جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از ما بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

102 کاربر(ها) آنلاین هستند (72 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
101 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] شخصیت خودتون رو معرفی کنید

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: دوشنبه 13 مرداد 1404 10:54
نمایش جزئیات
آفلاین
نام:
ادوارد

نام خانوادگی:
دست قیچی

سن:
نامشخص

گروه:
گریفیندور

سپر مدافع:
یک خرچنگ بزرگ با قیچی هایی بزرگ به جای چنگال.

جارو :
به علت تنگدستی از جاروی بقیه استفاده می‌کنه.

چوبدستی:
چوبدستی ثابتی نداره چون هر دفعه که جادو می‌کنه چوبدستیش تیکه تیکه می‌شه و مجبور می‌شه یه چوبدستی جدید بگیره یا مال نزدیک ترین فرد رو برداره.


نژاد :
قیچی داران

ویژگی های اخلاقی:
ساکته و علاقه شدیدی به گوشه نشینی و ماست خوردن داره.
----
متاسفانه توسط توطئه دشمنان قیچی هراس به اشتباه من با ماگل‌ها اشتباه گرفته شدم. لطفا بررسی بشه و دسترسی من رو برگردونید.

***

تایید شد!
خوش برگشتی

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/5/14 9:14:39
تصویر تغییر اندازه داده شده
تصویر تغییر اندازه داده شده

نهی از معروف و امر به منکر.
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 8 مرداد 1404 15:55
نمایش جزئیات
آفلاین
نام شخصیت: ملیندا بابین
(تصحیح شده)

نام و نام خانوادگی: ملیندا بابین.

چوب دستی: چوب درخت سرو سرخ چوب _ طول: ۱۸ اینچ.

گروه: گریفیندور .

توضیحات: من دختر الیور و سارا بابین هستم. خیلی خوشحالم که اینجا هستم.
می خواهم در مورد خودم بگویم:
به درس علاقه دارم؛ خیلی خیلی زیاد!
حیوان ها را خیلی دوست دارم به خصوص جغد سفید و گربه.
پاترونوسم هم گربه هست. مادرم می گوید موهای بلوند و کوتاه خیلی بهم می آید؛ البته خودم دوست دارم آن ها را بلند بکنم اما مادرم می گوید ممکنه در کارهایم مزاحم دیدم بشوند.
تعریف از خود نباشد اما در جادو خوب عمل می کنم و معلم ها دوستم دارن.

خیلی دوست دارم عضو کوییدیچ بشوم و گروهم را سربلند کنم.
دوستان زیادی ندارم و بیشتر به درس هایم اهمیت می دهم.
کتاب های قوانین را از بر کردم تا اتفاقی هیچ کدام را نشکنم چون با هرگونه سرپیچی از قوانین مخالف هستم.
خیلی دوست دارم در آینده استاد هاگوارتز و عضوی از محفل ققنوس باشم.
معلم مورد علاقه ام پروفسور مک‌گونگال هست و احترام زیادی برای ایشان قائل هستم و همیشه می خواهم مثل او زنی باوقار و عالی بشوم.
من می توانم به عقاب تغییر شکل دهم .
تمام تلاشم را هم می کنم تا گروه گریفیندور را سربلند کنم. شعار من این هست: کار گروهی = سربلندی و پیروزی
من برای آقای هری پاتر و دوستانش نیز به خاطر کار های برجسته ی آنها احترام زیادی قائل هستم. آنها در مبارزه با ولدمورت پیروز شد.
من تصمیم دارم در آینده، هاگوارتز را به جایی بهتر و امن تر تبدیل کنم.

***

بهتر شد. یادت باشه که می‌تونی در آینده باز هم برگردی اینجا و معرفی شخصیتت رو بیشتر کنی، یا اگر چیزی بود که فکر میکردی اشتباه نوشتی، تغییر بدی. تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/5/8 16:04:39
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: چهارشنبه 8 مرداد 1404 13:48
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام من شخصیت ملیندا بابین را انتخاب کردم و با تحقیقاتی که انجام دادم، متوجه شدم ایشان نقش پر رنگی در داستان نداشته پس باید یک سری جا ها را از خودم دربیاورم ؛ امیدوارم مشکلی نداشته باشد.

نام و نام خانوادگی: ملیندا بابین.

چوب دستی: چوب درخت نراد_ طول: ۱۶ اینچ.

گروه: ریونکلاو.

توضیحات: دختری زیبا و جوان که به درس علاقه دارد؛ عضو باشگاه اسلاگ. حیوان مورد علاقه اش جغد سفید و پاترونوسش گربه است. او موهای بلوند و کوتاه دارد. در جادو خوب عمل می کند و معلم ها دوستش دارند. ( گفتم که باید از خودم در بیاورم)
می خواهد عضو کوییدیچ بشود و گروهش را سربلند کند. دوستان زیادی ندارد و به درس هایش بیشتر اهمیت می دهد. کتاب های قوانین را از بر است و با هرگونه سرپیچی از قوانین مخالف است و اگر از آنها پیروی نکند، عذاب وجدان می گیرد. دوست دارد در آینده استاد پرواز و عضوی از محفل ققنوس باشد.
او به شدت به پروفسور مک‌گونگال احترام می گذارد و می خواهد مثل او زنی باوقار و عالی باشد.
تمام تلاشش را می کند تا گروهش را سربلند کند. برای هری پاتر و دوستانش نیز به خاطر کار های برجسته ی آنها احترام زیادی قائل است. او تصمیم دارد در آینده، هاگوارتز را به جایی بهتر و امن تر تبدیل کند. او می تواند به عقاب تغییر شکل دهد.

[ همانطور که گفتم، خیلی سخت بود که از خودم دربیاورم اما در نهایت موفق شدم]
از وقتی که گذاشتید متشکرم و امیدوارم مورد تایید باشد.

***

قرار نیست شخصیت پردازی که می‌کنی، حتما از خودِ کتاب و فیلم باشه... خیلی از اسم هایی که توی لیست نوشته شده، یا فقط اسمشون توی کتاب اومده یا یه صحنه خیلی کوتاه داشتن. برای همین شما اسم رو انتخاب می‌کنی، و یه شخصیت مستقل و جالب توی چهارچوب جادوگران و هری پاتر، ازش می‌سازی. برای اینکه توی شخصیت سازی ایده بگیری پیشنهاد می‌کنم به شخصیتی که بقیه‌ی اعضا ساختن و آنچنان هم توی کتاب معروف نبوده، یه نگاه بندازی.. توی همین تاپیک هم بگردی میتونی پیداشون کنی و ازشون ایده بگیری. و فکر کنم طبق توضیحاتم فهمیده باشی که اصلا عیبی نداره بخوای بعضی چیزا رو از خودت دربیاری. هرجا هم سوال یا مشکلی داشتی میتونی ازم بپرسی و بعدش شخصیت پردازی رو انجام بدی.

با این اوصاف، متاسفانه معرفی شخصیتت فعلا تایید نشد. من منتظرت می‌مونم تا دفعه بعدی با یه معرفی بهتر و کامل تر برگردی تا بتونیم به مرحله بعد راهنمایی‌ت کنیم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/5/8 15:13:52
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 تیر 1404 18:44
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: بلاتریکس بلک لسترنج

گروه: اسلیترین

چوب‌دستی: 32.4 سانتی متر با هسته‌ی موی دم تکشاخ و از جنس چوب گردو. یک میلی متر از چوب‌دستیم کم بشه، یک سانت از قدتون کم می‌کنم.

پاترونوس: داشتن این مسخره‌بازیا برای من افت داره.

پاره‌ای از توضیحات:

کلا اهل اینکه از ظاهرم بگم و اینا نیستم. سعی می‌کنم چهره رو سرحال نگه‌ش دارم چون برای بعضیا آخرین صورتی هست که می‌بینن. اگه شما هم دوست داری می‌تونی امتحان کنی. زیرزمین خانه‌ی ریدل درش همیشه به روی گروگان‌ها بازه.

ولی خب در مورد زندگی‌نامه‌ام دوست دارم چیزایی بگم بهتون. این چرت و پرتایی که بقیه بهتون می‌گن رو باور نکنین. همش دروغه. اصلشو از خودم قراره بشنوین.

روز تولد من در اصل روزی بود که به مرگخواران پیوستم. روزی که آزادی رو حس کردم. اون روز من واقعی متولد شد. تا اون روز فقط زنده بودم ولی از اون روز به بعد شروع کردم به زندگی کردن. دلیلش می‌تونه هدفمند شدن زندگیم باشه. خدمت به لرد سیاهی! لرد ولدمورت!

اگه بخوام از تفریحاتم بهتون بگم، می‌تونم به شکنجه کردن ملت اشاره کنم... چیه؟ منتظرین تفریح دیگه‌ای رو هم بگم؟ انقدر اصرار دارین؟ همین یدونه کافی نبود؟ خب اوکی! تفریح دومم کشتن اون کسایی که شکنجه کردمشون... راضی شدین حالا؟

در مورد دلفی بگم؟ چی بگم؟ آدم در مورد دبه‌ی ترشی هم مگه حرف می‌زنه. یا سرش تو گوشیه یا داره تو جوب ویدئو می‌ذاره. زمان ما ملت بدشون میومد نزدیک جوب بشن. امان از بچه‌های امروزی... چیزی هم که بهش می‌گی، میره مامانبزرگ و باباشو میاره. اگه می‌ذاشتن درست تربیتش کنم، الان باید اولین شلاقشو هدیه می‌گرفت تا برای پدرش خدمت کنه. هعی! فقط می‌تونم تاسف بخورم.

در مورد قضیه‌ی رودولف می‌خواین بدونین؟ برای اون باید بیاین زیرزمین! اونجا یه کتاب سخنگو هست می‌تونه بهتون توضیح بده.

سوال آخر؟ چقد سریع رسیدیم بهش. زمان واقعا زود می‌گذره. بپرس!

مشکل پزشکی؟ در مورد این باید بگم که شایعه‌ای بیش نیست. یه مشت دکتر بی‌سواد چهارتا آزمایش ازم گرفتن بعد فهمیدن که من مشکل دو شخصیتی دارم. بابات مشکل دو شخصیتی داره پفیوز! آخ! ببخشید فحش دادم. ناراحتت که نکردم عزیزم؟ اگه کردم عذرخواهی می‌کنم.

می‌تونم برم؟ نمی‌شه بیشتر باشم؟ لطفا! می‌گم بذار بیشتر باشم اسکل! حتما باید یجوری بزنم یه طرف صورتت بره؟ اصلا گمشو بیرون. از این به بعد اینجا واسه منه.

شخصیت‌های قبلی:
رابستن لسترنج
گریک الیوندر

تایید شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/31 19:19:36
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 31 تیر 1404 15:09
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام :(
شخصیت ما رو گرفتن دیگه نمیتونم بیام؟


سلام. خوش برگشتی!
می‌تونی شناسه جدید بسازی و شخصیت دیگه‌ای برداری و دوباره به ایفای نقش جادوگران برگردی. ولی اگه بازم فعالیت نداشته باشی ممکنه همین اتفاق تکرار بشه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/31 17:48:18
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: یکشنبه 22 تیر 1404 14:40
نمایش جزئیات
شغل
آفلاین
اسم:جینی ویزلی

ظاهر:دختری با موهای قهوه ای روشن و بلندلاغر و لبخندی که از لبش پاک نمیشه

گروه:گریفیندور

چوب دستی:32 سانت و 9 میلی متر با مغز پر ققنوس و چوب ابنوس

حیوان خانگی:شاه جغد اوراسیایی

پاتروناس:ققنوس

جبهه:محفل ققنوس

علایق:عاشق کتاب خوندنه،از همنشینی با دوستانش لذت می بره،علاقه ی زیادی به درس داره،ولی از زور گویی بدش میاد

ویژگی شخصیتی:دوست خوبیه،مهربونه،بلند پروازه،به خانوادش اهمیت میده،دوست داره به همه کمک کنه

توضیحات:هفتمین و کوچکترین دختر خانواده ی ویزلی،6 برادر به نام های بیل،چارلی،پرسی،فرد،جرج و رون داره، از بزرگ ترین جادوگران زمان خود بود،خیلی به رفتن به هاگوارتز مشتاق بود به انجا رفت و بهترین دانش اموز پایه ی خود شد


جینی شخصیت معروفیه و اطلاعات زیادی ازش موجود هست. لطفا بعدا حتما برگرد و بیشتر در موردش بهمون بگو. مثلا این که همسر هری پاتر برگزیده هستی و سه تا بچه‌ی خوشگل داریم.

تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/22 17:27:57
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 20 تیر 1404 21:15
نمایش جزئیات
آفلاین
اسم: لیلی لونا پاتر

ظاهر:دختری زیبا باموهای قرمز لاغر و قد بلند زیبا و همیشه یه خنده رو لبش داره

گروه:ریونکلاو

چوبدستی: ۳۲ سانت با پر ققنوس و چوب سرخدار

حیوان خانگی:یک گربه رگدال زیبا

پاتروناس:سمور ابی

جبهه:محفل ققنوس

علایق:عاشق کتابخوندنه درس رو دوست داره عاشق کیک شکلاتیه و از قلدری بدش میاد

ویژگی شخصیتی: مهربونه و همیشه یه لبخند رو لباشه عاشق خوانوادشه دوست داره له بقیه کمک کنه بلند پروازه دوست داره بقیه رو بخندونه

توضیحات:کوچکترین و اخرین دختر خانواده پاتر(هری پاتر و جینی ویزلی) دو برادر به اسم جیمز و البوس داره یکی از قدرتمند ترین جادوگران زمان خود بود از بچگی زوق زیادی برای رفتن به هاگوارتز داشت ‌ در هاگوارتز پذیرفته شد و به انجا رفت در گروه ریونکلاو شروع به تحصیل کرد و بهترین دانش اموز هاگوارتز بود


تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/20 22:13:11
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: جمعه 20 تیر 1404 13:15
نمایش جزئیات
آفلاین
نام : مایک چمبرز

ظاهر : چشمان و موهایی سیاه ، چهره ای جدی

توضیحات:

از یک خانواده ماگل زاده متولد شده ولی هیچوقت این رو به عنوان محدودیت یا عدم توانایی تلقی نمیکرد بلکه سعی داشت که نشان دهد افرادی هم مثل او میتوانند جایگاه های خوبی در دنیا جادو پیدا کنند

از همان کودکی به دنبال یادگیری چیز های جدید بوده و حس کنجکاوی که داشت همیشه اون رو وارد چیز هایی جدیدی در زندگیش میکرد ، وقتی ۱۳ سالش بود ، زمانی که با یکی از دوستای صمیمیش به پارک رفته بود ، دوستش با یکی از بچه های داخل پارک درگیر میشه و این فرد سعی میکنه کاری بکنه اما هرچقدر هم تلاش میکنه به دلیل جثه ی عظیم حریف مقابلش ناکام میموند و شکست میخورد ، ناگهان وقتی ضربه خوردن دوستش رو میدید چهره ای متفاوت از خودش رو نشون داد و در همون لحظه چمن های سبز پارک ۱۰ قد کشیدن و به دور پای ان فرد پیچیدن و مایک و دوستش از اونجا فرار کردن .

مایک زمانی که ۱۴ ساله بود شروع به یادگیری برنامه نویسی کرد و در یک مغازه برای یکی از دوستان پدرش کار میکرد ، خانواده مایک از لحاظ مالی با قرض های زیادی مواجه شدند و این باعث شده بود که مایک از کودکی در فکر ارتقای خودش باشه تا در اینده بتونه زندگی خانواده اش رو تغییر بده


یکم معرفی شخصیتت کوتاهه. مثلا در مورد ویژگی‌های شخصیتی مایک چیز زیادی نگفتی و کلا خیلی چیزی ازش نمی‌دونیم. بعدا حتما برگرد و تکمیلش کن.

تایید شد.

مرحله بعد: به تاپیک پاتیل درزدار برو و از یکی از جادوگرانی که در اونجا حضور داره، راهنمایی بخواه تا راه ورود به کوچه دیاگون رو بهت نشون بده.
فراموش نکن همزمان می‌تونی در شهر لندن فعالیت کنی و بعنوان جادوگر دسترسیت به میدان مرکزی جادوگران و ویزنگاموت باز شده.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/20 14:07:07
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 17 تیر 1404 09:09
نمایش جزئیات
آفلاین
❄️نام کامل: بم شیمِس اوفلَخریان نُلاگ مک‌اسنو اَنگوس اوسلیت کِرُلفین
(این اسم توسط لردسیاه به بم داده شده)
معروف به: بم
گونه: آدم برفی (با افتخار – و کمی یخ‌زدگی مزمن)

---

حیوان خانگی (اوه نه، دوست وفادار): یک کرم یخی، تو فریزر زندگی میکنه، به جای غذا یخ میخوره.
اسم کاملش: "کرموفیز او کانلهیرن مک‌دونالاگنان او‌شیلینان کِرُلفین". (درسته، این اسم هم لردسیاه انتخاب کرده، چون معتقد بوده "کرموفیز" زیادی ساده است و در حد یک مرگ‌خوار نیست).
البته که همه کرموفیز صداش میکنن، حتی خود بم

---

توضیحات اضافی:

چوب‌دستی: چوب درخت چنار (هم‌جنس چوب دستش)، هسته‌ی پر ققنوس، ۱۲ و سه‌چهارم اینچ
گروه: ریونکلاو
(شایعه شده کلاه گروه‌بندی وقتی به سر بم رسید، سر خورد پایین، چند متر لیز خورد، داد زد «من استعفا میدم!» و هنوز هم تو درمانگاهه)
وفاداری: لردسیاه "مرگخواره و برده‌ی سرما و تاریکی، با افتخار!"
محل زندگی: آشپزخانه هاگوارتز - فریزر
کابوس (یا ترس): خواب آب جوش دیدن، بخار شدن، تابستون های گرم، کویر

---

🪄 پاترونوس: شیر ماده (Lioness)

تعجب نکنید! پشت اون چشم‌های دکمه‌ای و لبخند همیشگی، غرشی یخی از درون شنیده میشه. پاترونوس بم، یک شیر ماده‌ست: قدرتمند، محافظ، و غیرمنتظره.
وقتی ظاهر میشه، میشه صحنه‌ی ظریفی از تضاد – یک موجود یخی با پاترونوسی که می‌درخشه مثل خورشید ظهر تابستون!

بم خودش می‌گه:
«خب... من یخم، اون آتیشه. با هم می‌شیم بخار. یعنی ابر. یعنی بارش. یعنی... طبیعت!»

البته بچه‌های مدرسه هنوز دقیقاً نمی‌دونن چطور یه آدم‌برفی با شیر ارتباط برقرار کرده، ولی هر وقت شیر ظاهر میشه، همه سکوت می‌کنن.
حتی شومینه.

---

☃️ ⛓️ گذشته‌ی پنهان – خلاصه‌ی زندگی پیش از هاگوارتز:
بم ساخته‌ی جادویی یک جادوگر تاریکه؛ از دل برف و وردهای ممنوعه در یک اتاق سرد و بی‌روح به دنیا اومد. اول فقط یه ابزار بی‌احساس بود، فرمان‌بر بی‌صدا برای مأموریت‌های تلخ و یخ‌زده. ولی با هر مأموریت، یه تَرَک توی سکوتش افتاد – و کم‌کم، صدای درونش قوی‌تر شد.
روزی برگشت... نه برای اطاعت، بلکه برای فرار. از اون جادوگر، از خاطره‌ها، از خودش.
تا این‌که یه نامه از دانشگاه یخستان رسید؛ دعوتی برای موجودی که نه انسان بود، نه کاملاً هیولا. فقط یه روح یخی، دنبال معنایی تازه.
حالا بم در هاگوارتزه – با چشمانی پر از خاطرات یخ‌زده، و لبخندی که همیشه یه چیزی پشتشه. شاید درد. شاید امید. شاید فقط بقا.


---

✨ ویژگی‌های شخصیتی:

همیشه خونسرده. هم از نظر اخلاق، هم فیزیک بدن. (یخ، خب؟)

در مواقع اضطراری آب میشه... ولی نه از ترس! فقط اگه دمای کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه یه کم زیادی «گرم» باشه.

رابطه‌ای پیچیده و پر از سوءتفاهم با شومینه‌ی تالار عمومی داره. (اولین دیدارشون اینجوری بوده که خواسته نزدیکش بشینه، نیم‌تنه‌اش تبدیل به بخار شده.)

همیشه سعی می‌کنه "یخ دل بقیه رو ذوب کنه"، ولی معمولاً این جمله رو اشتباه برداشت می‌کنن.

یک‌بار در مسابقه دویدن در حیاط هاگوارتز، درجا ذوب شد – چون مسابقه زیر آفتاب بود. هنوز هم ادعا می‌کنه "استراتژی روانی" بوده.

مهم ترین ویژگی شخصیتی: وسواس شیرین و بی‌خطر (تقریباً!) برای ساختن آدم‌برفی از روی بقیه – با حساسیت ویژه روی هویج دماغی خودش!

---

🧊 علایق:

کلاس معجون‌سازی (نه فقط به خاطر معجون‌ها؛ اونجا سرد و تاریکه)

عصرهای برفی در هاگوارتز – وقتی همه می‌لرزن و بم می‌گه «چه هوای دل‌نشینی!»

آدم‌برفی‌سازی برعکس: تلاش می‌کنه بچه‌های مدرسه رو با برف بازسازی کنه. پروفسور مک‌گوناگل هنوز دنبال توضیح منطقی برای این موضوعه.

دوستی با قناری‌ها – نه برای آواز، برای این‌که گرمت نمی‌کنن!

---

💢 تنفرات:

کسی بینی‌اش (هویج کلاسیکش) رو دست بزنه. جدی می‌گیره. یه بار یک دانش‌آموز از گریفندور این کار رو کرد؛ از اون به بعد بهش می‌گن «نصف‌یخ».

شال‌گردن جادویی‌شو قرض بگیرن. بم با صدای لرزون می‌گه: «اون احساس داره! دلت میاد؟!»

دست‌هاشو بدزدن. نه به دلایل احساسی؛ به دلایل کاربردی! چون اگه دست نداشته باشه نمی‌تونه خودش رو دوباره بسازه.

---

🧤 تجهیزات شخصی:

شال‌گردن بافته‌شده‌ی جادویی که با احساساتش رنگ عوض می‌کنه
صورتی خجالت
آبی 
گرسنگی
قرمز 
کسی حرارت داده، خطر انفجار یخ در راهه


دکمه‌هایی که دکمه نیستن – بلکه پرتاب‌کننده‌ی تکه‌های یخ هستن، مخصوص دفاع شخصی. (یک‌بار سر امتحان، کل کلاس یخ زد. پروفسور اسپراوت هنوز از خاطره‌اش با پتوی برقی یاد می‌کنه.)


نقل قول:
تقاضای تغییر دارم
هرجاییش یه جزئیاتی تغییر کرده، پس لطف کنید کامل تغییرش بدید



انجام شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بم در 1404/4/17 9:41:41
ویرایش شده توسط بم در 1404/4/17 9:43:36
ویرایش شده توسط بم در 1404/4/17 10:05:55
ویرایش شده توسط بم در 1404/4/17 12:13:50
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/17 15:59:19
پاسخ: شخصیت خودتون رو معرفی کنید
ارسال شده در: سه‌شنبه 10 تیر 1404 00:14
نمایش جزئیات
آفلاین
نام: گادفری میدهرست

ظاهر: موهای بلند و موج‌دار سیاه، پوست سفید، چشمان کهربایی

نژاد: خون آشام

گروه: ریونکلاو

جبهه: محفل ققنوس


توضیحات:

روزی فقط یک انسان کنجکاو بودم. جستجوگری در تاریکی، تشنه‌ی لمس ناشناخته‌ها، آنچه که نمی دانستم چیست، اما بندبند وجودم، روحم را به لرزه می انداخت. و همین توجه مارکیز تاریک اسکاربرو، مالخازار را به من جلب کرد. او مرا به دام انداخت یا شاید خودم در دامی که پهن کرده بود برایم، قدم گذاشتم. و او مرا نکشت، تبدیلم کرد.

شبی من به عنوان سفیر اسکاربرو به ویتبی فرستاده شدم، آنجا که تحت فرمان دوک گابریل است. و بر خلاف اسکاربرو که در آن انسان ها خون آشام ها را می پرستند، در ویتبی نوشیدن خون انسان ممنوع است و خون آشام ها فقط اجازه دارند خون حیوان بنوشند. چون من مهمانی از اسکاربرو هستم، می گذارند خون انسان بنوشم، اما با قید و بندهایی که آزارم می دهد.

من یک لرد خون آشامم به دنبال تجربه ی عمیق ترین لذت های مادی و معتقدم تنها این گونه می توان به عمق معنویت و رستگاری دست پیدا کرد. و البته که در مسیرم چارچوب هایی اخلاقی دارم. فقط خون گناهکاران را تا انتها می نوشم و خون معصومان را تنها می چشم. اما چه کسی می تواند بگوید که گناهکار است و که معصوم؟ اصلا همه ی ما ترکیبی از این دو نیستیم؟

و در اینجا، در دل ویتبی، من او را دیدم. راهب دومینیک مورن، خدمتگزار وفادار دوک گابریل. معتقد به تربیت روح و دوری از لذت های نفس. او، انگار که می کوشد، سرد و بی روح باشد با من، اما لرزش ظریف پلکش در حضورم نادیده نمی ماند از چشمانم. خنکای آبی درون او به طرزی خطرناک به آتش سوزان درونم جلب می شود و همین طور بالعکس. و انتهای این مسیر چه در انتظار ماست؟ ویرانی یا رستگاری؟

---
لطفا جایگزین بشه.

انجام شد!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/10 0:58:12
ویرایش شده توسط هری پاتر در 1404/4/10 0:58:47
برای آشنایی بیشتر با جهان داستانی و رمانم، 'دنیای نوکترنال کتدرال' به پروفایل لینکدینم مراجعه کنید.