جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها اخبار اخبار تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

15 کاربر(ها) آنلاین هستند (9 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
9
مهمانان
6
اعضا
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

اطلاعیه مرداب هالادورین: به جدیدترین الهامات گوش فرا دهید تا با خرید چوبدستی به جنگ دمنتورها رفته و سپر مدافع یا مهاجم خود را فعال کنید. سپس با خیال راحت سری به کالاهای فروشگاه زوپس مارکت جادوگران ، معجون‌های معجون‌سرای پاتیل‌طلا و اقلام شوخی‌کده فارس د ماره بزنید تا خودتان را سرگرم کنید یا دیگران را چیزخور کنید! فقط زیاد پرخوری نکنید که در این صورت باید برای درمان به شفاخانه مرداب زیرین مراجعه کنید!
wand

پیام امروز

wand
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  118 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  131 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  253 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  167 خواندن  1 نظر 
طعم برتی بات شما چیه؟!

طعم برتی بات شما چیه؟!

بردلی 1405/02/22 03:30  212 خواندن  بدون نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:31
نمایش جزئیات
آفلاین
نجینی درحالی که سوهان می‌خورد، با دُم‌ش مدادرنگی‌ای را گرفته بود و نیم‌رخ زیبا و جذاب پاپای خویش را می‌کشید و داشت فکر می‌کرد که دماغِ عقابی خیلی به پاپای عزیزش می‌آید.

-

ولی خب اول باید عقاب را تهیه میکرد بعد دماغ‌ش را! و عقاب هم پرنده‌ای نبود که همینجوری در آسمان پرواز کند و با یک آکسیو فرابخواندش. پس تصمیم گرفت برای تبدیل بانز به عقاب از هکولی کمک بگیرد. هک تشه‌های متنوعی داشت. و درصورت مفقود شدن بانز هم کسی متوجه عدم حضورش نمی‌شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"...And you, my friend, must stay close"


for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:22
نمایش جزئیات
آفلاین
تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
?Trick or treat
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:09
نمایش جزئیات
آنلاین
نه. اصلا انتخاب خوبی نبود.

شاید کراب می دانست که چنین اتفاقی برایش می افتد و کمرش به عزای زانویش می نشیند و درنتیجه، یک "بک آپ پلان" طراحی کرده بود.
- نگاه کنین! اون صندلی راه می ره!
- درسته. من صندلی ام. من تاتسویا نیستم.

مرگخواران حیران شدند و کراب خنده ی دلبرانه ای سر داد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
“I would recognise you in total darkness, were you mute and I deaf. I would recognise you in another lifetime entirely, in different bodies, different times. And I would love you in all of this, until the very last star in the sky burnt out into oblivion
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: پنجشنبه 10 آبان 1397 00:01
نمایش جزئیات
آفلاین
لردسیاه و پرنسس نجینی و هکولی لباس‌های هالووین خودشون رو پوشیدند و وارد اتاق نشیمن شدند و جلوی مرگخوارها ایستادند:

تصویر تغییر اندازه داده شده

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
"...And you, my friend, must stay close"


for you
"ما از رگِ دُم بهت نزديکتريم."
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 23:08
نمایش جزئیات
آفلاین
-ارباب...منم ببینین. برای من دست تکون بدین.

همه به پنجره ی خالی ای که بانز بهش اشاره میکنه نگاه میکنن.

-اونجا کسی نیست بانز.

بانز با اصرار به خودش لبخند میزنه.
-چرا ارباب...هر جا شما باشین منم هستم. مطمئنم یه جایی پشت همون قاب به ظاهر خالی پنجره ایستادم! ارباب! به منم شکلات میدین؟

لردی که پشت دره، با چشم و ابرو به لردی که درو باز کرده اشاره میکنه که شکلات نده. یه ذره لرد باش. ولی لردی که درو باز کرده زیادی هالووینیه و با خوشحالی میگه:
-کمی صبر کنین. برم براتون شکلات بیارم.

لرد جلوی در عصبانی میشه. ولی گوشاش نمیذاره عصبانیتشو زیاد نشون بده. یه هویج از تو کیسه برمیداره و گاز میزنه.

هویج داد میزنه:اوهوووووووو....یواش! هویجِ خالت که نیستم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط بانز در 1397/8/9 23:16:05
چهره و هویتم مال شما...از زیر سایه ی ارباب تکان نخواهم خورد!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 23:04
نمایش جزئیات
آفلاین
در باز می‌شه و لرد در آستانه‌ی اون ظاهر می‎شه و از توی خونه برای مرگخوارا دست تکون می‌ده.
- سلام.

فک تمامی مرگخوارا با دیدن لرد رو زمین میفته.

- ارباب... شما اینجا بودین... حالا اونجایین... چطور ممکنه؟
- چطور همچین کردین ارباب؟

لرد از این همه تعجب مرگخوارا در عجب بود. بالاخره شب هالووین بود و باید انتظار هرچیزی رو می‌داشتن!
- همینه که هست. می‌بینین که من درو باز کردم!

مرگخوارا که هول شده بودن سعی می‌کنن به جایی از رو کولِ کراب که باید لرد روش می‌بود، ولی احتمالا دیگه نبود، نگاه نکنن و به جاش نقش هالووینیشون رو به خوبی ایفا کنن.
- اومدیم ازتون شکلات بگیریم ارباب!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 22:54
نمایش جزئیات
آفلاین
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 22:52
نمایش جزئیات
آفلاین
فنر هم قصد نداشت بمونه. در نتیجه شکلات هاش رو که کم کم میخواستن بال بزنن و بپرن بغلش کنن رو کیش کرد، پخ کرد و از خودش روند. شکلات ها هم که ناراحت شده بودن، رفتن یه گوشه زانوی غم به بغل بگیرن.

فنر دلش سوخت، شب هالووین کسی نباید ناراحت میبود، بنابراین رفت شکلات هاش رو دلداری داد و برداشت همراه خودش آورد پیش بقیه مرگخوارا که میخواستن زنگ در خونه بعدی رو بزنن.

- چرا من داره مور مورم میشه و قلقلکم میاد کم کم؟

نه فنر، نه لرد و نه بقیه، هیچکدوم جواب کراب رو ندادن و سوسک ها هم همچنان روی بدنِ کراب رژه رفتن. و بعد هم قبل از اینکه کراب بخواد سعی کنه بفهمه چرا داره اینطوری مور مورش میشه، مرگخوارا زنگ در خونه رو زدن.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 22:43
نمایش جزئیات
آفلاین
كراب جيغ ميكشه.
لرد از جيغ كراب هول ميشن.
بلاتريكس از هول شدن لرد جمع ميشه.
لينى از جمع شدن بلاتريكس پرت ميشه.
هكتور از پرت شدن لينى خوشحال ميشه.
كراب از پرت شدن لينى تو گوشش قلقكش مياد و داشت مى رفت كه بيوفته و كلا ستون مرگخوارى-اربابى تشكيل شده رو بريزه رو بقيه مرگخوارا كه...
يادش ميوفته امشب هالووينه و هيچكس حق افتادن نداره. پس نيوفتاد و بر نفس قلقلك دهنده اش لعنت فرستاد و ثابت ايستاد.

-بيا فنر! اين شكلات ها رو يه تو ميبخشيم. اربابى هستيم دست و دلباز!

فنر مونده بود و شكلات هاش.
اما بقيه نموندن و رفتن سراغ خونه بعدى.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: حمله!!!!!!
ارسال شده در: چهارشنبه 9 آبان 1397 22:35
نمایش جزئیات
آفلاین
فنر طاقت زیستن دو دراکولا در یک اقلیم رو نداشت! بنابراین نارگیلی رو از ناکجا آباد برمی‌داره و مستقیم بر فرق سر بچه‌ای که ادعای دراکولا بودن کرده بود می‌کوبه. بعدش تارهای موی بلاتریکس رو که مرگخواری با اصرار سعی داشت بعنوان ریش رو صورتش جاسازی کنه رو کش می‌ره.

- خب، اینم از این! حالا دیگه من تنها دراکولای اینجام!

فنر ضمن گفتن این حرف، بچه دراکولا رو که ریش‌پیچ کرده بود توی جیب ردای کراب جاسازی می‌کنه و کراب بیش از پیش احساس سنگینی می‌کنه!

لرد که مدتی بود چشماش روی شکلات‌های قهوه‌ای رنگی ثابت مونده بود که روی میزی داخل خونه قرار داشتن، تکونی به گوشای خرگوشیش می‌ده و رو به تنها بچه‌ی باقی‌مونده می‌کنه.
- ما شکلاتمونو می‌خوایم!

بچه قاتل که چیزی نمونده بود از دیدن این صحنه‌های خشن خودشو خیس کنه، به سرعت به داخل خونه می‌ره و با ظرفی که چشمای لرد روش ثابت مونده بود برمی‌گرده و محکم درو پشت سرش می‌بنده. درون کاسه پر بود از سوسک‌هایی که در هم می‌لولیدن و لرد اونا رو با شکلات اشتباه گرفته بود!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!