درود بی کران پروفسور تورپین.
ما دستمون رو گذاشتیم روی گوی و منتظر موندیم تا تصاویر داخل گوی ظاهر شه و تعبیرش کنیم. ولی تصویری ظاهر نشد. منتظر موندیم. خیلی منتظر موندیم. دستمون رو برداشتیم و دوباره گذاشتیم. گویا گوی پیشگویی ما جنسش چینی بود. ولی درست در لحظه ای که فکرش رو نمیکردیم، دود داخل گوی به رنگ قرمز و طلایی درومد. توی کتاب گشتیم ولی چیزی پیدا نکردیم. ناگهان تصویر یک درخت ظاهر شد. اما باز هم چیزی تو کتاب پیدا نکردیم. نگاهی به جلد کتاب انداختیم. دیدیم کتاب اشتباهیست. کتاب آشپزی مالی بود.
فورا کتاب تعبیر تصاویر گوی را آورده و به آن خیره شدیم. رنگ قرمز و طلایی نشانی از جنگ های پادشاهی بود. درخت هم نماد زنده شدن و استوار بودن. ولی این دو چه ربطی به دنیای جادوگری ما داشت؟ دستمان را از روی گوی بر نداشتیم و به آن خیره ماندیم. تصویر شخص ناشناسی با تاج و چوبدستی دیدیم که در یک قبرستان ایستاده بود و ناگهان تصویر محو شد و آتشی نمایان شد. داخل کتاب نوشته شده، شخصی که توی قبرستان ایستاده، مُرده. تاج، روی سر یک شخص نماد پادشاهیست. چوبدستیش هم نماد قدرتش بود. آتشی که نمایان شد هم نشانه انتقام و کینه است.
با این همه تعبیر از تصاویر میشه گفت جنگی در راه است. جنگی سخت. کسی که جنگ را شروع میکند، مُرده. زنده خواهد شد و قدرتش را پس خواهد گرفت و از همه ما انتقام میگیرد. میشه گفت که تعبیر تصاویر این بوده و نتیجه کلی این است که آرسینوس جیگر زنده خواهد شد.
تا درودی دیگر.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج

) ماجرا از وقتی شروع شد که دختر همسایمون یه گوی جدید گرفته بود و فال همه رو می گرفت و هی پزشو میداد. من به مامانم گفتم برای منم یکی بخره ولی خب گوش نداد. منم فکر کردم که خودم باید برم یه دونه جور کنم. حسودیم می شد خب. 
دستم رو گذاشتم روی گوی تا چند تا پیشگویی خفن بکنم با خفنیتم اضافه بشه. 



بعدشم یکی کشته میشه و ما توی کریسمس یه خواب طولانی خواهیم داشت که در خواب بهمون راهنمایی میشه.

