پایان سوژه
چندی بعد_ وزارتخانه
دامبلدور همانطور که ریشش بر زمین کثیف وزارتخانه کشیده می شد؛ دست دامبل بات را همانند پدری فداکار و دلسوز گرفته بود و قدم به قدم تا دفتر آرتور ویزلی او را همراهی می کرد.
ـ ببین بابا جان اول که آرتور رو دیدی بهش سلام کن! زشته سلام نکنی؛ بعد مردم میگن این بلد نیست سلامـ...
ـ ببخشید پدر جان جایی تشریف می برید؟
یکی از نگهبانان محترم وزارتخانه مقابل پیرمرد و ربات ایستاده بود و پرسشگرانه آن دو را می نگریست.
ـ سلام بابا جان! خسته نباشی... داشتیم می رفتیم اتاق آرتور ویزلیشون! می خوام ببینم می تونه این ربات رو عضو روشنایی کنه یا نه؟ والا بابا جان من که هر چی به این بچه میگم متوجه نمیشه.
ـ می خواید اموال وزارتخونه رو عضو روشنایی کنید؟! چه
ـ بابا جان الان گفتی اموال وزارتخونه؟
ـ بله؛ اموال وزارتخونه! این ربات از نوع جیائومی پوکو ام فایو شش هست. از سری ربات های خصوصی وزارتخونه! حالا چرا دست شماست نمی دونم. تشریف بیارید پاسخ گو چندتا سوال باشید.
ـ اما آخه بابا جانـ...
نگهبان بدون اینکه به دامبلدور امان بدهد جمله اش را تمام کند، طی حرکتی جان سینا طور او و ربات را زیر بغل زد و به سمت اتاق مخصوص نگهبان ها برد.
همان شب_ خانه ریدل ها
ـ ایوا ما کجاست ؟!
از مورچه روی زمین صدا در آمد اما از گروه مرگخواران تازه آزاد شده ابدا؛ بدن ها از ترس و شرمندگی می لرزید، نگاه ها مردمک به مردمک جا به جا میشد اما کسی نه می توانست به لرد سیاه نگاه کند و نه پاسخ بدهد.
ـ ارباب مثلا قرار بود ایوا میله های زندان رو بخوره ولی خب اشتها نداشت، از اون سمت مادر گرامی تون معجون اشتها آور بهش داد اما...
ـ بلای ما الان فکر کردی با این توضیحات من و خوانندگان رو قانع کردی؟
ـ خیر!
ـ خوب است خودت می دانی! جسم ما رو که آزرده خاطر کردید حداقل به روحمان کاری نداشته باشید. دامبلدور که را برایمان نیاوردید حداقل آبروی خودتان را حفظ می کردید.
تمامی مرگ خواران همانند گروه سرودی سرشان را به نشانه سرمشاری پایین آوردند.
ـ فعلا بروید به اتاق هایتان و به کارهای بدتان فکر کنید؛ فردا تک تک به درگاه ما بیاید تا به حسابتان رسیدگی کنیم. دور شوید.
مرگخواران همانطور که حالت سرمشار گروه سرودی خود را حفظ کرده و به اتاق هایشان رفتند تا فردا به حسابشان رسیدگی شود.
این گونه بود که قصه ما به سر رسید و دامبلدور به لرد سیاه نرسید.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج













