هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۱۳ یکشنبه ۳ آذر ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۵۵:۵۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5649
آفلاین
ربکا!


نقل قول:
سلام ژیپراده!
خوبین ژیپراده؟
نـ...قـ...د!
ژیپراده چیه؟ فحش دادی به ما؟ حرف بد؟ قُد؟


نقل قول:
من این پست رو زدم تا نشون بدم ربکا مرگخواره و در جمع مرگخواراست(و همچنین مطمئن بودنمو از مرگخوار شدنش!).
ای عجول! کمی صبر کن خب. هنوز که مرگخوار نیست.
طبق سایت پیش برو. وقتی می خواد مرگخوار بشه، تو سوژه ها هم تا وقتی که مرگخوار نشده می تونی علاقمند نشونش بدی. همش تو جمع مرگخوارا باشه. باهاشون بره و بیاد...آویزونشون باشه! این خودش یه سوژه اس که می تونی موقتا تا وقتی که مرگخوار بشی ازش استفاده کنی.


نقل قول:
بعد اینکه میخواستم بدونم "؛" به چه دردی میخوره؟ جایی که استفادش کردم جای درستی بود یا نه؟
سه بار اشتباه فهمیدم منظورتو.
اول فکر کردم می پرسی " به چه دردی می خوره" جای درستی استفاده شده یا نه.
توی پستت دنبال این جمله می گشتم!
بعد فکر کردم پرسیدی علامت " " به چه دردی می خوره.
بار سوم تازه متوجه شدم که منظورت نقطه ویرگوله!
البته شما درست نوشتی...ما حواس نداریم!


نقطه ویرگول چند تا کاربرد داره. مثلا مثال زدن...شمردن چیزی...جدا کردن چند بخش...جمله های شرطی پشت سر هم...ولی چیزی که تو ایفای نقش به درد ما می خوره اینه که جایی استفاده می شه که یه جمله تموم شده...خودش کامله...ولی جمله بعدی بهش ربط داره.
حالا خیلی هم مهم نیست. در مورد علامتا در این حد حساس نباشین. کافیه مفهوم رو عوض نکنن.
مثلا (" " ) این علامت نقل قوله؛ ولی مال زبان فارسی نیست و ما بیشتر برای تاکید روی کلمه یا جمله یا اصطلاح ازش استفاده می کنیم. ولی تو ایفای نقش گاهی هم برای نقل قول بکار برده می شه. خودم همین بالا برای نقل قول ازش استفاده کردم. اشکالی نداره.

در مورد نقطه ویرگول...مثلا:
ربکا دلش نمی خواست وارد آن اتاق بشود؛ با این وجود بر ترسش غلبه کرد و وارد شد.
"ربکا دلش نمی خواست وارد اتاق بشود" یه جمله کامله...ولی جمله دوم هم به این جمله ربط داره. این جا می شه ؛ گذاشت. همونطور که گفتم خیلی حساس نباشین. این جا اگه ویرگول خالی هم بذارین مهم نیست. مفهومو می رسونه.
یا جایی که چند تا ویرگول پشت سر هم نوشته شدن و باید برای رسوندن مفهوم از نقطه ویرگول استفاده کنیم. مثلا:
سوروس، ربکا، رابستن، لینی، هکتور، فنریر و سو لی را به هاگوارتز بردند.
الان فهمیدی کیا کیا رو بردن؟
نه...قاطی شدن. ولی به این شکل بخونش:
سوروس، ربکا، رابستن، لینی؛ هکتور، فنریر و سو لی را به هاگوارتز بردند.
الان به خاطر اون نقطه ویرگول بعد از لینی، مشخص شده چی به چیه.

حالا اینجا رو ببین. شما نوشتی:
نقل قول:
وقتی بالای سر ربکا آمد تا ببیند چه میکند؛ دید ربکایی نیست تا او را ببیند.
جمله اول(وقتی بالای سر ربکا آمد تا ببیند چه می کند) یه جمله کامله؟
نه! ادامه داره. برای همین، این جا باید ویرگول خالی گذاشته بشه.


بررسی پست شماره 564 زندگی به سبک سیاه، ربکا لاک وود:


نقل قول:
سقوط معجون ها تنها چیزی بود که برای بلاتریکس مهم نبود! او بالای سر هر مرگخواری رفت تا ببیند چه کار میکنند. وقتی بالای سر ربکا آمد تا ببیند چه میکند؛ دید ربکایی نیست تا او را ببیند.
آخر پست قبل یه اتفاقی افتاده. گاهی حتما باید در مورد همون اتفاق بنویسیم. ادامه بدیمش. ولی گاهی هم حق انتخاب داریم. این جا حق انتخاب داشتی و ادامه ندادی. به نظر من اشتباه نیست. مخصوصا چون در شروع، به اون سوژه هم اشاره کردی. روش وارد شدن ربکا خیلی خوب بود(اگه مرگخوار بود...ولی خب...حالا اشکالی نداره).


نقل قول:
-ربکا!
-جیــــــــــــغ! بله؟
-چقدر سریع خودتو لو میدی؟ تو معموریاتا اینجوری نباشی! حالا بیا تمرینایی که بهت دادمو تمرین کن. همین حالا! میخوام ببینم.
ماموریت.
ایده این قسمت خیلی خوب بود. صحنه ای که نوشتی جالب بود.


نقل قول:
ربکا ترسید و به همین دلیل دستش را در گوش خفاش گونه اش فرو کرد. کاغذی را بیرون آورد که دست خط بلاتریکس روی آن بود.
این جاش خیلی خوب بود. این کارت خیلی بهتر از این بود که بری و چند خط در وصف گوش های ربکا بنویسی. الان به شکلی نوشتی که انگار این شکل گوشاش خیلی عادیه...و همین بامزه اش کرده.


نقل قول:
بلاتریکس وقتی لیست تمرینات را دید، اخم هایش در هم رفت. سرش را بلند کرد و به ربکا نگاه کرد.
-اشتباه خوندیشون. 200تا شنا سوئدی با 300 تا درازو نشست. 120 دور هم باید دور خونه ریدلا بدویی. اصلا صفرا رو ندیدی!
نخوندن صفرا فکر خوبی بود. ایده های خوبی برای سوژه ها، صحنه ها و نوشتن طنز داری. این خیلی مهمه. چون شکل نوشتن و سبک های مختلف رو بعدا می شه یاد گرفت، ولی ایده های اولیه احتیاج به کمی استعداد و مهارت خود آدم داره.


نقل قول:
و به شکم لاغر مردنی ربکا اشاره کرد. بلاتریکس میخواست حتی تخت ترین شکم را هم تخت تر کند! این موجب شد ربکا برنامه غذایی اش را ببیند تا شاید وضعش بهتر آن برنامه باشد. اما با دیدن برنامه غذایی وضعیت تغییری نکرد که هیچ، بدتر هم شد.
-هویچ پخته با آب کرفس برای صبحانه؟ نخود و اسفناج برای نهار؟ کاهو برای شام؟! سخت گیری در این حد!؟
-بله. باید لاغر بشی.

ربکا دوباره به شکم لاغر و تختش نگاه کرد. بلاتریکس تاکید کرد دوباره به او سر میزند ولی آن موقع باید در حال انجام برنامه تمریناتش باشد.
همیشه تاکید می کنم که توصیف مستقیم ظاهر خوب و اخلاق شایسته شخصیت ها، روی خواننده تاثیر عکس می ذاره. شخصیت رو زننده می کنه. جلوی دوست داشتنی بودنش رو می گیره. شما الان به یه ویژگی خوب ظاهری ربکا اشاره کردی...ولی این کار رو طنز آمیز و خنده دار انجام دادی. از کلماتی استفاده کردی که خواننده اصلا احساس نمی کنه قصد و هدفت تعریف از ظاهر ربکا باشه. همین کار باعث می شه این قسمت تاثیر خیلی خوبی بذاره. اگه میومدی می گفتی "ربکا دختری باریک اندام و جذاب، با شکمی تخت بود"، شخصیت ربکا چندین قدم به عقب می رفت. دافعه ایجاد می کرد. الان روشت خیلی خوب و درسته. چه در مورد جایی که درباره گوشاش نوشتی و چه این قسمت.
به نظر می رسه با شخصیت جدیدت راحتی. این راحتی به نوشته هات هم منتقل شدن. تمرکزت روی شخصیت خودت نیست. از شخصیتت استفاده کردی...ولی به سوژه و موقعیت هم به اندازه کافی توجه کردی.


نقل قول:
اما آن طرف پاتیل معجون ها تنها چند میلی متر با سر رکسان فاصله داشتند. رکسان وضع بد پاتیل ها را درک نمیکرد و همین برایش دردسر ساز شد...
کار خیلی خوبی کردی که دوباره به این موضوع اشاره کردی. به نفر بعدی هم اون حق انتخاب رو دادی که در این مورد بنویسه یا مثل خودت ازش صرف نظر کنه.


سوژه رو خوب پیش بردی. ربکا رو خوب وارد سوژه کردی.

شخصیت ربکا خیلی خوب شروع کرده. با وجود تازه کار بودنش، خیلی راحت و قوی به نظر می رسه. گیج نیست. سردرگم و کمرنگ نیست. این خیلی خوبه.

طنزت بعد ها خیلی بهتر می شه. الان در همین حدش کاملا کافیه. مسیرت درسته. می تونی گاهی، اغراقشو بیشتر کنی. مثلا جایی که داره لیست شامشو می خونه می تونست کمی مسخره تر باشه. مثلا بلاتریکس اصرار می کرد که نخوده هم باید نصف بشه. نمی تونه نخود کامل بخوره.


خوب بودی.


gelnanenesriorsabeckmitgideib


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۸:۲۵ شنبه ۲ آذر ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۴:۴۹:۱۹
از غار زیر سایه ژیپراده
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
کاربران عضو
پیام: 134
آفلاین
سلام ژیپراده!
خوبین ژیپراده؟
نـ...قـ...د!

زندگی به سبک سیاه

ژیپراده؟ من این پست رو زدم تا نشون بدم ربکا مرگخواره و در جمع مرگخواراست(و همچنین مطمئن بودنمو از مرگخوار شدنش!). بعد اینکه میخواستم بدونم "؛" به چه دردی میخوره؟ جایی که استفادش کردم جای درستی بود یا نه؟

ممنون میشم ژیپراده اگه منو درباره این موضوع مطمئن کنین!


فقط لرد سیاه

اقباب میشه جیغ بزنم؟

♡Only Raven♡


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۴:۵۰ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸

هافلپاف

وین هاپکینز


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۱۶ چهارشنبه ۱۹ تیر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۵:۲۷:۱۷
از کنار هافل
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 209
آنلاین
خلام، خوبین؟

خخلی وقته که درخواست خقد برای پستام خگرفتم، اومدم پست خغازه ی خورگین و خارگز رو نقد کنین.
خمنون.


سلام. خوبیم.
لطفا وقتی درخواستتون مال پستیه که جایی غیر از انجمن خانه ریدل ها زده شده یه خلاصه کلی از داستان رو هم بگین که مجبور نشیم بریم پست های قبلی رو بخونیم. لازم نیست خیلی دقیق و کامل باشه. یه خلاصه خیلی کوتاه و کلی کافیه.

نقد پست شما ارسال شد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۲۴ ۲۳:۰۸:۰۴

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سوسو می زنند... فرزندان هلگا می درخشند!


تصویر کوچک شده


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۴:۳۸ جمعه ۲۴ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۵۵:۵۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5649
آفلاین
ربکا


نقل قول:
گفتین جیغ نزن... منم جیغ نزدم.
آفرین!


نقل قول:
ارباب؟ درخواست نقد دارم. نقد میکنین؟ تا 24 آذر اینجاما!
نقد می کنیم. بخواه!


نقل قول:
راستی ارباب... با این پست فقط میخواستم جودی رو پاک کنم. یه وقت نگین چرا پستش خالیه درخواست داده! میخواستم ببینم خوب جودی رو از خونه ریدلا بردم یا نه!؟ حالا خوب بردمش؟
شما قبلا هم برای پست خالی درخواست نداده بودی. پست خالی رو نقد نمی کنم که. رک و راست می گم این پست چیزی برای نقد کردن نداره.


بررسی پست شماره 447 انجمن تفرقه، ربکا لاک وود:


نقل قول:
دامبلدور-لرد به جودی نگاه کرد. دلش برای جودی سوخت. آن قدر سوخت که دیگر قلبی نماند تا بسوزد!
تو این جور پستا که جای شخصیت ها عوض می شه، به نظر من نوشتنشون به این شکل" دامبلدور-لرد" گیج کننده تره. بهتره شخصیتی که بهش تبدیل شده رو بنویسین. کسی که سوژه رو می خونه باید بفهمه که این لرد نیست و دامبلدوره.


می دونی دلیل ادامه داده نشدن پست قبلی چیه؟
مبهم بودن آخرش.
خواننده متوجه منظور نویسنده نمی شه که منظور اون مرگخوار از این که فردا صبح باید این کار رو انجام بده چیه و چطوری باید ادامه داده بشه.
حداقل به همین دلیل، کار خوبی کردی که ادامه دادی.


نقل قول:
دامبلدور-لرد به جودی نگاه کرد. دلش برای جودی سوخت. آن قدر سوخت که دیگر قلبی نماند تا بسوزد!
این یکی از قسمت هاییه که با اغراق زیاد و توضیح بیشتر خنده دار می شه.
دلش می سوزه...این سوختنو جدی تر بگیریم. دلش واقعا آتیش بگیره...بوی سوختگیش تو خونه بپیچه...مرگخوارا سعی کنن با جارو خاموشش کنن مثلا...


نقل قول:
-ارباب؟ چرا اینقدر مهربون شدین؟ من اینو بهتون یه بار گفتم، تا دو روز به خاطر کروشیویی که زدین، شاخام درد میکردن. اونم از ریشه! الان چیشـ...
قراره جودی رو حذف کنیم...ولی این باعث نشده نسبت به شخصیت، بی توجه باشی. این خیلی خوب بود. درد کردن شاخاش، اونم با تاکید که از ریشه درد کرده، خیلی خوب بود.


نقل قول:
جودی رفت و خوابید. وقتی سرش را روی بالش گذاشت، مردی با لباسی سیاه و چشمانی که آتش در آن شعله ور میشد، روبه رویش ظاهر شد. کسی آن مرد را ندید، ولی او میدیدش.
این قسمت قابل قبوله.
ولی به دو صورت می شه نوشتش. یکی اینه که روی هدف تمرکز کنیم و سریع تر به سمتش بریم که شما این کارو کردی.
یکی هم اینه که هدف رو در نظر داشته باشیم، ولی مسیر رو هم به آرومی طی کنیم. اینم یعنی همچین صحنه ای رو کمی کند تر و با جزئیات بیشتر توضیح بدیم. این صحنه ها وقتی خلاصه وار توضیح داده می شن، تاثیرشون کمتر می شه.


نقل قول:
جودی رفت و خوابید. وقتی سرش را روی بالش گذاشت، مردی با لباسی سیاه و چشمانی که آتش در آن شعله ور میشد، روبه رویش ظاهر شد. کسی آن مرد را ندید، ولی او میدیدش.
-شما جن رانده شده هستی؟
-بله جودی. من الان برای بخشش از ابلیس بزرگ، اومدم تا شما رو به جهنم برگردونم. با من به جهنم میاین؟
-بابام... باشه، باهات میام.

جن رانده شده، دستان جودی را گرفت و هر دو آتش گرفتند. چیزی از جودی جز خاکستری نماند.
اگه من قرار بود جودی رو از جایی حذف کنم، خیلی سریع تر و بی مقدمه تر این کارو می کردم.
این جا منظورم ایده حذف کردنه...نه صحنه ای که بالا گفتم بهتر بود بیشتر توضیح داده بشه.
ولی شما ترجیح دادی قضیه رو کمی منطقی تر کنی و توضیح بدی...که هیچ اشکالی هم نداره.
خواننده ممکنه این جا کمی خسته بشه. چون نمی دونه قضیه چیه و چرا داریم روی جودی تاکید می کنیم...ولی دیالوگ بعدش ضربه خوبی می زنه:
نقل قول:
-عه! مرد راحت شدیم از دستش!
هم دیالوگ ساده و بامزه ایه و هم شکلکش خوبه. توضیحات بعدش به نظر من اصلا لازم نبود. همین دیالوگ به اندازه کافی قوی بود که خواننده رو قانع کنه که جودی رفت.


نقل قول:
ربکا هم رفت. دامبلدور-لرد ماند و یک دسته از مرگخوارانی که هم میخواهند بخوابند و هم میخواهند به حرف های او گوش بدهند.
پایان خیلی خوبی بود. قسمت های اضافی سوژه رو حذف کردی و بطور خلاصه یادآوری کردی که داستان به کجا رسیده.
الان اگه بخواییم این پست رو خلاصه کنیم دیگه کلا نباید اشاره ای به قضیه جودی داشته باشیم. چون داستانیه که تموم شده و تاثیری روی سوژه نداره.


نقل قول:
میخواستم ببینم خوب جودی رو از خونه ریدلا بردم یا نه!؟ حالا خوب بردمش؟
خوب بردیش...وقت رفتنش هم بود. خیلی وقتا لازم می شه سوژه رو اصلاح کنیم. گاهی این اصلاح مربوط به شخصیت ها می شه. مثلا خیلی از سوژه هایی که ادامه داده نمی شن، دلیلش حضور شخصیت های خیلی قدیمیه. کسایی که دیگه نیستن و اعضای جدید ایده ای براشون ندارن. نظری در مورد خودشون و شخصیتشون ندارن. اینجور سوژه ها رو در صورت امکان باید به روز رسانی کرد. شخصیت های جدید رو واردش کرد که زنده بشن.


طنز پستت کافی بود. وقتی می گم لازم نیست کل جمله هاتون خنده دار باشه، منظورم همینه. یه دیالوگ ساده و حتی ظاهرا بدون نکته، وقتی در جای مناسبی گفته بشه، برای کل پست کافیه. کیفیت کل پست رو بالا می بره. برای همین اصلا لازم نیست سعی کنی خنده دار بنویسی...وقتی سوژه ای جذبت کرد، کافیه کمی به سوژه دقت کنی. به موقعیتی که توش جریان داره. به شخصیت هایی که حضور دارن. طنز خودش از یه گوشه ای میاد سراغت. می تونی به اینم فکر کنی که ربکا رو می شه وارد این سوژه کرد؟ به درد می خوره؟ جالب می شه؟ که اگه بشه کارت راحت تر می شه. چون کسی بهتر از خودت ربکا رو نمی شناسه. باید دربارش بنویسی که بقیه هم کم کم بشناسنش.


پست مفیدی بود!


gelnanenesriorsabeckmitgideib


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۸:۴۳ پنجشنبه ۲۳ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۴:۴۹:۱۹
از غار زیر سایه ژیپراده
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
کاربران عضو
پیام: 134
آفلاین
سلام ارباب!
گفتین جیغ نزن... منم جیغ نزدم.
ارباب؟ درخواست نقد دارم. نقد میکنین؟ تا 24 آذر اینجاما!

راستی ارباب... با این پست فقط میخواستم جودی رو پاک کنم. یه وقت نگین چرا پستش خالیه درخواست داده! میخواستم ببینم خوب جودی رو از خونه ریدلا بردم یا نه!؟ حالا خوب بردمش؟

انجمن تفرقه بین دو جبهه سیاه و سفید

جیـــــــــــــغ!

پ.ن: مرگخوار از این حرف گوش کن تر؟!


ویرایش شده توسط ربکا لاک‌وود در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۲۳ ۱۸:۴۶:۵۱

فقط لرد سیاه

اقباب میشه جیغ بزنم؟

♡Only Raven♡


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۱:۵۵ پنجشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۸

هافلپاف

ناتسومی سوزوکی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۱:۱۱ یکشنبه ۵ آبان ۱۳۹۸
آخرین ورود:
۱۸:۵۶ یکشنبه ۱۹ آبان ۱۳۹۸
از ~Wonder Land~
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
پیام: 17
آفلاین
سلام ای ارباب تاریکی ها و سیاهی ها
من..موجودی بی جبهه هستم.
امکانش هست نوشته هایم را نقد نمایید؟
دو تا نوشته هست.
دفترچه خاطرات هاگوارتز
و
حمایت از موجودات جادویی

چون هدف هاشون متفاوت بود دو تا آوردم.
دفترچه خاطرات هاگوارتز،
با هدف متن احساسی و ناراحت که حس همدردی خواننده رو برانگیزه و شخصیت پردازی

حمایت از موجودات جادویی با هدف وارد شدن خودم به داستان. از سر گیری تاپیک و نوشتن متنی که نفرات بعد بتونند ادامه بدن. ولی نمیدونم چطور متنی بنویسم که نفر بعد مشتاق بشه ادامه بده.

با تشکر از وقت گرانبهای تاریکتان


سلام

برای درخواست نقد، جبهه مهم نیست.

نقدای شما رو با پیام شخصی فرستادم. چون تازه وارد هستین ممکنه متوجه نشین. برای همین یادآوری می کنم که نقد پست هایی که تو انجمن های غیر از خانه ریدل ها زده شده رو با پیام شخصی می فرستم.

کار خوبی کردین که هدفتون از پست ها رو هم نوشتین. این جوری بهتر می دونم که روی چی تمرکز کنم.

نقد دو پست ارسال شد. جواب سوالاتون هم داده شد.


ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در تاریخ ۱۳۹۸/۸/۱۷ ۱۷:۲۲:۴۸


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۰۹ یکشنبه ۱۲ آبان ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۵۵:۵۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5649
آفلاین
سلام ربکا...گوش های ما بسیار بسیار حساسه! حتی با صدای عادی هم صحبت ننمایید! زمزمه کافیست!


بررسی پست شماره 401 قصر مالفوی ها، ربکا لاک وود:

نقل قول:

سو همچنان پشت پنجره به لوسیوس نگاه میکرد که میرود و قند را می آورد. او باید قند را می آورد.
شروعت خیلی خوب بود. آخر پست قبل صحنه جالبی ایجاد شده که فهمیدنش احتیاج به کمی تیزبینی و آشنا بودن با سوژه های سایت داره. مثلا یکی که ندونه سو چرا نمیاد توی خونه، نمی تونه این قسمتو خوب بنویسه. خوشبختانه شما می دونستی. گاهی برای این که خواننده صحنه رو بهتر بفهمه و هضمش کنه، بهتره فاصله بذاریم. مثلا:
سو همچنان پشت پنجره به لوسیوس نگاه میکرد که میرود و قند را می آورد...
او بود که باید قند را می آورد!


جمله دوم رو تاکید آمیز کردم که حرص و عصبانیت سو رو نشون بدم. ولی به هر حال شروع شما خوب بود.


نقل قول:
-ارباب من قند ظاهر کنم براتون؟ بعد بهتون بدمش؟
-نه. دستت میاد توی خونه.
-خب با جادو بهتون میدمش!
-نه نمیشه. وقتی میگیم نه... یعنی نه!
-بله ارباب، ولی میتونم...
اصرار بعدی سو خیلی خوب بود. مخصوصا دیالوگ اولش و جواب لرد. بقیه اش هم می تونست مثل همون اولی، قوی باشه. اینجوری کل دیالوگا قوی می شدن. کار پیچیده ای نبود. مثلا کافی بود جواب دوم لرد هم یه چیزی تو مایه های "نه...جادوت میاد تو خونه" باشه.
شکلک های این قسمت خیلی خوب و به جا بودن.


نقل قول:
با ورود مالفوی با کله قند بزرگ به اتاق، حرفش خورده شد. سو به کله قند نگاهی انداخت. فکری به ذهنش رسید. او باید خلاف حرفش را میزد!
-ارباب ارباب! اون کله قنده بیشتر سفیدتون میکنه!
-چی سو؟
-سفیدیتون بیشتر میشه ارباب! ممکنه کم داشتن قند خون تون هم بیشتر شه!
-مالفوی؟...
پستت قسمت های خوب داره...قسمت های نسبتا ضعیف تر هم داره. کاری که باید بکنی اینه که تشخیص بدی کدوم قسمتا قوی تر هستن. اونا رو بذاری بمونن یا روشون تاکید بیشتری بکنی. مثلا این جا ایده اول جالب نیست. این که بگه کله قند سفیدترتون می کنه. چون قبلا اجرا شده. ولی دومی جالبه. این که لرد رو قانع کنه که لوسیوس داره سلامتیشو به خطر می ندازه و کم بودن قند خونشو بالا می بره. این یکی هم احتیاج به یه دلیل مسخره و بی منطق داشت. چون حرفش غیر عادیه.
با حذف اولی پست هم کمی کوتاه تر می شه و هم کیفیتش بالا می ره.


نقل قول:
مالفوی که قدرت تکلم نداشت، با پانتومیم و ادا در آوردن سعی کرد مفهوم کلامش را برساند. ولی مفهوم اشتباه حرکاتش به لرد رسید و خشمگینش کرد.
این صحنه خام مونده. این صحنه ایه که یا نباید توصیف بشه و یا باید خیلی کامل و مفصل توضیحش بدیم. طوری که خواننده بتونه تصویر رو تو ذهنش بسازه. تو این پست وقت و جای کافی برای این کار نداشتیم. برای همین به نظر من بهتر بود کلا لوسیوس نمی تونست هیچ جوابی بده. حرکتی هم نمی کرد.
هیچوقت سعی نکن تک تک صحنه هات خنده دار باشن...یکی دو صحنه یا جمله طنز قوی می تونه کل پست رو نجات بده و بار طنزشو به عهده بگیره.


نقل قول:
-ما کمبود نداریم. اون یکی مالفوی... قند!
لردت خوب بود. طرز حرف زدنش...شکلک هاش...برخورد و عکس العملش.


سوژه رو اصلا پیش نبردی. این خیلی خوبه که بتونیم از سوژه استفاده کنیم بدون این که مصرفش کنیم. اول پست شما قراره قند بیارن...آخر پست شما هم قراره قند بیارن.

شخصیت لرد و سو خیلی خوب بودن.

شکلک ها زیاد بودن...ولی اضافه و بی جا نبودن.


دیالوگ ها به اندازه بودن و توضیحات هم همینطور. می شه اصلاحشون کرد که بهتر بشن. مثلا دیالوگی که اشاره کردم بهتره حذف بشه یا توضیحی که گفتم می تونست بیشتر داده بشه. همینجوری هم پست اصلا بد نیست...ولی با این اصلاحات، خیلی بهتر می شه.


شخصیت ها و سوژه هاشونو خوب می شناسی. حداقل توی این پست اینجوری بود. در مورد بقیه هم سعی کن شناخت پیدا کنی. اینجوری هم راحت تر می نویسی و هم بهتر می تونی سوژه های طنزشونو ازشون بگیری.


خوب بود.


gelnanenesriorsabeckmitgideib


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۱۵:۳۲ جمعه ۱۰ آبان ۱۳۹۸

ریونکلاو، مرگخواران

ربکا لاک‌وود


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۲۷ چهارشنبه ۲۴ مهر ۱۳۹۸
آخرین ورود:
امروز ۱۴:۴۹:۱۹
از غار زیر سایه ژیپراده
گروه:
ایفای نقش
ریونکلاو
مرگخوار
کاربران عضو
پیام: 134
آفلاین
اهم اهم!... سلام ارباب!

گوشاتون ماورای بنفشه آیا؟ اگه نیست بگین جیغ نزنم!

بالاخره یه پست تو خونه ریدلا زدم. نقدش میکنین ارباب؟

قصر خانواده مالفوی


فقط لرد سیاه

اقباب میشه جیغ بزنم؟

♡Only Raven♡


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۲۳:۴۶ یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸

اسلیترین، مرگخواران

لرد ولدمورت


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۳۹ سه شنبه ۸ آبان ۱۳۸۶
آخرین ورود:
دیروز ۲۳:۵۵:۵۸
از ما گفتن...
گروه:
کاربران عضو
اسلیترین
ناظر انجمن
مرگخوار
ایفای نقش
پیام: 5649
آفلاین
نقل قول:
دوباره اومدیم ارباب!
خوش اومدی خالی!


نقل قول:
اینــو برامون نقد میکنین ارباب؟ سعی کردم بدون پیش بردن سوژه یه رول بزنم. رزروم هم بیست دقیقه طول کشید - رول سریع بود.
آفرین خالی. پست سریع بزنین. سریع خوبه.


بررسی پست شماره 399 قصر خانواده مالفوی ها، رکسان ویزلی:


نقل قول:
همه مرگخوارا و لرد، ایش گویان به خودشون نگاه کردن...
در حالت عادی "ایش گفتن"، نه به مرگخوارا میاد و نه به لرد سیاه. حالا چی باعث شده این جا حالت عادی محسوب نشه؟
این که سریع یه اتفاق دیگه افتاده و توجه خواننده رو جلب کرده. همین اتفاق باعث می شه این قسمت قابل قبول باشه و احساس نکنیم که بهتر بود نویسنده به جای اکتفا کردن به یه جمله، صحنه رو توضیح می داد.



نقل قول:
-

خب... نه همه مرگخوارا.
همه مرگخوارا و لرد به سمت رکسان برگشتن.

- سفید... خیلی... ترسناکـــــــه!
سوژه رکسان خیلی خوبه. باید مواظبش باشی که درست پرورش پیدا کنه. تو هر سوژه ای فکر نکن که چطوری از رکسان استفاده کنم. صبر کن تا موقعیتی پیش بیاد که با خودت فکر کنی که "اینجا جای رکسانه". این کار باعث می شه خواننده هم غافلگیر بشه. سوژه براش جذاب باشه.
برای ترس های رکسان از وسایل خیلی ساده و پیش پا افتاده استفاده کن. چیزایی که هرگز ممکن نیست برای کسی ترسناک باشن. یعنی حتی احتمالش هم داده نشه. مثلا مورچه مناسب نیست. چون به هر حال ممکنه یکی از مورچه واقعا بترسه. تاثیرش از بین می ره. پست های قبلیتو خوندم که ببینم همه جا از رکسان استفاده می کنی یا نه...که خوشبختانه نکردی. روش درست همینه. سوژه وقتی زیاد خرج بشه، تموم می شه. دل همه رو می زنه. شکل استفاده ازش هم می تونه متفاوت باشه. همیشه مستقیم نگه از فلان چیز می ترسم...یهو(بی مقدمه) ببینن نیست و متوجه بشن که رفته و قایم شده. یه بار بدون هیچ حرفی بذاره و فرار کنه. توضیح هم نده. یه بار جدی جدی ادعا کنه که مورد تهدید یا حمله قرار گرفته...ازش بخوان کاری رو انجام بده و به دلیل همین ترس های بی معنیش مقاومت کنه.


نقل قول:
- نه نه بچه، سفید ترسناک بودن نمیشه! منم سفید بودن میشم، ولی خوشگل. سفید خیلیم خوشگلـ... چیز... نه یعنی، سفید خوب بودن... نمیشه ارباب، نمیشه!

رابستن نمیدونست بین رضایت ارباب و بچه ش کدومو انتخاب کنه. بعد از کمی تحمل نگاه های سنگین لرد، گزینه سه رو انتخاب کرد.
این جاش خوب بود. سوژه های خوبی از توی موقعیت در میاری. این جاش می تونست کمی کامل تر باشه. صحنه به صحنه پیش بره. بچه بترسه...رابستن آرومش کنه...بعد با نگاه های سنگین لرد مواجه بشه و حرفشو عوض کنه و گریه بچه شدید تر بشه.
سوژه خوبی بود که کمی خلاصه و سریع پیش رفته.


نقل قول:
صدا بود، ولی تصویر نبود.

- کجایی، خالی؟
- صداش از توی کیف من میاد ارباب... بیام ببرمش بیرون؟
خیلی خوب بود. هم توضیح خیلی کوتاه، ولی مناسبش...و هم صحنه و هم شخصیت ها.


نقل قول:
سو بغض کنان سرشو از پنجره بیرون برد.
اینم مثل بالایی یه سوژه خوب بود که لیاقت داشت نقش بیشتری بهش داده بشه. توضیح زیادی لازم نداشت. همین که اولش می گفتی سو سرشو از پنجره میاره تو کافی بود.


نقل قول:
همگی نفس راحتی کشیدن. حالا میتونستن به مشکل سفید شدنشون فکر کنن.
سوژه رو پیش نبردی...درباره همون موقعیت نوشتی. این کارت خیلی خوب بود. برای رکسان هم این خوبه. که وقتی سوژه ای رو می خونی و فکر می کنی اینجا می شه از رکسان استفاده کرد، بنویسی. تمرکزت هم روی رکسان نبود. در مورد شخصیت های دیگه هم خوب نوشتی. حتی شخصیت هایی مثل سو و لرد که نقش خیلی زیادی نداشتن. کمرنگ بودن شخصیت ها، مانع قوی بودنشون نشده.


شخصیت هات خوب بودن. طنز پستت خوب بود. به سوژه خیلی خوب پرداختی...شکلک هات درست و مناسب و به جا بودن.


همیشه سریع بنویس. برای نوشتن پست های قابل قبول، اصلا لازم نیست دقایق طولانی صرف کنیم. هر چی بیشتر بنویسیم، سوژه ها رو سریع تر و راحت تر می گیریم. راحت تر می تونیم بنویسیم. شناختن شخصیت ها هم که مهم ترین عامل کمک کننده اس که شما هم شخصیت ها رو خوب می شناسی و ازشون خوب استفاده می کنی.


برو خالی!


gelnanenesriorsabeckmitgideib


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
پیام زده شده در: ۰:۰۳ یکشنبه ۷ مهر ۱۳۹۸

هافلپاف، مرگخواران

رکسان ویزلی


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۳:۱۳ پنجشنبه ۱۷ مرداد ۱۳۹۸
آخرین ورود:
دیروز ۱۸:۱۱:۵۸
گروه:
کاربران عضو
هافلپاف
ایفای نقش
ناظر انجمن
مرگخوار
پیام: 167
آفلاین
دوباره اومدیم ارباب!

اینــو برامون نقد میکنین ارباب؟ سعی کردم بدون پیش بردن سوژه یه رول بزنم. رزروم هم بیست دقیقه طول کشید - رول سریع بود.

میشه ارباب؟


رکسان خالی... خالی خالی! بدون ویزلی!

تصویر کوچک شده









شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.