ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) روح نفرینی من اولش اندازه گربه بود، البته آخرش هم همون اندازه موند! البته روح من شبیه گربه نبود، بیشتر شبیه موش بود. ؛ موشی که سه بار به مدت ده ثانیه تو یه ظرف اسید انداخته باشنش! خیلی هم بد دهن بود! البته شاید این قابلیت بدی هم نبود! به معلوماتم اضافه شد!
روح من قابلیت استتار کوتاه مدت داشت ولی قبل از اینکه نامریی بشه، میدرخشید! حداکثر میتونست بیست ثانیه کاملا نامریی بشه. قابلیت دیگش هم این بود که میتونست تبدیل به ابزار های مختلف بشه. مثلا موقع جنگ یهو تبدیل می شد به شمشیر، نیزه یا حتی چاقو!
2) اولش می خواستم از زمان برگردان لعنتی استفاده کنم، اما هربار که بهش نگاه میکنم، اعصابم بهم میریزه. پس تصمیم گرفتم از انگشتری که برای خودم خریدم استفاده کنم.
خوب به انگشتر دقت میکنم و بهش خیره میشم، بعدش به روزی فکر میکنم که کله ی لونا ( لیلی لونا) رو با یه کتاب به اندازه پای چپ هاگرید ترکوندم! خاطره خوبی بود!
3) چشم به انگشتر آماده شدم تا روح اولین حرکتشو بزنه. به محض اینکه درخشید همه تمرکزمو روی انگشتر گذاشتم که یهو چنتا چاقو به سمتم پرتاب شدند! بعد از اینکه جاخالی دادم، متوجه شدم که چاقو ها به دیوار پشت سرم گیر کردن!
انرژیمو کاملا به انگتشر منتقل کردم و به نقطه قوتم که خونسرد بودنه تبدیل شد، داشتم کارشو با اکسپلیارموس میساختم که دوباره غیب شد و اینبار به شکل نیزه بهم حمله کرد، بعد از اینکه طلسمم بهش نخورد اینبار با هدف گیری مناسب تر زدمش. بلافاصله شعله های قرمزی اطراف انگشتر ظاهر شد و سریع از بین رفت.
4) اگه اون چیز آدم باشه، جیسونه. اگه اشیا باشه چاقوعه. اگرم خوردنی باشه، یا پاستیله یا آبنبات. کلا بستگی به تعریفتون نسبت به چیز داره!
نمایش پروفایل
ویرایش پروفایل
آگاهیرسانیها
مرکز رسانه
خروج


از ویژگی هاش هم اینه که مرض داره! بله. کاملا درسته. ایشون کرم دارن و اگه همون یه بار در سال که پیداش میشه با جامپ اسکِیر ها و جیغ و دادهاش سکته ات نده، کریسمس سال بعدش واسش کریسمس نیست. شب شهادت مرلینه!
انرژی یه جوری انتقال پیدا میکنه به پریز که انگار داری کاسه سوپ پیاز رو سر میکشی. سپس پریز به طور مداوم جرقه میزنه و اکنون بنده آماده نبرد با روح نفرینی که نمیدونم من گیر این افتادم یا اون گیر من افتاده، میباشم.




