هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

مدیریت سایت جادوگران به اطلاع کاربران محترم می‌رساند که سایت به مدت یک روز در تاریخ 31 خرداد ماه بسته خواهد شد. در صورت نیاز این زمان ممکن است به دو روز افزایش پیدا کند و 30 خرداد را نیز شامل شود. 1 تیر ماه سایت جادوگران با طرح ویژه تابستانی به روی عموم باز خواهد شد. لطفا طوری برنامه‌ریزی کنید که این دو روز خللی در فعالیت‌های شما ایجاد نکند. پیشاپیش از همکاری و شکیبایی شما متشکریم.


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۱۰:۲۸ جمعه ۲۰ بهمن ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۱:۱۳:۲۵ پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6961
آفلاین
لطفا برای پست های با امتیاز ۲۶ و بالاتر درخواست نقد نکنید.


نتیجه دوئل آلنیس اورموند و هیزل استیکنی:

امتیازهای داور اول:
آلنیس اورموند: 28 امتیاز - هیزل استیکنی: 23.5 امتیاز

امتیازهای داور دوم:
آلنیس اورموند: 28 امتیاز - هیزل استیکنی:24 امتیاز

امتیازهای داور سوم:
آلنیس اورموند: 28.5 امتیاز - هیزل استیکنی: 24 امتیاز

امتیازهای نهایی:
آلنیس اورموند: 28.16 امتیاز - هیزل استیکنی: 23.83 امتیاز


برنده دوئل: آلنیس اورموند!

.........................................................................


- خب من نمی فهمم. تو چرا سفید شدی‌. بعد از این همه بلا که سرت اومد‌. یعنی ته دلت هم یه ذره احساس خشم نمی کنی؟

آلنیس اخم هایس را در هم کشید و به زمین روبرویش خیره شد.
- آره خب. نمی فهمی. کسایی که اذیتم کردن آدمای بد بودن. سیاه بودن. من نخواستم از اونا باشم. من خوب بودن رو انتخاب کردم.

هیزل آهی کشید. مشخص بود که تلاش برای متقاعد کردن این گرگ وحشی، بی فایده بود. او در ماموریتش شکست خورده بود و لرد سیاه اصلا از این اتفاق خوشحال نمی شد.
از جا بلند شد و دامن ردایش را تکاند.
- من و تو خیلی وقته همدیگه رو می شناسیم. اگه‌ نظرت عوض شد، می دونی منو کجا می تونی پیدا کنی.

آلنیس سرش را به نشانه فهمیدن تکان داد و ناگهان صدایش را کمی بالاتر برد و هیزل را که در حال رفتن بود متوقف کرد.

- راستی‌... نگفتی... می خوای یه گشتی بزنی؟

هیزل با تردید به گرگ نگاه کرد‌.
- منظورت زمان برگردانه. نمی دونم. آخه گفتن وزارتخونه همشونو نابود کرده‌. اینایی که باقی موندن درست کار نمی کنن.

آلنیس پوزخندی زد.
- این یکی درست کار می کنه. اتفاقا برای رفتن به زمان های خیلی دور طراحی شده. خودم هر شب قبل از خواب یه سری به گله خودمون می زنم. ولی باشه. می فهمم. تو برو.

زمان برگردان در دست های آلنیس برق می زد. هیزل نمی توانست با وسوسه برگشتن به جشن عروسی اش مبارزه کند. حتی برای یک ساعت.

ساعتی گذشت و وسوسه پیروز شد.

هیزل با نگرانی به آلنیس تاکید کرد.
- همینجا منتظرم بمون تا برگردم. جایی نری ها. گفتی بعد از تموم شدن کارم باید برعکس بچرخونمش دیگه؟

آلنیس سرش را به نشانه تایید تکان داد و زمان برگردان را به گردن هیزل آویخت.

هیزل نفس عمیقی کشید. تمرکز کرد و زمان برگردان را چرخاند.
دنیا دور سرش چرخید... ولی صحنه ای را که درلحظه آخر دید باور نمی کرد. آلنیس چنگ انداخت و زمان برگردان را از گردنش جدا کرد.

هیزل در حالی که دور و دورتر می شد با خودش فکر کرد...
- حالا چطوری باید برگردم؟

جواب ساده بود.

اصلا قرار نبود برگردد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۲۰ ۲۰:۵۹:۴۰



پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۰۹:۴۵ دوشنبه ۱۶ بهمن ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

ایوان روزیه


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۰۹:۳۸ پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۳
از سر قبرم
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
پیام: 1506
آفلاین
نتیجه دوئل گادفری میدهرست و هیزل استیکنی:

امتیازهای داور اول:
گادفری میدهرست: ۲۶.۵
هیزل استیکنی: ۲۵

امتیازهای داور دوم:
گادفری میدهرست: ۲۶
هیزل استیکنی: ۲۵.۵

امتیازهای داور سوم:
گادفری میدهرست: ۲۶
هیزل استیکنی: ۲۳

امتیازهای نهایی:
گادفری میدهرست: ۲۶.۱۶
هیزل استیکنی: ۲۴.۵
برنده دوئل: گادفری میدهرست!

-------

هیزل با خشم دندان هایش را بهم می‌فشرد و در همان حال چشمانش را روی گادفری قفل کرده بود. با خودش فکر کرد که چه مسیر طولانی و عجیبی را پشت سر گذاشته است تا به اینجا برسد. دوئلی تن به تن و تا پای جان، در برابر یکی از متناقض ترین آدم‌هایی که میشناخت. خون آشامی که عضو محفل بود!

تا جاییکه به خاطر داشت گادفری هیچ شباهتی به توصیفاتی که در مورد اعضای محفل شنیده بود نداشت. او به راحتی از خون انسان ها استفاده میکرد. راستش آنقدرها هم فرقی نداشت که این انسان گناهکار باشد یا نه. فقط کافی بود که او قبولش نداشته باشد و به همین راحتی حکم مرگ یک انسان صادر میشد.

البته این چیزها آنقدرها هم برای هیزل اهمیت نداشت. موضوع برای او وقتی جدی شد که گادفری پایش را از گلیمش درازتر کرد. هرجا که مینشست و با هرکسی که صحبت میکرد توانایی های جادویی او را زیر سوال میبرد و او را مورد تمسخر قرار میداد. این موضوع اول شبیه یک شوخی و کل کل لوس و بیمزه بود. اما وقتی که دید گادفری قصدی برای خاتمه دادن به این قلدری ندارد خونش به جوش آمد. برای همین شب گذشته در کافه سه دسته جارو دیگر نتوانست تحمل کند و در جلوی روی همه مشتریان حاضر در کافه گادفری را به دوئل دعوت کرد.

صدای هلهله حضار فضای کافه را پر کرده بود. هیچ کس دوست نداشت فرصت دیدن یک دوئل را از دست بدهد. گادفری پوزخندی زده بود و دعوتش را پذیرفته بود. حالا در برابر چشمان سی جادوگر و ساحره روبروی هم قرار گرفته بودند تا یک بار برای همیشه مشکلشان را با هم حل و فصل کنند.

گادفری چشم‌هایش را نازک کرد و گفت:
- هیزل...اگه میخوای پشیمان بشی هنوز هم فرصت داری. باور کن نمیخوام آسیبی بهت برسونم.
همه تماشاچیان خندیدند و این هیزل را بیشتر عصبانی میکرد. شاید اگر گادفری اینقدر موضوع را حیثیتی نمیکرد هیزل تصمیم متفاوتی میگرفت اما با این وضع هیچ راه دیگری نداشت. علاوه بر این، تنها دو ساعت تا پایان مهلت پرداخت حق عضویت جادوگری وزارت سحر و جادو فرصت داشت. رقم تعیین شده آنقدر زیاد بود که فراهم کردنش برای او در این فرصت کم کار ساده ای نبود. اما او این پول را بدست میاورد. شرط سنگینی که روی برد خودش بسته بود میتوانست علاوه بر هزینه عضویت پول قابل توجه و اعتبار زیادی نصیبش کند.

هیزل همان طور که نگاه خشمگینش را از گادفری برنمیداشت گفت:
- امیدوارم وصیتت رو کرده باشی خون آشام. چون قراره طومار زندگیت همینجا به پایان برسه.

قبل از آنکه گادفری جوابی به کری خوانی هیزل بدهد صدای باز شدن در کافه همه سرها را به آن سمت چرخاند. سه داور سیاه پوش به آرامی وارد کافه شده بودند. هر سه آن ها کلای ردایشان را روی سرشان انداخته بودند که باعث میشد تشخیص چهره شان غیر ممکن شود. با حضور آن‌ها انگار بوی مرگ در فضا پیچیده بود. یکی از داوران کیسه ای را از جیب داخلی ردایش بیرون کشید و روی میز جلویش انداخت و گفت:
- ما برای داوری دوئل بین گادفری میدرهست و هیزل استیکنی فراخوانده شدیم. با وجود تاکید ما بر اینکه شرط بندی در دوئل های تحت نظارت ما ممنوعه ولی هر دو طرف شرط بندی بر سر نتیجه دوئل رو پذیرفتن. ما با این موضوع مخالفیم، اما به علت اینکه این دوئل تنها راه برای اثبات شجاعت و شرافته، داوری آن رو پذیرفتیم. قوانین ساده و کاملا مشخص هستن. بعد از تمام شدن مهلت ساعت شنی دوئل شروع میشه و برنده اعتبار و کیسه پول شرط بندی رو با خودش از این کافه به بیرون میبره. هر دو شرکت کننده این شرایط رو قبول دارید؟

هر دو سری به نشانه تایید تکان دادند. داور دیگری یک ساعت شنی را روی میز گذاشت و به آرامی گفت:
- به محض افتادن آخرین دانه شن دوئل شروع میشه. آماده باشید.

همه نگاه ها به ساعت شنی کوچک روی میز خیره شده بود. شن های سیاه رنگ داخل محفظه شیشه ای به آرامی پایین میریخت و هیزل میتوانست صدای ضریان قلبش را به راحتی بشنود. چند لحظه بعد آخرین دانه شن به پایین افتاد. گادفری فریادی کشید و چوب دستی اش را بیرون کشید. هیزل اما سریع تر از چیزی بود که به نظر میرسید.

قبل از آنکه گادفری کلمات وردش را کامل ادا کند طلسم از چوب دستی هیزل را شده بود و در هوا به شکل تیرک چوبی نوک تیزی به سمت قلب گادفری میرفت. گادفری حتی فرصت پیدا نکرد که وردش را به پایان برساند. تیرک چوبی درست به میانه قلب او فرو رفت. لحظه ای بعد خون آشام غرق در خون به پشت روی زمین کافه افتاده بود.

کافه در سکوت مطلق فرو رفته بود. هیچ کس انتظار چنین نتیجه ای را نداشت. داوری که تا کنون سکوت کرده بود کیسه چرمی را از روی میز برداشت و همان طور که آن را در دستان هیزل قرار میداد گفت:
- برنده دوئل مشخص شد. بهت تبریک میگم.

هیزل احساس سبکی بی نظیری داشت. توانسته بود انتقامش را بگیرد و حالا آنقدر پول داشت تا بتواند هزینه مورد نیاز وزارتخانه را پرداخت کند.

دو ساعت بعد:

هیزل نفس نفس زنان خودش را به گرینگوتز رسانده بود و درست قبل از آنکه باجه مخصوص پرداخت حق عضویت تعطیل شود کیسه پول را روی میز جن پیری که پشت باجه نشسته بود پرتاب کرده بود.
- این پول حق عضویت منه. هیزل استیکنی هستم. لطفا زودتر پرداخت رو ثبت کن.

جن همان طور که غرغر کنان با ساعت نگاه میکرد کیسه را باز کرد و سکه ها را کف دستش ریخت تا آن ها را بشمارد. ظرف چند لحظه لبخندی کوتاه روی صورتش نقش بست اما بلافاصله جایش را به اخمی شدید داد. هیزل متوجه نمیشد که چه مشکلی پیش آمده است. جن کیسه را به سمت هیزل پرتاب کرد و گفت:
- داخلش رو نگاه کن.

هیزل به داخل کیسه نگاه کرد. در میان سکه ها تکه کاغذ پوستی ای به چشم میخورد. آن را بیرون کشید تا نگاهی به نوشته روی آن بیندازد:
-...برنده دوئل. همان طور که قبلا بارها و بارها اشاره کردیم ما شرط بندی بر سر دوئل رو غیر اخلاقی میدانیم. برای همین جایزه تو با سکه های لپرکان پرداخت شده. این سکه ها به محض بیرون آمدن از کیسه از بین میرن. به یاد داشته باش اعتبار بدست آمده در دوئل از هر ثروتی بالاتره...!

هیزل با ناباوری به جن نگاه کرد. جن پرونده او را بیرون کشیده بود و همان طور که مهر قرمز رنگی روی آن میزد گفت:
- تقلب در پرداخت حق عضویت خلاف مقرراته. هیزل استیکنی، از این لحظه به بعد تمام قدرت های جادویی تو سلب میشه و از این به بعد صرفا یک ماگل خواهی بود!

دنیا دور سر هیزل تیره و تار شد. همان طور که دو نگهبان زیر بغلش را گرفته بودند تا کشان کشان او را از گرینگوتز بیرون کنند با خودش فکر کرد:
- باورم نمیشه! لعنتی...من همه چیزم رو باختم!


ویرایش شده توسط ایوان روزیه در تاریخ ۱۴۰۲/۱۱/۱۶ ۲۰:۱۹:۴۲

ایوان روزیه...اسکلتی که وجود ندارد!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۱۹:۲۳ دوشنبه ۹ بهمن ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۱:۱۳:۲۵ پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6961
آفلاین
ایزابل و تری به فروش نرفته!

اون قوانین رو گذاشتم تو امضام که شما بخونین ها.

نقل قول:
11- شما می توانید مهلت دوئل را با توافق با حریفتان مشخص کنید. در صورت مشخص نشدن، مدت ده روزه در نظر گرفته خواهد شد و این مدت، بعد از شروع دوئل(اعلام سوژه) به هیچ عنوان(حتی با توافق دو طرف) قابل تمدید نیست.
برای رعایت حقوق دوئل کننده ها، بعد از شروع دوئل، مهلتش به هیچ عنوان قابل تمدید نیست. برای همین این امکان رو گذاشتیم که خودتون از همون اول مهلت رو تعیین کنین.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۲:۱۶:۳۹ یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲

ریونکلاو، مرگخواران

تری بوت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۲۱ پنجشنبه ۲۰ خرداد ۱۴۰۰
آخرین ورود:
۲۱:۱۱:۳۲ دوشنبه ۲۱ خرداد ۱۴۰۳
از پشت ویترین
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 268
آفلاین
سلام.
اگه میشه منم درخواست تمدید دارم. به خاطر یه سری مشکلات نتونستم پست رو کامل کنم.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۱۹:۱۸:۵۹ یکشنبه ۸ بهمن ۱۴۰۲

ریونکلاو، مرگخواران

ایزابل مک‌دوگال


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۰:۲۵ یکشنبه ۱۸ دی ۱۴۰۱
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۱۱:۲۴
از حدشون که گذشتن، از روی جنازشون رد میشم...!
گروه:
مرگخوار
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
مدیر شبکه اجتماعی
ناظر انجمن
پیام: 179
آفلاین
سلام.
درخواست تمدید وقت دوئل با تری بوت رو داشتم. به مدت یک هفته.
چون مشکل برام پیش اومده نمی‌تونم تا چند روز لاگین کنم توی سایت.


•« ʜᴇ ᴡᴀs ʜɪᴅɪɴɢ ʜɪs sᴀᴅɴᴇss, ʙᴜᴛ ɪ ᴄᴏᴜʟᴅ sᴇᴇ ʜɪs ᴛᴇᴀʀs »•
تصویر کوچک شده


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۰:۵۲:۰۰ چهارشنبه ۴ بهمن ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

ایوان روزیه


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۶:۰۱ یکشنبه ۸ مرداد ۱۳۸۵
آخرین ورود:
۲۲:۰۹:۳۸ پنجشنبه ۱۶ فروردین ۱۴۰۳
از سر قبرم
گروه:
ایفای نقش
کاربران عضو
مرگخوار
اسلیترین
پیام: 1506
آفلاین
سوژه دوئل گادفری میدهرست و هیزل استیکنی: حق اشتراک!

توضیح: یه روز به شما خبر می رسه که به علت مشکلات مالی، وزارت سحر و جادو از این به بعد برای جادوگر موندن، از همه هزینه اشتراک سالیانه می گیره و اگه کسی این هزینه رو پرداخت نکنه تبدیل به مشنگ می شه. خبر کمی دیر به دست شما رسیده و مهلتش کمه و مقدار هزینه خارج از توانایی شماست. چه کاری انجام می دین و بعدش چی می شه.

برای ارسال پست در باشگاه دوئل، ده روز( تا 23:59 شنبه 1۴ بهمن) فرصت دارید.

تا قبل از آنکه مرگ شما را در آغوش بگیرد برای زندگی بجنگید!


ایوان روزیه...اسکلتی که وجود ندارد!


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۱:۳۶:۱۴ سه شنبه ۳ بهمن ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۱:۱۳:۲۵ پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6961
آفلاین
نتیجه دوئل گادفری هیدهرست و آیلین پرنس:

امتیازهای داور اول:
گادفری هیدهرست: 26 امتیاز - آیلین پرنس: صفر امتیاز

امتیازهای داور دوم:
گادفری هیدهرست: 25.5 امتیاز - آیلین پرنس: صفر امتیاز

امتیازهای سوم:
گادفری هیدهرست: 27 امتیاز - آیلین پرنس: صفر امتیاز

امتیازهای نهایی:
گادفری هیدهرست: 26.16 امتیاز - آیلین پرنس: صفر امتیاز


برنده دوئل: گادفری هیدهرست!

.....................................................................


- میدهرست، میدهرست، میدهرست... چند بار دیگه بگم مغزای پوکتون قبولش می کنه؟

بلاتریکس موهای آشفته اش را از جلوی چشمانش کنار زد.
- ما الان سه تا سیخ کردیم تو دماغت. چوب دستی پلاکس رو از این گوشت فرو کردیم از اون ور در اومده. هفتاد و شش سوزن مخصوص طب سوزنی رو فرو کردیم تو زبونت‌. و مشکل تو فامیلی مزخرفته؟

گادفری که مشخص بود درد می کشد انگشتش را به نشانه "نه" تکان داد‌.
- من رو فامیلیم حساسم. هر کاری بکنین. این یه کارو نکنین.

بلاتریکس لبخندی زد.
- خب. حالا که حساسی... جناب هیدهرست، آیلین کجاست؟

فریاد گادفری به هوا بلند شد. خیلی به او برخورده بود‌.
- لعنتیا. نمی تونم تحمل کنم. گفتم که. فرستادمش تاپیک نقد. پنج دقیقه هم دیر کرده بود. بعدش نمی دونم کجا رفت.

- ببین هید هرست... ما مطمئنیم می دونی. تا وقتی نگی اینجایی. تو کل دنیای مجازی به همین اسم ثبت نامت می کنیم. برات با همین اسم کارت ملی می گیریم. دفترچه بیمه درمانی می گیریم. گواهینامه جاروسواری می گیریم.

جهان در مقابل دیدگان گادفری تیره و تار شده بود.
- باشه باشه.... بس کنین. می گم... کلاه "آ" ی اسمشو برداشتیم. زیر همونه. دیگه هم کسی اون اسمو به من نگه...

- کدوم اسمو؟ هیدهرست؟




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۵۳:۲۸ دوشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۲

ریونکلاو، مرگخواران

هیزل استیکنی


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۹:۲۹ سه شنبه ۱۷ مرداد ۱۴۰۲
آخرین ورود:
دیروز ۱۲:۴۷:۴۱
گروه:
کاربران عضو
ریونکلاو
ایفای نقش
مرگخوار
پیام: 96
آفلاین
سلام و درود!

درخواست دوئل گادفری را قبول میکنم!


🎐 اجـازه نـده هيـچ كس پـاشو رو رويـاهات بـذاره..🌱حتی اگه تاریک ترین رویای جهان باشه... ️


پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۰:۳۰:۰۳ دوشنبه ۲ بهمن ۱۴۰۲

ریونکلاو، محفل ققنوس

گادفری میدهرست


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۴۹ سه شنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۷
آخرین ورود:
امروز ۰:۰۱:۱۸
از خونت می خورم و سیراب میشم!
گروه:
کاربران عضو
ایفای نقش
محفل ققنوس
ریونکلاو
پیام: 269
آفلاین
هیزل استیکنی رو به دوئل دعوت می کنم.




پاسخ به: دفتر دوئل(محل درخواست دوئل)
پیام زده شده در: ۲۳:۰۹:۰۶ یکشنبه ۲۴ دی ۱۴۰۲

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


مخفی کردن اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۴:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
۲۱:۱۳:۲۵ پنجشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۳
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 6961
آفلاین
نتیجه دوئل جینی ویزلی و تلما هلمز:


امتیازهای داور اول:
جینی ویزلی: ۲۱ امتیاز _ تلما هلمز: ۲۵ امتیاز

امتیازهای داور دوم:
جینی ویزلی: ۲۴ امتیاز _ تلما هلمز: ۲۵ امتیاز

امتیازهای داور سوم:
جینی ویزلی: ۲۴امتیاز _ تلما هلمز: ۲۵ امتیاز


امتیازهای نهایی:
جینی ویزلی: ۲۳ امتیاز _ تلما هلمز: ۲۵ امتیاز


برنده دوئل: تلما هلمز!

...............................................................................


- یعنی می‌خوای بری؟ برای همیشه؟ ارزشش رو داره؟

تلما آستین ردایش را بالا زد و به چوب دستی ماریا که روی رگ دستش قرار گرفت خیره شد.
- آره. اون باعث دستگیری پدر و برادرم شد. این دوئل، انتقام منه.


روز دوئل جینی ویزلی و تلما هلمز


جینی با قدم های مصمم به سمت باشگاه دوئل رفت. در را باز کرد و وارد شد. همه جا ساکت و تاریک بود.
_ هی... کسی نیست؟... خیلی زود اومدم؟

چوب دستی اش را روشن کرد و با دیدن جسم بی جان تلما روی زمین، جا خورد.

- هی تو...چت شده؟ مردی؟

دوان دوان بطرفش رفت و او را تکان داد.

ولی بی فایده بود.

در سنگین و آهنین باشگاه دوئل باز شد. چند ثانیه مکث و سکوت و سپس فریاد لینی وارنر!
- اونو کشته‌. دوئل کننده حریفش رو قبل از شروع دوئل کشته... به مامورا خبر بدین.

جینی گیج شده بود. کمی بعد با دست های بسته شده به طرف وزارت سحر و جادو برده می شد.


فلش بک

- یعنی می‌خوای بری؟ برای همیشه؟ ارزشش رو داره؟

تلما آستین ردایش را بالا زد و به چوب دستی ماریا که روی رگ دستش قرار گرفت خیره شد.
- آره. اون باعث دستگیری پدر و برادرم شد. این دوئل، انتقام منه. فکر همه جاشو کردم. این ماده باعث می شه برای چند ساعت ضربان قلبم اونقدر کند بشه که مثل مرده ها به نظر برسم. حتی اگه منو معاینه بکنن هم چیزی نمی فهمن. بعدشم برای همیشه از اینجا می رم.

ماریا جای تزریق را کمی مالش داد.
- این چیزی رو ثابت نمی کنه.

تلما چوب دستی اش را که با دستمال گرفته بود به او نشان داد.
- ولی این ثابت می کنه. آخرین طلسمی که ازش خارج شده طلسم مرگه. روی یه خرگوش. اثر انگشت جینی هم روی اینه. همین دیروز وقتی از کنارش رد می شدم انداختمش روی زمین و همونطور که فکر می کردم فوری برش داشت و بهم داد. همه مجبورن قبول کنن...جینی ویزلی منو کشته و برای این کارش مجازات می شه.









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.