- خب، تو تک شاخ شاخ رنگینکمونی نر هستی که به اتفاق خانم آهوئه که با شاخ اکستنشنش نقش تک شاخ شاخ رنگین کمونی ماده رو داره، زندگی عاشقانهتونو توی باغ وحش ریونکلاو با هم سپری میکنین.
به نظر نمیرسید که آقای گوزن و خانم آهو چندان تحت تاثیر آموزشهای بردلی قرار گرفته باشند. در واقع یونجههای سبز و تازهای که کنار پای بردلی روییده بود آنها را بیشتر تحت تاثیر قرار میداد تا حرفهای بردلی!
- یعنی ممکنه تو باغ وحش ما جدی جدی گوزنم شوهر آهو بشه؟
گوزن شاخ شکسته نگاه نا امیدی به گابریل انداخت.
- آقا من به این خانم هیچ احساس خاصی ندارم. ولم کنید بذارید یونجهمو بخورم. دست میبرن تو کار طبیعت!
گادفری که به زور دم گوزن را گرفته بود آهی کشید.
- خوب نگاش کن مرتیکه گوزن! چشمای شهلای آهوییشو تماشا کن! مطمئنی هیچ حس خاصی بهش نداری؟
گوزن خوب تماشا کرد اما هر چه فکر کرد احساس خاصی به آهو نداشت.
- خبه خبه... مرتیکه هیز! حالا انگار من آهوییم که اگر احساس خاصیم بهم داشت قرار بود جواب مثبت به یه گوزن بدم! نخیرم... من قصد ادامه تحصیل دارم.
به نظر میرسید که اعضای ریونکلاو باید بیشتر روی احساسات زوج محبوبشان کار کنند.
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج



S.O.S 


