هری پاتر نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر

هری پاتر نسخه موبایل

صفحه‌ی اصلی انجمن‌ها


صفحه اصلی انجمن ها » همه پیام ها (Rick_soldier_of_god)



پاسخ به: جادوگر فصل
پیام زده شده در: ۱۱:۳۲:۰۵ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
#1
رای بنده هم لینی وارنر میباشد.


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: بهترین نویسنده
پیام زده شده در: ۱۱:۳۱:۴۴ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
#2
رای بنده هم لرد ولدمورت میباشد.


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: بهترین تازه‌وارد
پیام زده شده در: ۱۱:۳۱:۰۸ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
#3
رای بنده هم روندا فلدبری میباشد.


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: فعال‌ترین عضو
پیام زده شده در: ۱۱:۳۰:۳۳ چهارشنبه ۲۳ اسفند ۱۴۰۲
#4
رای بنده هم کوین کارتر میباشد.


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: شهرداری شهر لندن
پیام زده شده در: ۱۳:۵۳:۵۵ شنبه ۱۲ اسفند ۱۴۰۲
#5
نیوت!

سلام و وقتت به خیر.
ما بررسی‌های لازم رو انجام دادیم، ایده جالب و جذابی میتونه باشه. تاپیکش رو بزن و توضیحات کامل رو به صورت واضح توی پست اول ارسال کن و به امید اینکه تاپیک بسیار فعالی باشه.

با آرزوی موفقیت.


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: جانورنماها
پیام زده شده در: ۲۱:۳۹:۰۲ پنجشنبه ۳ اسفند ۱۴۰۲
#6
میمون‌ها اول سرشون رو خاروندن، و بعد وقتی که لرد سیاه صداش رو حتی بلندتر کرد و با تاکید بیشتری بهشون دستور حمله به فیل رو داد، هیجان زده شدن و شروع کردن به بالا و پایین پریدن از سر و کول هم‌دیگه، که منطقی‌ترین واکنشی بود که می‌تونست ازشون سر بزنه.
شاید سوال پیش بیاد که چرا این واکنش منطقی بود؟ که در پاسخ باید گفت، میمون‌ها فیل دیده بودن! اونم نه یدونه، بلکه دوتا!
و هر جانداری که یه موجود عظیم و تقریباً گرد، با دوتا گوش بزرگ، انعطاف پذیر و احتمالاً نرم رو ببینه، که احتمالاً یادآور پنیر پیتزا هستن، دچار چنین واکنشی میشه!
البته که میمون‌ها تا حالا پنیر پیتزا ندیده بودن، ولی نکته اصلی این نیست. نکته اصلی اینه که میمون‌ها علاقه زیادی به فیل‌ها دارن، چون به نظرشون فیل‌ها با اون گوش‌های بزرگ و نرم و خرطوم بامزه‌شون، خیلی گوگولی و جذاب هستن.

- چرا دارید همچین میکنید؟ حمله کنید دیگه!

چهره لرد سیاه کاملاً از خشم سرخ شده بود و از صدای نعره‌های خشمگینش، پرنده‌‌ها از روی درختا می‌پریدن و خودشون رو برای مهاجرت خارج از فصل آماده میکردن. اتفاقی که اداره حفاظت از محیط زیست ماگل‌ها قطعاً از بابتش دچار گیجی میشد و بعداً لرد و مرگخوارها میتونستن حسابی بهشون بخندن و مسخره‌شون کنن.

لرد سیاه چند ثانیه حواسش به پرنده‌‎ها پرت شد، اونم فقط برای اینکه مطمئن شه زیر یه درخت در امان ایستاده و یک وقت رداش دچار لکه نمیشه. و همین مدت کافی بود که متوجه بشه میمون‌ها دارن سعی میکنن فیل‌ها رو به فرزندی قبول کنن.
- چه رخ داد؟! ما گفتیم حمله کنید! نگفتیم بهشون آب نارگیل بدید و سعی کنید پوشکشون کنید که!


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: گـِـُلخانه ی تاریک
پیام زده شده در: ۲۰:۱۰:۰۵ سه شنبه ۱ اسفند ۱۴۰۲
#7
چشم‌ها به سمت بلندگو چرخیدن که صدای ناموزونش رو همچنان پخش می‌کرد، ولی خب نمیدونستن که دلیل این صدای ناموزون چیه.
و بعد لرد سیاه با یک حرکت چوبدستی، بلندگو رو مچاله کرد و به مرگخوارانش نگاه کرد.
و نگاهش برای مدت بیشتری روی دوریا و بلاتریکس ثابت موند.
اصولاً هرکسی که نگاه سنگین لرد سیاه برای بیشتر از یک ثانیه روش ثابت میموند، ذوب می‌شد. ولی به‌هرحال دوریا و بلاتریکس مجبور به مقاومت کنن. در نتیجه دوریا فقط دچار عرق ریختن و تب چهل درجه شد، که البته به سرعت روش آب ریخته شد تا یک وقت دچار آسیب مغزی یا آتیش‌سوزی نشه، و چشم‌های بلاتریکس هم پر از قلب‌های سیاه شدن که برازنده بود و حتی منطقی تا حدی.

- سالاد درست کردید و بعد هم مادرمون و پدربزرگمون نوش جان کردن؟

قبل از اینکه کسی بتونه سکوت عمیقی که حاکم شده رو بشکنه، لرد سیاه با حرکت دستش همه رو به سکوتی حتی عمیق‌تر دعوت کرد.
- سالاد؟

مرگخواران نتونستن از چهره لردسیاه، احساساتشون رو تشخیص بدن، و بنابراین با احتیاط تمام، در حالی که سرشون رو پایین انداخته بودن، یک قدم به عقب برداشتن.

- زیر سایه ما، تمام چیزی که میتونید بگید، همینه؟ یک قدم عقب رفتن؟ حتی یک نفرتون هم توجیهی نداره بلکه بکشیمش خشممون کاهش پیدا کنه؟ یاد گرفتید از زیر کشته شدن در بریدها.

لرد سیاه درست میگفت. مرگخوارا یاد گرفته بودن. اون‌ها دیگه زمانی که اربابشون به طرز مرگباری خشمگین بود، سعی نمیکردن چیزی بگن که در نتیجه‌ مجبور شن بهاش رو با جونشون پرداخت کنن.
لرد سیاه یک بار دیگه مرگخوارانش رو از نظر گذروند.
- ما میخواستیم بفرماییم که ما از سالاد و میوه متنفریم. لحاظ کنید حتماً این موضوع رو. در واقع خجالت بکشید اصلاً که رفتید سالاد درست کنید. بله مامان، خودمون میدونیم برای سلامتیمون مهمه، و همچنان متنفریم.

لرد سیاه به اندازه کافی قاطع و جدی بود و بحث رو به اتمام رسوند.
- برید غذایی شایسته ارباب پر عظمتی که ما باشیم تهیه کنید و بیارید که مادر و پدربزرگمون داوری کنن.


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: شرح امتيازات
پیام زده شده در: ۱۳:۳۹ دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲
#8
امتیازات جلسه دوم آموزش فوق پیشرفته جادوی سیاه


اسلیترین: 25
بندن: 30

ریونکلاو: 25
لینی وارنر: 30

گریفیندور:
25
کوین کارتر: 30


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: آموزش جادوي سياه فوق پیشرفته
پیام زده شده در: ۱۳:۳۹ دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲
#9
امتیازات جلسه دوم آموزش فوق پیشرفته جادوی سیاه


اسلیترین: 25
بندن: 30
دراکو مالفوی: 10
دراکوی عزیز، با توجه به تازه وارد بودنت و اینکه ناظر گروه اسلیترین حتما باید برات نحوه شرکت در کلاس هارو توضیح میداده، من امتیازت رو در میانگین محاسبه نمیکنم، ولی حتما با ناظرت در تماس باش و ازش نقد بخواه و پست های بیشتری بنویس. مطمئنم در آینده تبدیل به یکی از نویسنده های خیلی خوب سایت میشی. موفق باشی.

ریونکلاو: 25
لینی وارنر: 30

گریفیندور:
25
کوین کارتر: 30


ویرایش شده توسط گودریک گریفیندور در تاریخ ۱۴۰۲/۶/۶ ۱۴:۰۹:۳۸

,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long


پاسخ به: آموزش جادوي سياه فوق پیشرفته
پیام زده شده در: ۱۲:۵۸ دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲
#10
تدریس جلسه سوم جادوی سیاه


در کلاس با ضربه محکمی باز شد و گودریک به سرعت در حالی که نفس نفس میزد، وارد کلاس شد.
- با توجه به تاخیر بیست و چهار ساعته من که کاملا به این دلیل بود که اصلا یادم رفته بود کلاس دارم، بدون هیچ فوت وقت و مقدمه ای کلاس رو شروع میکنم.

جادو آموزا به سمت کاغذ پوستی و قلم پرشون شیرجه رفتن و آماده شدن تا با تمام سرعت حرفای گودریک رو بنویسن.

- چیکار دارید میکنید؟! بلند شید چوبدستیاتون رو بردارید بابا، کلاس عملیه ها! انگار با نوشتن چیزی یاد میگیرن مثلا...

جادو آموزا با مقادیری شک و تردید از جاشون بلند شدن، نمیدونستن گودریک براشون چه آشی پخته و بعد از دو جلسه پر آشوب کلاس، قراره توی جلسه آخر با چه کابوسی رو به رو بشن.

- دقیقا درسته! درس امروز راجع به کابوس هاست و مهارت های چفت شدگی همه تون افتضاحه. ولی خب مهم نیست، بیاید وسط کلاس. و نه! چوبدستیت رو از دماغ دراکو در بیار تا نرفته به باباش بگه دردسر درست کنه برات! تو! آره با خودتم که داری سعی میکنی یواشکی از کلاس بری بیرون، تا خود خونه تون میام دنبالت و شکارت میکنم اگر لازم باشه!

گودریک هیچ مشکلی در کنترل کلاسش نداشت، در واقع جادوآموزا کاملا از ترس مچاله شده بودن، که خب به نظر گودریک نرمال بود و در واقع درستشم همین بود اصلا.
- بگذریم. درس امروز اینه که شما قراره وقتی هم کلاسی هاتون خوابیدن، وارد خوابشون بشید و براشون کابوس درست کنید و حسابی اذیتشون کنید.
- ببخشید پروفسور، ولی از کجا میدونید که موفق شدیم یا نه؟ hoom3:
- سوال خوبی پرسیدی! از میزان جیغ شریکتون وقتی بیدار شد نمره تون رو میدم، جیغ بلندتر، نمره بیشتر! مشغول به کار بشید حالا!
ولی بهمون طلسم یا روششو نگفتیدها؟
- و همینطور هم نگهش میدارم! خلاقیت به خرج بدید خودتون کشف کنید!

و گودریک به سمت صندلی خودش در انتهای کلاس رفت تا بشینه.

- ولی تکالیفمون...؟
- تکلیفتون بود دیگه، برید تو خواب همکلاسیاتون کابوس دارشون کنید با جیغ بیدار شن... من از جیغ و وحشتشون تغذیه میکنم بعد و شما هم نمره میگیرید و همه خوشحال میشیم.
- الان گفتید از جیغمون...؟
- برید سر کارتون دیگه، حواسم بهتون هست.


نقل قول:
مشق:
تو خواب همکلاسیتون نفوذ کنید، بهشون کابوس بدید، جیغ بزنن بیدار شن، اینکه چطور میخوابونیدشون و چطور وارد میشید و چیکار میکنید هم بستگی به خلاقیتتون داره. آفرین.


,I was tucked in snow
,And beaten by the rain
And covered in dew
I've been dead for so long






هرگونه نسخه برداری از محتوای این سایت تنها با ذکر نام «جادوگران» مجاز است. ۱۴۰۳-۱۳۸۲
جادوگران اولین وبسایت فارسی زبان هواداران داستان های شگفت انگیز هری پاتر است. به عنوان نخستین خاستگاه ایرانی ایفای نقش مبتنی بر نمایشنامه نویسی با محوریت یک اثر داستانی در فضای مجازی، پرورش و به ارمغان آوردن آمیزه ای از هنر و ادبیات برجسته ترین دستاورد ما می باشد.