آرگوس فیلچ عاشق بلاتریکس لسترنج میشود و دامبلدور و بقیه اعضای محفل ققنوس را وادار میکند به خانه ریدل بروند و بلاتریکس را از لرد ولدمورت خواستگاری کنند. اعضای محفل و دامبلدور به خانه ریدل میروند و کلی از پذیرایی مفصل مرگخواران لذت میبرند و میخورند، غافل از اینکه آن خوراکی ها آغشته به داروهای خواب آور هستند. بعد از اینکه اعضای محفل به خواب میروند مرگخواران دستان آن ها را میبندند و زندانی میکنند. تنها کسی که مراقب آنهاست سوروس اسنیپ است که در حال کوتاه کردن ریش های دامبلدور است و لرد ولدمورت و سایر مرگخواران نیز در کنفرانس خبری ای هستند که به مناسبت این پیروزی ترتیب داده اند.
[/spoiler]
خـــــانه ریـــــدل
_ نه نــــه نـــــــــــــــه! جون مادرت!

_ رحم کن! نزن! نزن نزن نزن!

_ بی انصاف! سنگدل!

_ آدمکش!

_ جانی!

_ بیب!
_بیب!
_بیب!
اعضای محفل با خواهش و التماس و فحش و بد و بیراه از سوروس میخواستند که ریش های دامبلدور رو بیشتر از این کوتاه نکنه. ولی سوروس گوشش به این حرف ها بدهکار نبود و دامبلدور هم در کمال ناباوری همگان، نمایان لبخند میزد و عین خیالش نبود.
خلاصه کوتاه کردن ریش های دامبلدور تموم شد و سوروس گفت:
_ خوب شد پرفسور؟

دامبلدور: خیلی ممنونم دکتر سوروس. ممنونم که بفکر سلامتی من هستی عزیزم.

سوروس: خواهش میکنم پرفسور. من دیگه باید برم تا ولدمورت نیومده و تابلو نشده. یادتون نره چی گفتم و نقشه مون چیه. ساعت دو نصفه شب دوباره میام پیشتون. سعی کنید اعضای محفلم آماده کرده باشید البته میدونم دست بسته سخته.
________
کنفرانــــــس خبـــــری لـــــرد و مرگخــــواران
خبرنگار ششصد و شصت و ششم:
_ به عنوان سوال پایانی میپرسم: لرد بزرگ آیا شما هیچ وقت عاشق زنی شدید؟
لرد: من؟ عمرا! هرگز! ابدا! اصلا!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


... آورین ...
خودشه! ریش!

سوروس جان تو داداش دوقلو هم داشتی؟ خب زودتر رو میکردی پسرم؟ اینجا رو ببین! تو دیگه کی هستی؟ چه موجود جالبی! کله ی مامان کندرا با پایین تنه ی بابا پرسیوال ... میشه کندیوال! 
... سه هر روز مغز دو تا مشنگ و یه ساحره رو برای من و مارم بیارن ... چهار ...




)، یک نگاه به پدر پرسیوال(
) و یک نگاه به جماعت خبرنگار حاضر در محل انداخت و آب دهانش را قورت داد. تام آن ها را در دام انداخته بود. تنها راه فرارش این بود که جلوی همه خبرنگاران حاضر یک بهانه مناسب برای آمدن همه اعضای محفل با لباس پلوخوری و گل و شیرینی!! در جلوی در خانه ریدل می آورد...
اونطور که پیداست شماها دارید به زبون بی زبونی اعلام آتش بس میکنید اینطور نیست آلبوس؟
به چه جرئتی همچین حرفی زدن؟







