جادوگران® | نخستین مرجع فارسی زبان هواداران هری پاتر
خانه خانه انجمن‌ها انجمن‌ها کلاه گروهبندی کلاه گروهبندی تازه‌ها تازه‌ها بیشتر بیشتر ورود ورود
اینستاگرام
کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!
آنلاین‌ها
کارت قورباغه شکلاتی
شبکه پرواز

کمک می‌خوای؟ از هری بپرس!

تصویر تغییر اندازه داده شده

آنلاین‌ها

29 کاربر(ها) آنلاین هستند (16 کاربر(ها) در حال مرور انجمن هستند)
27 مهمانان 2 اعضا

کارت قورباغه شکلاتی

کارت قورباغه شکلاتی

پرافتخارترین اعضای سایت جادوگران

شبکه پرواز

گالیون‌ و انرژی‌ جادویی خود را خرج کنید در: خرید چوبدستی از چوبدستی گستران و اجرای طلسم در اخگرهای نقره‌ای | آموزش اجرای سپر مدافع یا مهاجم در دخمه خاطرات | خرید جاروی پرنده از هفت دسته جارو | خرید خوراکی و کالا از زوپس مارکت جادوگران | خرید معجون از معجون‌سرای پاتیل‌طلا | خرید اقلام شوخی از شوخی‌کده فارس د ماره | درمان یا پیشگیری از بیماری در شفاخانه مرداب زیرین | فعالیت در رسانه‌های ویدئویی، تصویری، صوتی و متن‌کوتاه‌ جادوگران با خرید اشتراک جادوگران پلاس

مدرسه علوم و فنون جادویی هاگوارتز - ترم 30

امتیازات خانه‌ها

[[chat]] دسته اوباش دهکده

مشاهده‌کنندگان این تاپیک: 1 کاربر مهمان
Re: دفتر مرکزی حزب بورگینیسم!
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 تیر 1388 00:50
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی : بوقی یعنی واقعا این قد سخته یکم کله رو برگردونی نگا کنی؟

وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش )

ارتش اوباش!

ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :

اوباش: یک گروه!

ریش: سفید و درازش خوبه!

کتک زدن: هر از گاهی خوب نیس؟

فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟( جسارت مهمه! )

هیچی دیه میام تو میگم دستمزد بده تو هم میدی اگه نه هم که پشت پرده میبینمت!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر مرکزی حزب بورگینیسم!
ارسال شده در: سه‌شنبه 9 تیر 1388 00:04
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی : پرسی ویزلی

وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش ) شرخر !

ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش : یک گروه بیناموسی
ریش : بهترین وسیله برای پنهان کردن بیناموس بودن
کتک زدن : برای قرمز کردنِ ... خوبه


فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟( جسارت مهمه! )
پرسی : بادی ! دست مزدمو میخوام !
بادراد : برو بابا ! اینجا ما دست مزد و این سوسول بازیا نداریم !
پرسی : پس گویا لازمه جلسه ی توجیهی برات بذارم
بادراد : امم ، گفتی چقدر دستمزد میخوای ؟

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: دفتر مرکزی حزب بورگینیسم!
ارسال شده در: دوشنبه 8 تیر 1388 23:57
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی : اون بالا نوشته.

وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش )
ارتش اوباش!!!

ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش : بورگین!!!
ریش : بادراد
کتک زدن:زور گویی!

فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟( جسارت مهمه! ) میام پیشت میگم دستمزدمو بده. ندیم ریشاتو میبندم به در گاو صندوق از پنجره پرتت میکنم بیرون همراه ریشات در گاو صندوقم ببری خودم پولا رو بر میدارم

----------------------
این نام و نام خانوادگی چیه مد شده همه میزارن؟ خب اون بالا هست دیه! ایششششش

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
Re: دفتر مرکزی حزب بورگینیسم!
ارسال شده در: دوشنبه 8 تیر 1388 23:17
نمایش جزئیات
آفلاین
تپ!
عنکبوت نسبتا درشتی از روی ریش های بادراد میفته روی زمین.

بادراد خسته و کوفته روی مبل شاهی اوباش نشسته و داره مدام آه میکشه.
- هییی! ببین روزگارم چـــــی شد!

نگاهی غم آلود به فرشی که سه وجب روش خاک قرار گرفته کرد و ادامه داد.
- یادش بخیر... عجب روزایی بود!

در همین موقع یکی از چوب های سقف کنده میشه و نور خورشید بعد از مدتی طولانی وارد مقر اوباش میشه.
- یا مرلینا! چه نوری! چه طرواتی!

نور خورشید انرژی مضاعفی رو به بادراد داده بود. نفسش را با سر و صدا بیرون داده و از جایش برخواست تا مفاصل خشک شده اش جان دوباره ای بگیرد سپس نفس عمیقی کشید و گفت : وقت خونه تکونیه!

نیم ساعت بعد!

بادراد در حالیکه مرلین رو دعا میکنه که جادو رو به نسل بشر آموخته به مقر اوباش که از این رو به اون رو شده نگاه می کنه و سپس با خوشحالی به بیرون دفتر میره و پلاکاردی رو بر سر در خونه ی مجلل ولی قدیمی نصب می کنه.

ثبت نام اراذل و اوباش برای بر عهده گرفتن و کنترل بر روی تمامی مکان های هاگزمید! برای بدست آوردن قدرت از همین الان ثبت نام کنید!

سپس لبخندی زد و نگاهی به پرسش نامه ای که در دستش بود کرد. پرسش نامه خوب و کاملی بود...

نام و نام خانوادگی :

وجه اوباشی مورد علاقه شما : ( شرخر ، محافظ پدرخوانده ، ارتش اوباش )

ذهنیت خودتون رو در مورد این کلمات بیان کنید :
اوباش ، ریش ، کتک زدن !

فرض کنید می خواهید برای گرفتن دست مزد آخر هفته به نزد من بیاید. چجوری درخواست طلب می کنین؟( جسارت مهمه! )

بادراد لبخندی زد ، دستی به ریشش کشید و با سر و صدا دوباره داخل مقر اوباش شد تا روز های پر مشغله ای را آغاز کند.

--------------------------

همه عزیزانی که اندکی از وقت خودشون رو میخوان به غارت هاگزمید و کافه ها و مغازه هایش بپردازند می توانند در این جا بدون هیچ گونه محدودیتی ثبت نام کنند!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
Re: دفتر مرکزی حزب بورگینیسم!
ارسال شده در: جمعه 16 اسفند 1387 14:32
نمایش جزئیات
آفلاین
- شعار بدید !
- روح ِ مزاحم میره ، بادراد ِ ریشو میاد ! روح ِ مزاحم میره ، بادراد ِ ریشو میاد !
- ایول ایول ! این ریشو رو ایول !
- ما میگیم حزب نمیخوایم ، زرت و زرت مدیرش عوض میشه !
- ما میگیم تسترال نمیخوایم ، پالون ِ تسترال عوض میشه !
- فقط حزب وجود داره و کسانی که از عضویت توش عاجزند !
- فحش
- فحش
و همچنان فحش


به محض ِ وارد شدن ِ بادراد به پشت ِ صحنه ی تریبون آزاد ، جیمز با عصبانیت یویوش رو به سمتش پرتاب میکنه و جیغ جیغ کنان میگه : بوقی این چه کاری بود ؟! این چه حرفایی بود آخه ؟! ببین ملت چه شعارایی دارن میدن ! عهه ! اگه به کوییرل نگفتم !

بادراد لبخند شیطانی ای زد و گفت : موهاهاها ! باید سیاست داشته باشی جیمز عزیز ! باید بذاریم ملت تا میتونن شعاره مخالف بدن و خودمون هم باید اعلام کنیم که حزب خیلی ضعیف پیش رفته و هر چی شعاره مخالف بدن حقشه !

جیمز با سردرگمی پرسید : شما میخوای حزب رو بالا تر بکشی یا سقوط آزاد براش در نظر گرفتی ؟!

بادراد در حالی که ریش هایش را دور انگشت شستش تاب میداد و به اطراف نگاه میکرد جواب داد : ما باید بیشتر به مردم جو بدیم و اشتباهاتمون رو قبول کنیم و حتی سنگین ترش کنیم ، تا ملت خالی بشن کامل و نارضایتی ای دیگه تو دلشون نمونه ! اون وقت میبینی که همین مردمی که دارن فحش میدن به ما چطور به خدمت ِ حزب در میان و فعالیت میکنن !

جیمز :

پرسی که به شدت مشغول رسیدگی به امور بخش های مختلف بود ، بدون اینکه سرش را از روی کاغذ های پوستی ِ بی شماری که مقابلش پخش و پلا شده بود بردارد گفت : فقط لازمه یه نکته ای رو گوشزد کنم بهت بادراد ! از این به بعد هیچ جلسه ی خصوصی و عمومی ای رو حق نداری برگزار کنی توی حزب ! چون ممکنه موارده مغایر با قوانین توشون وجود داشته باشه ، و این دستوره کوییرل هست !

بادراد با تعجب سوال کرد : هووم ؟! تو ... یعنی تو که پرسی ویزلی هستی الان داری با کوییرل سره این مسئله ای که این همه براش زحمت کشیدی همکاری میکنی ؟! نه !

- بله ! قانون قانونه و برای همه یکسانه ! منم مجری قانون هستم و باید الگو باشم برای سایرین ! نه مشکل ساز و خاطی !

جیمز که از این تغییراتی که در پرسی به وجود آمده بود ، به شدت احساس ِ رضایت میکرد ، برای گزارش دادن این مسئله به کوییرل ، به سمت ِ خوابگاه ِ مدیران حرکت کرد و پرسی و بادراد را تنها گذاشت .

بادراد : ولی اگر جلسه ای وجود نداشته باشه ، من چطور میتونیم برای حزب بورگینیسم طرفدار جمع کنم ؟! [ حتی توی معبد آمون هم برای جمع کردن طرفدار ، ملت رو برای صرف غذا دعوت میکردن ! ]

پرسی عینکش را صاف کرد و به بادراد نگاه کرد و گفت : ای احمق ! من داشتم اون حرفا رو جلوی جیمز میزدم بوقی ! اصن من خودم قبلا فکره این جلسات رو کردم ! یه اتاق ِ مخفی انتهای هاگزمید درست کردم که هر وقت خواستی میتونی از اونجا استفاده کنی ! بچه شدیا !

بادراد : میدونستم !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
چای هست اگر مینوشی ... من هستم اگر دوست داری
Re: دفتر مرکزی حزب بورگینیسم!
ارسال شده در: چهارشنبه 30 بهمن 1387 19:47
نمایش جزئیات
آفلاین
درست رو به روی هزاران جادوگر و ساحره جنی با کت و شلواری سیاه رنگ که با رنگ قرمز کراوات بزرگش هماهنگ بود پشت تریبونی که بر روی چوب صیقلی اش عنوان " بورگینیسم جاودانه خواهد ماند " ایستاده بود و با سکوت عجیبی به جمعیت مقابلش نگاه میکرد.

هوا برای یک سخنرانی مهیج کاملاً مهیا بود. خورشید مثل یک قرص درخشان و تابان انوار زیبا و نورانی اش را به اطراف می تاباند و جمعیت چندصد هزار نفری ای که در مقابل جن کوتاه قد ایستاده بودند با اشتیاق منتظر شروع سخنرانی بودند.

جن نفس عمیقی کشید و با بشکنی به محافظی که در کنارش قرار داشت اشاره کرد که با جادو صدایش را بلند کرد. بادی گارد با سینه ستبر و ابروانی در هم تنیده چوب جادویش را به طرف گلوی جن گرفته و دوباره به عقب بازگشت.

جن نفس عمیقی کشید و شروع به سخنرانی کرد.
_ هم اکنون از حضور جمعیت شما بسیار بسیار متشکر هستم و مطمئنم که شما با گامی که برداشتید راه جاودانه موسس حذب ما ، بورگین اعظم را ادامه خواهید داد.

زمزمه ی تائید در میان جمعیت شنیده شد.
جن ادامه داد.
_ من ، بادراد ریشو تنها به عنوان نماینده کوچکی از حزب نوین بورگینیسم اینجا آمده ام تا بعضی از تغییرات بنیادینی که در این حذب در شرف وقوع است را به اطلاع حضار برسانم. ما در این چند مدت شاهد کاهش فعالیت اعضای حذب شده ایم ... دفاتر خالی اند ، عضوی نیست و به همین دلیل دیگر اسم بورگین و گروه بزرگش بر سر زبان ها نیست! مارا چه شده است؟

همهمه عجیبی میان مردم بر پا شد ولی بادراد با کوبیدن دستانش بر تریبون جمعیت را وادار به سکوت کرد.
_ حذب ما نیاز به تغییرات بنیادین و اساسی دارد و من این تغییرات را انجام خواهم داد. من در همین جا ، در همین مکان و بر روی همین تریبون اعلام میکنم که حذب دیگر همان حزب خالی از سکنه نیست. تغییراتی بنیادین در حال انجام هستند که به زودی به اطلاع شما رسیده می شوند. از همینجا اعلام میکنم تمامی اعضای اسبق حذب بورگینیسم اخراج هستند و من خود پیگیر اعضای جدید ، خوب و دلسوز هستم. علاقه مندان با فعالیت خود می توانند افتخار عضویت در حذب بورگینیسم را بدست آورند.

بادراد لحظه ای چشمانش را بست و سپس به سرعت از صحنه خارج شد تا مردم شعار های خود را سر دهند.

---------------------------------
نکته 1 : از این پس این تاپیک با رول اداره خواهد شد.
نکته 2 : اسم تاپیک اولین تغییر گروه بود! منتظر تغییرات بعدی باشید.
نکته 3 : تمامی اعضای اسبق از گروه اوباش اخراج شدند و به زودی با هماهنگی های انجام شده با چندی از نویسندگان برتر سایت اعضای جدید ، خوب و فعال جایگزین عضو های فعلی خواهند شد.
نکته 4 : دیگر برای عضویت درخواست در این تاپیک مطرح نیست بلکه عضویت در گروه اوباش مشروط بر نویسندگی خوب می باشد و بعد از بررسی های انجام شده پیام شخصی ای حاوی فرم عضویت ارسال می شود.

با احترام فراوان.
ریشو!!

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[b][color=FF0000][url=http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=883&post_id=219649#
Re: دسته اوباش هاگزمید!
ارسال شده در: سه‌شنبه 29 بهمن 1387 21:57
نمایش جزئیات
آفلاین
خب با توجه به استعفای پیوز، و اعلام کاندیدای مورد نظر ایشون، من فک میکنم بادراد عزیز وقت و حوصله و ایده ی کافی برای ادامه ی کار این تاپیک رو داشته باشه!

موفق باشی بادراد!

ویرایش : به درخواست بادراد، اسم تاپیک تغییر کرد.

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
ویرایش شده توسط جیمز سیریوس پاتر در 1387/11/30 19:25:18
Re: دسته اوباش هاگزمید!
ارسال شده در: جمعه 25 بهمن 1387 16:00
نمایش جزئیات
آفلاین
با سلام ...

از تمام سمت هام در دسته اوباش هاگزمید استعفا میدم !

کاندید پیشنهادی من برای مدیریت اوباش : بادرار ریشو !

ناظرین هاگزمید خودشون به انتخاب رئیس جدید یا ادامه کار یا منحل شدن اوباش رسیدگی کنن !!!

مختصر و مفید ... باتشکر !

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
هلگا معتقد بود ...
« هوش و علم ، شجاعت و غلبه بر ترس و حتی نجابت و وقار به وسیله سختکوشی قابل دسترسیه ! »


تصویر تغییر اندازه داده شده






A Never Ending Story ...
Re: دسته اوباش هاگزمید!
ارسال شده در: سه‌شنبه 1 بهمن 1387 18:52
نمایش جزئیات
آفلاین
نام و نام خانوادگی : Gudrick Gerifendor

سبک مورد علاقه :طنز ولی جدی هم بد نیس ولی بیش تر طنز

لینک پست :http://www.jadoogaran.org/modules/newbb/viewtopic.php?topic_id=1742&forum=7&post_id=209922#forumpost209922

=-=-=-=-=-=-=-=
پیوز جان ، من همان کریس رونالدو هستم ، خواستم بیام هافل نشد .

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
[color=0000FF][b]" - خوش به حالش رفته تو آسمون پيش خدا !!!
دست كوچكش كه در دستانتم بود محكم فشردم و پرسيدم :« كي ؟!»
با انگشت
Re: دسته اوباش هاگزمید!
ارسال شده در: دوشنبه 30 دی 1387 13:36
نمایش جزئیات
آفلاین
سلام علیکم

ابرفورث دامبلدور
aberforth dombeldor

رول جدیش خوبه

پست 57 و 62

افرادی که لایک کردند

اولین لایک را ثبت کن!
seems it never ends... the magic of the wizards :)