-
- حالا انگشت شست پا!

-

- حالا کف پا!
-
- پاشنه.. پاشنه!
-
- کافیه! حالا برو همراه بقیه ما رو نجات بده!
لینی خسته و کوفته خودش را از زیر آوار بیرون کشید و له و لورده همانجا روی زمین افتاد:
-
نجینی خزید و خودش را بالای سر لینی رساند. قصد داشت با نیشش لینی را از وسط جمعیت بلند کرده و به کناری ببرد که ادوارد بالاخره دوان دوان برگشت و درختی را که همراه خودش آورده بود زمین زد:
-

سیم هدفون لایتینا که تا آن لحظه به آوندهای رز وصل بود، توسط ریتا از رز جدا شد و به درخت وصل شد. لینی که به سختی از زیر تنهی درخت بیرون آمده بود، بال در برگِ رز به کناری رفتند تا کمی استراحت کنند. در همان حین صدای فریاد لرد بار دیگری بلند شد:
- سریعتر این عملیات نجات رو شروع کنید. دیگه داره اون روی ما بالا میاد!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج










میپوشاند. و الان همان را هم نداشت. الان فقط یک سر بود و یک سیبیل! همان سیبیل رمز موفقیت رودولف بود!










