جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

8 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
7 مهمانان 1 عضو

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[continious]] حــــمــــلــــه!

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:41
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:38
نمایش جزئیات
آفلاین
یه کم اونور تر لرد و نجینی و هکتور هالووینی که لباس پوشیده جلوی مرگخوار ها وایساده بودن و این حجم از بی توجهی رو تحمل نمی کردن تبر به دست گرفتن و هر چهار تا پایه ی صندلی راه رونده رو با تبر زدن و بی پایه کردن.
تاتسویای بی پایه که افتاد زمین کراب با شکست روحی و روانی مواجه شد. کراب له شد و کل آرایشش ریخت و کف زمین جاری شد. همچون رودخونه ای رنگ و وارنگ جاری شد. حتی مثل سیل روان داشت میرفت. سر راهش هم نقاشی نجینی رو کامل کرد.
بعد ها این نقاشی به عنوان گرون ترین نقاشی دنیا فروخته شد و به نام مونالیزا معروف شد.

کراب هم بعد از دیدن این صحنه ها دوباره خودش رو سر هم کرد و تیکه های له شده اش رو بعد از چکش کاری کنار هم چسبوند و به خودش یاد آوری کرد که تو روز هالووین له شدن ممنوعه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ارباب یه دونه باشن... واسه ی نمونه باشن!


پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:31
نمایش جزئیات
آفلاین
نجینی درحالی که سوهان می‌خورد، با دُم‌ش مدادرنگی‌ای را گرفته بود و نیم‌رخ زیبا و جذاب پاپای خویش را می‌کشید و داشت فکر می‌کرد که دماغِ عقابی خیلی به پاپای عزیزش می‌آید.

-

ولی خب اول باید عقاب را تهیه میکرد بعد دماغ‌ش را! و عقاب هم پرنده‌ای نبود که همینجوری در آسمان پرواز کند و با یک آکسیو فرابخواندش. پس تصمیم گرفت برای تبدیل بانز به عقاب از هکولی کمک بگیرد. هک تشه‌های متنوعی داشت. و درصورت مفقود شدن بانز هم کسی متوجه عدم حضورش نمی‌شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"...And you, my friend, must stay close"


for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:22
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
?Trick or treat
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:09
نمایش جزئیات
آفلاین
نه. اصلا انتخاب خوبی نبود.

شاید کراب می دانست که چنین اتفاقی برایش می افتد و کمرش به عزای زانویش می نشیند و درنتیجه، یک "بک آپ پلان" طراحی کرده بود.
- نگاه کنین! اون صندلی راه می ره!
- درسته. من صندلی ام. من تاتسویا نیستم.

مرگخواران حیران شدند و کراب خنده ی دلبرانه ای سر داد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
“I would recognise you in total darkness, were you mute and I deaf. I would recognise you in another lifetime entirely, in different bodies, different times. And I would love you in all of this, until the very last star in the sky burnt out into oblivion
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:01
نمایش جزئیات
آفلاین
لردسیاه و پرنسس نجینی و هکولی لباس‌های هالووین خودشون رو پوشیدند و وارد اتاق نشیمن شدند و جلوی مرگخوارها ایستادند:

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"...And you, my friend, must stay close"


for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 23:08
نمایش جزئیات
آفلاین
-ارباب...منم ببینین. برای من دست تکون بدین.

همه به پنجره ی خالی ای که بانز بهش اشاره میکنه نگاه میکنن.

-اونجا کسی نیست بانز.

بانز با اصرار به خودش لبخند میزنه.
-چرا ارباب...هر جا شما باشین منم هستم. مطمئنم یه جایی پشت همون قاب به ظاهر خالی پنجره ایستادم! ارباب! به منم شکلات میدین؟

لردی که پشت دره، با چشم و ابرو به لردی که درو باز کرده اشاره میکنه که شکلات نده. یه ذره لرد باش. ولی لردی که درو باز کرده زیادی هالووینیه و با خوشحالی میگه:
-کمی صبر کنین. برم براتون شکلات بیارم.

لرد جلوی در عصبانی میشه. ولی گوشاش نمیذاره عصبانیتشو زیاد نشون بده. یه هویج از تو کیسه برمیداره و گاز میزنه.

هویج داد میزنه:اوهوووووووو....یواش! هویجِ خالت که نیستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بانز در 1397/8/9 23:16:05
چهره و هویتم مال شما...از زیر سایه ی ارباب تکان نخواهم خورد!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 23:04
نمایش جزئیات
آفلاین
در باز می‌شه و لرد در آستانه‌ی اون ظاهر می‎شه و از توی خونه برای مرگخوارا دست تکون می‌ده.
- سلام.

فک تمامی مرگخوارا با دیدن لرد رو زمین میفته.

- ارباب... شما اینجا بودین... حالا اونجایین... چطور ممکنه؟
- چطور همچین کردین ارباب؟

لرد از این همه تعجب مرگخوارا در عجب بود. بالاخره شب هالووین بود و باید انتظار هرچیزی رو می‌داشتن!
- همینه که هست. می‌بینین که من درو باز کردم!

مرگخوارا که هول شده بودن سعی می‌کنن به جایی از رو کولِ کراب که باید لرد روش می‌بود، ولی احتمالا دیگه نبود، نگاه نکنن و به جاش نقش هالووینیشون رو به خوبی ایفا کنن.
- اومدیم ازتون شکلات بگیریم ارباب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 22:54
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 22:52
نمایش جزئیات
آفلاین
فنر هم قصد نداشت بمونه. در نتیجه شکلات هاش رو که کم کم میخواستن بال بزنن و بپرن بغلش کنن رو کیش کرد، پخ کرد و از خودش روند. شکلات ها هم که ناراحت شده بودن، رفتن یه گوشه زانوی غم به بغل بگیرن.

فنر دلش سوخت، شب هالووین کسی نباید ناراحت میبود، بنابراین رفت شکلات هاش رو دلداری داد و برداشت همراه خودش آورد پیش بقیه مرگخوارا که میخواستن زنگ در خونه بعدی رو بزنن.

- چرا من داره مور مورم میشه و قلقلکم میاد کم کم؟

نه فنر، نه لرد و نه بقیه، هیچکدوم جواب کراب رو ندادن و سوسک ها هم همچنان روی بدنِ کراب رژه رفتن. و بعد هم قبل از اینکه کراب بخواد سعی کنه بفهمه چرا داره اینطوری مور مورش میشه، مرگخوارا زنگ در خونه رو زدن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!