جادوگران جادوگران | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز
×

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده
×

آنلاین‌ها

18 کاربر(ها) آنلاین هستند (7 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
17
مهمانان
1
عضو
×

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

×

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس
wand

پیام امروز

wand
هاگوارتز وحشی!

هاگوارتز وحشی!

بردلی 1405/03/23 03:30  93 خواندن  بدون نظر 
جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

جدال‌ها در کوچه‌ی دیاگون!

ایزابل مک‌دوگال 1405/03/09 03:30  170 خواندن  بدون نظر 
یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

یار جدید سوروس اسنیپ که خواهد بود؟

تلما هلمز 1405/03/02 03:30  288 خواندن  بدون نظر 
اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

اثبات وفاداری یا نجات جان خود؟

ایزابل مک‌دوگال 1405/02/30 03:30  274 خواندن  بدون نظر 
پیوندشان مبارک!

پیوندشان مبارک!

آکی سوگیاما 1405/02/27 03:30  347 خواندن  7 نظر(ها) 
آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

آشنایی با گشنه در نت: افسانه‌ی قدرتمندترین شکلک

مرگ 1405/02/26 03:30  254 خواندن  1 نظر 
مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 شهریور 1400 19:17
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور!
ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
1) روح نفرینی من اولش اندازه گربه بود، البته آخرش هم همون اندازه موند! البته روح من شبیه گربه نبود، بیشتر شبیه موش بود. ؛ موشی که سه بار به مدت ده ثانیه تو یه ظرف اسید انداخته باشنش! خیلی هم بد دهن بود! البته شاید این قابلیت بدی هم نبود! به معلوماتم اضافه شد!

روح من قابلیت استتار کوتاه مدت داشت ولی قبل از اینکه نامریی بشه، میدرخشید! حداکثر میتونست بیست ثانیه کاملا نامریی بشه. قابلیت دیگش هم این بود که میتونست تبدیل به ابزار های مختلف بشه. مثلا موقع جنگ یهو تبدیل می شد به شمشیر، نیزه یا حتی چاقو!

2) اولش می خواستم از زمان برگردان لعنتی استفاده کنم، اما هربار که بهش نگاه میکنم، اعصابم بهم میریزه. پس تصمیم گرفتم از انگشتری که برای خودم خریدم استفاده کنم.
خوب به انگشتر دقت میکنم و بهش خیره میشم، بعدش به روزی فکر میکنم که کله ی لونا ( لیلی لونا) رو با یه کتاب به اندازه پای چپ هاگرید ترکوندم! خاطره خوبی بود!

3) چشم به انگشتر آماده شدم تا روح اولین حرکتشو بزنه. به محض اینکه درخشید همه تمرکزمو روی انگشتر گذاشتم که یهو چنتا چاقو به سمتم پرتاب شدند! بعد از اینکه جاخالی دادم، متوجه شدم که چاقو ها به دیوار پشت سرم گیر کردن!

انرژیمو کاملا به انگتشر منتقل کردم و به نقطه قوتم که خونسرد بودنه تبدیل شد، داشتم کارشو با اکسپلیارموس میساختم که دوباره غیب شد و اینبار به شکل نیزه بهم حمله کرد، بعد از اینکه طلسمم بهش نخورد اینبار با هدف گیری مناسب تر زدمش. بلافاصله شعله های قرمزی اطراف انگشتر ظاهر شد و سریع از بین رفت.

4) اگه اون چیز آدم باشه، جیسونه. اگه اشیا باشه چاقوعه. اگرم خوردنی باشه، یا پاستیله یا آبنبات. کلا بستگی به تعریفتون نسبت به چیز داره!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
EVEN IN DEATH MAY I BE TRIUMPHANT

تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: دوشنبه 8 شهریور 1400 23:40
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور
خب ام.. خب
[color=CCFF00]1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره[/color]

خب...
روح نفرینی من خیلی بانمک بود

لپ هاش گلگون بود
شایدم چون تو آفتاب بودم اینطور شده بود
خب شکل زرد کم رنگ بود
و خواستم قلقلکش بدم خندید اما چه خنده ای

تو دهنش چهارتا دندان خراب داشت که حال آدم را بد میکرد
خب تاالان که شکل امواج منفی دور اطرافم نشده بود
شایدم من چون به فکر امواج منفی نیافتادم این اتفاق نیافتاده

آره فکر کنم چون الان داره تبدیل میشه

پناه بر مرلین
چرا اینطور شد.
اووو داره چاق میشه اووو داره باد میکنه و مثل بادکنک میره هوا
و جیغ های بنفش میکشید

2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره
خب اولش چون در بهت فرو رفته بودم منم همراه روح جیغ زدم که یادم اومد اینجا هاگوارتزه و اگه ی بار دیگه جیغ بزنم ابروم میره
پس دست در جیب های خود فرو بردیم که چوب دستی را دربیاوریم
که یادم اومد جیبم سوراخ شده و چوب دستی در کلاس جا مونده
در جیبم فقط پونز و دستمال کاغذی بود پس همونا رو در دفاعم در آوردم


3. گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره
خب سعی کردم با پونز بهش نزدیک شوم تا سعی کنم بترکونمش
دفعه اول نزدیکش شدم جیغ بنفش زد که من مجبورر شدم چشم هایم را ببندم و او با دستش مرا به سمت راست هل داد
و من تعادل را از دست دادم و افتادم روی زمین
ایستادم و دوباره رفتم سمتش که دوباره جیغ زد
برای اینکه دوباره اتفاق بعدی رقم نخوره بدوو دویدم سمت مقابل
حالا من بدو اون هم چرخ میزد و جیغ
حالا فکر کنید بقیه چه فکری میکردند
بگذریم
تا اینکه من تعادل ام را از دست دادم و خوردم زمین
از شانس خوبم اون مرا ندید و باز چرخید
ومن هم فرصت را غنیمت شمردم تا پشتش به من شد
پونز را درکف پایش قرار دادم و اوو ترکید
و باقی مانده جسد ان مرحوم را در دستمال کاغذی گذاشتم

سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ ( این سوال اختیاریه و فقط یه جواب داره، در صورت اینکه درست جواب داده بشه یک امتیاز اضافه بهتون تعلق داده میشه.)
استاد اخه این سواله؟ ماکه در ذهن شما نیستیم
خب فکر کنم به غذای مورد علافتون یعنی به ماکارونی فکر میکنید

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آگاتا تراسینگتون در 1400/6/9 14:08:15
در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: دوشنبه 8 شهریور 1400 20:30
نمایش جزئیات
آفلاین
1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره

ویژگی های ظاهری روح نفرینیم رو شرح ندم خیلی بیشتر به نفعتونه ولی حالا که تکلیفه، مجبورم که شرح بدم. روح نفرینی که گیر من اومده اصلا شبیه روح نفرینی نیست! بیشتر شبیه نفرین روحیه! البته شاید این دو تا یکی باشن ولی خب همینه که هست! نفرین من روحیه خوبی داره چون روحیست که نفرین بدی داره. هیچ ربطی به هم ندارن ولی بازم همینه که هست. یه قیافه نحس و کریه و مزخرفی داره که خود روح های نفرین شده ازش میترسن. انگار یه بار رو صورتش اتو کشیدن، بعد روش نشستن چروک شده! از ویژگی هاش هم اینه که مرض داره! بله. کاملا درسته. ایشون کرم دارن و اگه همون یه بار در سال که پیداش میشه با جامپ اسکِیر ها و جیغ و دادهاش سکته ات نده، کریسمس سال بعدش واسش کریسمس نیست. شب شهادت مرلینه!

از قابلیت های ظاهری دیگش اینه که مثل پریز خرابایی میمونه که من همیشه گیرم میاد. اگه سعی کنی بگیریش یا باهاش مبارزه کنی، جرقه میزنه و غیب میشه و تنها زمانی میتونی بفهمی داره بهت حمله میکنه یا نه که جرقه هاش رو ببینی یا صداش رو بشنوی. شاید بگی خیلی سخت نیست مبارزه باهاش و میتونی بفهمی کجاست ولی اصلا اینطور نیست. چون در صورتی جرقه هاش رو میبینی که خیلی بهت نزدیک شده و بهش خیره بشی! اینو بدونید که اگه دستش بهتون برسه انقدر بهتون برق وصل میکنه تا دیگه نتونه بهتون برق وصل کنه!

2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره

به نام خدا، پریز! بله. از پریز استفاده میکنم و برای انتقال انرژی ابتدا چشمان خود را نمیبندم. خیر! بیشتر باز میکنم و به پریز خیره میشم تا جایی که بخواد از حدقه بزنه بیرون و تمام مدتی که به پریز نگاه میکنم، به زمانی فکر میکنم که بوی سوپ پیازهای مالی به مشامم میرسید و کانون گرم خانواده در کنار هم جمع گشته و مثل گشنه های از جنگ برگشته، میافتادیم به جون میز غذا! انرژی یه جوری انتقال پیدا میکنه به پریز که انگار داری کاسه سوپ پیاز رو سر میکشی. سپس پریز به طور مداوم جرقه میزنه و اکنون بنده آماده نبرد با روح نفرینی که نمیدونم من گیر این افتادم یا اون گیر من افتاده، میباشم.

3. گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره

همونطور که تو سوال قبل گفتم، به همون شکل پریز به دست آماده شدم و منتظر موندم تا جرقه هاش رو ببینم. ساعت ها غیب بود و خبری ازش نبود. خیلی صبر و حوصله داره و تمام مدت داشت سعی میکرد کاری کنه که فکر کنم رفته و خبری ازش نیست تا بتونه توی یه موقعیت مناسب من رو مورد عنایت جرقه هاش قرار بده. تقریبا هم موفق شده بود ولی یه اشتباه بزرگی که کرد این بود که در لحظات آخر خیلی بهم نزدیک شد و من صدای جرقه ای رو از سمت راستم شنیدم. فورا به سمت راست چرخیده، ژست گرفته، دو دستی پریز را چسبیده و دستانم را دراز کرده تا آرنج در چشم روح که ناگهان دیدم از سمت چپم ظاهر شد بی شرف!

خلاصه که مرلین نصیب گرگ بیابون نکنه. انقدر بهم الکتریسیته داد که چشمام به چشماش اتصالی کرد. پریز از دستم افتاد و امید ها ناامید شد ولی ناگهان پریز گم گشته باز آمد به کنعان و الکتریسیته از درونم به بیرون بازتاب شد و به خورد پریز رفت و اکنون که اینجا هستم، پریز دل ها روح نفرینی رو درون خودش کشیده و مورد عنایت جرقه های خودش قرار میدهد.

سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ ( این سوال اختیاریه و فقط یه جواب داره، در صورت اینکه درست جواب داده بشه یک امتیاز اضافه بهتون تعلق داده میشه.)

آرکو تنها چیزی که بهش فکر میکنه یه چیز نیست بلکه یه شخصه. اون شخص هم کسی نیست جز جیسون. آرکو تنها به جیسون فکر میکنه و همین باعث میشه بتونه تمرکز کنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
معتقد به روماتیسم در حد آرتریت و آرتریت روماتوئید

فرزند بیشتر، زندگی بهتر!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: دوشنبه 8 شهریور 1400 17:38
نمایش جزئیات
آفلاین
یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره

تصمیم گرفتم که به حیاط برم تا تکلیفم رو انجام بدم.یه گوشه از حیاط کارم را شروع کردم. وقتی به روح نگاه کردم روح شروع کرده بود به استخوانی شدن و قفسش را شکست. بزرگ و بزرگتر شد تا هم اندازه من شد!
چشمای روح کم کم زرد و قرمز شدن و از چشماش لیزر بیرون می اومد. توی چشماش هم غم عمیقی بود.

با خودم فکر کردم انرژی منفی من خیلی بهش ساخته !
حاله ای از انرژی سیاه دورش جمع شد.
افکار منفی من، خیلی قویه بود! باید دست به کار می شدم تا کسی آسیب نمی دید.

2- واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره

همیشه چاقوی دسته قهوه ایم که توی کیفم بود و خیلی تیز بود همراهم بود ،
در حالی که با سپر مدافع جلوش رو می گرفتم سعی کردم روی چاقوم متمرکز بشم و به بهترین خاطره ای که داشتم فکر کنم،موفق نشدم و کم کم دنیا داشت تیره می شد که چاقوم رو تا جایی که می تونستم محکم وسط دست چپم فرو کردم، با زخمی کردن خودم تونستم حواسمو جمع کنم و حاله انرژی به رنگ آبی نفتی و صورتی تیره - روشن براقی دور چاقوم رو گرفت .

3- گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره

روح دورم پیچید داشت از خون دستم می مکید انگاری خیلی خوشمزه بود!

رنگم داشت می پرید و حس می کردم بی حال می شم ، تقریبا غش کرده بودم که چاقو رو درست وسط قفسه سینه اش زدم ، پریدم عقب و دیدم داره از درد به خودش می پیچه .
سریع قفسش رو تعمیر کردم و به سمت اون هدایتش کردم، با نهایت توانم و با تهدید به آسیب زدن بیشتر بهش زندانی اش کردم . بعد هم ازهوش رفتم .
چند تا از بچه ها پیدام کردن و بردنم به بهداری.

سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ ( این سوال اختیاریه و فقط یه جواب داره، در صورت اینکه درست جواب داده بشه یک امتیاز اضافه بهتون تعلق داده میشه.)
به جنگیدن با چاقو
شایدم ارکو

استاد خیل زحمت کشیدم سرش 20 بار پاک شد و هزار بار از اول نوشتم نمره منو بدین برم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیانا ماری در 1400/6/9 15:02:24
اکسپکتو پاترونوس


قدم به قدم تا روشنایی از شمعی در تاریکی تا نوری پر ابهت و فراگیر!!
می جنگیم تا اخرین نفس!!
می جنگیم برای پیروزی!!
برای عشق!!
برای گریفندور!!


پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: دوشنبه 8 شهریور 1400 10:26
نمایش جزئیات
آفلاین
1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره
2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره
3. گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره
سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ ( این سوال اختیاریه و فقط یه جواب داره، در صورت اینکه درست جواب داده بشه یک امتیاز اضافه بهتون تعلق داده میشه.)


1- یکی از انرژی های منفی که معمولا در دور و اطراف خودم حس میکنم و وقتی انباشته میشه باعث حضور ارواح نفرینی میشه. خشم من و میل به کشتن یوان هستش. برای همین این ارواح معمولا نارنجی رنگ هستن و همش گوشمو با قلم پر قلقلک میدن.


2-برای همین شی نفرین شده ی من یه روباه عروسکی کوچیکه که هر موقع عصبانی میشم کتکش میزنم اینقدر میزنم که بی حال میشم میوفتم یه گوشه. ولی خوبه حداقل از اذیت ارواح و انرژی بد به دورم.

3-یه روز از روز های خدا که روی یک کشتی تفریحی این یوانو دیدم اینقدر انرژی های بد دورم رو گرفت که جمع شدن و تبدیل شدن به یه روح نفرین شده ی نارنجی. همون موقع دریا طوفانی شد منم گرفتم سر و ته اش رو بستم به دکل و به جای بادبان ازش استفاده کردم. خیلی هم روح کلفت و غلیظی بود جون باد پشتش جمع میشد و ما به جلو حرکت کردیم.

4-استاد راکارو به چیپس و ماست موسیر فکر میکنه.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شدهتصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: دوشنبه 8 شهریور 1400 01:17
نمایش جزئیات
آفلاین
1- ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی را با توجه به انرژی منفی خودتون شرح بدین.

روح نفرینی که من پیدا کردم از لحاظ ظاهری شباهت زیادی به اسب داشت ، البته اگه شش پای عنکبوتی و بال های استخوانیش رو فراموش کنیم. شکل فیزیکی روح بیش از حد ناقص بود برای همین فکر می کردم با یه زامبی رو به رو شدم تا با یه روح نفرینی.
دو تا بال های روح قدرت بسیار زیادی داشت و روح با استفاده از شش پای خودش مدام جا به جا می شد و حتی می تونست به راحتی از در و دیوار بالا بره. از اونجایی که من از حشرات متنفر بودم و تا حد زیادی از اونا می ترسیدم سبب شد تا با همچین روحی برخورد بکنم.

2- از چه وسیله ای برای مقابله با روح نفرینی استفاده می کنید؟ مراحل انتقال انرژی رو به صورت کامل توضیح بدین

گردنبندی که همیشه همراه خودم داشتم بسیار برای من با ارزش بود ، از اونجایی که پرفسور گفته بود باید از ذهن و خاطره ای که برامون با ارزشه استفاده کنیم
گردنبندی که به همراه داشتم مناسب ترین گزینه بود. در قسمت انتقال انرژی ، در مرحله اول انرژی رو در درون خودم تصور کردم و بعد در تمام بدنم ، مثل یک رود که در حال جوش و خروشه به چرخش در آوردمش و بعد تمام انرژی که در بدنم در جریان بود رو به گردنبندی که دور مشتم پیچیده بودم منتقل کردم و بلافاصله
با شعله هایی آبی روبه رو شدم که به زیبایی آسمانی پر از ستاره بود.

3- گزارش کوتاهی از نبرد با روح نفرینی را بنویسید. ( غیر رول )

روح نفرینی که گیر من افتاده بود به شدت سریع بود و مدام از طرفی به طرف دیگه می پرید.
البته با کمی زیر نظر گرفتن حرکاتش متوجه الگویی در رفتارش شدم ، در واقع روح نفرینی یک مسیر را مدام تکرار می کرد و بعد به سمت من می پرید تا با بال های زشت و قدرتمندش کله من رو از جا بکنه.
خودم رو در مسیر حرکتش قرار دادم و با مشتم که گردنبندم رو به دورش پیچیده بودم به روح نفرینی ضربه محکمی زدم و از صفحه روزگار نیستش کردم

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: جمعه 5 شهریور 1400 18:29
نمایش جزئیات
آفلاین
1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره

رامودا با ترس و دودلی، دستش رو به طرف دَرِ قفس دراز کرد و در حالی که با دست دیگرش جلوی چشماش رو گرفته بود، در قفس رو باز کرد.

باورنکردنی بود! نفرینِ داخل قفس ، با نگرانی به رامودا نگاه می کرد و عقب عقب می رفت .
نفرین، کله ی گردی داشت و دو چشم با اندازه های متفاوت که یکی دارای مردمک آبی و دیگری بنفش بود.
رنگ پوست نفرین، یشمی بود و ناخن های دستش زرد و خرد شده بودن؛ انگار که اونارو از اضطراب جویده بود. لای انگشت های دستش به طور غیر طبیعی ای فاصله داشت.
رامودا که خیالش راحت شده بود، لبخندی تحویل نفرین داد.

ظاهراً اشتباه بزرگی کرده بود ! نفرین با دیدن لبخند رامودا مضطرب شده و از بین انگشتاش چندتا سوزن تیز به سمت رامودا پرتاب کرد.

2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره

رامودا دست و پاش رو گم کرد و زیر صندلی ها دنبالشون گشت !
بعد از پیدا کردن دست و پاش، پشت یک صندلی سنگر گرفت و تلاش کرد حداقل برای این بار جلوی احساسات منفیش رو بگیره و تمرکز بکنه.
برای انتقال انرژی منفی جسمی بجز سوزنِ خود نفرین چیزی پیدا نکرد؛ بنابراین وقتی که نفرین سوزنی رو به سمت اون نشونه گرفت، رامودا پرید و سوزن رو گرفت دستش.
تلاشش نتیجه داد! همون موقع انرژی اضطرابش تبدیل به اراده شد و سوزن رو شعله زرد رنگی فرا گرفت.

3. گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره

روح نفرینی که انگار به احساسات مثبت حساسیت داشت ، با دیدن سوزنی که ازش کِش رفته بودم حفره های عجیبی روی پوستش ایجاد شد و دیگه سوزنی پرتاب نکرد؛ اما با نفرت به من نگاه می کرد و داشت به من نزدیک می شد که سوزن رو از توی دستم بکشه بیرون ، ولی من ناخودآگاه سوزن رو توی قلبش فرو کردم و اون تبدیل به مایع یشمی رنگی شد و ریخت رو زمین.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
تصویر تغییر اندازه داده شده
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: پنجشنبه 4 شهریور 1400 13:16
نمایش جزئیات
آفلاین
1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره
وای پروفسور اصلا افتضاح بود ! اولا ه فکر کنم بدترینش رو به من دادید رنگش سیاه سیاه بود بعضی قتام سفید بعضی وقتام رنگی..... هی تغییر رنگ می داد که بدجور آدمو به سر گیجه می انداخت اندازش خیلی کوچیک بود که هر طلسمی یا وردی می زدی سمتش خیلی راحت یا خطا می رفت یا جاخالی می داد . بعدا به محض اینکه یکم از شکست دادنش نا امید می شدی مثل روح از توبدنت رد می شد و انگارر سرعتش بیشتر و قوی تر می شد . البته طبیعی بود که از انرژی منفی قدرت بگیره ولی خیلی قوی بود .
2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره.
پروفسور از اونجایی که من همی شه ساز مخالف می زنم ( یک اصطلاح مشنگیه که قبل اینکه بیام هاگوارتز معلمم بهم می گفت یعنی همیشه برعکس کاری که می خواهید رو انجام می دم ) سعی کردم روش جدید ابداع کنم پس هرچی شادی داشتم رو از خودم دور کردم ولی برای این کار باید می ریختمش تو چیزی که ارتباطم باهاش به صورت تنفر باشه و چی بهتر از اون روح نفرینی و اینجوری بود که گرفتمش و هرچی شادی داشتم ریختم توش .
3 . گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره
از اونجایی که شادی رو ریخته بودم تو اون روح ضعیف شده بود و الان چالش اصلی این بود که نگذارم نا امیدی ای که مونده بودو جذب کنه . پس سریع دویدم اونم پرواز کنان دنبالم آمد ولی در نهایت وقتی فاصله ام ازش یکم دور شد برگشتم و با یک اکسپلیارموس ساده پرتش کردم اونور . اول یکی از چاقوهاتون رو برداشتم و هزار با ر اینور اونورش فرو کردم بعد شادیمو پس گرفتم و اون روح نفرینی بدبختو که قراره 38 ساعت زجر بکشه انداختم تو قفس . امیدوارم به خاطر روش جدیدم نمره کم نکنید... اگه اینکارو نمی کردم جسیکا نبودم !
سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ ( این سوال اختیاریه و فقط یه جواب داره، در صورت اینکه درست جواب داده بشه یک امتیاز اضافه بهتون تعلق داده میشه.)
احتمالا یه چیز خیلی خشن یا مثلا نبردتون با روحای نفرینی وِیژه البته اگه برنده شده باشید... به امید امتیاز اضافه !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!

در کشاکش شجاعت و اصالت، در هیاهوی هوش و ذکاوت، اتحاد و پشتکار سو سو میزنند...فرزندان هلگا میدرخشند!
تصویر تغییر اندازه داده شده
بله تا زنده ایم واسه هافل می جنگیم.
123 هافل برنده می شه !
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: پنجشنبه 4 شهریور 1400 10:37
نمایش جزئیات
آفلاین

سلام پرفسور راکارو
1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین.

روح نفرینی که به من داده شده بود قیافه بانمکی داشت و لپ های سرخ و چشم ها گرد گول زننده ای داشت ولی صدای ترسناکی از خودش در می اورد. دیدم داره اشیا رو معلق می کنه و من خیلی ترسیدم و تا دید که من ازش ترسیدم شروع به جیغ کشیدن و پرت کردن اشیای معلق به سمت من کرد.
وقتی از دستش قایم شدم هی اه می کشید. صدای اه کشیدنش خیلی خوفناک بود.

2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین.

من که پشت دیوار قایم شده بودم، از صدای اه های تکراری و ترسناکش خسته شدم و از پشت دیوار بیرون امدم و سرش داد زدم که آیا می خواد این اه کشیدن ها را تمام کند که دوباره خشمگین شد و چند چیز دیگر به طرفم پرت کرد. من که از دستش به تنگ نا اومده بودم قلم پر دار مورد علاقم را دیدم سریع در دستم گرفتمش و چشمانم را بستم و به خانوادم و خاطرات خوبم فکر کردم... .

3.گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول)

بعد از انتقال انرژی ام به قلم پر مورد علاقه ام احساس سبکی و شادی می کردم. احساس می کردم پتانسیل هر کاری را دارم. چشمانم را باز کردم و با نیشخندی به روح نفرینی ام خیره شدم! روح نفرینی به حالت اولیه اش برگشت اما تمام وسایل های من شکسته بود متاسفانه .

سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ پرفسور فکر کنم چیزی که خیلی دوست دارید نبرد هست.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط دافنه گرینگرس در 1400/6/4 10:40:33
واقعیت توهم است . طلا بخر!
پاسخ به: کلاس «جادوی سیاه فوق پیشرفته»
ارسال شده در: چهارشنبه 3 شهریور 1400 18:52
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام پروفسور
1. یادگرفتیم ارواح نفرینی ویژگی ها و اشکال گوناگونی دارن. ویژگی های ظاهری و قابلیت های روح نفرینی که گیرتون اومده رو با توجه به انرژی منفی تون شرح بدین. سه نمره
.
وقتی روح نفرینی به دست من رسید اول کوچیک بود ولی یهو به ۱متر تبدیل شد.
بالهای سیاه مشکی پشت سرش درست شدند و رنگ یک چشمش به ارغوانی و چشم دیگرش به خاکستری تغییر رنگ پیدا کرد.
گوشهای الف مانندی روی سرش بوجود اومدند و رنگ پوستش از صورتی به قرمز تغییر کرد.فکر کنم بخاطر افکار شدید منفیم اینجوری شد که یهو لبخندی شیطانه زد و پرید و دستاش رو دور گردنم حلقه کرد.
همونجوری که توی هوا بال میزد گردنم رو هم توی دستاش نگه داشته بود.وقتی که از خودم جداش کردم بهم اخم کرد بعد به دستاش نگاه کرد و یهو کف دستاش آتش ظاهر شده بود
گلوله های آتش رو به سمتم پرت میکرد و یهو همراه با آتش صدای اسب دراورد و منو به سمت دیوار پرت کرد
انگار هر لحظه قابلیتاش و قدرتاش بیشتر میشد
2. واسه مقابله با روح نفرینی از چه وسیله ای استفاده می کنین ؟ مراحل انتقال انرژی منفی به شی رو به صورت کامل توضیح بدین. دو نمره
پروفسور من اول سعی کردم یک وسیله ای که خوب باشه رو پیدا کنم البته روح نفرینی ولم نمیکرد پس مجبور بودم تا موقعی که وسیله ای برای انتقال انرژی پیدا کنم با ورد دورش کنم البته که هر وردی هم دورش نمیکرد.
من کتاب رو برای انتقال انرژی انتخاب کردم و تا حد امکان از روح دور شدم و کتاب رو روبروم گذاشتم و چشمامو بستم و به افکار مثبت فکر کردم و کم کم احساس میکردم ذرات وجودم در حال جابه جایی هستن
و حدودا بعد از یک مدت نسبتا کوتاهی تونستم روح رو به حالت اولیه برگردونم و از خودم دور کنم
3. گزارش کوتاهی از نبردتون با روح نفرینی تون شرح بدین. (غیر رول) پنج نمره
.
روح نفرینی اوایل مثل یک بچه داخل گهواره بود ولی کم کم انگار به یک مجنون گر تبدیل میشد چون وقتی نزدیک میشد احساس پوچی و خالی بودن از هیچ حس خوشحالی بهم دست میداد .
حتی اواخر یک نبرد تن به تن هم باهم داشتیم که موجب شکستگی دو انگشتم شد.

سوال اختیاری: استاد راکارو مشکل تمرکز داره و برای انتقال انرژی منفی باید، به چیزی که خیلی دوستش داره فکر کنه! اون چیز چیه؟ ( این سوال اختیاریه و فقط یه جواب داره، در صورت اینکه درست جواب داده بشه یک امتیاز اضافه بهتون تعلق داده میشه.)
.
فکر کنم چاقو یا چوبدستی هست پروفسور

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط آرتمیسیا لافکین در 1400/6/4 17:48:16