هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان داستان های شگفت انگیز هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل


در حال دیدن این عنوان:   1 کاربر مهمان





Re: انستیتو ژنتیکی دیاگون
پیام زده شده در: ۱:۵۳ سه شنبه ۸ فروردین ۱۳۸۵
#3

بلاتریس بلکold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۲۰:۱۱ دوشنبه ۱۹ دی ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۳:۴۱ دوشنبه ۱۵ آبان ۱۳۸۵
گروه:
کاربران عضو
پیام: 124
آفلاین
درمیان نعره جیغ های گوش خراشی نیز به گوش میرسید :
- ( حتما با لحن فریاد خوانده شود . اگر بلند بلند هم خوانده شود تاثیر بیشتری میگذارد ) کمک یکی به فریادم برسههههه
الکتو به سایه هایی که با شتاب در سیاهی شب به او نزدیک میشدند نگاه کرد . جلوتر از همه پیکر انسان درمانده ای مشخص بود که جیغ هایی صد مرتبه بالاتر از سرژ میکشید . ( اگر بخواهید میتوانم برای شما اجرا کنم ) و پشت سرش اجسام کوچکی با شتاب و گاهی با جهش و انفجار به دنبال وی . کم کم شخص درماند در زیر نور یکی از چراغ ها نمایان شد .
اولین فکری که به ذهن الکتو رسوخ کرد ، این بود که :
- بیخیال هرچی آزمایش و آزمایشگاه و موجود جادویه این از صدتا دیوانه ساز هم بدتره .
اما افکار الکتو بیش از حد طول کشید و شخص درماند به او رسید .
الکتو با یک حرکت ناچیز چوب دستی کاردا دم قرمز تازه متولد شده را به یک خواب عمیق فرو برد . اما خطر اصلی هنوز راست راست جلو اش ایستاده بود و گلوله ای را در دستش میفشارد
الکتو خود را قانع ساخت تا کلمه ای با او حرف بزند :
- سلام ریگولوس این موقع شب اینجا چیکار میکنی ؟
ریگولوس یکی از دیوانه ترین دانشمندان موسسه بود . ( البته اگر ما را قبول کنید ) و تمام جامعه جادویی او را میشناختند . از صفات بارز ریگولوس میتوان به : ترسو ، بزدل ، حراف ، خالی بند ، دیوانه ، دوزاری کج و نابغه اشاره کرد .
ریگولوس در آن واحد هم بسختی میلرزید و هم سعی در پنهان سازس گوی درون دستش داشت گفت :
- ای خدا عمرت بده . ای خدا یک در دنیا هیچ در آخرت بهت بده . تو جون منو نجات دادی . من اومدم ببینم این تخم ها چیه که یک هویی همشون سر باز کردن و این نمیدونم چیها از توش پریدن بیرون . به جان تو من که نترسیدم فقط گفتم اینها یک وقت منو جا مامانشون نگیرن خراب بشن رو سرم همین . تازه خودم میتونستم بخوابونمشون ولی گفتم یک خورده راهشون ببرم پاشون واشه آخه طفلکی ها تو تخم جاشون تنگ بود .
ریگولوس این را گفت و به سمت یکی از جوجه کاردا دم قرمز ها رفت . جوجه در خواب غرغر کرد و ریگولوس 2 متر پرید هوا و یک جیغ بلکی کشید . چون با جیغ های قبلیش شیشه ها شکسته بود هیچ اتفاق خاصی نیافتاد ولی چون جهش دومتری ریگولوس به سمت الکتو بود . بیچاره تا چند ساعت بعد هیچی نشنید و قابل به ذکر است که از هوش هم رفت .
هم زمان گروه انهدامگر از راه رسیدن و اولین کاری کردن بیهوش کردن ریگولوس بود . ریگولوس در لحظات آخر هوشیاری گوی را در میان بازوانش محکم نگاه داشت و از هوش رفت .
جانور به وجود آمده:گوی سخت آهنین
پیوند جانوران:پیف کوتوله با گوی شیشه
نو ع جانور:هوا خوار

درجه ی خطر: صد رحمت به بی خطر
شکل ظاهری:گویی گرد شیشه ای در انتها ( جایی که باید پای جانور باشد ) پاهایی پشمالو
فواید :1 همدم خوب کودک شما
2 جاسوس همیشه به خدمت شما ( این موجود با قل خوردن به مکان مورد نظر شما تصویر و صدای مکان را از طریق جفت خود برای شما ارسال میکند . قابل به ذکر است که این موجود با اجرای ورد : منتالوتو نام موجود ( نامی که شما به او داده اید ) نامرئی شده .
اخطار : این طلسم فقط بر روی گوی سخت آهنین موثر است و در صورت استفاده برای انسان ها باعث رشد سریع موهای درون بینی میگردد .
توضیح اضافه :
ریگولوس برای جاسوسی در خانه وزیر از این موجود استفاده کرده بود ولی چون ورد ظاهر شدنی برای گلوله آهنین پیدا نکرده بود مجبور گشت از جفت وی برای پیدا کردنش استفاده کند و الباقی داستان
یکی ادامه بده


ویرایش شده توسط بلیز زابینی در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۸ ۱۱:۵۲:۵۸

من کی هستم


Re: انستیتو ژنتیکی دیاگون
پیام زده شده در: ۲۰:۱۵ دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۸۵
#2

هوكيold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۸:۰۳ سه شنبه ۱۲ مهر ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۲۲:۲۹ چهارشنبه ۲۷ مرداد ۱۳۸۹
از مغازه‌ي لوازم جادوي سياه هوكي
گروه:
کاربران عضو
پیام: 271
آفلاین
ببخشيد... پست من ادامه الكتو نيست... خيلي عذر مي خوام... اگه بخواين پاك مي كنم
خوب... من مي خوام عضو شم، ولي چون گروه هاي زيادي تو سايتن، شايد مثل يه عضو عادي و هر از گاهي رول بنويسم، گروه ها خيلي زياد شدن و ديگه عضويت توشون حال نمي ده... دقت كنين، خودمم مي دونم پستم ارزشيه!
----------------------------------------------
در انستيتوي ژنتيك... موجوداتي درون شيشه‌ها هستند. ظاهر اين انستيتوي ژنتيك يه چيزيه عينهو بوتيك

يه سري دانشمند، توي لباساي ارزشمند، دارن اين ور اون ور مي رن، بدون لبخند
تو دستاي بعضيشون، شيشه‌هاي كوچيكيه كه توشون يه چيزايي شبيه به خون وجود داره... انستتيو بزرگه... خيلي بزرگ
- :قربان... بزرگ ترين آزمايش ژنتيك قرن در حال انجامه
-:خوبه... ببينم چي كار مي كنين... من از دفترم كارتون رو مي بينم

چند دانشمند دارن با دقت تمام با يه ميكروسكوپ كار مي كنن.
(دوربين مي ره سمت عدسي ميكروسكوپ... يه چيز مارپيچي دو تايي، كه بين هر رشته از مارپيچ يه سري ماده وجود داره)
يكي از دانمشندا: DNA مال ماره
دانشمند ديگه: آره.. مي بينم دي اِن اِي سگ رو هم بريزم
چيسسسسسسسسسسسس
-: هوووم... خوبه، دارن خوب مي جوشن. مي بينم دارن مخلوط مي شن
همه عرق كرده‌ن.عرق مي چكه، چيكه چيكه، چيكه چيكه، از سر و روشون
دانشمندا دارن لحظه‌هايي رو مي گذرونن كه شايد به موفقيتشون خيلي نزديكه... يه موجود فوق العاده، براي ريشه كن كردن نسل مار ها...
ماده ژنتيكي اون دو تا قراره با هم واكنش بدن و ژن هاي ستيزه‌جويي در برابر مار ها ايجاد كنن
فرياد بلندي به گوش مي رسه: بچه ها... شيشه رو نگاه كنين
همه در حالي كه قلبشون داره به شدت مي تپه نگاه مي كنن...
پئق
قلب چند نفر از دهنشون مي افته بيرون
گومپ
چند نفر دق مي كنن و مي افتن رو زمين
هههه!
فرياد
-: ايـ...ايـ... اين چيه؟!
يه موجود مار مانند، با سر سگ مانند، مي آد بالا، بالا، بالن مانند
قدش لحظه به لحظه بلند تر مي شه، معلومه يه جاي كار اشتباه بوده، چه اشتباهي
دووووووووووودودددددوووووود
يه نفر دستش رو يه دكمه قرمزه... داره عقب عقب مي ره و سايه‌ي سياهي كم كم روش مي افته، سايه اي كه سرش شبيه به سر ماره!
رئيس از دفتر مياد بيرون و حيرت، مثه يه حباب اونو در بر مي گيره
چند تا دانشمندا: اي دادف رئيس افتاد تو حيرت
پق
حباب مي تركه
رئيس مي دوه سراغ دانشمندا و يه چيزايي رو داد مي زنه
دانشمندا مي رن سراغ مار كه حالا شيشه‌اي رو كه توش بود شيكسته و به زور يه قطره از خونش رو بر مي دارن

» در اتاق تحقيقات «
-: دهه... اين چرا اين مدليه؟ خونش قرمز جيــگريه
-: چي؟ چرا اين قدر غليظه؟
-: ببينم... ها، راس مي گين... يعني چي مي تونه باشه؟
با دستگاهاي پيشرفته غلظتش رو اندازه گيري مي كنن... 99%
دفترچه غلظت رو باز مي كنن و شروع مي كنن به جست و جو..
-: 97... 98... 99... پيدا كردم... چي؟
همه با هم يك صدا، هماهنگ و دست در دست هم: مــــــــــــــا... باسيليســـــك

صداي بلندي از بلندگو به گوش مي رسه... صداي رئيس؟ : انهدام... انهدام
همرمان با اين صدا دانشمندا مي ريزن بيرون و يه سري بشر در لباس هاي كلفت آنتي راديو اكتيو وآنتي فاير و آنتي واتر و آنتي همه چي با ماسك هاي بزرگ و كپسول هاي بزرگ و سلاح گرم، سرد، داغ، يخ، ولرم، هسته اي، راديو اكتيو و... مي ريزن تو...
چرا تو؟ اين جا اتاق تحقيقاته! باسيليسك سگي ديوار رو شكسته و اومده همه جا رو درب داغون مي كنه
پيسسسسسسسسسسسسسس
فيششششششش
كوسسسس
چشششششششش

(دوربين اتاق رو نشون مي ده... هزاران شيشه ي شكسته و ميز هاي خرد شده، با يه جسد بـزرگ مار‌سگي)

هوکی جان پستت خوب بودش . ولی چون که پست شما همزمان با اولین پست این تاپیک زده شده و اولین پست تاپیک هم معمولا نشان دهنده طرز تفکر زننده تاپیکه متاسفانه باید پست شما رو نادیده بگیرم چون همون طور که خودتون میدونید اولین پست یک تاپیک تعیین کننده هدف آن تاپیکه و به همین دلیل فکر میکنم من باید رول زننده این تاپیک رو قبول کنم .
دوستان لطفا از رول الکتو ادامه بدید .


ویرایش شده توسط بلیز زابینی در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۷ ۲۱:۰۶:۲۲
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۷ ۲۲:۴۰:۴۳

به سراغ من اگر می آیید، نرم و اهسته بیایید، مبادا که ترک بردارد، چینی نازک تنهایی من...


انستیتو ژنتیکی دیاگون
پیام زده شده در: ۱۵:۱۷ دوشنبه ۷ فروردین ۱۳۸۵
#1

مورگان الکتوold


نمایش اطلاعات کاربر
عضو شده از:
۱۵:۵۳ شنبه ۲۰ اسفند ۱۳۸۴
آخرین ورود:
۱۷:۳۰ چهارشنبه ۴ مرداد ۱۳۹۱
گروه:
کاربران عضو
پیام: 622
آفلاین
به انستیتو ژنتکیکی دیاگون خوش آمدید .در این جا سعی بر این داریم تا با تغیرات در ژنتیک جانوران مختلف موجوداتی صد در صد بهتر از موجودات قبلی به وجود آوریم.برای به وجود آوردن این جانوران ابتدا باید در این انستیتو عضو شوید و به عنوان یک جادوگر عالم مشغول به کار شوید.برای عضویت نیاز به یک در خواست عضویت ویک نمایشنامه دارید.موضوع نمیاشنامه باید در مورد فرار یک جانور تغییر یافته از انستیتو باشد که در پایان انهدام و یا دستگیر می شود.

قوانین انستیتو:

۱:در انستیتو تغییرات ژنتیکی در انسان و میمون ممنوع است و در صورت تخلف پی گرد قانونی دارد۲:درصورتی که موجودی خطرناک که زندگی انسان ها تهدید می کند و هیچ گونه پیروی از شما ندارد را به وجود آورید عضویتتان لغو و آن موجود سریعا منهدم می شود.

۳:رئیس حق دادن ماموریت را به سایر عضو ها دارد .

رتبه ها :

در اسکلت بندی انستیتو ۵ رتبه ی گوناگون وجود دارد.که عبارتند از: ریاست:ریاست وظیفه ی سامان دهی را بر عهده دارد دستور انهدام ویا تکثیر جانوران تغییر یافته را ریاست انستیتو می دهد. پست ریاست را فعلا من بر عهده دارم. این هم مدالم: img align=right]تصویر کوچک شده[/img]

معاونت:همچون سایر سازمان ها معاون در غیاب رئیس دستور صادر می کند.معاون و رئیس از طریق پی ام با هم مشورت می کنند.برای در خواست برای این پست باید حداقل 3 رول در این تایپیک نیاز است این هم مدال معاون:img align=left]تصویر کوچک شده[/img]

دانشمند عالی رتبه:حق اظهار نظر در مورد محصولات سایر دانشمندان را دارد.برای درخواست این پست شما حداقل به 2 نمایشنامه احتیاج دارید.این هم نشان دانشمند عالی رتبه:img align=right]تصویر کوچک شده[/img]

دانشمند:تنها می تواند تغییرات ژنتیکی ایجاد کند و بس و حق دیگری ندارد.برای تقاضای این پست به حداقل به ۱ نمایشنامه احتیاج دارید.این هم نشان دانشمند:img align=left]تصویر کوچک شده[/img]

انهدام گر:در صورتی که موجودی از انستیتو فرار کند و.ظیفه ی انهدام را اینان برعهده دارند و در ضمن ظرفیت انتخاب انهدام گران بیشتر از ۳ نفر نیست.بانهدام گر توانایی انجام تغییرات ژنتیکی را نیز دارد.برای دخوات عضویت در این پست به ۱ نمایشنامه ی جذاب نیاز دارد.این هم نشان انهدام گران:img align=left]تصویر کوچک شده[/img]

به سازنده ی بهترین جانور تغییر یافته نشانی داده می شود.

توجه:کسانی که عضو هستند باید نشان و مقام خود را در امضایشان قرار دهند.

--------------------------------

به احتمال زیاد نگرفتید نه مثلا من الان یه دونه تغییر ژنتیکی می دم:

نام جانور به وجود آمده:کاردا دم قرمز

پیوند جانوران:خرچنگ و شاه کرکس

نو ع جانور:گوشتخوار

درجه ی خطر:*

شکل ظاهری:دارای دمی قرمز رنگ سر کرکس و دستان خرچنگ

فواید:پر دم این جانور در معجون سازی کاربرد زیادی دارد.و همچنین نگهبان خوبی برای خانه هاست چون ظاهر ترسناکی دارد.

دو تا پستتو یکی کردم . یادت باشه نباید دو تا پست پشت سر هم زده بشه .
در ضمن این نکته رو بگم که در این تاپیک هم کسانی که عضو هستن میتونن فعالیت کنن و هم کسانی که عضو نیستن . عضو گیری هم فقط برای انتخابه اعضای اصلی انجام میشه ولی بقیه هم بخوان میتونن اینجا رول بزنن .
ضمنا سعی کن فعالیتتون در این تاپیک به صورت رول باشه وگرنه ....
همونجور هم که قبلا گفتم اگر کار این تاپیک نگیره پاک میشه . به هر حال ببینم چی کار میکنی





حالا پست پایه رو می زنم: یکی از محصولات آزمایشگاه انستیتو فرار کرده بود هر سه انهدام گر در پی پیداکردن آن جانور بودند .اما با وجود قبلیت هایی که موجود تغییر یافته داشت .دستگیر کردنش تقریبا غیر ممکن به نظر می آمد.قتل ها و جنایات بسیاری در شهر صورت می گرفت که تنها کارکنان انستیتو دلیلش را می دانستند اما هیچ کدام جرئت اطلاع دادنش را به دیگران نداشتند زیرا که عواقب بسیاری در پی داشت. فضای اتاق به هم ریخته و کثیف بود اینها همه نشانی از آشفتگی صاحب اتاق بودند.درست چند متر آن طرف تر روی صندلی چرمی الکتو دست در موهاش کرده بود و با خود می اندیشید صورتش درهم کشیده شده بود و این موضوع عجیبی بود .همه ی اهالی شهر او را به گشاده رویی و بی خیالی می شناختند.البته علت نگرانی او کاملا منطقی بود یک خرچنگ جهش تغییر یافته از زیر آزمایشات فرار کرده و مشغول به کشتار در شهر شده بود .درتعجب بود که چگونه نابودگران و نگهبان ها نتوانسته بودند آن موجود را دستگری کنند.اگر جامعه ی جادوگری از این موضوع مطلع می شدندمسلما ان انستیتو را تعطیل کرده و مقصران این ماجرا را مجازات می کردند.در همین افکار وحشتناک غوطه ور بود که ناگهان صدای در زدن به گوش رسید. - بیا تو فرور.(الکتو می توانست آن طرف در را نیز ببیند اما دیگران قادر به دیدن او نبودند زیرا که در با جادویی قدیمی طلسم شده بود) فرور وارد اتاق شده و با دستپاچگی گفت:قربان .انهدام گرها یه چیزایی پیدا کردن. الکتو که سعی می کرد از شادی فریاد نزند گفت:پس بالاخره اون جونور را کشتن. - نه قربان.اونا .اونا تخم های بسیار بزرگی رو پیدا کرد که به نظر میان مال خرچنگ باشن. -کجا.اونا الان کجان. -توی یکی از کوچه های پورینگتون هستن.اما..... فرور نتواست حرفش را ادامه دهد چون دیگر مخاطبی وجود نداشت که به گفته هایش گوش فرا دهد.الکتو با صدای کوچکی در خیابان پورینگتون ظاهر شد.خیابان پورینگتون یکی از خیابان های جنوب شهر بود و مردم آن به کثرت سیاه پوست بودند.تنها چیزی که در آن خیابان تاریک جلوه می کرد.اتومبیل فرسوده ای بود که به نظر می آمد چندین سال است که همان جا قرار دارد .هیچ اثری از انهدام گران به چشم نمی خورد.الکتو با عصبانیت چوب دستی اش را به طرف آسمان گرفت و چند جرقه ی نارنجی رنگ به آسمان فرستاد.اکثر مشنگ ها وقتی این جرقه ها را می دیدند.به نظرشان به جز چند فشفشه چیز دیگری نمی آمد.اما این جرقه ها برای آنهدام گران معنای خاصی داشت. صدای زمین خوردن جسمی فلزی را به گوش رسید.الکتو با خود گفت به احتمال زیاد گربه و یا سگی بوده که در حال حرکت با سطل زباله برخورد کرده است.اما نعره های حیوانی که منبعش لحظه به محظه نزدیک می شد نظرش کاملا تغییر کرد.ادامه......
پستهاتون به اندازه ی من باشه کافیه

خب موضوعش که تا الان بد نیست ببینیم بعدش چی میشه . فقط سعی کن که از این به بعد در جملت حتما از پاراگراف بندیه مناسب استفاده کنی که واقعا ضروریه .
موفق باشی


ویرایش شده توسط الکتو در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۷ ۱۸:۳۶:۳۶
ویرایش شده توسط بلیز زابینی در تاریخ ۱۳۸۵/۱/۷ ۲۱:۱۶:۲۹

تصویر کوچک شده







شما می ‌توانید مطالب را بخوانید
شما نمی توانید عنوان جدید باز کنید
شما نمی توانید به عنوان‌ها پاسخ دهید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را ویرایش کنید
شما نمی توانید پیام‌های خودتان را حذف کنید
شما نمی توانید نظر سنجی اضافه کنید
شما نمی توانید در نظر سنجی ها شرکت کنید
شما نمی توانید فایل‌ها را به پیام خود پیوست کنید
شما نمی توانید پیام بدون نیاز به تایید بزنید
شما نمی توانید از نوع تاپیک استفاده کنید.
شما نمی توانید از HTML در نوشته های خود استفاده کنید
شما نمی توانید امضای خود را فعال/غیر فعال کنید
شما نمی توانید صفحه pdf بسازید.
شما نمی توانید پرینت بگیرید.

[جستجوی پیشرفته]


هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است | ۱۳۹۸-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.