-هری الهی گیر یه ساحره مرگخوار بیوفتی بکشدت.نه اصلا ای کاش گیرت بیارم...انجلینا اگه ابروم بره ابروت میکنم...

آنجلینا هم با نگاهی که کاملا نشون دهنده درماندگیش بود،فقط سعی میکرد ساکت و آروم باشه تا یه وقت با جینی دعواش نشه.
بالاخره به دفتر آرسینوس رسیدن و جینی بعد از اینکه یه چشم غره دیگه به آنجلینا رفت، در زد.
-بیا داخل.
آنجلینا و جینی وارد دفتر آرسینوس شدن...و بعد با دیدن آرسینوس که یه گیتار برقی دستش بود و وینکی که یه میکروفون جلوی دهنش گرفته بود، به شدت پوکرفیس شدن.
آنجلینا و جینی همینطور به پوکرفیس بودن ادامه دادن تا اینکه آرسینوس گیتار رو پشت میز انداخت و وینکی هم خودشو غیب کرد. بعد آرسینوس کراواتشو صاف کرد و گفت:
- بسه دیگه... دهنتون شده مثل دوتا خط صاف. بگید ببینم اینجا چیکار دارید؟
جینی نگاهی به آنجلینا انداخت وگفت:
-خب راستش چه جوری بگم...راستش...راستش...
آنجلینا که حوصلش سررفته بود وسط حرف جینی پرید و گفت:
-ما یه یه مجوز میخوایم برای ورود به اتاق هری.
آرسینوس که از تند حرف زدن آنجلینا که البته همراه با تته پته جینی همراه شده بود،هیچی نفهمیده بود، گفت:
- من نفهمیدم چی شده... ولی دفتر هری رو میخواید چیکار؟ مرد رفت دیگه هری! وسایلشم که توی اتاق بود میرسن به وزارت قاعدتا.

جینی با عصبانیت گفت:
-یعنی چی؟! آخه چرا؟! من حق ندارم برم اتاق شوهر محوممو ببینم؟

-خیر!

آنجلینا که دید چهره جینی هر لحظه داره کبود تر میشه، فهمید که جینی ممکنه هر لحظه شروع کنه به داد و بیداد کردن. پس به سرعت جینی رو کشون کشون همراه خودشو از دفتر خارج کرد و بعد گفت:
-هنوز یه راهی هست جینی... به خصوص که آرسینوس نفهمید هری زندس!

جینی با عصبانیت گفت:
- چه راهی دقیقا؟! هر لحظه ممکن بود بفهمه چه اتفاقی افتاده!
- میتونیم یه مجوز کش بریم و بعدش با خیال راحت اتاقشو زیر و رو کنیم.

جینی با شنیدن این پیشنهاد، به فکر فرو رفت...
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج





بیا این سینی حلوا رو بگیر ببر از مهمونا پذیرایی کن، من و خاله آنجلینا دو دقیقه میریم اتاق بابای گور به گور... در گور آرامیده ات!

....مثل اینکه جدیه موضوع. جمع کنید بریم سر قبر هری!






