هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۳۳ جمعه ۲۵ اسفند ۱۳۹۶

ریونکلاو، مرگخواران

لیسا تورپین


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۱۶ چهارشنبه ۱ دی ۱۳۹۵
آخرین ورود:
امروز ۰:۴۳:۰۵
از من فاصله بگیر! نمیخوام ریختتو ببینم.
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
پیام: 496
آفلاین
اولا قهرم!

دوما درخواست دوئل دارم با آملیا فیتلوورت.

سوما میخوام تا ۱۳ فروردین باشه!

چهارما هماهنگ شدست!

همین دیگه... دوباره قهرم!


!Don't talk to me


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۵۷ پنجشنبه ۲۴ اسفند ۱۳۹۶

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۸:۰۱
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6194
آفلاین
دوئل آرنولد و لینی با توافق خودشون به آینده موکول شد!


..................


سوژه دوئل رودولف لسترنج و لودو بگمن: عروسک!


توضیح:

یه عروسک طلسم شده وجود داره...
عروسک با جادو به شخصی مرتبط شده. به این شکل که هراتفاقی که برای عروسک بیفته، برای اون شخص هم میفته.( اگه موهای عروسک رو بکشین، موهای شخص مرتبط به عروسک هم کشیده می شه).
شما اتفاقی یا عمدی این عروسک رو بدست میارین. یعنی هم می تونین اتفاقی پیداش کنین و هم می تونین خودتون تو این طلسم دست داشته باشین.
در انتخاب شخصیت جادو شده کاملا آزاد هستین.
تصمیم درباره این که شخصیت خودتون بدونه که عروسک طلسم شده هست یا این موضوع رو ندونه با خودتونه.
بنویسین چی به سر عروسک و شخص مرتبط باهاش میاد. از این فرصت، هر استفاده ای می تونین بکنین.
لازم نیست شخصی که عروسک رو به دست میاره حتما شخصیت خودتون باشه. از طرف هر شخصیتی می تونین بنویسین.

واضح بود دیگه؟ اگه نبود برین کمی گردو بخورین و نیم ساعت بعد دوباره بخونین. اگه نفهمیدین برین عدس بخورین...اگه بازم نفهمیدین از غذاهای دریایی استفاده کنین.

خیلی توضیح دادیم! فهمیده باشین!


برای ارسال پست در باشگاه دوئل چهار روز(تا دوازده شب دوشنبه 28 اسفند) فرصت دارید!
یه روزم صبر می کردیم عید می شد!


برای نتیجه هم کمی صبور باشید! روزای اول عید همه درگیرن.


جان سالم به در ببرید.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۲۵ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶

لودو بگمنold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۰۲ دوشنبه ۲۶ مرداد ۱۳۸۸
آخرین ورود:
۲۰:۵۷ جمعه ۲۱ اردیبهشت ۱۳۹۷
از در عقب، صندلی جلو!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 1317
آفلاین
اربابا! در راستای امر به معروف و نهی از منکر و هچنین مساله بسیار مهم غیرت، ما هر چی سعی کردیم سعه صدر نشون بدیم نشد. ما از بچگی فرد بسیار ماخوذ به حیایی بودیم و به همه ساحره‌ها به چشم همشیره خودمون نیگا می‌کردیم ، کسی به کمالاتشون نیگا چپ کنه خونشو می‌ریزیم! فلذا این رودولف مفسد فی الارض رو به دوعل دعوت می‌کنیم. بالاخره یکی باید این مزاحم نوامیس رو سر جاش بشونه. تا کی چشم چرانی و شهوت رانی؟


هیچی به هیچی!
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۵:۲۸ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۳۹۶

آرنولد پفک پیگمیold


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۴۲ شنبه ۱۸ شهریور ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۱۷:۲۴:۰۰ سه شنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۹
از هررررررررررچی که منفوره، خوشم میاد!
گروه:
شناسه های بسته شده
پیام: 96
آفلاین
خدافس.
درخواست دوئل نکردن با لینی وارنر رو دارم.
با آرزوی سیاه‌سوخته شدنِ همه‌تون توی آتیش‌بازیا.
تنفر.


Rock 'n' Roll 'n' Rule 'n' Role!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۹ سه شنبه ۱۵ اسفند ۱۳۹۶

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۸:۰۱
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6194
آفلاین
نتیجه دوئل گروهی آملیا، رون - لایتینا، دورا:


اول درباره دوئل توضیح بدم.

دورا ویلیامز بد شانسی آورد و نتونست پستشو به موقع ارسال کنه. یک دقیقه تاخیر داشت.
بقیه شرکت کننده ها خیلی مودبانه و محترمانه اصرار داشتن که پست دورا رو قبول کنیم. ولی واقعا نمی شد. قوانین مشخصن. اگه قوانین رو زیر پا بذاریم، این تاپیک تبدیل می شه به یه تاپیک عادی تک پستی. قوانین هستن که بازی رو جالب می کنن.
همونطور که می بینین اینجا و اینجا هم شرکت کننده ها با یک دقیقه و حتی چند ثانیه تاخیر پستشونو زدن و مورد قبول واقع نشده.
اگه پست دورا رو قبول می کردیم، قبلیا می تونستن بیان بگن پس مال ما رو چرا حساب نکردین. بعدیا می تونن با تاخیر بزنن و بگن پس مال ما هم باید حساب بشه. نظم تاپیک و دوئلا از بین می ره.
قبل از این قبول نکردیم، بعد از اینم قبول نمی کنیم که تکلیف شرکت کننده ها با خودشون و با ما روشن باشه.
من تو پیام شخصی هم براشون توضیح دادم و خوشبختانه درک کردن.

ما(داورا) هم همیشه دوست داریم دوئلا درست و کامل اجرا بشه. ولی در محدوده قوانین.


گذشته از این موضوع، توصیه می کنم پست مهلت دار رو هیچوقت برای وقتی نذارین که با یه اتفاق ساده، نتونین به موقع ارسالش کنین. این ریسک بزرگیه. مخصوصا وقتی هم گروهی دارین و امتیازش به امتیاز شما وابسته اس. مشکل فقط دورا نبود. چون هر چهار تاتون این کارو انجام دادین. شما شانس آوردین و موفق شدین ارسال کنین. ولی دورا بدشانسی آورد و نتونست...در واقع این اتفاق می تونست برای هر کدوم از شما بیفته.
این که پست رو نگه دارین برای لحظه آخر هیچ حسن و مزیتی نداره...بر عکس...چون خودمم قبلا تو دوئلا و مسابقات شرکت کردم، همیشه سعی می کردم پستمو زودتر بزنم که یهو اتفاقی یکی قبل از من ایده منو نزنه!

از برخورد خوبتون تشکر می کنم. و از این که نتونستیم درخواستتونو قبول کنیم واقعا متاسفم. اگه راهی داشت حتما این کارو می کردیم. هم به خاطر زحمتی که کشیدین و هم رفتارتون.


امتیازهای دوئل:


امتیاز داور اول:
رون ویزلی: 25 امتیاز – آملیا فیتلوورت: 26 امتیاز
لایتینا فاست: 26.5 امتیاز – دورا ویلیامز: صفر امتیاز

امتیاز های داور دوم:
رون ویزلی: 25 امتیاز – آملیا فیتلوورت: 25 امتیاز
لایتینا فاست: 26 امتیاز – دورا ویلیامز: صفر امتیاز

امتیاز های داور سوم:
رون ویزلی: 25 امتیاز – آملیا فیتلوورت: 25 امتیاز
لایتینا فاست: 26.5 امتیاز – دورا ویلیامز: صفر امتیاز



امتیازهای نهایی:

تیم اول(رون ویزلی و آملیا فیتلوورت): 25 امتیاز

تیم دوم(لایتینا و دورا): 13 امتیاز

برنده دوئل: تیم رون ویزلی و آملیا فیتلوورت!



......................


ساکت و آرام روی تخته سنگی نشسته بود.
هر از چند گاهی بدون بلند کردن سرش، زیر چشمی نیم نگاهی به ساحره ای که در چند قدمی اش نشسته بود می انداخت.
ظاهرا وضعیت او هم فرق زیادی با خودش نداشت.
بالاخره طاقتش تمام شد.
-چی شد؟ نیومد؟

آملیا با شنیدن صدای لایتینا به شکلی غیر عادی از جا پرید. استرس و دستپاچگی در چشمانش موج می زد.
-اممم...نه...می بینی که نه. منم منتظرم دیگه.



نیم ساعت قبل:

لایتینا ذوق زده به نقشه ای که در دست داشت نگاه کرد.
-همینجاس! بالاخره رسیدم.

بعد از ساعت ها پیاده روی طاقت فرسا، خسته و کوفته به بالای تپه رسیده بود. نقشه همین نقطه را نشان می داد. حالا دیگر کار زیادی باقی نمانده بود. بجز کندن زمین و دست یافتن به...

-اِ...تو هم که اینجایی!

با شنیدن صدای آملیا برگشت و در اوج ناامیدی ساحره همیشه خوشحال را دید که در آن لحظه چندان هم خوشحال به نظر نمی رسید.
-تو...من...یعنی...آره خب. من اینجام. تو اینجا چیکار می کنی؟

آملیا هم غافلگیر شده بود.
-مممم...خب...ستاره ها...نه! الان که وسط ظهره. بابام! منتظر بابامم. آره آره. با بابام قرار دارم.

-اینجا؟ بالای تپه؟
-آره خب...اشکالی داره؟ من و بابام همیشه دوست داریم جاهای هیجان انگیز قرار بذاریم!

اشکالی داشت...ولی لایتینا نمی توانست این اشکال را به زبان بیاورد.
دستش داخل جیبش تکه کاغذی را لمس کرد. کاغذی که صبح آن روز توسط جغد ناشناسی برایش ارسال شده و لایتینا محتوای آن را که بیشتر از یک جمله نبود، به طور کامل حفظ کرده بود.

اگه می خوای دوئل امروز رو برنده بشی حتما قبل از غروب آفتاب به این نقطه برو...

و او آمده بود؛ در حالی که اصلا انتظار دیدن یکی از رقیبانش را درست در همان محل نداشت.
راهی بجز صبر کردن به ذهنش نرسید.
روی تخته سنگی نشست و شروع به تکان دادن پاهایش کرد.

در فاصله کمی از او، آملیا روی زمین نشست و بساطش را پهن کرد.



و حالا، نیم ساعتی از وقتی که به بالای تپه رسیده بودند گذشته بود.

-داری چیکار می کنی؟

آملیا با بی حوصلگی جواب داد:
-ستاره رنگ می کنم.

-که چی بشه؟ برای بچه هاس؟ مهدکودک هاگزمید؟

آملیا نگاه پر از تاسفی به لایتینا انداخت.
-بچه ها؟ نخیر...اینا واقعین...ستاره های واقعی. ببین. این یکی هم دنباله داره. هنوز دمشو فرم ندادم.
-بعد از تموم شدن، چیکارشون می کنی؟
-ستاره واقعی رو چیکار می کنن؟ خب پرتش می کنم بالا دیگه...برن سر جاشون. عجب بی دانشی هستی!

لایتینا اهمیتی به ستاره ها نمی داد. فقط دلش می خواست آملیا هر چه سریع تر آن جا را ترک کند.
ولی آملیا به جای ترک محل، همانطور که روی زمین نشسته بود، شروع به بالا و پایین پریدن کرد.

-هی...چته؟ چرا همچین می کنی؟

-من نمی کنم...زمین داره پرتم می کنه بالا ...فکر کنم تپه ما رو نمی خواد!

همانطور که آملیا بصورت فنروار بالا و پایین می پرید، تکه کاغذی از جیبش روی زمین افتاد.
لایتینا رنگ نارنجی تیره کاغذ را به خوبی می شناخت.
-هی...این نامه...تو هم گرفتیش؟

آملیا با دستپاچگی نامه را برداشت...ولی درست در همین لحظه زمین دهان باز کرد...و سری نارنجی و قهوه ای از آن خارج شد.
دو ساحره با وحشت به هیولای کله نارنجی صورت قهوه ای خیره شدند.

-هیولا!
-بکشیمش!
-من نمی کشم...فوقش می تونم خلع سلاحش کنم. تو مرگخواری. تو بکش.
-کدوم سلاح دقیقا؟
-نمی دونم...دندون؟ پنجه؟ صبر کن از خودش بپرسم. هیولا، تو برای کشتن ما قصد داری از چی استفاده کنی؟

هیولا دچار سرفه شد.
شاید به این دلیل که نقشه خوبی برای کشتن قربانیانش نکشیده بود و در آن لحظه در اثر بی برنامگی دستپاچه شده بود.
او هیولای بی برنامه ای بود.

-من...دارم...خفه می شم...یه کمی...آب...

آملیا خوشحال شد که حداقل هیولا زبانشان را بلد است.
-آب می خواد...فکر کردی. ما همینجوری تشنه تو رو خلع سلاح می کنیم. ما خیلی بی رحمیم. این بی رحم تره ولی!
و به لایتینا اشاره کرد.
-صداتم چقدر شبیه...رون...رون؟ تویی؟

رون ویزلی به سختی خودش را از زیر خاک بیرون کشید.
-داشتم... خفه... می شدم... لعنتی...

-خب تو اون زیر داشتی چیکار می کردی؟

رون جرعه ای از آب قمقمه آملیا نوشید.
-یه دونه پیدا کرده بودم...گفتم بکارمش. و کجا بهتر از یه تپه متروکه. ساعت ها راه رفتم تا برسم به این جا. بعد با خودم فکر کردم هر چی عمیق تر بکارم بهتر در میاد. در نتیجه فرو رفتم تو تپه...روی خودمم با خاک پوشوندم که کسی نفهمه چه ایده خفنی پیدا کردم...

آملیا با چشمانی گشاد شده پرسید:
-واقعا؟

-البته که نه! من اصلا یادم نمیاد کی و چطوری اومدم اینجا. جلوی در خونه بودم. یه چیزی مثل ملاقه خورد تو سرم...دیگه چیزی یادم نمیاد. چشمامو که باز کردم دیدم زیر خاکم. خوشبختانه خیلی عمیق دفن نشده بودم. دستام داغون شد تا تونستم خاکا رو کم کم کنار بزنم و خودمو بکشم بیرون.

آملیا با صدای بلند خندید...
-پس منظور نامه از "اگه می خوای برنده بشی برو اینجا" این بود؟ هم گروهیم؟ من خوش خیالو باش که فکر می کردم چوب دستی برتری، کد تقلبی چیزی برام گذاشته.

در میان خنده و شوخی، متوجه چهره بهت زده لایتینا شدند.
-هی...چته؟


فلش بک...خانه ریدل ها

-دوئل گروهی دیگه چه صیغه ایه؟ ما خسته می شیم! اصلا هم هیجان انگیز نیست.
-نگران نباشین ارباب...خودم شخصا هیجان رو به دوئلشون تزریق کردم...

کراب دو تکه کاغذ نارنجی رنگ برداشت، چیزهایی روی آن ها نوشت و به پای دو جغد بست.


پایان فلش بک...


چند دقیقه ای طول کشیده بود که دوئل کننده ها متوجه بشوند که محل مورد اشاره روی نقشه لایتینا، فاصله کمی از محل خروج رون از داخل زمین دارد.

هر سه نفر تمام تلاششان را برای نجات دورا بکار بردند...ولی خیلی دیر شده بود.





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۵۰ شنبه ۲۸ بهمن ۱۳۹۶

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
امروز ۱:۲۸:۰۱
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6194
آفلاین
سوژه دوئل گروهی آملیا، رون و دورا، لایتینا: نقشه گنج!


توضیح:

شما از جایی یه نقشه گنج پیدا می کنین یا به شکلی به دستتون می رسه. نمی دونین چی اون جا پنهان شده. ولی وسوسه می شین که برین و پیداش کنین.
گنج شما هر جایی می تونه باشه. دور...نزدیک... لازم نیست حتما زیر زمین مدفون باشه. توضیح بدین کجا می رین دنبالش و چی پیدا می کنین(یا پیدا نمی کنین).

( هر کدوم از شما باید یک پست تکی بزنین. پست کسی رو ادامه ندین.)


اگه سوالی در مورد دوئل یا سوژه داشتین با پیام شخصی بپرسین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل، دو هفته( تا دوازده شب یکشنبه 13 اسفند) فرصت دارید.


جان سالم به در ببرید!





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۵:۳۱ جمعه ۲۷ بهمن ۱۳۹۶

آملیا فیتلوورت old


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۴۵ پنجشنبه ۲۵ شهریور ۱۳۹۵
آخرین ورود:
۱۹:۱۶:۲۲ پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹
از محفل ققنوس!
گروه:
کاربران عضو
پیام: 499
آفلاین
آخریشه!

درخواست دوئل گروهی

من & رون

Vs

دورا & لایت


دو هفته


این تلسکوپه، نه میکروفون!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۸:۳۹ پنجشنبه ۲۶ بهمن ۱۳۹۶

اسلیترین، مرگخواران

بلاتریکس لسترنج


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۲:۰۵ سه شنبه ۱۸ مهر ۱۳۹۶
آخرین ورود:
امروز ۳:۳۴:۱۴
از زير سايه لرد سياه
گروه:
مرگخوار
ناظر انجمن
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
پیام: 653
آفلاین
نتیجه دوئل لایتینا فاست و رودولف لسترنج:

امتیازهای داور اول:
رودولف لسترنج: 26 امتیاز – لایتینا فاست: 26.5 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
رودولف لسترنج: 27 امتیاز – لایتینا فاست: 26.5 امتیاز

امتیاز های داور سوم:
رودولف لسترنج: 26 امتیاز – لایتینا فاست: 26.5 امتیاز

امتیاز های نهایی:
رودولف لسترنج: 26.33 امتیاز – لایتینا فاست: 26.5 امتیاز


برنده دوئل: لایتینا فاست!


................

-كروشيو!

طلسم به ديوار برخورد كرد. خطا نرفته بود... تنها او مشغول بازى با دختر كم سن پيش رويش بود.
با چابكى از مسير طلسم خود را به كنارى پرت كرد.
اما دخترك ضعيف بود. حوصله اش را سر مى برد.
-آواداكداورا!

دخترك پيش پايش روى زمين افتاد...جيغ شادمانه اش به هوا رفت.
به سمت بقيه برگشت.
وزارتخانه را تصاحب كرده بودند!
اربابش از شنيدن خبر اين پيروزى خشنود مى شد.

-بلا... بيا.

به سمت نارسيسا رفت. نگاهش را دنبال كرد و... لايتينا!
اما مسير نگاهش تغيير كرد و روى چهره اى در فاصله نه چندان دورتر ثابت ماند... رودولف!
خود رودولف بود... روى زمين.

نارسيسا او را كنار زد. خم شد و همگام با آرسينوس شروع به زمزمه طلسمى كرد.
جسم غرق خون دو مرگخوار از روى زمين بلند شدند.
گويا دستى نامرئى، خون را از چهره شان ميزدود و زخم هايشان را كوك ميزد.

بدن دو مرگخوار بار ديگر روى زمين آرام گرفت.
ثانيه اى بعد، لايتينا چشم هايش را گشود و فرياد دردآلودش به هوا رفت. بار ديگر چوبدستى نارسيسا تكان خورد و با بسته شدن چشم هاى لايتينا، صدايش فرو نشست.

-خوب ميشه. يه كم بايد استراحت كنه. بقيه هم خوبن... فقط...

نگاه نارسيسا گرديد و روى جسم بى جان رودولف ثابت شد.

بلاتريكس قدمى نزديك شد.
-چطور؟... چطور جرئت كرد بميره؟

باورش نميشد... رودولف... رودولفى كه با او مرگخوار شد، با او محكوم و زندانى شد، با او فرار كرده و به اربابش پيوسته بود... رودولف لسترنج... مرده بود!


I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۲۷ دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶

اسلیترین، ویزنگاموت، مرگخواران

هکتور دگورث گرنجر


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۱:۴۲ سه شنبه ۲۴ تیر ۱۳۹۳
آخرین ورود:
۲۱:۳۹:۴۰ جمعه ۷ آذر ۱۳۹۹
از روی شونه های آریانا!
گروه:
مرگخوار
ایفای نقش
اسلیترین
کاربران عضو
ناظر انجمن
پیام: 836
آفلاین
سوژه دوئل رودولف لسترنج و لایتینا فاست: زنده به گور!


توضیح:

اتفاقی برای شما افتاده...بیهوش شدین...خوابیدین...طلسم شدین، یا هر چی.
همه فکر کردن شما مردین و دفنتون کردن!
ولی شما زنده هستین و توی قبر(یا تابوت) بیدار می شین.
توضیح بدین که چیکار می کنین...
لازم نیست کل پست شما به همون مدت زیر خاک بودنتون اختصاص داشته باشه. کافیه یه قسمتی از پست همین باشه. شما می تونین درباره قبل یا بعدش هم بنویسین.


برای ارسال پست در باشگاه دوئل یک روز(تا 12 شب سه شنبه 24 بهمن) فرصت دارید.

پاتیلم در گوش چپتان!


ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۰۶ دوشنبه ۲۳ بهمن ۱۳۹۶

لایتینا فاست


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۳۳ شنبه ۱۴ مرداد ۱۳۹۶
آخرین ورود:
۲۱:۵۹ شنبه ۱۱ خرداد ۱۳۹۸
از زیر بزرگترین سایه‌ جهان، سایه ارباب
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
پیام: 347
آفلاین
سلام.

درخواست یه دوئل هماهنگ شده و یه روزه دارم با جناب قمه کش، رودولف!


The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر کوچک شدهaven







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۳۹۹-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.