پس از اختراع مسلسلهایی پیشرفته توسط وینکی، جنگی میون ارتش سیاه و سفید شکل میگیره و به نفع مرگخوارا پیش میره. اونا خونه گریمولد، رو محاصره میکنند. اما درِ جادویی خونه که اختراع هرپوئه در برابر همه حملات، از مسلسل و معجون گرفته تا احضار مرلین، مقاومت میکنه. در نهایت، پس از شکست همه راهها، تلما پیشنهاد میده به جای زور، یا با در، مذاکره کنند یا به اون محبت کنند یا به اون لگد بزنند!
_______________________
مرگخوارا که یادشون نمیاومد آخرینبار که از هنر مذاکره بجای چوبدستیشون استفاده کردن اصلا بدنیا اومده بودن یا نه، تصمیم میگیرن یه مذاکرهکننده استخدام کنند. اولش میخواستن بتر کال سال انجام بدن ولی بعد دیدن تا آقای نورمنگاردچی هست چرا به آقای سال زحمت بدن؟
- الو؟! آقای نورمنگاردچی؟ ما به یک مورد مذاکره نیاز داریم.
بلافاصله آقای نورمنگاردچی با هیبت گلرت گریندلوالد از داخل تلفن جادویی بیرون پرید و دستشو بین موهای بورش برد و اونارو مرتب کرد. بعد خودشو جلوی توالتی که میرتل با خودش از هاگوارتز سوغاتی آورده بود رسوند و تریبون سخنرانیشو اونجا گذاشت.
- اونا لولاهاشونو از دست دادن... کلیداشون الان در اعماق چاه توالته. حتی هیچ قفلی ندارن که بتونن بسته بمونن. اگر بخوان به این مقاومت ادامه بدن ما میریم تمام زیرساختای چوبیشونو با مسلسلهامون موریانه بارون میکنیم. با اینکه وانمود میکنن در خونه گریمولد هنوز بسته هست ولی برای ما درهای مذاکره فعلا بازه. البته فعلا!
هرپوی کثیف از بالای ساختمون یدونه جوراب دیگه ول داد پایین که از میرتل رد شد و میرتل از بویی که پس از سالها مردگی تونسته بود احساس کنه انقدر غرق شادی و شعف شد که زد زیر گریه و مویهکنان صورت خراشید.
- این جوراب که بر سر ماست هدیه هرپوی ماست! لبیک یا کثیف!
لرد با تأسف به دلیل تایید فرم مرگخواری میرتل، چشمغرهای بهش رفت و میرتل رو دچار احساس ناکافی بودن کرد.
- خطرناکتر از مسلسلهای موریانهای و درهای مذاکره، درهای جهنمیه که به روتون باز میکنیم.
هرپو از روی شیروونیای که وایساده بود، دستشو بلند کرد و خواست زیر بغلشو به گلرت نشون بده که یهو میرتل از داخل مسلسل وینکی پرتاب شد و از وسط هرپو رد شد و پیرمرد چنان یخ زد که مجبور شدن تا تابستون دیگه بذارنش جلوی خورشید که یخش آب بشه و بجاش ریموس لوپین رو قرار بدن تا عملیات مقاومت رو ادامه بده!
ریموس پشت تریبون بالای خونه گریمولد فریاد زد:
- ما اجازه نمیدیم یخ هرپوی کثیف از اینی که هست کثیفتر بشه! ما انتقامشو میگیریم!
ریموس با دیدن میرتلی که به دلیل پرتاب شدنش مُکَدر شده بود و بالای سرش زار میزد و اشکای یخیش روی سرش میچکید، آب دهنشو قورت داد.
- ما که مذاکره نمیکنیم!
اصلا فکر مذاکره رو هم نکنید.
مگه هرپوی کثیف کم کثیف بود که ما بخوایم یادشو فراموش کنیم و با یخکنندههاش سر میز مذاکره بشینیم؟
ولی میدونید از اونجایی که به دلیل محاصره، شکلات توی خونه گریمولد کمیاب شده، اگر یک کیلو شکلات مرغوب ۹۹ درصد به ما بدین این در که هیچی، در قلبمونم به روتون باز میکنیم.
البته ما هنوزم بهتون بیاعتمادیمها.
یخ هرپوی کثیفم با شکلات معاوضه نمیکنیم اصلاها!
فقط شما شکلاتو تحویلمون بدین ما نهتنها در رو باز میکنیم بلکه حین ورودتون براتون قر هم میدیم.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج
























)