه روی میز رو نگاه کرد و بعد رو به کارمندا کرد و گفت:
هدویگ:ببینم همه می دونید که من کاپیتانم دیگه؟
کارمندا:آره!
هدویگ:الیور من کاپیتان چه تیمی ام؟
الیور:نمی دونم!
هدویگ:گیر عجب آدمایی افتادما!
هدویگ دوباره نگاهی به روزنامه کرد و دوباره شروع کرد.
هدویگ:آقا اصل مطلب!تریسیلوایا با اختلاف 2 امتیاز از تیم من برده!من تحمل باخت تیمو ندارم!مفهوم شد؟
کارمندا:نه!:no:
هدویگ:باب منظورم اینه که باید حالشونو بگیرید!
الیور:خوب قربان چجوری آخه؟اونا که خلافی نکردن!
هدویگ:خوب واسشون پاپوش درست می کنیم!من بلیزو خریدم!اون داوره.اون می تونه بهتون کمک کنه!
کارمندا:ایول رئیس!
هدویگ:نفری 100 گالیون اضافه حقوق دارید این ماه!
کارمندا:ایول!
هدویگ:خوب برید سراغ ماموریتتون.کار سختی نیست.تا فردا منتظر نتایج فعالیتاتون هستم!
همه کارمندا به سمت در به راه افتادن تا به دنبال مدرک برن.
کارمند ارزشی شماره 1:بفرمایید!
کارمند ارزشی شماره 2:نه!اصلا!شما بفرمایید!
کارمند ارزشی شماره 3:من بفرمایم؟
کارمند ارزشی شماره 1:نه لازم نکرده!خودم می فرمایم!
کارمند ارزشی شماره 2:عمرا!اول من می رم!
هدویگ:برید دیگه!

ادامه دارد؟...فکر کنم دارد!

محل ویرایش ناظر ارزشی ، بینز(البته هر وقت دوران بلاکیت تموم شد!):



ها جغدی جون اصلا بلاکی در کار نبود که بخواد تموم بشه


ویرایش شده توسط پروفسور بینز در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۳ ۱۵:۵۲:۱۵



Re: ستاد مبارزه با تخلفات کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۶:۵۸ جمعه ۲ تیر ۱۳۸۵
#20

الیور وودold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۳۶ جمعه ۱۹ اسفند ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۰:۴۳ دوشنبه ۶ اسفند ۱۳۸۶
از پادلمیر یونایتد
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 146
آفلاین
یک ساعت بعد

صدای در : تق ..... تق........تق
هدویگ با عصبانیت : بیا تو
الیور با چهره ای مظلومانه گفت : سلام خوبی . بیام داخل ؟
هدویگ : خوب چی شد . جان من نگو خبر درست بوده .
الیور با گریه ای الکی گفت : آره درسته ناظر شده
هدویگ : از کجا فهمیدی ؟
الیور: از اونجایی که پست تو رو ویرایش کرده .!!!

هدویگ چند ثانیه به الیور نگاه کرد و سپس به میز کوبید و گریه سر داد . چند ثانیه بعد تمام ملت پشت در وایستاده بودند . واز پنجره به داخل نگاه می کردند .

------------------ یک ساعت بعد ------------------------------------

هدویگ به الیور که داشت با قلم پر ور میزفت رو کرد و گفت : برو این کاغذ رو بچسبون پشت در .
الیور کاغذ را برداشت و به سمت در رفت . در راه به کاغذ نگاه کوچکی انداخت .
--------------------------اعلامیه ----------------------------------
این سازمان به مدت دو روز به علت ناظر شدن پرفسور بینز بسته میشود .
**


ناظر شدن پرفسور بینز را به همه ی جادوگران تسلیت می گویم . مدیر سازمان هدویگ

-----------------------------------------------------------------------

----------------------یک ساعت بعد در خیابان سازمان ----------------
ملت : هدویگ همایتت می کنیم .... هدویگ همایتت می کنیم.......هدویگ بینز را بر کنار میکنیم ...... تلاش ما حتی تا زمانی که شناسه ی ما بسته شود ...............

ادامه دارد ..... ((یعنی ادامه دهید ))
-----------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------------
خارج از پست :
خوب در انتها : پرفسور بینز اگر شوخی صورت گرفته شرمنده ام ...

امید وارم بتوانید به عنوان یکی از بهترین ناظران فعالیت کنید ....

با تشکر الیور وود






ها غلط املایی ؟ همایت نه حمایت با تشکر ناظر زد قلت عملایی که در حال حاظر بلاک میباشم


ویرایش شده توسط پروفسور بینز در تاریخ ۱۳۸۵/۴/۲ ۱۷:۲۳:۰۲


Re: ستاد مبارزه با تخلفات کوییدیچ
پیام زده شده در: ۱۶:۲۴ جمعه ۲۶ خرداد ۱۳۸۵
#19

هدویک


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۳:۵۷ شنبه ۱۵ مرداد ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۱:۲۱ چهارشنبه ۲۱ تیر ۱۳۹۶
از هر جا که کفتر میایَ!
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
پیام: 801
آفلاین
دوستان من!عزیزان من!ای گلهای نوظهور مهد کودک ویزاردیشن!گوش کنید به حرفهای من!بترسید از حرفهای من!پند بگیرید از حرفهای من!اینست حرفهای من:
در راستای اینکه ناظرای این انجمن خیلی ارزشین و همینطور بخاطر اینکه سالی که نکوست از بهارش پیداست ، پس این انجمن خیلی ارزشیه!پس تاپیکاش خیلی ارزشین پس این تاپیک اصلا ارزشی نیست!این تاپیک رو به ارزشی بازی نکشونید...من از الان نظارت کامل دارم به فعالیتتون!با ناظراش هم رفیقم!اصلا شناسه بلرویچ مال خود منه!می زنم پستاتونو پاک می کنم!بعد با شناسه صاحبم عله جون میام حذف شناسه می کنمتون!
در ضمن یه نکته ای که هست اینه که اینجا تا می تونید به بینز فحش بدید!من جوابگو ام!
نکاتی دیگری هم هست.برای نمونه این ستاد خیلی بی در و پیکره.اصلا توش عضو و این صحبتا نداریم!بیاید بپستید حال کنید!تنها نکته ای که باید رعایت کنید اینه که من رئیس ستادم.غیر از بینز هر کی دلش خواست می تونه خودش رو عضوی از ستاد بدونه!پس نتیجه می گیریم بینز یه منافقه!اصلا می خوام اسم این تاپیکو عوض کنم بکنم ستاد مبارزه با روح ارزشی ، بینز!
خوب دیگه نکته ای به نظرم نمی رسه!می رسیم به رول:

__________________________________________

هدویگ روی صندلی نشسته و داره خبرهای ورزشی پیام امروز رو می خونه.چشمش به یه خبر میفته و نظرشو جلب می کنه!

بینز ناظر انجمن زمین بازی کوییدیچ شد!!!

طی مشورتهایی که لرد بلرویچ ، مسئول مسابقات جام جهانی و داور مسابقات ، با پرفسور کوییرل انجام داد پرفسور بینز معاون ایشون ناظر انجمن زمین بازی کوییدیچ شد!این صحبتها در پشت درهای بسته انجام شد و ما هیچگونه اطلاعی از صحبتهای رد و بدل شده نداریم.


هدویگ روزنامه رو با عصبانیت به روی میز کوبید و از روی صندلی بلند شد.سپس بلند فریاد زد:
_بچه های ستاد...هر چه سریعتر بیاید پیش من جلسه فوری داریم.

-----دقایقی بعد-----

هدویگ:خوب.همه پیام امروز رو خوندین؟
ستادیا:آره
هدویگ:خوب پس می دونید که بینز ناظر شده!
ستادیا:آره
هدویگ:کسی می دونه که بینز چه طوری یهو ناظر شده؟
ستادیا:آره
هدویگ:پس بگید چجوری ناظر شده!
همه سکوت کردند...
هدویگ:کسی نمی دونه؟
ستادیا:نه:no:
هدویگ:پس چرا گفتید آره؟
ستادیا:جو گیزر شدیم
هدویگ:
هدویگ بعد از فروکش کردن عصبانیتش به سرعت شروع به حرف زدن کرد:
_ببینید.همتون می دونید که من چشم ندارم ببینم بینز ناظر شده.پس سریعا برین و دنبال مدرک بگردین تا ثابت کنیم که ناظر شدن بینز با تخلف صورت گرفته.مفهوم شد؟
ستادیا:آره
هدویگ:پس پاشید برید دیگه!منتظر چی هستید؟
ستادیا:آره
هدویگ:پاشید برید دیگه!
ستادیا:آره
هدویگ مشتی بر روی میز می کوبه و از جاش بلند می شه...ولی بعد از این کار همه ستادیا رفتن و دیگه کسی جلوش نیست!
هدویگ به خودش:من حس می کنم الان همه ستادیا دارن به ریشم می خندن!
ستادیا:آره
هدویگ:
_________________________________
من از هیچ کس نام نبردم تا هر کی خواست ادامه بده راحت باشه!




ها چقدر حال میده پستای این جغده رو ویرایش کنی خوب بعد از مدتها دیدم تو این تاپیک یه پست غیر ارزشی خورد پس بیائید دست در دست هم نهیم و این تاپیک رو از ارزشی بودن در آریم به امید اون روز


ویرایش شده توسط هدویگ در تاریخ ۱۳۸۵/۳/۲۶ ۱۶:۴۹:۱۵
ویرایش شده توسط هدویگ در تاریخ ۱۳۸۵/۳/۲۶ ۱۶:۵۸:۱۷
ویرایش شده توسط پروفسور بینز در تاریخ ۱۳۸۵/۳/۲۶ ۲۳:۱۵:۵۷








شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.