پرسی ویزلی
از تو میپرسند !!
- تولد نقش
- 1383/11/19
- آخرین ورود
- پنجشنبه 30 بهمن 1404 04:03
- عضویت
- 1384/05/18
- پستها
- 3736
سلام
کلاس خیلی خوبی بود ، نتیجه بازرسی از کلاستون به زودی به دستتون میرسه پروفسور !
نام یکی از کارآگاهان بر جسته در سال 1965 که برخورد شدیدی با جادوگران سیاه داشت را بنویسید و کمی دربارهء او توضیح دهید
آلستور مودی
آلستور مودی یکی از جادوگران و آرور های برجسته وزارت سحر و جادو است که از سال 1965 فعالیت های بسیاری ضد جادوگران سیاه به خصوص یاران و یا همان مرگخواران لرد سیاه داشت . او در حال حاضر در سن 48 سالگی به سر میبرد . او یکی از اعضای قدیمی محفل ققنوس و یکی از یاران سپیدی است که از سالهای اولیه تشکیل محفل در آن حضور داشته و همواره فعالیت های بسیاری انجام نموده است .
او یکی از شکاک ترین و وسواس ترین جادوگران قرن است ، البته در زمینه پیدا کردن و اسیر نمودن جادوگران بد و سیاه ، نمونه بسیاری از فعالیت مرگخواران تبه کار توسط او مشاهده شده است که آنان را به وزارت جادوگری ارائه کرده است . شروران و سیاهان همواره از بر زبان آوردن نام او هراس داشتند و وجود او نشانگر آرامش و خوبی است . نمونه ای از سیاهانی که طی فعالیت های او دستگیر و به آزکابان فرستاده شده اند شامل : لسترنج ها ، بارتی کراوچ پسر ، لوسیوس مالفوی ، سوروس اسنیپ ( بخشیده شد ) ، کارکاروف و ... است .
از خصوصیات ظاهری او میتوان به قد بلند ، موهای بلند و قهوه ای روشن ، چشمان آبی رنگ ، عصای بزرگ ، و صورت خراشیده و بینی قلوه کن شده اش اشاره نمود .
درباره محل زندگی او اطلاعات چندانی در دست نمیباشد ، چرا که او مدام در حال تغییر مکان زندگی اش است زیرا که تبه کاران همواره در جست و جو و نابودی او هستند ، مجبور است که هر چند مدت یک بار محل زندگی اش را تغییر دهد ، با این حال اتفاقات خطرناک زیادی در منزل شخصی اش برای او رخ داده است .
از آنجایی که او به همه افراد بسیار زود مضمون میشود و شک میکند ، تا به حال ازدواج نکرده است و به همین دلیل فرزندی نیز ندارد .
از دیگر فعالیت های او میتوان به : تدریس در سال پنجم در مدرسه هاگوارتز و در مقام معلم دفاع در برابر جادوی سیاه اشاره نمود ، البته موفقیتی کسب نکرد ، چرا که توسط یکی از مرگخواران به اسارت گرفته شد
و این اسارت منجر به شش ماه زندانی ماندن در یک صندوقچه جادویی شد ، همچنین وظیفه برگزاری جلسات سری در محفل ققنوس را بر عهده دارد و در محفل حکم دست راست آنان را دارد .
در حال حاضر از وزارتخانه بازنشسته شده و تمام وقتش را به انجام کارهای محفل و نابودی جادوگران سیاه اختصاص داده است .
وزیر گورتیس ( ره ) چگونه به مقام والای شهادت رسید و توسط چه کسی ؟
وزیر گورتیس که به یکی از ماموریت های سری در وزارت سحر و جادو به جنوب آنکارا رفته بود ، توسط تبه کاران و جادوگران سیاه و شرور آن زمان ربوده شد . بحث های فراوانی در این مدت شد و افراد بسیاری برای پیدا کردن و خلاص کردن او از شر جادوگران بد شدند ولی متاسفانه تفاوتی نکرد . او 8 ماه بعد از ربوده شدنش و در حالی که با معجون راستی و ذهن خوانی و طلسم فرمان از طرف شرورین از او بازجویی های فراوانی شد و در زمانی که اطلاعات بسیاری را از وزارتخانه و دیگر مکان های مهم در اختیار جادوگران سیاه گذاشته بود ، با انجام شکنجه های فراوان عقلش را از دست داد و بعد از مدتی که دیگر به کار نیامد کشته شد .
سه هفته بعد از کشته شدنش نایل به دریافت مدال مرلین درجه یک گشت که به سپاس از فعالیت های بسیار او و قدردانی از او بود گشت .
چرا زمانی که گورتیس ( ره ) به مقام شهادت رسید برای او مقبره نساختند ؟
بحث های فراوانی در این باره و بزرگان وزارت خانه نظرات فراوانی دادند از جمله اینکه : اگر براش مقبره بسازیم ، امکان داره توسط تبه کاران جسدش ربوده بشه ! ؛ یا اینکه کسی میگفت میتونیم هزینه ساخت مقبره رو به چیزهای دیگری اختصاص بدیم !
ولی در واقع آنچه که حقیقت است بر این صدق میکند که جسد گورتیس وزیر هیچ گاه پیدا نشد ، با اینکه جست و جو ها و گشت و گذار های فراوانی انجام گشت ولی هیچ رد و نشانی از جسد او پیدا نشد .
مهمترین عامل این میتواند باشد ، البته در اوایل کشته شدن او وزارت دست به اقدام ابلهانه ای زد و برای او قبری کوچک درست کردند تا بگویند که مرده است ، ولی این اقدام توسط وزیر بعدی منتفی شد و ایشان گفتند : جادوگران و ساحره ها باید حقیقت رو همونطور که هست بدونند نه با کمی و یا کاستی .
با تشکر
کلاس خیلی خوبی بود ، نتیجه بازرسی از کلاستون به زودی به دستتون میرسه پروفسور !
نام یکی از کارآگاهان بر جسته در سال 1965 که برخورد شدیدی با جادوگران سیاه داشت را بنویسید و کمی دربارهء او توضیح دهید
آلستور مودی
آلستور مودی یکی از جادوگران و آرور های برجسته وزارت سحر و جادو است که از سال 1965 فعالیت های بسیاری ضد جادوگران سیاه به خصوص یاران و یا همان مرگخواران لرد سیاه داشت . او در حال حاضر در سن 48 سالگی به سر میبرد . او یکی از اعضای قدیمی محفل ققنوس و یکی از یاران سپیدی است که از سالهای اولیه تشکیل محفل در آن حضور داشته و همواره فعالیت های بسیاری انجام نموده است .
او یکی از شکاک ترین و وسواس ترین جادوگران قرن است ، البته در زمینه پیدا کردن و اسیر نمودن جادوگران بد و سیاه ، نمونه بسیاری از فعالیت مرگخواران تبه کار توسط او مشاهده شده است که آنان را به وزارت جادوگری ارائه کرده است . شروران و سیاهان همواره از بر زبان آوردن نام او هراس داشتند و وجود او نشانگر آرامش و خوبی است . نمونه ای از سیاهانی که طی فعالیت های او دستگیر و به آزکابان فرستاده شده اند شامل : لسترنج ها ، بارتی کراوچ پسر ، لوسیوس مالفوی ، سوروس اسنیپ ( بخشیده شد ) ، کارکاروف و ... است .
از خصوصیات ظاهری او میتوان به قد بلند ، موهای بلند و قهوه ای روشن ، چشمان آبی رنگ ، عصای بزرگ ، و صورت خراشیده و بینی قلوه کن شده اش اشاره نمود .
درباره محل زندگی او اطلاعات چندانی در دست نمیباشد ، چرا که او مدام در حال تغییر مکان زندگی اش است زیرا که تبه کاران همواره در جست و جو و نابودی او هستند ، مجبور است که هر چند مدت یک بار محل زندگی اش را تغییر دهد ، با این حال اتفاقات خطرناک زیادی در منزل شخصی اش برای او رخ داده است .
از آنجایی که او به همه افراد بسیار زود مضمون میشود و شک میکند ، تا به حال ازدواج نکرده است و به همین دلیل فرزندی نیز ندارد .
از دیگر فعالیت های او میتوان به : تدریس در سال پنجم در مدرسه هاگوارتز و در مقام معلم دفاع در برابر جادوی سیاه اشاره نمود ، البته موفقیتی کسب نکرد ، چرا که توسط یکی از مرگخواران به اسارت گرفته شد
و این اسارت منجر به شش ماه زندانی ماندن در یک صندوقچه جادویی شد ، همچنین وظیفه برگزاری جلسات سری در محفل ققنوس را بر عهده دارد و در محفل حکم دست راست آنان را دارد .
در حال حاضر از وزارتخانه بازنشسته شده و تمام وقتش را به انجام کارهای محفل و نابودی جادوگران سیاه اختصاص داده است .
وزیر گورتیس ( ره ) چگونه به مقام والای شهادت رسید و توسط چه کسی ؟
وزیر گورتیس که به یکی از ماموریت های سری در وزارت سحر و جادو به جنوب آنکارا رفته بود ، توسط تبه کاران و جادوگران سیاه و شرور آن زمان ربوده شد . بحث های فراوانی در این مدت شد و افراد بسیاری برای پیدا کردن و خلاص کردن او از شر جادوگران بد شدند ولی متاسفانه تفاوتی نکرد . او 8 ماه بعد از ربوده شدنش و در حالی که با معجون راستی و ذهن خوانی و طلسم فرمان از طرف شرورین از او بازجویی های فراوانی شد و در زمانی که اطلاعات بسیاری را از وزارتخانه و دیگر مکان های مهم در اختیار جادوگران سیاه گذاشته بود ، با انجام شکنجه های فراوان عقلش را از دست داد و بعد از مدتی که دیگر به کار نیامد کشته شد .
سه هفته بعد از کشته شدنش نایل به دریافت مدال مرلین درجه یک گشت که به سپاس از فعالیت های بسیار او و قدردانی از او بود گشت .
چرا زمانی که گورتیس ( ره ) به مقام شهادت رسید برای او مقبره نساختند ؟
بحث های فراوانی در این باره و بزرگان وزارت خانه نظرات فراوانی دادند از جمله اینکه : اگر براش مقبره بسازیم ، امکان داره توسط تبه کاران جسدش ربوده بشه ! ؛ یا اینکه کسی میگفت میتونیم هزینه ساخت مقبره رو به چیزهای دیگری اختصاص بدیم !
ولی در واقع آنچه که حقیقت است بر این صدق میکند که جسد گورتیس وزیر هیچ گاه پیدا نشد ، با اینکه جست و جو ها و گشت و گذار های فراوانی انجام گشت ولی هیچ رد و نشانی از جسد او پیدا نشد .
مهمترین عامل این میتواند باشد ، البته در اوایل کشته شدن او وزارت دست به اقدام ابلهانه ای زد و برای او قبری کوچک درست کردند تا بگویند که مرده است ، ولی این اقدام توسط وزیر بعدی منتفی شد و ایشان گفتند : جادوگران و ساحره ها باید حقیقت رو همونطور که هست بدونند نه با کمی و یا کاستی .
با تشکر
افرادی که لایک کردند
اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط پرسی ویزلی در 1385/11/24 21:14:45
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری




(فقط از قبل اطلاع بده که اونجا نباشم