ریموس درحال دور شدن از مرگ، ترزا و سیگنس بود. سعی کرد دنبال یه مکان آروم بگرده تا دوباره آرامش و تسلط خودش رو به دست بیاره. چرا مرگ و شاگرداش اینطوری رفتار میکردن؟ داشتن بازیش میدادن؟ ریموس لو رفته بود؟ یا همهش یه توهم بود؟ طلسم جدید ذهنش رو به بازی گرفته بود؟ یا بازی مرگ با ذهنش بود؟ چرا همهچیز به طور ناگهانی، انقدر عجیب شده بود؟
ریموس ذهنش درست کار نمیکرد. میتونست همون موقع با دست زدن به مرگ یا یکی از شاگرداش، شانس به دست آوردن اطلاعات زیادی رو به دست بیاره. اما توی دام بازی سیگنس، ترزا و مرگ افتاده بود. یا شاید خودش فکر میکرد که یه دامه. به هرحال ریموس هنوز درحالت پایداری قرار داشت و اصلا چیزی معلوم نبود که لو رفته باشه یا نه. پس میتونست هنوز از طلسم استفاده کنه. موفقیت خیلی ازش دور نشده بود.
ریموس به سمتاولین اتاقی که در سمت راست خودش دید قدم برداشت. با خودش فکر کرد که خوب میشد اگه یه مرگخوار تازه وارد یا کمتر توی چشم داخل اتاق باشه. میتونست شبیه به اون بشه و با درست کردن یه جسد دیگه توی عمارت ریدلها، دوباره پیچشی جدید به معما بندازه. اما ریموس کاملا از صحنهای که در اتاق دید جا خورد. مرگخواری که دیده بود نه تازهوارد بود، نه کسی که بخواد کمتر توی چشم باشه.
همهچیز داشت پیچیدهتر و پیچیدهتر میشد.
آنلاینها
8 کاربر(ها) آنلاین هستند (5 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7
مهمانان
1
عضو
کارت قورباغه شکلاتی
کارت قورباغه شکلاتی
پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران
شبکه پرواز
به شبکه پرواز خوش آمدید! شومینهها و دودکشها را باز کنید...
مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30
❖ امتیازات خانهها ❖
آخرین گروهبندیها
ریونکلاو
گریفیندور
اسلیترین
پیام امروز
[[continious]] درهی سكــــــوت
مشاهدهکنندگان این تاپیک:
1 کاربر مهمان
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
پاسخ به: درهی سكــــــوت
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
خروج





