جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

42 کاربر(ها) آنلاین هستند (40 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
42
مهمانان
0
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  251 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 13 فروردین 1397 04:32
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسى پست شماره ٣٤٧ مرگخواران دريايى، آستريكس:

نقل قول:
خودم یدونه موضوع اضافه کردمو تمومش کردم فقط خواستم درجا بزنم و یه راه به سوژه نشون بدم.

در مورد اين سوژه، به نظر من بهترين كار همين كاري بود كه انجام دادين. همين كه يه سوژه رو بنويسيم و رد شيم.
البته ميتونيم سوژه هارو سوخت نديم. بخشيش رو بذاريم براى نفر بعد. اين كار رو معمولا وقتي سوژه هامون محدودن انجام ميديم. ولي اينجا يك دنيا سوژه وجود داره و قطعا بهتره يكي رو بنويسيم و تموم كنيم.

نقل قول:
کوتاه نوشتم چون فک کردم زیاد کشش ندم بهتره. کمی جاهم برا بقیه مرگخوارا بزاریم.

بذاريم.

عموما جايى كه نميخوايم سوژه رو اصلاح كنيم و يا سوژه جديد بديم، بهتره طولانى ننويسيم.
طول پستتون كاملا مناسب بود. نه كوتاه بود و نه طولانى.

نقل قول:
گیاه گوشت خوار درحال ور رفتن با ملاقه بود و پیکسی هم درحال دور شدن ازش.

اينجا شما يه برگشت به عقب داشتين.
اصولا خوبه كه پست رو از ادامه ى آخرين جمله پست قبل شروع كنيم. كه خواننده اى كه داره ميخونه، پيوستگيشون رو حس كنه.
اينجا يه جور دوباره تكرار شدنه. بهتر بود از پاراگراف بعد شروع كنين. از جايى كه لينى داره ميره سمت در.

نقل قول:
لینی راهشو به طرف در مغازه کج کرد و از مغازه بیرون رفت. کمی به اون ور این ور نگاه کرد ولی نظری نداشت که کجا بره.

صدای شاهین از بالای سر لینی به گوشش رسید , لینی سعی کرد به شاهین نگاه کنه ولی به خاظر خورشید که پشتش بود کاملا واضه نمی تونست ببینه. فقط نزدیک شدنشو می تونست ببینه.

با خودش فکر کرد که میتونه از این شاهین کمک بگیره. شاهین داشت نزدیکتر میشد. لینی برای اینکه هم بهتر ببینتش و هم افتاب پس گردنشو نسوزونه کمی خودشو کشید به سمت سایه. ناگهان چشاش گرد شد!. شاهین پنجه هاشو تیز کرده بود و برای صرف ناهار درحال نزدیک شدن به لینی بود.

"واضح" درسته.
جايى كه معلومه شخصيتمون كيه، لزومه به تكرار اسمش و يا استفاده از ضمير نيست.

لینی راهشو به طرف در مغازه کج کرد و از مغازه بیرون رفت. کمی به اون ور این ور نگاه کرد ولی نظری نداشت که کجا بره.
صدای شاهین از بالای سرش به گوشش رسید , سعی کرد به شاهین نگاه کنه ولی به خاطر خورشید که پشتش بود کاملا واضح نمی تونست ببینه. فقط نزدیک شدنشو می تونست ببینه.
با خودش فکر کرد که میتونه از این شاهین کمک بگیره. شاهین داشت نزدیکتر میشد.
لينى برای اینکه هم بهتر ببینتش و هم افتاب پس گردنشو نسوزونه کمی خودشو کشید به سمت سایه. ناگهان چشاش گرد شد!. شاهین پنجه هاشو تیز کرده بود و برای صرف ناهار درحال نزدیک شدن بهش بود.


اين چند پاراگراف تكه تكه شده بودن. نظم پست رو بهم ريخته بودن و پيوستگيشون از بين رفته بود.

نقل قول:
صدای شاهین از بالای سر لینی به گوشش رسید , لینی سعی کرد به شاهین نگاه کنه ولی به خاظر خورشید که پشتش بود کاملا واضه نمی تونست ببینه. فقط نزدیک شدنشو می تونست ببینه.

بهتر بود كه دوبار از "ببينه" استفاده نكنين. با توجه به اينكه نميتونست واضح ببينه، بهتر بود تو جمله دوم، اينجوري بنويسين:

صدای شاهین از بالای سرش به گوشش رسید , لینی سعی کرد به شاهین نگاه کنه ولی به خاطر خورشید که پشتش بود کاملا واضح نمی تونست ببینه. فقط نزدیک شدنشو حس مى كرد.

اون ميد اين چاينا باعث توقف خواننده ميشه. تو حالتى كه داره سريع ميخونه، يه كلمه غريبه به چشمش ميخوره و تمركزش به هم ميريزه.

نقل قول:
لینی نفس راحتی کشید و بعد به اطرافش نگاه کرد.
گل گوشت خوار که از ور رفتن با ملاقش خسته شده بود و از نامیدی داشت سیگار می کشید.
صاحاب مغازه که داشت فوتبال میدید و شاگردش با زیر پیرهنی خرو پف می کرد.
ولی چند تا زنبور اونور تر درحال ور رفتن با یه گل بودن که نظر لینی رو بخودشون جلب کردن.


لینی نفس راحتی کشید و بعد به اطرافش نگاه کرد.
گل گوشت خوار از ور رفتن با ملاقش خسته شده بود و از نامیدی داشت سیگار می کشید.
صاحاب مغازه داشت فوتبال میدید و شاگردش با زیر پیرهنی خرو پف می کرد.
ولی چند تا زنبور اونور تر درحال ور رفتن با یه گل بودن که نظر لینی رو بخودشون جلب کردن.


نا اميدى درسته.
وجود "كه" باعث ميشه انتظار يه توضيح داشته باشيم. مثلا:

گل گوشت خوار كه از ور رفتن با ملاقش خسته شده بود، داشت از ناامیدی سیگار می کشید.

اينجا با يه ويرگول، جمله هارو جدا كردم و جمله دوم به شكل يه توضيح در مورد جمله اول درومده. يعنى: گل كه خسته شده بود، داشت چيكار ميكرد؟ سيگار ميكشيد.

پست خوبى بود. سوژه رو پيش نبردين. جهت خاصى هم بهش ندادين كه اين خوبه. با جمله آخر، يه سوژه به نفر بعد دادين ولى دستش رو هم باز گذاشتين كه ازش استفاده كنه يا بره سراغ چيز ديگه. كه اينم خوبه. فقط كمبود ديالوگ تو پست به شدت احساس ميشد.

توصيفاتتون كمى جاى كار داره. چيزى كه تو ذهنتون بود رو نتونستين با همون كيفيت بنويسين. رو اين مورد كمى كار كنين. همينا ديگه...

موفق باشيد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
I was and am the Dark Lord's most loyal servant
I learned the Dark Arts from him
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 12 فروردین 1397 12:54
نمایش جزئیات
آفلاین
سلامینگو خسته نباشینگو ... بیخیال دارم چرتو پرت میگم

درخواست نقد این رول رو داشتم. دمتون گرم.

خودم یدونه موضوع اضافه کردمو تمومش کردم فقط خواستم درجا بزنم و یه راه به سوژه نشون بدم.
کوتاه نوشتم چون فک کردم زیاد کشش ندم بهتره. کمی جاهم برا بقیه مرگخوارا بزاریم.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Life flows in the veins.

از جرقه‌ای کوچک تا شعله‌ای فروزان؛ با شجاعت و اتحاد، برای گریفیندور!


پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 8 فروردین 1397 03:21
نمایش جزئیات
آفلاین
وقت بخیر لرد
بازم منم!
غرض از مزاحمت اینکه میخواستم یکبار این رول جدی رو نقد کنید که نقطه ضعفا و قوتای این سبک رو بشناسم و راه بیفتم توش.
بنظر خودم توصیف هام ضعیفه،اما به هرحال نظر شما مقدّمه


نقد پست ارسال شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1397/1/9 22:24:22
lost between reality and dreams
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: سه‌شنبه 7 فروردین 1397 22:25
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام سینوس

خوبیم سینوس!

در سال جدید تصمیم نگرفتی احوالپرسیتو به روز کنی سینوس؟


بررسی پست شماره 361 قصر خانواده مالفوی، آرسینوس جیگر:


پست قبل از پست شما رو من زدم...داستان رو نتونستم تا جایی که می خواستم پیش ببرم. چون سوژه رو تقریبا عوض کردم و فکر می کردم باید جلو تر بره. اینجوری ممکن بود از مسیری که می خواستم واردش بشم منحرف بشه... ولی خوشبختانه شما اومدین و درست همون جوری که لازم بود پیش بردین.

این جا الان دو تا موضوع داریم. یکیش اینه که مالفویا فقیر شدن و هیچی ندارن و کسی نباید اینو بفهمه. دومیش سوالاییه که از لرد پرسیده می شه و لرد قراره درست جوابشونو بده.
اولی سوژه فرعیه و دومی اصلی. ولی اینجا به یک اندازه اهمیت دارن. برای این که سوژه فرعی تازه شروع شده و هنوز قدمای اولشه. اگه درست و کامل بهش توجه نشه، اشتباه پیش می ره.
شما به هر دو قسمت به یک اندازه و به اندازه کافی پرداختین. همین باعث شده سوژه خوب و درست پیش بره.


نقل قول:
یارانِ روی زمین خشک و خالی نشسته لرد سیاه به یکدیگر نگاه کردند.
این عبارت "یارانِ..." خیلی خوب بود. در حالت عادی علامت های غیر ضروری خیلی اهمیتی ندارن، ولی اینجا بعد از لرد سیاه یه ویرگول لازم بود. چون عبارت اول طولانی تر از حد معموله.


نقل قول:
نگاه هایشان همزمان پر از ترس و شوق بود. بهرحال بار اولی بود که اینهمه آزادی داشتند که از لرد سوال بپرسند.
از همین تیکه می شد یه پست کامل در آورد!
فکرایی که مرگخوارا با خودشون می کنن. ترتیبی که نشستن. کاری که انجام می دن...
ولی اینجا جاش بود؟
نه!
اینجا جای همین کاری بود که شما انجام دادین. پیش بردن سوژه!
با وجود این، همینقدر اشاره هم مفید بود. ادامه دهنده رو راهنمایی می کنه که دستت بازه! آزادی! هر سوالی می خوای بپرس. مجبوره جواب بده.


نقل قول:
لرد سیاه نگاه مرگباری به لوسیوس و نارسیسا انداخت.
- بهرحال... این میز ما هم پشتی نداره. کمر و پشت مبارکمون داره خسته میشه. اما غر نمیزنیم.
اینم اشاره خوبی بود. برای ادامه سوژه. که قراره درباره امکانات نداشته لوسیوس و نارسیسا هم بنویسیم.


نقل قول:
مرگخواران آب دهانشان را با شوق قورت دادند، و سپس اولین مرگخوار دستش را برای پرسیدن سوال مورد نظرش از لرد سیاه، بالا آورد.
"شوق" و قورت دادن آب دهن کمی با هم نامتناسب شدن. البته این دو حالت می تونن با هم پیش بیان. ولی برای این جا مناسب نبود. یا با ترس قورت می دادن، یا فقط شوقشونو نشون می دادن.


پایان پست خوب بود. این که مرگخوار رو تعیین نکردین، حرکت تشویق کننده ای برای نفر بعده. آزادش می ذاره که مرگخوار رو انتخاب کنه و سوالش رو با توجه به شخصیت اون مرگخوار مطرح کنه.


سوژه رو خیلی خوب پیش بردین. سوژه فرعی و اصلی به اندازه کافی تقویت شدن.
طنز پست خیلی پررنگ و زیاد نبود؛ ولی خوب و کافی بود.
شخصیت ها کمرنگ، ولی خوب بودن. چون این جا جایی بود که لزومی نداشت شخصیتی خودشو بیشتر از اصل سوژه مطرح کنه.
قسمت دست و جیغ و هورا ضروری یا مفید نبود...ولی بودنش هم ضرر خاصی برای پست نداره. چون کوتاهه.


همین سینوس! دور شو سینوس!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: دوشنبه 6 فروردین 1397 19:25
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب.

خوبید ارباب؟

ارباب، میشه لطفا نقد کنید؟

با تشکرات ارباب.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 27 اسفند 1396 17:13
نمایش جزئیات
آفلاین
نقل قول:
سلام ارباب.

ارباب خیلی میام اینجا؟ نیام دیگه؟
سلام لا!!
بیا. این چه حرفیه. خیلی هم خوشحال می شیم.

چهار و نیم صبح پست زدی...و نقد خواستی؟!


بررسی پست شماره 783 دژ مرگ، لایتینا فاست:


نقل قول:
ارباب فکر کنم اولین بار بود که انقدر مستقیم خودمو وارد سوژه میکنم. اشکال نداشت ارباب؟
اینجور چیزا با گذشت زمان تو سایت عوض می شن. یه موقعی رول زدن اصلا قانون و قاعده ای نداشت. سوژه ها سرو ته نداشتن. طرف که میومد، اصلا نمی فهمید سوژه چیه و داستان کجاست. فقط شخصیت خودشو وارد می کرد و می رفت. در حالی که شاید اصلا شخصیتش به درد داستان نمی خورد و براش مشکل ایجاد می کرد.
اونجا بود که نقد کننده ها شروع کردن به گفتن این که" شخصیت خودتونو مستقیم و بی دلیل وارد نکنین".
الان شرایط عوض شده. سوژه ها مشخصن...بیشتر اعضای ایفای نقش با قوانین نوشتن کاملا آشنا هستن. یکی مثل شما خیلی وقته از مرحله ای که در این مورد اشتباهی بکنه، گذشته. برای همین خیالتون راحت باشه. تا وقتی که ورود شخصیتتون آسیب ایفای نقشی یا غیر قابل جبرانی به سوژه نزنه، هیچ اشکالی نداره.
بعضی قوانین هم هستن که کسی یادش نمیاد از کجا اومدن...اینا اجرا می شن تا وقتی که یکی بیاد بگه خب چرا؟ چرا باید اینجوری باشه؟
خیلی قبل از این(سالای 83-84) رول های ایفای نقش یه حالت کل کل کردن داشت. یه سیاه پست می زد، یه سفید میومد یه پست کل کل آمیز در جوابش می زد. منطق نبود، داستان و سوژه نبود، شخصیت ها و ایفای نقش هم خیلی سر جاشون نبودن.
تو این موقعیت نفر بعدی میومد می گفت آواداکداورا...من تو رو کشتم و دیگه نمی تونی حرف بزنی!
کل کل دومی می موند تو دلش! خیلی غصه می خورد و غمگین می شد و افسرده می شد.
اینجا بود که اومدن و گفتن که کشتن شخصیت ها تو ایفای نقش ممنوعه.
این همینطور هی تکرار شد تا امروز...
در حالی که امروز دیگه ایفای نقش اون حالت رو نداره. ما داستان می نویسیم. کشتن یه شخصیت اگه لطمه ای به اصل داستان نزنه، می تونه جالب باشه.
اگه شرایط درست و مقدمه چینی کافی ایجاد بشه، خیلی از قوانین رول نویسی قابل شکستن هستن.


نقل قول:
روح تو هوا معلق بود و همین طور چشماش رو دور تا دور اتاق می‌گردوند. نمیدونست کی رو انتخاب کنه که شکنجه‌ی کمتری بشه. با خودش گفت که شاید بتونه از این مخمصه فرار کنه،
این قسمت از داستان دقیقا احتیاج به یه مکث و استراحت داشت، که شما هم همین مکث رو بهش دادی. سرعتش رو کم کردی...موقعیت رو تشریح کردی و آروم جلو رفتی.


نقل قول:
و در همین لحظه چشمش به پنجره‌ی خیلی خیلی کوچیکی افتاد که گوشه‌ی اتاق بود.

بنابراین، روح با دستاش دامن نداشته شو بالا گرفت و با نوک پاهاش روی هوا پاورچین پاورچین شروع به راه رفتن کرد، تا به پنجره برسه
این صحنه خوب بود. خنده دار بود.
می تونستی خیلی راحت نفر بعد رو انتخاب کنی و روحه یک راست شیرجه بزنه توش! ولی این کارو نکردی چون "خیلی راحت" به معنی "بهتر" نیست. شما هم راه دور تر ولی بهتر رو انتخاب کردی. همین جاست که توصیف ها و صحنه ها مهم می شن. دیالوگ نویسی باعث می شه خودمون و بقیه رو از این صحنه ها محروم کنیم.


نقل قول:
- اوناهاش!

مرگخوارا در یه لحظه و همه با هم، به سمت روح شیرجه زدن تا اونو تو چنگشون گیر بندازن.

مرگخوارا:
اصولا با بی دلیل و بی مقدمه، بیش از حد ساده و احمق جلوه دادن شخصیت ها یا گروه ها موافق نیستم. این جا صحنه، برای گروه مرگخوارا حماقت آمیز بود، ولی مقدمه کافی وجود داشت. سوژه و موقعیت برای همچین صحنه ای مناسب بود. برای همین اشکالی نداشت.
این مقدمه که می گم می تونه مقدمه منطقی و آماده کردن زمینه باشه، یا سوژه ایجاب کنه یا طنز نویسنده این حالت رو موجه کنه.


نقل قول:
روح زرنگ تر از مرگخوارا بود و وقتی دید همه به سمت شیرجه میزنن، با یه حرکت به سمت بالا پرواز کرد و مرگخوارا با هم برخورد کردن و بعدش تا به خودشون اومدن، متوجه ستاره‌هایی شدن که دور سرشون می‌چرخید.
اولش قصد داشتم بگم احتیاجی به توضیح نبود. اینا که به هر حال نمی تونستن روح رو بگیرن. اگه تکون نمی خورد هم همین اتفاق میفتاد...
تا این که به صحنه بعد رسیدم:
نقل قول:
اما روح، متوجه دختری نشد که برعکس از لوستر آویزون بود و همزمان با آهنگ متالی که از هدفونش پخش می‌شد در حال هد زدن بود. و روح وقتی که فکر می‌کرد از دست مرگخوارا فرار می‌کنه، وارد بدن دختر شد.
خیلی خوب بود. به این می گی ورود ناگهانی؟
من به این می گم یه ورود خوب و حساب شده!
اونقدر خوب که صحنه قبلش رو هم کاملا موجه می کنه.


تمرکز پستت روی سوژه بود. ولی اینجا هم جایی بود که تمرکز باید رو سوژه باشه. جایی که روحه تو بدن یکیه، می شه درباره در و دیوار نوشت. می شه کار زیادی با سوژه نداشت، ولی جایی که روحه سرگردونه، بهتره هر چه زودتر براش یه مقصدی پیدا کنیم. شما هم شخصیت خودتو داوطلب کردی...که خیلی هم خوب بود.


نقل قول:
و به طرز عجیبی و نسبت به پستای طنز من دیالوگاشم کم بود. ارباب هنوزم توصیف تو پست طنز سختمه.
بله...دیالوگاش کم بود و این حالت برای این جا خیلی هم خوب بود. به توصیف صحنه که عادت کنی، خلق کردن صحنه تو ذهنت برات راحت تر می شه. صحنه ها خود بخود تو ذهنت شکل می گیرن و کاری که باید انجام بدی اینه که توصیفشون کنی...که این یکی رو خوب بلدی. عادت کردن به دیالوگ نویسی و تکیه به دیالوگ، اعتیاد آوره! چون آسونه. خیلیا ندونسته دچارش می شن.



برو بخواب لا! شب بسیار بیدار موندی!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: یکشنبه 27 اسفند 1396 04:39
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام ارباب.

ارباب خیلی میام اینجا؟ نیام دیگه؟

میشه اینم نقد شه لطفا؟
ارباب فکر کنم اولین بار بود که انقدر مستقیم خودمو وارد سوژه میکنم. اشکال نداشت ارباب؟
و به طرز عجیبی و نسبت به پستای طنز من دیالوگاشم کم بود. ارباب هنوزم توصیف تو پست طنز سختمه.

پیشاپیش مرسی.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
The MUSIC is making me growing
The only thing that keeps me awake is me knowing
There's no one here to break me or bring me down

Onlyتصویر تغییر اندازه داده شدهaven
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: جمعه 25 اسفند 1396 16:28
نمایش جزئیات
آفلاین
بررسی پست شماره 492 کافه تفریحات سیاه، هرمیون گرنجر:


نقل قول:
و حالا بشنوید از بقیه مرگخواران
این جور تیتر ها برای یک لحظه ارتباط خواننده رو با ماجرا قطع می کنه.
اگه داستان رو بدون وقفه ادامه بدین، این قطع ارتباط اتفاق نمیفته.
حالا اگه مکان عوض بشه مجبوریم این کار رو انجام بدیم؛ ولی بهتره به ساده ترین و رسمی ترین شکل ممکن این کار رو انجام بدیم. یعنی فقط اسم مکان رو بنویسیم. در ضمن، ممکنه خواننده با این تیتر اصلا متوجه نشه اینجا کجاست. حالتش هم طوریه که یه هیجان بی دلیل ایجاد کرده.


نقل قول:
رودولف که گوش اش نسبت به تن صدای غر زدن های بلا مقاوم شده بود با چشمان قلب گونه به ناز و ادای ساحره ی اتاق ازمایش خون هیپنوتیزم شده بود که با لگد بلا از تصورات ماه عسلی خئ با ساحره مذکور به حال حاضر پرت شد.
جمله خیلی طولانیه!
خیلی سخته که اینو یک نفس تا آخر بخونیم، و وسطا مفهوم رو گم نکنیم. اینجور جمله ها رو بهتره به جمله های کوتاه تر تقسیم کنین. خوندنش راحت تر می شه و مفهومش واضح تر.
اشتباه تایپی هم یکی دو تا داشتین. مهم نیست، ولی بهتره نباشن. حواس خواننده رو پرت می کنن.


نقل قول:
از بانز که بعد از شوت شدن سینوس از اتاق،از هر زمان دیگر نامریی تر بود صدایی درنیامد و درنتیجه رودولف با زمزمه ی به کدامین گناه از سنت مانگو بیرون زد.
شخصیت بانز رو با یه جمله کوتاه، خوب توصیف کردین. همینطور در مورد شخصیت رودولف هم به خوبی از سوژه دوئلش استفاده کردین:
نقل قول:
_اماده شد ارباب.براتون دوئل اوردم ارباب.



نقل قول:
_چه چیزی چه کشکی اخه...بذارببینم!خودشه.
این جمله، وسطش احتیاج به شکلک داشت. برای این که احساس گوینده، وسطا عوض می شه. اینجوری حس لازم رو منتقل نمی کنه. اون مکث و فکر کردن و به نتیجه رسیدن ناگهانی رو باید به خواننده نشون بدیم.


نقل قول:
_هر غلطی می کنی زودتر.میلمان به چیز زیادتر شد،یک مشت بی عرضه دورمان را گرفته اند...این دیگر کدام کدوتنبلی ست؟

کدوتنبل مذکور پرروتراز این بود که از هیبت لرد بلرزد.
_سل لام!
این جاش خیلی خوب بود. خیلی هم درست و با جدیتی که لازم بود نوشتینش. بعضی طنزا رو باید قوی و جدی نوشت که تاثیر خودشونو بذارن.
کمتر پیش میاد که موقعیتی ایجاد بشه که شخصیتی بتونه با لرد اینجوری حرف بزنه و از همچین شکلکی استفاده کنیم. اینجا موقعیت ایجاد شده و شما استفاده کردین. کدو تنبل انتخاب خوبی بود.


نقل قول:
-می خواهیم شکل و شمایلت را برای همیشه از این جهان فانی پاک کنیم.
-ارباب.
-مرگ،چوب دستی مان.
هر دو شخصیت لرد و رودولف خیلی خوب نوشته شدن. باز هم کاملا مشخصه که تسلط کافی رو شخصیت های داخل سایت دارین.
بلاتریکستون هم خوب بود. حتی نجینی ای که در حد یک جمله حضور داشت هم بسیار خوب بود.
شخصیت های قوی، نقطه قوت پست شما هستن.


دیالوگ هاتون قبلا خوب بود...الان هم خوبه.
سوژه رو خوب پیش بردین. در واقع اتفاق خاصی نیفتاده...که این بهترین حالت نوشتنه.
طنزتون کاملا کافیه.
شخصیت ها خیلی خوبن...و همین دلیل خوب بودن طنزه.
شکل نوشتنتون نسبت به مفهومی که قصد انتقالش رو دارین کمی ضعیف تره...ولی نامفهوم یا پر از ایراد نیست.

پستتون با وجود طولانی بودن اصلا خسته کننده نبود.


خوب بود.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: پنجشنبه 24 اسفند 1396 03:45
نمایش جزئیات
آفلاین
وقت بخیر لرد.بیزحمت این رول رو هم نقد کنید.
پیشاپیش مرسیا.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
lost between reality and dreams
پاسخ به: بررسی پست های خانه ی ریدل ها
ارسال شده در: چهارشنبه 23 اسفند 1396 21:33
نمایش جزئیات
آفلاین
لرد لرد! بازم اومدم! احتمالا آخرین مزاحمت قبل از عید باشه!

این پست چجوریاست لرد؟ زیادی طولانیه؟ بیخودی طولانیه؟ شکلکاش زیاده؟ کمبود علائم نگارشی داره؟ شخصیتا کمرنگ هستن؟

پیشاپیش تشکر!



نقد ارسال شد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط لرد ولدمورت در 1396/12/25 0:20:58