- تام ، مدت هاست كه عده اي از اين افراد خون لجني ، پشت سر من ، يعني اسليترين كبير حرف ميزنن ... حرف اصلي اونا اينه كه من چرا براي ماگول ها و گندزاده ها اهميتي قائل نبودم ... ولي تو الان بايد از من ، يعني سالازار اسليترين كبير دفاع كني . وظيفه ي تو اينه كه ...
ناگهان لرد از خواب بيدار شد و با حالتي آشفته به خوابش فكر كرد . او آنقدر پريشان و آشفته بود كه نتوانست دوباره بخوابد براي همين همه مرگخواران را از خواب بيدار كرد ...
نيم ساعت بعد ...
سرسراي خانه ي ريدل
جلسه ي سري
دقيقا ساعت سه شب بود كه همه ي مرگخواران خواب آلود ، به دستور اربابشان از خواب بيدار و در سرسرا جمع شده بودند . همه ي آنها با خميازه هايشان ، لرد را بيشتر كلافه كردند ...
- كروشيو تو آل ... صداي خميازه بشنوم همه تون رو نابود ميكنم .
سپس لرد شروع كرد به تعريف خوابي كه ديده بود ...
- من امشب خواب ديدم كه اسليترين كبير ...
ده دقيقه بعد ...
- حالا بايد راهي پيدا كنيد تا من بتونم ادامه ي خوابم رو ببينم و بفهمم كه اسليترين كبير از من ، يعني لرد ولدمورت كبير ، بزرگ ترين ساحره ي قرن ، چي خواسته ... و اگر تا ده دقيقه ي ديگه فكري به ذهنتون نرسه ...
روفوس حرف لرد را قطع كرد و گفت : ارباب ، خودمون ميدونيم .

- خوشم مياد كه متوجه ميشيد !

ده دقيقه بعد ...
- خب مثل اينكه بايد شروع كنم ... خب اول از همه ، دالاهوف رو ميكشم . چطوره ؟
همه ي مرگخواران با نظر لرد موافقت كردند .
- ارباب ... ارباب ... دست نگه دار ... فهميدم ... براي اينكه بشه ادامه ي خواب شما رو فهميد فقط يه راه داره و اون يه راه هم اينه كه ...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج









همیشه جوونه برای همین در این جا فقط جوون تر رو می شه استفاده کرد )گفت: مرگخوار های من این ها خود ما هستند که از آینده اومدند . تا وقتی در این جا هستن حضورشون گرامیست !
ای بابا اشتباه اومدیم که این افکار یکی دیگه است
ببخشید دوباره اشتباه شد ، اینجا همونجاست منتهی یه ذره عقبتر
خوبه خوبه همینو ادامه بدین!
وسیله دفاعی تو اینه یعنی؟
میخوای منو بکشی ؟


