جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

19 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
16
مهمانان
3
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  105 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  217 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  223 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  310 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  212 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 14 آذر 1393 18:12
نمایش جزئیات
آفلاین
آقا آلبوس هرچند کمه ولی لطف کن اون رولشو بنقد! please

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
میجنگم، زیرا من...

یک ویزلی ام



خوشحالم از تیم کارآگاهان بیرون آمدم و خداحافظ را گفتم! خداحافظ جن خانگی!!!
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 8 آذر 1393 10:13
نمایش جزئیات
آفلاین
پسرم ، پلیز...

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند....
تو روح هرکی بد برداشت کنه









دامبلدور
یک دامبلدور
یک دامبلدور دیگر
من یک دامبلدور دیگر هستم
پیر آزرده دلی در انتظار بوسه ای از اعماق ته قلب
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: شنبه 8 آذر 1393 03:58
نمایش جزئیات
آفلاین
آلبوس، نقد لطفاً!

(یه چند روزیه که یه حس خود گولاخ پنداری عجیبی بهم دست داده، ول کن هم نیست... توی این نقد چنان بزن تخریب شخصیتی کن که تا 100 سال دیگه از این حس ها بهمون دست نده! )

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 29 آبان 1393 19:27
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست ویلای صدفی فلورانسو

اوه! وای!

بهترین تازه وارد سایتمون رو ببینید!

فلورا! شما همیشه کارتون خوب بوده و بهتر هم شده و من همیشه از نوشتن شما راضی بودم و هستم مخصوصا این پاراگراف های توضیحی اول پست.. این ها رو فقط دو نفر توی نوشته هاشون به کار می برن، البته به صورت مداوم و همیشگی؛ ویولت بودلر و خودم! تبریک می گم واسه حسن انتخابتون خانوم!

از شوخی که بگذریم. شما کارت حتی توی این الگوبرداری هم عالی بود. خیلی از آدما همین تقلید خشک و خالی رو هم نمی تونن درست انجام بدن! ولی خب از طرف دیگه قرارم نیست شما الگوبردار دائم باشی، حواست باشه که توی همین مقطع نمونی.. از الگوهای ما هم رد شو و بالاتر برو تا یه چیزی فراتر از همه ی ما بشی!

فلورا من راضیم از نوشته ت از تمام کم و کیف روایت داستان و سوژه پردازی و بیان موضوعت و اون طور که احساسات رو توی پستت می تونی به تصویر بکشی دقیقا مثل یه محفلی اصیل..اما یه نکته ی فنی ریز اینجا وجود داره. شاید اصلش برگرده به پست رکسان که اولش از لفظ جادوگرهای سیاه استفاده کرد. خب این یه لفظ برای توی سایته نه دنیای فیکشن. همچین چیزی امکان پذیر نیست. خود جامعه ی جادوگری به زور می دونست که مثلا فلانی و فلانی جادوگر سیاهن یا مرگخوارن، چون مالفوی و بقیه توی جامعه آزاد بودن.

گذشته از این که بدونیم فلان اشخاص جادوگر سیاهن یه کم دور از ذهنه تصور این که یه لیستی ازشون موجود باشه و اون لیست رو هم به سادگی واگذار کنن به دامبلدور حرف عجیبیه!

این اشکال بود و راه حل هم اینه که بهتر بود از لفظ "جادوگرهای اصیل" استفاده می کردیم چون هر دو معنی رو می رسونه، چون عمدتا جادوگرهای اصیل به سیاه بودن نزدیک هستن به غیر از ویزلی ها و پاترها و بونز ها و لانگ باتم ها. اینطوری شما هم به جای لیست می تونستی از شجره نامه استفاده کنی و داستان خیلی منطقی تر به نظر می رسید. موافق نیستی!؟

به این ریزه کاری ها دقت کنین تا پستتون بی نقص باشه فرزندم.
موفق باشید!



نقد پست جبهه ی سفید در تاریخ گلرت گریندلوالد


زنجیروارگی گلرت.. زنجیر وارگی..تسلسل.. این اون چیزی بود که داستانت نداشت. بگذریم از این که قبلا هم توی همین سوژه و همین تاپیک بهت تاکید کردم که به عنوان یه عضو ایفا بیشترین دقت رو باید روی وارد کردن شخصیت خودمون به داستان داشته باشیم.

طی این شونصدتا نقدی که توی این تاپیک داشتم این جمله رو بارها تکرار کردم.ارزش قائل باشیم برای پستمون و الان این رو هم اضافه می کنم بهش.. برای پست و شخصیتمون ارزش قائل بشیم.

این که گریندل والد رو به داستان اضافه کردی این دفعه، مثل دفعه ی قبل غیر منطقی و ژانگولرانه نبود. من دیدم بودن گریندل والد توی داستان منطقیه. درست شبیه به داستان دامبلدور و انگشتر ماروولو توی کتاب. وقتی جادوی سیاه به دست دامبلدور سرایت کرد دامبلدور رفت سراغ کسی که به جادوی سیاه آشناتر از همه بود و در عین حال یک جادوگر سفید مورد اعتماد بود.

خب گریندل والد که از اسنیپ به جادوی سیاه واردتر بوده و خب مسئله ی قابل اعتماد بودنش رو هم با اعتماد دامبلدور به اون حل کردیم. چون داستان ماست اختیارش رو داریم!

ولی خب مشکل همون زنجیروارگی بود که اولش گفتم. توی پست ویکتوریا ویزلی اینو می بینیم:
نقل قول:
حالا که برای گزارشی کوتاه به محفل آمده بودند افکار آشفته اش سکوت اتاق را سنگین تر نشان می داد. تدی و جیمز در دفتر دامبلدور بودند و حالا پذیرایی خانه ی گریمولد خاموش و ساکت شاهد دو دختر آشفته بود.


دامبلدور و تدی و جیمز توی دفتر هستن و هیچ شواهدی نداریم که جاشون عوض شده باشه. بعد یهو اول پستت دامبلدور و گلرت دارن با هم صحبت می کنن. هیچ تیتری هم نداریم.. معلوم نیست یه ساعت قبله، یه ساعت بعده.. دو روز بعده؟! اینجا داستان ما شکست.. زنجیر داستان پاره شد.

عمق فاجعه رو متوجه شدی گلرت؟ داستان رو شکستی و چون همزمان شخصیت خودتو وارد داستان کردی برای دیگران این طور به نظر میاد که خواستی خودتو ژانگولر کنی هرچند که حضور گریندل والد منطقی باشه. اینجا ارزش شخصیتت رو به خطر انداختی.

دقت کن به نوشته های قبل و تصور کن نوشته های بعد رو اون وقت شروع کن به نوشتن. یه نگاه به گذشته و یه نگاه به آینده اونوقت از خیابون رد می شیم!

سعی کنین یکپارچگی داستان رو از بین نبرید. معلومه که داستان همیشه از یه سمت ادامه پیدا نمی کنه و بعضی جاها لوکیشن و زمان عوض میشه، این مشکلی نیست.. طبیعیه اما می گم مشخص باشه. آه خدایا خیلی دیگه دارم توضیح می دم فکر کنم!

هرچی که باید می گفتم گفتم دیه..موفق باشی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 22 آبان 1393 19:32
نمایش جزئیات
آفلاین

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هوش بی حد و مرز، بزرگترین گنجینه ی بشریت است!

Elder با نام علمی Sambucus از خانواده Adoxaceae به معنای درخت آقطی است؛ در حالی که یاس کبود جزو خانواده ی Oleaceae (زیتونیان) میباشد؛ کلمه ی Elder در Elder wand به جنس چوب اشاره میکند و صرفا بدین معنا نیست که این چوب قدیمی ترین چوب باشد.

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: پنجشنبه 22 آبان 1393 04:24
نمایش جزئیات
آفلاین
اينو براي من نقد کنید لطفا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط فلورانسو در 1393/8/22 4:30:07
تصویر تغییر اندازه داده شده


I'm James.
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: جمعه 16 آبان 1393 18:24
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست بحث های سر میز غذا گیدیون پریوت




آفرین آفرین! خوب بود.. قسمت های طنزی که اضافه کرده بودی خیلی جالب بود و مطابق با خواسته ی من تو نقدهای قبلی عمل کردی، بالاخره این گره کور جلو نبردن سوژه رو باز کردی و خب سوژه رو نجات دادی گیدیون!

همونطور که گفتم وقتی به یه میزان توی رول زدن پیشرفت می کنین و کمترین پستهاتون دیگه متوسط و متوسط رو به بالا حساب میشن دو عامل اون ها رو به سمت خیلی خوب بودن و عالی بودن می بره! یکی داستانی که شما روایت کردید و دیگری نوآوری و خلاقیتی که به کار بردید.

گیدیون تو یه نصفه از هر کدوم داشتی. سوژه رو فقط به اون سمتی که باید چرخوندی. اشاره نکردی به این که مثلا درد رو به جای مرگ بردن یا مرض رو یا چی! نفر بعدی می تونه بیاد کاملا خرابش کنه در حالی که با یه نصفه پاراگراف می تونستی خیال همه رو راحت کنی.

و نو آوری طنزت هم خیلی خوب بود ولی عالی نبود. این طبیعیه! همه ی ما همیشه تیکه های عالی نمی ندازیم گاهی خیلی خوبن و گاهی فقط خوبن و تیکه ی عالی اونه که شما وقتی می خونی از خنده روده بر میشی و بعدش هم هر وقت بهش فکر کنی خنده ت می گیره و خب عالی بودنه خیلی وقتها دست خود آدم نیست گاهی یه جرقه هایی تو ذهن آدم می خوره که عالین و کاش همیشه این اتفاق میوفتاد!

به هر حال.. پستت خیلی خوب بود و رضایت کامل دارم ازش همونطور که خودتم یقینا بعد از خوندنش احساس رضایت کردی!

همیشه عالی باش!

نقد پست بحث های سر میز غذا فلورانسو

دیگه راجع به اهمیت رسیدگی به سوژه که حرف نزنم.. هووم!؟ توی این سه تا نقد قبلی به اندازه ی کافی راجع بهش گفتم.. به نقد لیلی لونا مراجعه کنید.

و اما طنز نویسی شما.. می تونم بگم خوب بود ولی باز عالی محسوب نمیشه! یه تیکه هایی تکراری هستن ازشون نباید استفاده کنیم چون خب قبلا شنیدیمشون و قبلا بهشون خندیدیم. نوآوری اینجاست که به کار میاد فلورا.. همون طور که توی جدی نویسی سبک کم کم خودش رو نشون می ده و زمانگیره این فرآیند توی طنز نویسی هم طول می کشه تا خودت باشی و نوشتت متمایز بشه از نوشته ی دیگران.

این اصلا بد نیست و اصلا نباید نا امید شد و به هیچ وجه هم سخت نیس! باید پست طنز خوند. باید انیمیشن های طنز نگاه کرد بعضی وقتا.. باید از شوخی های جاری توی سایت و توی زندگی واقعی استفاده کرد و الی ماشالا جوک و سوژه ی خنده ای که توی جهان وجود داره!

این نوآوری اون امضای طنز شماست که به مرور زمان خودش رو نشون میده و گام آخر برای عالی شدن هستش! شما و گیدیون به زودی زود به اون نقطه می رسید و من از همین الان دارم این رو می بینم.

موفق باشید عزیزانم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 آبان 1393 23:22
نمایش جزئیات
آفلاین
ما هميشه محتاج نقد هستيم پرفسور.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده


I'm James.
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 آبان 1393 22:08
نمایش جزئیات
آفلاین
پروفسور؟ ما اومدیم اینو برای ما نقد کنین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارزشی نیمه اصیل!


تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: نقدستان محفل ققنوس
ارسال شده در: چهارشنبه 14 آبان 1393 21:23
نمایش جزئیات
آفلاین
نقد پست بحث های سر میز غذا لیلی لونا پاتر


لیلی لونا پاتر اگین!

لیلی باعث غم و ناراحتی من شد وقتی دیدم درخواست نقدت رو ندید گرفتن و لازم دیدم بهت بگم که چقدر متاسف شدم و خب ما جادوگرها هر کدوم اخلاق های خاص خودمون رو داریم. شما منو به خاطرش ببخش نوه ی روشنایی!

و اما نقد..

لیلی پستت یه پست طنز متوسط رو به بالا بود و تنها دو عامل باعث شد که خوب یا عالی نباشه. اولینش گره مربوط به پیشرفت سوژه ست.

خب، دقت کن لیلی، توی پست های ادامه دار همه با هم باید داستان رو پیش ببریم و این واضحه اما مشکل کجاست. خب.. لیلی ما نویسنده های همکار گاهی مجبوریم به داستان فراز و فرودهایی بدیم و سرعت سوژه رو کم و زیاد کنیم و یا گاهی سوژه های فرعی به داستان اضافه کنیم که داستانمون طولانی تر بشه و تاپیکمون مدت بیشتری فعال بمونه.

گاهی هم توی همین پیچ و خم ها مرتکب اشتباهاتی می شیم. یه اشتباه اینه که سوژه رو اونقدر کش میدیم که آبکی میشه و دیگه جذابیتش رو از دست می ده و باعث میشه کسی ادامه ش نده!

و دومین اشتباه این که یه سوژه ی فرعی سخت وارد داستان می کنیم که ادامه دادنش برای دیگران سخت می شه و دیگران برای ادامه دادنش جلو نمیان. که البته این دومی تخصص قدیمی من بوده!

خب الان به همین سوژه نگاه کنیم متوجه می شیم که سوژه داره دچار اشتباه اولی میشه. داره هی کش پیدا می کنه و هی کش پیدا می کنه و عنقریب اینقدر یخ می کنه که از دهن میوفته و دیگه کی رغبت نمی کنه ادامه ش بده و تاپیک می ره که خاک بخوره. خب ما به عنوان یه کسی که این داستان رو داره ادامه می ده نباید بذاریم این اتفاق بیوفته!

چطوری؟ با کمی نوآوری و تفکر.. البته همیشه نیازی به نوآوری نیست ولی تفکر همیشه لازممون میشه. مثلا ببین چندین پست پیش قرار بر این بود که مرگخوارا بیانمرگ رو بدزدن و بخورنش:
نقل قول:
اونور داستان، لرد در حین استحمام و گپ و گفت با نجینی، در طی یکسری مکاشفات(!) بهش وحی میشه که مرگ می خواد اونو نابود کنه و تنها راه مقابله باهاش اینه که یه مرگــخوار مرگ رو بخوره!


خب مشکل ناشناس بودن مرگ حل شده و حالا دو تا برادر دوقلو هم تو داستان هست. بهتر نیست مرگخوارا بیان و به هوای دزدیدن مرگ، مرض و یا درد رو بدزدن؟ داستان جالبتر نمیشه؟ این همون تفکر کردنیه که بهتون گفتم لیلی.

اینو به خاطر داشته باش فرزندم. سوژه روح و داستان پست شماست. بیشتر از هر چیز لازمه به اون برسید مگر در شرایطی خاص که فعلا بهش نمی پردازیم. به سوژه ی داستانتون رسیدگی کنین که پستتون بی روح نباشه. قبل از نوشتن به این دقت کنین که می خواین سوژه چطور پیش بره و بعد به این موضوع فکر کنین که این نقشه ای که برای داستان کشیدید رو چطور باید پیاده کنین.

با رعایت کردن این موضوع به علاوه ی موضوعاتی که خودت رعایت کردی (و نیازی به توضیح و تذکر ندارن) یه پست خیلی خوب ارائه دادی که یه قدم با پست عالی فاصله داره و اون نو آوری و سبک شماست.

به مرور زمان که پست می نویسید و پست می خونین در این زمینه پیشرفت می کنین. نوآوری توی پستتون شکل می گیره و از دل و ذهن خودتون چیزهایی وارد داستان می کنین که خاص شماست و اون نقطه ی اوج شماست.

بحث مفصلیه این سبک و نوآوری های شخصی که کار یه روز و دو هفته و یه ماه نیست اما خیلی تاکید دارم روی این مساله و همه ی محفلی هایی که اینجا نقد می شن باید به این نقطه برسن. من بهتون می گم که از یه نفر نقد نگیرید و یا یک نفر رو الگو قرار ندید برای همین موضوع. ما لازم نداریم دوتا ویولت یا جیمز یا تدی یا دامبلدور داشته باشیم. لیلی لونا باید خودش باشه و کیفیت خودش رو داشته باشه و توی سایت جادوگران خاص بشه. رمز موفقیت نویسنده های خوب محفل در تمام سالها همین بوده و من ازت می خوام که از همین الان بهش توجه کنی.

برای شروع ازت می خوام که روی شخصیت پردازیت کار کنیم چون شخصیتت خیلی جاها وارد سبک نوشتت میشه.. توی نقدهای بعدی به این موضوع می پردازیم. یه پستی بنویس که لیلی لونا پاتر توش نقشی ایفا کرده باشه.

ممنونم.. موفق باشی!


نقد پست بحث های سر میز غذا جینی ویزلی

خوش اومدی جینی عزیز!
اول این که تمام نکاتی که برای لیلی توی نقد بالا گفتم برای شما هم صدق می کنه فرزندم، باید بهشون دقت کنی و اما نکته هایی که مخصوصه خودته.

استفاده از وقایعی که توی سایت اتفاق افتاده و دیالوگهای شخصیت های اطرافمون کار بسیار ظریف و جالبیه و هر کسی از پسش بر نمیاد یقینا مگر این که ید طولایی در متلک اندازی ها داشته باشه! به عنوان مثال من یه جایی دیدم که لودو و ویولت بسیار زیرکانه این کار رو انجام دادن که خب البته از دادن لینکش معذوریم باباجان.

افراد دیگه ای هم هستن این بین ولی خب بیا به یه نکته ای توجه ت رو جلب کنم. این کار رو اگر به قصد دشمنی و توهین به اشخاص و سو استفاده انجام بدیم به نظر من از نظر اخلاقی مشکل داره و کسی که شروع کننده ست مقصره چون طبیعتا بقیه هم چلاق نیستن، بلدن بیان جواب بدن و این طوری جو رفته رفته متشنج میشه!

اگه حرفی رو که داریم خیلی رک بزنیم بسیار بسیار شرافتمندانه تره! به هر حال شما قصدت این نبود و صرفا محض خنده این جورچین رو درست کرده بودی.

این کار جالبه و بامزه ست و مهارت لازم داره و خیلی چیزهای دیگه هم همین طورن ولی زیاده روی تو هر کاری لطفش رو از بین می بره. بهترین کارها میانه رویه باباجان. یه بار دو بار سه بار دیگه نهایتا امکان داره تماشاچیا به یه شوخی بخندن از پنجمی به اونور دیگه گوجه گندیده پرت می کنن!

و خب همین دیگه.. تکرار می کنم بازم حد وسط رو رعایت کن تو شوخی هات!

موفق باشی فرزندم!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
باید از چیزی کاست.. تا به چیزی افزود!تصویر تغییر اندازه داده شده