--------------------
مکان : زیر سایه !
زمان : شبانگاهان
موسیقی متن فیلم بوی پیراهن یوسف ! در حال پخش شدنه ، ملت مرگخوار دور هم جمع شدن وبحث شدیدا داغه .
ــ دیروز رفتم انقلاب آلبوم آوریل رو خریدم !
ــ خیلی بوقی ، یه ساله آلبومش اومده بیرون .
ــ راست میگی ؟

ــ فقط لینکین پارک !
ــ بعد از ظهر با موتور تک چرخ میزدم ، افسره ایست داد ، واینستادم ، بعد دنبالم اومد منو گرفت حسابی کتک زد ...اینا اینم ردش !
ــ آقا همون کلیپه رو برام بلوتوث کن .
ــ یه پیکان گوجه ای 56 دیدم ، یارو میداد یک و هفتصد ، یه پولی جمع کردم ، یکم هم بابام گذاشت روش فردا میخوام برم بخرمش !
در همین لحظه در باز میشه ، نور فوران میکنه و همه جا از نور پر میشه ، کلا همه جا از نور پر شده و همه جا نوره و هیچی جز نور دیده نمیشه و همین طور از همه جا نور تراوش میکنه و.... لرد وارد میشه .
بلافاصله دیالوگا عوض میشه .
ــ بلیز جان ، بی زحمت همون مشنگه رو بده این ور .
ــ آواداکداورا !
ــ کروشیو !
ولدی بیشتر وارد میشه و همه ساکت میشن .
ولدی : هوم...یه خبر خیلی خوب دارم برای شماها ، دو نفر میخوام که برن با هم دوئل کنن ...جایزه ش هم شونصد تا کروشیو هستش ! ...کسی داوطلب نیست ؟
...خب ...تره ور و نیکلاس فلامل ، شما میرید با هم دوئل میکنید و فقط یه نفرتون برمیگرده به زیر سایه ، یه نون خور باید کم بشه ، جا کمه ، این دوئل باعث میشه که بقیه فکر کنن موندن توی زیر سایه کشکی کشکی نیست و یه نفرم جونشو از دست داده و اینا .-- فردای آن روز --
تره ور و نیکلاس دارن در مورد دوئل حرف میزنن .
تره ور : حالا کجا رفت باهم دوئل کرد ؟
نیکلاس : نمیدونم... پارک جادوگران خوبه ؟
تره ور : نه! پارک بود خیلی خز !
نیکلاس : سالن ورزشی دیاگون چه طوره ؟
تره ور : نه ! تره ور شنید ورودی اون جا بود 4هزار و سیصد تومن ! بود خیلی گرون !
نیکلاس : من پولشو میدم .

تره ور : تو بود خیلی گوش دراز !!!

-- سالن ورزشی دیاگون --
جایگاه تماشاگران کاملا خالیه و هیچکس نیست .
تره ور و نیکلاس با چوبدستی کشیده شده روبه روی هم واستادن و دارن به هم نگاه میکنن ، این به اون نگاه میکنه و اون به این نگاه میکنه و کلا دل به دل راه داره !
داور مسابقه ، چارلی ویزلی در گوشه ای نشسته و یه لپتاب جلوشه و ضمن بازی کردن فیفا 2008 بر دوئل هم نظارت کاملا خوفی داره !!!
سووووووووووت !
نیکلاس چوبدستش رو به طرف تره ور میگیره و میگه : دوشقه ایوس !
طلسم به تره ور میخوره و اونو به دو قسمت کاملا مساوی تقسیم میکنه .
تره ور : واو ! همه جام دو قسمتی شده ! چقدر بی ناموسی !!
نیکلاس : شپلخیوس !
هر دو قسمت بدن تره ور پرتاب میشن و به دیوار میچسبن میچسبن به دیوار و طی عملیات مخوفی به هم میچسبن و دوباره تره ور به حالت عادی در میاد .
تره ور : شت ! چوبدستیم گم شد !
تره ور داره دنبال چوب دستیش روی زمین میگرده .
نیکلاس : بیناموسیوس!
طلسم به سمت تره ور میاد ، تره ور جاخالی میده و طلسم به دیوار میخوره .
صحنه اسلوموشن میشه ، تره ور چوب دستیش رو روی زمین میبینه ، شیرجه میره و ورش میداره و در همون حال و از یه طلسم دیگه جاخالی میده ، چوبدستیشو میگیره طرف نیکلاس و میگه : ا کـــس پـــلــــیـــار مو سسسس ! ( اسلوموشن بود دیگه !!!)
هری پاتر از پشت صحنه : آقا اکسپلیارموس حق کپی رایت داره ، لطفا رعایت کنید !!
تره ور دوباره نشونه گیری میکنه و میگه: جریوس!
نیکلاس چوبدستیشو تکون میده ، طلسم منحرف میشه و میخوره به لپتاب چارلی !
چند لحظه سکوت برقرار میشه .
چارلی :

چارلی یه آر پی جی از تو جیبش در میاره و قبل از این که ملت کاری کنن ، مخ چارلی میپاشه رو دیوار! ( چارلی به خاطر از دست رفتن تنها همدش یعنی لپتاب منهدم شده، خودکشی کرد!! )
نیکلاس : بوقیوس !
طلسم به تره ور میخوره و چندین متر پرت میشه .
در همین لحظه در سالن باز میشه و فک و فامیلای نیکلاس که با اتوبوس اومده بودن و دم در هر کدوم یه ساندیس سیب موز و یک کیک دریافت کرده بودن در جایگاه تماشاچی ها قرار میگیرن و شروع به تشویق نیکلاس میکنن .
نیکلاس در بین هیاهوی جمعیت و سوت و کف و اینا ، جوگیرز میشه و لباساشو در میاره و میندازه برای تماشاچی ها !!!
تد ریموس لوپین داور دوم مسابقات وارد رینگ ! میشه و میگه : آقا این چه وضعشه ؟ بیناموسی در ملا عام و در روز روشن ؟ زود برو بپوش لباساتو .

نیکلاس : نمیشه دیگه ، هوادارا لباسامو بلند کردن ، دیگه هیچ راهی نیست !
تد ریموس لوپین : یعنی چی برادر من ؟ اصلا شما به دلیل فساد اخلاقی شرایط ادامه مسابقه رو نداری ...تره ور برد !
تره ور در حالی که بر اثر طلسم های نیکلاس شدیدا له شده سعی میکنه از اجسام و اشیایی که تماشاگرنماها بهش پرت میکنن جاخالی بده .
در سمتی دیگر تد ریموس لوپین مشغول شمردن اسکناس هایی از سوی تره ور می باشد !
پایان !!!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج

. جايي كه احتمالا تا ساعاتي ديگر جسد يكي از آن دو را به آن جا منتقل مي كردند.سالن ورزشي دياگون نسبتا سالن بزرگي بود كه چند وقتي بود از رونق افتاده بود.در دو طرف سالن دري وجود داشت كه به محض باز شدن،دو مرگ خوار از آن وارد سالن مي شدند و دوئل آغاز مي شد!
در ميان تماشاچيان مطمئنا لرد نيز وجود داشت كه اين اعتماد به نفس او را كمتر مي كرد.
من عاشق هندونه هستم! چطوره يه خوردشو بچشم؟

